جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
›
کمک می‌خوای؟ از ما بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز

کمک می‌خوای؟ از ما بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده

آنلاین‌ها

98 کاربر(ها) آنلاین هستند (83 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
96 مهمانان 2 اعضا

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

شبکه پرواز

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس

پیام امروز

بررسی پست‌های انجمن مرگخواران

مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
پاسخ به: بررسی پست های خانه ی ریدل ها
ارسال شده در: جمعه 29 شهریور 1392 20:12
نمایش جزئیات
آفلاین
بررسی پست شماره 76 سرزمین سیاهی سالازار اسلیترین:


نقل قول:
هری ، یک بار دیگر به نقشه ی جادوییش نگاه کرد ، روی تکه سنگی که شبیه یک لانه در نقشه بود کلیک کرد ، عکس تکه سنگ بزرگتر شد . هری نگاهی به عکس درون نقشه کرد و سپس به چیزی که جلویش در وسط جنگل بود و میشد آن را نوعی از ساختمان نامید نگاهی کرد .

استفاده از کلمه کلیک کمی عجیب بود.همه انتظار دارن هری با چوب دستیش به نقشه ضربه بزنه...همین استفاده از یه کامه غیرعادی ولی متناسب، متونه توجه خواننده رو جلب کنه.استفاده از وسایل مشنگی هم همینطورن.اگه در موقعیت مناسب ازشون استفاده بشه و زیاد هم تکرار نشن میتونن جالب باشن.


نقل قول:
سپس به چیزی که جلویش در وسط جنگل بود و میشد آن را نوعی از ساختمان نامید نگاهی کرد .

این قسمت کمی توضیح لازم داشت.خواننده میخواد بدونه هری چی میبینه.ساختمان چه وضعیتی داره که نمیشه دقیقا اسم ساختمان رو روش گذاشت.بزرگ؟کوچیک؟ترو تمیز؟کهنه و قدیمی؟...صحنه به خوبی مجسم نمیشه.


نقل قول:
هری به سمت در مخفیگاهش رفت ، چوب دستی اش را در آورد و گفت :
- آلاهومورا
هری در را باز کرد و داخل شد .

وقتی فقط یک شخصیت در این قسمت از پستتون وجود داره بهتره اسم فاعل رو تکرار نکنین.بهتر بود میگفتین: "در را باز کرد و داخل شد"... خواننده خودش متوجه میشه منظورتون کیه.نوشته تون هم زیباتر میشه.


نقل قول:
لرد سیاه عمرا متوجه نمیشه که یه مرلینگاه وسط یه جنگل نامعلوم چیکار میکنه .

جمله اشتباهه.باید به شکل دیگه ای نوشته میشد.مثلا:
لرد سیاه عمرا به این موضوع فکر نمیکنه (یا متوجه نمیشه یا نمیفهمه)که ممکنه یه مرلینگاه وسط یه جنگل نامعلوم وجود داشته باشه.


اصطلاح "مرلینی" بامزه بود.


نقل قول:
آینه نداره که داره ، روشویی نداره که داره ، سیفون و سنگ توالت نداره که داره . شیر آب هم حتی داره ، آبش هم حتی قطع نیست

این قسمت هم خوب بود...اگه اون شکلک آخرو نداشت یا یه شکلک دیگه زده میشد بهتر هم میشد.این شکلک موارد استفاده کمی داره./برای طنزی بکار برده میشه که مستقیما توسط نویسنده اعمال شده.نه توسط شخصیتها.مثلا جایی که نویسنده بخواد یه کار خیلی غیر عادی و مسخره انجام بده(بنویسه) و بخواد بگه خودم میدونم حرکت مسخره ای بود!


نقل قول:
هری و آلبوس بعد از آنکه به درگاه مرلین چند ساعتی راز و نیاز کردند بر روی صندلی مرلینگاه سفید و درخشانی که درونش بودند نشستند .

اینجا مشخص نمیشه چطور هری به ایستگاه کینگزکراس اومد...وسط جنگل بود که!بهتر بود یا درباره تغییر مکان توضیح میدادین یا اشاره میکردین که چرا هری متوجه نشده بود اونجا یه ایستگاهه!

