شخصیت جادویی خودت را بساز، به یکی از چهار خانه ملحق شو، در کلاسها شرکت کن، کوییدیچ بازی کن و ماجراجوییهای خودت را بنویس.
✨ بیش از ۱۵,۰۰۰ جادوگر از سال ۱۳۸۲
🏰 ۴ خانه فعال: گریفیندور، اسلیترین، هافلپاف، ریونکلاو
📚 اساتید راهنما تو را قدمبهقدم همراهی میکنند
⚡ ماجراجوییهای بیپایان در انتظار توست
🗺 سفر تو در هاگوارتز:
📝یک داستان کوتاه بنویس
🧙شخصیت خودت را بساز
🛒از کوچه دیاگون خرید کن
🎓به یک خانه ملحق شو
همه چیز ساده است! استاد راهنمای اختصاصی تو را در هر قدم کمک میکند
قبل از هر چیز بهتره بگم که لازم نیست جمله آخر پست قبلی رو دقیقا کپی کنین،مگه اینکه واقعا ضروری باشه.مثلا جمله آخر پست قبلی ناقص مونده باشه.این کار یه حالت بچگانه به پست میده.بهتره از جایی که مونده ادامه بدین.
اشتباهات تایپی زیادی دارین.طوری که کل پستتونو تحت الشعاع قرار داده.باید بیشتر دقت کنین.مثلا: خاله بلا کرد شده :کر شده- مجرای:ماجرای-دارکو:دراکو-نور الا نور:نور علی نور
دیالوگهای دراکو خوبه ولی دیالوگهای نارسیسا زیادی محاوره ای نوشته شده: نقل قول:
نارسیسا : هوی چه خبرته مگه نگفتم کسی نباید بفهمه ؟
نارسیسا هرگز از این کلمات استفاده نمیکنه.
اون حالت عجولانه نوشتن تو این پستتونم به چشم میخوره.بهتره وقتی سوژه رو ادامه میدیم فکر کنیم که بهترین و سوژه ساز ترین حالت کدومه و همونو بوجود بیاریم که پست حرفی برای گفتن داشته باشه.
با وجود اینکه ایده جدیدی دادین ولی به نظر میرسه که تو پستتون اتفاق خاصی نیفتاده.چون هیجان لازم رو بهش ندادین.یه کمی وقت گذاشتن روی پست میتونست خیلی جذابترش کنه.
نقل قول:
بلا در حالی که به دقت به لرد خیره شده تا اگه لرد حرفی زد بفهمد رو به لرد می کنه و می گه : لرد شما خیلی خوش تیپید فقط اگه مو داشتید نور الا نور بود . لرد : تازه فهمیدی من خوش تیپم . من وقتی تو کوچه ناکترن راه می رفتم همینجوری ساحره دنبال بود . بلا :
این قسمت کاملا اضافی بود.قسمتهایی که بود و نبودشون لطمه ای به پست یا طنز اون نمیزنه بهتره نباشن.این قسمتهای اضافی میتونن پست رو لوس و بی مزه و خسته کننده کنن.
نقل قول:
بلا در حالی که به دقت به لرد خیره شده تا اگه لرد حرفی زد بفهمد رو به لرد می کنه و می گه
نصف پستتون محاوره ای و نصفش نوشتاریه.بهتره همشو یکدست بنویسین.
مثل همیشه از شکلک های بی مورد استفاده نکردین.پاراگراف بندیتون در حد قابل قبولی بهتر شده.از علامتها به خوبی استفاده کردین.مکانها رو کاملا از بقیه نوشته متمایز کردین.پستتون در بهترین حالت و در بهترین جا تموم شده.
برای نقد کردن در درجه اول سوابق و پستهای قبلی پست زننده رو در نظر میگیرم.متاسفانه از سوابق شما اطلاع ندارم.تاریخ عضویتتون مربوط به یکی دو هفته قبله ولی پستی که زدین نشون میده تازه وارد نیستین.به هر حال نکاتی رو که به نظرم میرسه میگم.
دردرجه اول طنز پستتون خیلی لطیف و ملایمه.طنز شما از دیالوگها بوجود نمیاد،از حالتها و موقعیتها متولد شده و این خیلی به طبیعی شدن طنز کمک کرده.
دیالوگهای طنز آمیز در خیلی از مواقع میتونه به شخصیتها آسیب برسونه.مثلا به شخصیتهایی مثل بلاتریکس.ولی در پست شما چنین اتفاقی نیفتاده و دیالوگهاتون کاملا متناسب با شخصیتها نوشته شده.
