نقل قول:
هری ، یک بار دیگر به نقشه ی جادوییش نگاه کرد ، روی تکه سنگی که شبیه یک لانه در نقشه بود کلیک کرد ، عکس تکه سنگ بزرگتر شد . هری نگاهی به عکس درون نقشه کرد و سپس به چیزی که جلویش در وسط جنگل بود و میشد آن را نوعی از ساختمان نامید نگاهی کرد .
استفاده از کلمه کلیک کمی عجیب بود.همه انتظار دارن هری با چوب دستیش به نقشه ضربه بزنه...همین استفاده از یه کامه غیرعادی ولی متناسب، متونه توجه خواننده رو جلب کنه.استفاده از وسایل مشنگی هم همینطورن.اگه در موقعیت مناسب ازشون استفاده بشه و زیاد هم تکرار نشن میتونن جالب باشن.
نقل قول:
سپس به چیزی که جلویش در وسط جنگل بود و میشد آن را نوعی از ساختمان نامید نگاهی کرد .
این قسمت کمی توضیح لازم داشت.خواننده میخواد بدونه هری چی میبینه.ساختمان چه وضعیتی داره که نمیشه دقیقا اسم ساختمان رو روش گذاشت.بزرگ؟کوچیک؟ترو تمیز؟کهنه و قدیمی؟...صحنه به خوبی مجسم نمیشه.
نقل قول:
هری به سمت در مخفیگاهش رفت ، چوب دستی اش را در آورد و گفت :
- آلاهومورا
هری در را باز کرد و داخل شد .
وقتی فقط یک شخصیت در این قسمت از پستتون وجود داره بهتره اسم فاعل رو تکرار نکنین.بهتر بود میگفتین: "در را باز کرد و داخل شد"... خواننده خودش متوجه میشه منظورتون کیه.نوشته تون هم زیباتر میشه.
نقل قول:
لرد سیاه عمرا متوجه نمیشه که یه مرلینگاه وسط یه جنگل نامعلوم چیکار میکنه .
جمله اشتباهه.باید به شکل دیگه ای نوشته میشد.مثلا:
لرد سیاه عمرا به این موضوع فکر نمیکنه (یا متوجه نمیشه یا نمیفهمه)که ممکنه یه مرلینگاه وسط یه جنگل نامعلوم وجود داشته باشه.
اصطلاح "مرلینی" بامزه بود.
نقل قول:
آینه نداره که داره ، روشویی نداره که داره ، سیفون و سنگ توالت نداره که داره . شیر آب هم حتی داره ، آبش هم حتی قطع نیست
این قسمت هم خوب بود...اگه اون شکلک آخرو نداشت یا یه شکلک دیگه زده میشد بهتر هم میشد.این شکلک موارد استفاده کمی داره./برای طنزی بکار برده میشه که مستقیما توسط نویسنده اعمال شده.نه توسط شخصیتها.مثلا جایی که نویسنده بخواد یه کار خیلی غیر عادی و مسخره انجام بده(بنویسه) و بخواد بگه خودم میدونم حرکت مسخره ای بود!
نقل قول:
هری و آلبوس بعد از آنکه به درگاه مرلین چند ساعتی راز و نیاز کردند بر روی صندلی مرلینگاه سفید و درخشانی که درونش بودند نشستند .
اینجا مشخص نمیشه چطور هری به ایستگاه کینگزکراس اومد...وسط جنگل بود که!بهتر بود یا درباره تغییر مکان توضیح میدادین یا اشاره میکردین که چرا هری متوجه نشده بود اونجا یه ایستگاهه!
ایده زدن صاعقه به هری ایده جالبی بود.ولی کاش به جای اینکه از زبان دامبلدور میشنیدیم خودتون توصیفش میکردین.یعنی همون صحنه ای که صاعقه به هری میزد چند توضیح کوچیک خواننده رو متوجه میکرد که اتفاقی افتاده...البته به این شکل هم بد نبود.
طنز پستتون در نیمه دومش خوب بود.جابجا کردن عینک دامبلدور و نقشه هری، تسترال شانس بودنش...
پستتون پایان خوبی داشت.تکلیف نفر بعدی مشخصه.باید برای هری نقشه ای بکشه.
پست شما موضوع خوبی داشت.راه خوبی برای ادامه دادن انتخاب کرده بودین.فقط به کمی توضیح بیشتر احتیاج داشت.صحنه ها بهتر بود روشن تر و واضح تر میبودن.یعنی همین پست با همین محتوا میتونست با اصلاحات کوچیکی بهتر بشه.
موفق باشید.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
لینی و آماندا
پستهای شما در اولین فرصت(احتمالا امشب) نقد میشن.
ویرایش بعدی:
گفته بودیم دو پست باقیمونده رو احتمالا امشب نقد میکنیم.الان یهو متوجه شدیم صبح شده...و اون "امشب" تبدیل به " دیشب" شده. و ما اربابی هستیم که زیر حرفش نمیزنه و پستها رو امشب نقد میکنه.
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
مرکز رسانه
خروج





