بابا ویولت من منظورم کتابخونه ی تالارمون بود نه هاگوارتز.
وگرنه کتابخونه ی هاگوارتز که بی شما ریونی ها صفا نداره آبجی.کلا هاگوارتز بی شما صفا نداره.
__________________________________________________
هافلپافی ها بیرون می ریزند.
دانگ فریاد می زند:
آهای نفس کش.ملت هافل بریزه بیرون.
آلبوس گفت:
چه خبره؟چی شده؟
دانگ:
می خوایم بریم جنگل ممنوعه.
هافلی ها فریادی از تعجب سر دادند:
چـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــی؟؟؟؟؟؟؟
سارا گفت:
چی داری می گی؟این میشه تقلیدا!
دانگ:
تقلید؟تقلید کجا بود؟مگه من اصن از تو چیزی شنیدم؟نه می خوام بدونم چیزی شنیدم؟
سارا با دهانی باز به اون نگاه می کند و زیر لب می گوید:عجب مارمولکی!
دانگ:
چیزی گفتی؟
-نه نه.
-خوبه.پس برید وسایلاتونو جمع کنید.می خوایم بریم یه چیزی کشف کنیم!
__________________________________________________
تالار اسلیتیرین:
-مطمئنی دارکو؟
-آره آنتونین خودم شنیدم.
لوسیوس :
ینی چیو می خوان کشف کنن؟
دراکو:
نمی دونم پاپا.
آیلین:
بهتره به ارباب خبر بدیم.
لوسیوس:
آخه برا چی اربابو داخل این مسائل کودکانه بکنیم؟ارباب کلی کارای مهم تر دارن.این جور که معلومه داره رقابتی توی هاگ شکل می گیره و تنها گروهی که از این موضوع خبر نداره گریفیندوره.چه بهتر.دراکو تو نباید به گریفیندوری ها چیزی بگی.فهمیدی دراکو؟دراکو؟دراکو کجا رفتی؟
و اینگونه بود که این پسر دهن لق رفت تا پز سفرشان را به گریفیندوری ها بدهد و آن ها را نیز قاتی معرکه بنماید.
آنلاینها
7 کاربر(ها) آنلاین هستند (4 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
7
مهمانان
0
عضو
کارت قورباغه شکلاتی
کارت قورباغه شکلاتی
پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران
شبکه پرواز
به شبکه پرواز خوش آمدید! شومینهها و دودکشها را باز کنید...
مدرسه علوم و فنون جادویی هاگوارتز - ترم 30
❖ امتیازات خانهها ❖
آخرین گروهبندیها
هافلپاف
ریونکلاو
گریفیندور
اسلیترین
پیام امروز
[[continious]] جنگل ممنوعه
مشاهدهکنندگان این تاپیک:
1 کاربر مهمان
پاسخ به: جنگل ممنوعه
پاسخ به: جنگل ممنوعه
پاسخ به: جنگل ممنوعه
پاسخ به: جنگل ممنوعه
پاسخ به: جنگل ممنوعه
پاسخ به: جنگل ممنوعه
پاسخ به: جنگل ممنوعه
پاسخ به: جنگل ممنوعه
پاسخ به: جنگل ممنوعه
پاسخ به: جنگل ممنوعه
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
خروج

های رز و خرابی کتابخانه، هاگوارتز، دریاچه، جنگل، کوه، کدوم کوه؟ همون کوهی که دلبر.. :hungry1: هممم؟
چیزه ینی.. عجله داشت خلاصه، جواب داد:

باشن که نفهمن یه رقابتی داره شکل میگیره دیه!
) و دوان دوان به پیش بقیه ی دختران ریون رفت تا با آنها نیز هماهنگ کند و با هم به سفر اکتشافی بروند.
.