ایده زدن صاعقه به هری ایده جالبی بود.ولی کاش به جای اینکه از زبان دامبلدور میشنیدیم خودتون توصیفش میکردین.یعنی همون صحنه ای که صاعقه به هری میزد چند توضیح کوچیک خواننده رو متوجه میکرد که اتفاقی افتاده...البته به این شکل هم بد نبود.

طنز پستتون در نیمه دومش خوب بود.جابجا کردن عینک دامبلدور و نقشه هری، تسترال شانس بودنش...

پستتون پایان خوبی داشت.تکلیف نفر بعدی مشخصه.باید برای هری نقشه ای بکشه.


پست شما موضوع خوبی داشت.راه خوبی برای ادامه دادن انتخاب کرده بودین.فقط به کمی توضیح بیشتر احتیاج داشت.صحنه ها بهتر بود روشن تر و واضح تر میبودن.یعنی همین پست با همین محتوا میتونست با اصلاحات کوچیکی بهتر بشه.


موفق باشید.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

لینی و آماندا

پستهای شما در اولین فرصت(احتمالا امشب) نقد میشن.


ویرایش بعدی:

گفته بودیم دو پست باقیمونده رو احتمالا امشب نقد میکنیم.الان یهو متوجه شدیم صبح شده...و اون "امشب" تبدیل به " دیشب" شده. و ما اربابی هستیم که زیر حرفش نمیزنه و پستها رو امشب نقد میکنه.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط لرد ولدمورت در 1392/6/30 4:51:04
پاسخ به: بررسی پست های خانه ی ریدل ها
ارسال شده در: جمعه 29 شهریور 1392 00:10
نمایش جزئیات
آفلاین
ارباب ببخشین با این فاصله کم مزاحم میشما.

پست شماره 63 جانورنماها


راستی ارباب، دلیل اینکه سریع پستمو جلو میبرم و رو یه چیز خیلی تمرکز نمیکنم اینه که میترسم یهو پستم طولانی شه و از طرفی هم به فکرم نمیرسه که چطور سر و ته پستمو بزنم که با وجود توضیح دادن مواردی که میتونه جالب باشه، اونقد طولانی نشه پستم. چه کنم؟

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
پاسخ به: بررسی پست های خانه ی ریدل ها
ارسال شده در: پنجشنبه 28 شهریور 1392 21:12
نمایش جزئیات
آفلاین
با عرض درود، لطفا این پست رو نقد کنین!! :worry:

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
پاسخ به: بررسی پست های خانه ی ریدل ها
ارسال شده در: پنجشنبه 28 شهریور 1392 15:52
نمایش جزئیات
آفلاین
آقای جد!

حرفای رد و بدل شده بین ما در خارج از این سایت به کسی ارتباطی نداره...ولی خب...خودتونم میدونین که ماهیت درخواست نقدتون به این معصومیتی که اینجا میبینیم نبود.چون یک ساعت قبلش دربارش بحث کرده بودیم.
منم کسی نیستم که در حالت عادی با عضوی که درخواست نقد میکنه چنین برخوردی بکنم.
چشم!پست شما رو نقد میکنم.ولی مطمئن باشین هیچ قدرتی نمیتونه مجبورم کنه این کارو بکنم.گذشته از تونستن یا نتونستن، هیچ قدرتی تو سایت نیست که بخواد این کارو بکنه.فقط خودمم که تصمیم میگیرم این کارو انجام بدم یا نه.که البته، بین این همه پستی که نقد کردم و آمارشو خودمم ندارم، تعداد کسایی که نخواستم پستشونو نقد کنم به تعداد انگشتهای دست هم نمیرسه.یعنی بی دلیل همچین کاری نمیکنم.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
پاسخ به: بررسی پست های خانه ی ریدل ها
ارسال شده در: پنجشنبه 28 شهریور 1392 11:14
نمایش جزئیات
آفلاین
به همین پیژامه ی راه راه سبز و نقره ای ام قسم اگه بخوام چیزی رو ثابت کنم، من به عنوان یک کاربر یک پستی در انجمن تحت نظارت شما زدم ، دوست داشتم پستم نقد شود آمدم و به ناظر انجمن درخواست خود را اعلام نمودم .

