- ارباب.تعبیر این خواب بس شوم و نکبته.حالا می خواید تعبیرش کنم؟
- کروشیو سیبل! عجله کن! وقت شریف منو تلف نکن.
- ارباب، تعبیرش این میشه که شما امشب از خشم یکیو که چند لحظه پیش کروشیو زدید می کشید.پیشگوییم کامل بود؟ خوشتون اومد؟ شما به من اعتماد کامل دارید ارباب؟
لرد سیاه که با توجه به خواب آشفته اش به سختی می توانست تمرکز کند به شخصی که کنارش بود، نجینی، نگاهی انداخت و گفت: دخترکم در برابر کروشیو های من مقاومه. نگو که قراره تو بمیری سیبل؟
سیبل: خب ارباب، اجازه بدید تمرکز کنم.
و به طور ناگهانی به گوی بلورینش زل زد.
نیم ساعت بعد.....
لرد: هوی سیبل چیزی ندیدی؟
سیبل: آخه تو چرا تمرکزمو بهم میزنی یابـ
- ا یعنی ارباب یه لحظه دیگه، داشتم یه چیزی می دیدم.لرد سیاه که از بس دست نوازشش را روی سر نجینی کشیده بود، دستش کبود شده بود سعی کرد از روش ذهن خوانی استفاده کند.
ذهن سیبل که توسط لرد خوانده می شد:
هی...هی گود...بیب...خر شد دیگه...بیـــــب...دینگ دینگ...عرررر...بععععع...بزار یکم دیگه سرکارش بزارم...آسمان فردا صاف خواهد بود...برو دیگه...امشب شب مهتابـ...
- ارباب؟

لرد ولدمورت از عالم افکار سیبل بیرون آمد.
- عــــــــ...عــــــــــــ...
- ارباب چیزی شده؟ روح مرحومه مادرتونو احظار کردید؟ چرا عرعر می کنید؟مگه اون آدم نبود؟
- عـــــــــــــــــــجب بوقی هستی تو! کروشیو سیبل! بعد اینجا مستقیم میری اتاق تسترال ها. حالا زود باش بگو چیزی نفهمیدی از تو این گوی لعنتی؟
سیبل، ناگهان
بزرگی بر روی صورتش پدیدار شد ولی به سرعت بر خود مسلط شد. تیک عصبیش بود. در چشمانش کمی ترس موج میزد اما با توجه به اینکه او، سیبل، تغییر شکل یافته ی یکی از مو هویجی ها بود، سعی کرد به روی خودش نیاورد و بگوید: - بی خیال حالا...ارباب...فقط برای اینکه پیشگوییم کامل بشه باید اینو بدونم، شما سابقه بیماری کلیوی دارین؟
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
مرکز رسانه
خروج


، از دم پنجره مي پره تو بغل گودریک و به بيرون از پنجره اشاره مي كنه .
.
؟!
ريه هاشو پر مي كنه و باعث مي شه كه به سرفه بيفته .
!
!
؟!
!
!
! يك ، دو ... سه !






) حالا باید چیکار کُ.. ارباب چرا به من خیره شدین؟ روفوس ، نارسیس ، روو..
گفت: از نظر روانشناسی وقتی شخصی در این موقعیت قرار میگیره، عکس العمل های فیزیکی انجام میده، از اونجایی که آنتونین خیلی شجاعه، احتمالا خودشو..

