با موافقت رز، آگوستوس دس به کار میشه و چوبدستیشو به سمت لرد میگیره. اما لینی دست آگوستوسو کنار میزنه و میگه:
- کار خودمه! بلا با من شرط گذاشته، پس خودم عملیش میکنم!
آگوستوس بدون کوچیک ترین بحثی موافقت میکنه و یه قدم عقب میره و به بلا خیره میشه که همچنان سعی داره دست لردو بگیره و تو پروندن گرد و خاکا لباسش کمکش کنه. اما لرد با لجاجت جلوی بلارو میگیره و نمیذاره اون حتی بهش دست بزنه.
رز با شگفتی میگه: ایول به ارباب! حتی در این حالتم حاضر نیس بلا بش دس بزنه! :zogh:
لینی بعد از مشاهده ی تلاشای جان گداز بلا، بالاخره طلسم فرمانو اجرا میکنه و سریعا دست به کار میشه. رز و آگوستوس جلو میان و کنار لینی وایمیسن، میخوان هرسه شاهد شاهکار تاریخیشون باشن.
لرد یهو از این رو به اون رو میشه و دست بلارو میگیره و با شیطنت میگه: من دست رد به سینه ی تو نمیزنم بلا. بیا کمکم کن ... شوخی بامزه ای بود نه؟؟

رز و آگوستوس با ناامیدی به سمت لینی برمیگردن. اونا انتظار عکس العمل جالب تری رو از لرد دارن. لینی شونه هاشو بالا میندازه و دوباره به بلا و لرد خیره میشه.
لرد با کمک بلا رداشو صاف میکنه و بعد با غرور میگه: بهتره با هم به شکنجه کردن زندانی جدید مشغول شیم. ما یک زوج شکنجه دهنده ی عالی هستیم.

رز و آگوستوس لبخندی میزنن و دستشونو به نشونه موافقت به لینی نشون میدن، غافل از اینکه لرد از اتاق خارج شده و بلا از شدت هیجان بابت حرفای لرد، رو زمین پهن شده!
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
خروج
















