چند نور و جرقه در اتاق پدیدار شد...که معلوم بود از دهان ایکی از تسترالها خارج شده بود...
ایوان که تعجب زده شده بود.
- انگار راست میگی داره هضم میشه حیون بی وجود! بی همه چیز ! اروقش رو هم زد...
ایوان که حالا حسابی کلافه شده بود سریع به سمت در رفت که ... شلوپ!!! با مغر رفت داخل تپله تسترالها...
-وای سرم...آخ کمرم... آه این چه کثافتی هست که سرو دستم چسبیده.. چه بوی گندی میده...
ایوان که داشت صورت خودش رو پاک میکرد...
-لعنت لعنت به این شانس حالم از این اتاق به هم میخوره...
ایوان بلند و سر صورت پر شده از کثافت به طرف آشپزخانه رفت...
آنلاینها
9 کاربر(ها) آنلاین هستند (8 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
8
مهمانان
1
عضو
کارت قورباغه شکلاتی
کارت قورباغه شکلاتی
پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران
شبکه پرواز
به شبکه پرواز خوش آمدید! شومینهها و دودکشها را باز کنید...
مدرسه علوم و فنون جادویی هاگوارتز - ترم 30
❖ امتیازات خانهها ❖
آخرین گروهبندیها
هافلپاف
ریونکلاو
گریفیندور
اسلیترین
پیام امروز
[[continious]] اتاق تسترالها
مشاهدهکنندگان این تاپیک:
1 کاربر مهمان
Re: اتاق تسترالها
Re: اتاق تسترالها
Re: اتاق تسترالها
Re: اتاق تسترالها
Re: اتاق تسترالها
Re: اتاق تسترالها
Re: اتاق تسترالها
Re: اتاق تسترالها
Re: اتاق تسترالها
Re: اتاق تسترالها
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
خروج









در حال غر زدن بود.
) خلاصه بچه ی مورد نظر اومد و یه کاغذ پوستی لوله شده رو به مونتی داد. لبخند ملیح زد و رفت!




: فکر کردم پشه داره نیشم می زنه .(!)
:بهتر چند دقیقه راحت می تونیم بخوابیم.
: مگه شما کلاس ندارین؟زود باشید دیگه ! بچه ها سر کلاس منتظر شمان .راستی چه بلایی سر دوستتون اومده؟


