مورگان توی سازمان نشسته و داره مگس می پرونه، بنا به پست های قبل مورگانا اشتباها برای خیانت به لرد رفته وزارت! بنابراین طی یه عملیات ژانگولری سرنوشت رو می پذیره و میگه: خوب باید روی سیاه کردن سفید ها فکر کنم!! موهاهاهاه...!اخ توف!
مورگان با خشونت جغد سیاهی از دهنش بیرون می کشه و در حالی که فحش های خارج از چارچوب میده نامه ای که به پای جغد بسته شده رو باز می کنه و می خونه:
من بعد از یه سری تحقیقات مخوف بالاخره به راز خون محفلی ها پی بردم، دلیلش وجود یه ژن به نام سفیدوست هست که ....
.
.
.
.
.
.
خوب امیدوارم متوجه دلیلش شده باشی! پس تا زمانی که دارم میام اونجا یه محفلی جور کن روش آزمایش کنیم. قربانت دراک.
پ.ن: در ضمن خیلی نامردی وسط آزمایش ول کردی رفتی!
مورگان به فکر فرو میره که از کجا محفلی جور کنه، همین جور فکر می کنه تا در نهایت به هیچ نتیجه ای نمی رسه!

تق تق تق....
- کیه؟
- منم چوچانگ!
مورگان در افکارش : ایول ! چه جیگری هم جور شد!

مورگان با لبخند ملیحی در رو باز می کنه.
- به سلام... چو چانگ! چه سعادتی...! واو! برو کنار!
مورگان سریعا دست به چوبدستی میشه تا جانور خطرناکی که پشت سر چو وایستاده رو از بین ببره ولی اون جونور که از قضا مک بون هستش با پنج پای خدادادیش شیش هفت تا کمبو ( فن!)خفن روی مورگان اجرا می کنه !

- اه مک بون چرا خشونت به خرج دادی! فکر کنم کشتیش!!
- نه باب! دفاع شخصی بود! ندیدی می خواست بهم حمله کنه!؟
....
5 امتیاز محاسبه شد !
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
خروج





( یعنی این که کلا نظر خاصی نداره !)
من تو همون زیر زمین تا به حال هزار تا آزمایش انجام دادم ! هزار تا مشنگ رو تشریح کردم !



پاشین فکر کنین چه جوری میشه وزیرو نشوند و روش آزمایش کرد.