لرد بلا رو فرستاد تا به مرگخوار های دیگر در اصطبل سری بزند. به همین دلیل بلای نگون بخت مجبور بود خبر ناگواری رو به لرد سیاه بدهد.ولی او یک راه چاره داشت

.
رودولف بی چاره به اتاق لرد سیاه رفت و خبر فلج شدن تسترال ها را به لرد داد.بعد از این که رودولف مفید واقع شد و ارباب با شکنجه کردن او کمی آرام تر گشت،لرد بلا رو احظار کرد.
بلا که مثل ژله ای که بهش دست زده باشند می لرزید به پیش لرد رفت و گفت:بله مای لرد

- اونا رو زنده می خوام !

-بله ارباب.
روز بعد در هاگوارتز ایوان که از ترس خشم ارباب حتی خوابشم نبرده بود بالاخره طاقتش تموم شد و گفت: اِ بیدار شین دیگه ! باید هر چه زود تر تسترالا رو بدزدیم و دریم. مگه علامت رو دستتون نمی سوزه؟!
مونتگومری

: فکر کردم پشه داره نیشم می زنه .(!)
- نخیرم اون علامت شومته ! آنی مونی بیدار شو دیگه !
آنی مونی در حالی که قابلمشو مثل تدی بِرش بغل کرده بود یک دفعه از جا پرید و بدون هیچ فکری عکس و العمل نشون داد.
تق (صدای برخورد قابلمه با سر ایوان )آنی مونی که متوجه اشتباه شده بود جیغ کشید: ای وای نه ؟فکر کردم بارتیه اومده آشپزخونه شیرنی کش بره !
با صدا های ایجاد شده نفر دیگر هم از خواب بیدار شد .مونتگومری گفت:نکنه مرده؟
آنی مونی:نه بابا نمرده فقط چند ساعتی رو تو بیهوش می مونه.
مورفین

:بهتر چند دقیقه راحت می تونیم بخوابیم.
در همین موقع مینروا در اتاق ان ها را باز کرد و گفت

: مگه شما کلاس ندارین؟زود باشید دیگه ! بچه ها سر کلاس منتظر شمان .راستی چه بلایی سر دوستتون اومده؟
آنی مونی: هیچی فقط امروز حالش اصلا خوب نیست نمی تونه درس بده. مثل این که غذای دیشب بهش نساخته هر کاری می کنیم بیدار نمی شه. مثل این که بیهوشه.
-خیله خب می گم بیان ببرنش درمونگاه ولی

شما ها همین الان برین سر کلاساتون.
دقایقی بعد سر کلاس مرگخوارهادر کلاس گیاهشناسی مورفین یک نگاه به گیاهان انداخت و سپس با لبخند به انش آموزان خیره گشت و گفت: درس امروژتون گیاه مفیدی به نام خشخاشه.
بچه های کلاس:

یکی از راونکلایی ها:استاد من فکر کردم امروز قراره...
مورفین : کی به تو اژاژه داد حرف بژنی؟پنژاه امتیاژ اژ گریفیندور به خاطر این کارت کم می شه.
بچه های گریفی:پروفسور اون راونکلایی بود.

-پژاه امتیاژ دیگه به خاطر پر حرفی اژ گریفیندور کم می شه. همون طور که می گفتم ....
همون موقع کلاس معجون سازی آنی مونی سر یکی از شاگرداش داد زد:گوشت استیکی این شکلیه دختر؟ این گوشت چرخ شدس !سی امتیاز از گریفیندور به خاطر بی دقتیت کم می شه...
و در کلاس مراقبت از موجودات جادویی مونتگومری در حالی که به بیل زدن بچه ها نظارت می کرد گفت: وقتی کرم ها رو پیدا کردین بذاریدشون تو اون ظرفا. فردا قراره اینا رو به یه نوع حیوون خوب بدید. که اسمش تستراله !
بچه ها:

یکی از بچه های اسلی: پروفسور اونا که کرم نمی خورن !
- همون که من گفتم. صد امتیاز(

) به خاطر پروییت از اسلایترین کم می کنم.
و بدون توجه به اعتراض بچه های اسلیترین با خودش فکر کرد: امروز ایوان باهامون نیست و اون غوله(منظور هاگرید)بهونه آورد که اونا رو داره می بره هواخوری ولی فردا که این طوری نیست.

.....