یکی از نکته های قابل توجه پستتون استفاده خوب و بجا از علامتهاست.از همه علائم درست و بجا استفاده کردین و این باعث شده خوندن پستتون راحتتر و ظاهر اون جذابتر بشه.
پاراگراف بندی و استفاده مناسب از شکلکها عوض کردن فونت در جایی که لازمه پستتونو زیباتر کرده.ولی توضیحاتی که داخل پرانتز داده شده بهتر بود حذف میشد.مگه اینکه واقعا دادن توضیح ضروری باشه.اینجور توضیحات میتونه رشته ارتباط خواننده رو با پست قطع کنه.
قسمت دوم پستتون(بعد از رفتن مشتریها) سرگرم کننده و جذاب ولی تا حدودی گنگ و مبهمه.بهتره سوژه ای رو که در نظر دارین تا حدودی برای نفر بعدی روشن کنین که گیج نشه.مشخص نیست خبری که نارسیسا میخواست به ریتا بده چی بود.راضی بودن مشتریها از غذا؟وقتی سوژه کمی مبهم بمونه نفر بعدی ممکنه بترسه که شاید نتونه ماجرا رو همونطور که مد نظر شما بود ادامه بده و کلا بیخیال ادامه دادنش بشه.
آخر پست یکی از مهمترین قسمتهاشه.چون چگونه تموم شدن پسته که باعث میشه اعضا تصمیم بگیرن این نوشته رو ادامه بدن یا نه.برای همین بهتره کمی واضحتر تکلیف نفر بعدی رو روشن کنین.البته کمی.تا حدی که آزادی عملش از بین نره.در قسمت دوم پستتون سوژه تا حدودی منحرف شده.شاید بهتر بود ماجرا رو با جمعیتی که برای شکایت کردن به وزارت رفتن ادامه میدادین.درسته که موضوع بهتره تا جاییکه ممکنه از اسم تاپیک(کافه)خارج نشه ولی گاهی اوقات این کار لازمه و به پیشبردن ماجرا کمک میکنه.
نقل قول:
نارسیسا با خیال راحت ، یک گوشی تلفن همراه ماگلی را در دست گرفته و سعی می کند با دفتر روزنامه پیام امروز تماس بگیرد : الو ! اونجا پیام امروزه ؟
بهتره از استفاده از وسایل ماگلی که تو کتاب جادوگرا از وجودشون اطلاع نداشتن تا جاییکه ممکنه پرهیز کنین.در پست شما این قسمت حالت بامزه و سرگرم کننده ای به پستتون داده و میشه ازش چشم پوشی کرد،چون وسیله دیگه ای وجود نداشت که بشه باهاش این دیالوگ رو ایجاد کرد.متاسفانه وسایل ارتباط جادوگرا بیش از حد محدودن!
میرسیم به درخشانترین نکته پست شما!ایده های خیلی جالبی در پستتون به چشم میخورد.مثل رضایتنامه گرفتن از مشتری ها،یا تصمیم مشتریها برای شکایت از کافه.اینا نشون میده استعداد جهت دادن به سوژه و ایجاد سوژه های فرعی رو دارین.از این استعداد حتما تو پستای دیگه تونم استفاده کنین.من همین دیشب داشتم فکر میکردم این ماجرا چطوری میخواد ادامه پیدا کنه که شما با سوژه ای که دادین مشکلو حل کردین.
ظاهرا این پستتون با صبر و حوصله بیشتری نوشته شده.شخصیتاتون کاملا جا افتاده و حالات و دیالوگهاتون متناسب با شخصیتها نوشته شده.
نوشتن پست دوم یک سوژه جرات و شجاعت زیادی میخواد چون کسی که به سوژه تعیین شده جهت میده نفر دومه.
خوشبختانه خیلی از نکاتی رو که قبلا گفتم رعایت کردین.روش نوشتن دیالوگها و پاراگراف بندیتون خیلی بهتر شده.
نقل قول:
همه جای که به نظرتون می رسه رو بگردید .
هرجایی رو که به نظرتون میرسه بگردین یا همه جا رو بگردین...سعی کنین جمله رو به درستترین حالت ممکن بنویسین.
درباره گذاشتن شکلک تو پرانتز قبلا هم توضیح داده بودم.این کارو همیشه نمیشه انجام داد.فقط در شرایط خاصی میتونین شکلکو داخل پرانتز بذارین.مثلا تو حالتی که شکلک مربوط به حالت خواننده پست هم باشه.
نقل قول:
ملت مرگ خوار به سرعت متواری شدند.
متواری شدن اصولا اینجا اشتباهه.متواری شدن یعنی پنهان شدن نه فرار کردن. ولی استفاده از این فعل حالت خیلی بامزه ای به جملتون داده و به نظر من میشه از این اشکالات جزئی که به طنز پست کمک میکنن چشم پوشی کرد.
نقل قول:
بیرون اتاق لرد
برای تعیین محل ماجرا فونت رو همونطور که گفتم عوض کردین.کار خوبی کردین.ولی بازم زیاد قابل تفکیک از بقیه نوشته نیست.بهتره یا رنگشم عوض کنین یا از بولد(ضخیم)کردن هم استفاده کنین.
طنز پستتون خیلی بهتر از پستای قبلیتون از آب در اومده.ماجرا رو خیلی کند پیش بردین.این کار باعث میشه سوژه خوب پرورش پیدا کنه و پست شما هم بدون دلیل طولانی نشه.
درباره هر دو قسمت ماجرا(محفل و خانه ریدل) به اندازه کافی نوشتین.نفر بعدی میتونست از هر جا که میخواد ماجرا رو ادامه بده ولی جمله آخر پستتون کمی محدودش کرده.پستتونو بهتره با جمله ناقص تموم نکنین.
نقل قول:
دامبل در کیسه رو باز کردو
در این حالت نفر بعدی مجبوره جمله شما رو کامل کنه و این ممکنه کمی محدودش کنه.
روی هم رفته این یکی از بهترین پستاتون بود.اشکالات اساسی که قبلا بهشون اشاره کرده بودم میشه گفت کاملا از بین رفته.
پستتون خیلی کوتاه بود.کوتاهی بیش از حد پست نمیذاره که بتونین اتفاقا رو اونطور که مایلین شرح بدین.با این همه به نظر من کوتاهی رو نمیشه جزو اشکالات پست شما حساب کرد.مخصوصا با توجه به اینکه ظاهرا وقتی پستتونو کوتاه مینویسین تمرکز بیشتری دارین.پراکندگی سابق به اون شدت در پستتون دیده نمیشه.
سوژه و موضوع خاصی در ذهنتون داشتین.سوژه رو به اندازه ای که لازم بود پیش بردین ولی خیلی عجولانه و بدون توضیح کافی! قسمت اول پستتون بد نبود ولی نیمه دوم پست کاملا با عجله سرهم بندی شده بود.
نقل قول:
لرد برگشت و به چشمان هدویگ رو به رو شد .وبعد از دقایقی سیم قطع شده .
جملتون خیلی مبهم و ناقصه.بعد از دقایقی سیم قطع شده چی؟احتمالا منظورتون این بوده:
لرد برگشت و با چشمان هدویگ و بعد از دقایقی با سیم قطع شده روبرو شد. در این حالت جمله اصلاح شده ولی باز هم در مفهوم مشکل داریم.هدویگ داخل کافه بود و سیم با فاصله نسبتا زیادی خارج از کافه قرار داشت.بهتر بود حد فاصل این دو اتفاق توضیح داده میشد.
نقل قول:
چشمان لرد از خشم می درخشید .لرد به سرعت به سوی خانه ریدل آپارات کرد .
نکته اول اینکه معمولا چشم از خشم نمیدرخشه! درخشش چشم بیشتر نشون دهنده شادیه.نکته دوم اینکه اصلا مشخص نشده لرد برای چی به خانه ریدل رفت.اتفاقات کمی بچگانه شده.مرگخوارا سیمو قطع و فرار میکنن و لرد سیاهم دنبالشون؟میتونستین کمی درباره احساسات لرد بیشتر توضیح بدین.ضمنا بردن مرگخواران و لرد به خانه ریدل کار جالبی نبود.چون موضوع تاپیک کافه تفریحات سیاهه.بهتره تا جاییکه واقعا لازم نیست شخصیتهای داستانو به مکان دیگه ای نبرین.چون خواه ناخواه الان داستان به خانه ریدل برده میشه و ممکنه برگردوندنش به کافه کمی سخت باشه.
شروع و پایان پستتون کاملا مناسب و واضحه.از شکلک جز در موارد ضروری استفاده نمیکنین.این یک امتیاز مثبته.