حالا شما اگه از ریخت و قیافه ام ، سیبیل همایونی ام ، آلزایمرم ، نحوه ی برخورد و حرف زدنم و یا نحوه ی تقسیم اموالم بین وراث خوشت نمیاد داستانش جداست . اینجا به عنوان یک کاربر از شما درخواست دارم پست من رو نقد کنید لطفا .

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
" -زندگي آنچه زيسته ايم نيست ، بلكه چيزي است كه به ياد مي آوريم تا روايتش كنيم ."
گابريل گارسيا ماركز


پاسخ به: بررسی پست های خانه ی ریدل ها
ارسال شده در: پنجشنبه 28 شهریور 1392 02:13
نمایش جزئیات
آفلاین
شما فکر میکنی من از کسی میترسم؟با کسی رودربایستی دارم؟از کسی خجالت میکشم؟
فکر کردی اون طرف یه چیزی میگم تو جمع روم نمیشه به حرفم عمل کنم؟

چی رو میخوای ثابت کنی الان؟

وقتی گفتم نقد نمیکنم، نمیکنم خب.به همین سادگی.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
پاسخ به: بررسی پست های خانه ی ریدل ها
ارسال شده در: پنجشنبه 28 شهریور 1392 00:35
نمایش جزئیات
آفلاین
سلام

حالا که ایرادهای مادرت رو گرفتی یه زحمتی بکش این ایرادهای ما رو هم بگیر .
دستت درد نکنه.

سرزمین سیاهی - 76

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
" -زندگي آنچه زيسته ايم نيست ، بلكه چيزي است كه به ياد مي آوريم تا روايتش كنيم ."
گابريل گارسيا ماركز


پاسخ به: بررسی پست های خانه ی ریدل ها
ارسال شده در: دوشنبه 25 شهریور 1392 03:49
نمایش جزئیات
آفلاین
دوستان، از مادرمون الگو نگیرین!درخواست نقد چند پست بصورت یکجا همچنان ممنوعه.چون اشکالات فرد هموناس و معمولا مجبور میشم برای هر سه پست همون حرفا رو تکرار کنم.


مادرجان شما برای چی درخواست نقد میکنین آخه!سواد سایتی ما در حد راهنمایی تازه وارداس.نه شما.شما به هر حال الان سبک و روشی دارین که برای خودتون و بقیه جاافتاده.نه میخواییم و نه احتمالا میتونین عوضش کنین.برای همین این یه نقد نیست.من فقط نظرمو میگم.نظرمم صرفا طبق سلیقه خودم(که شاید اصلا هم خوب نباشه) و حال و هوای فعلی سایته.الان اینجا فقط میتونم یه خواننده باتجربه باشم.


پست شماره 173 خانه گانتها:


جمله های شما خیلی گیراست.خواننده رو جذب میکنه.توصیفات شما کلیشه ای و تکراری نیست.فقط برای این ننوشتین که پستتون فضاسازی یا توصیف هم داشته باشه.نوشتین چون باید اونجا باشن.تنها مورد منفی که موقع خوندن بهش برخوردم جمله های طولانی بود.جمله های شما گاهی اونقدر طولانی میشه که خواننده مفهوم جمله رو گم میکنه.گاهی این جمله های طولانی ریتم تند پستتونو به خواننده القا میکنن که خیلی هم خوبه.ولی بهتره در حد همون" گاهی" بمونن.


نقل قول:
مادرها، بخواهند یا نه، دست و پاگیرند. آنها دنبال شما می‌دوند تا موهایتان را شانه بزنند

اگه کتابی با این جمله ها شروع میشد مطمئنا تشویق میشدم بقیه شو بخونم.شما توانایی خوبی در جذب خواننده دارین.


منقل قول:
روپ توجهش به بقیه مرگخواران جلب شد و با فرکانسی مرد افکن گفت:
- آیلیـــــن! چرا روی صورتت چین افتاده؟! سریعاً برو سفیده‌ی تخم‌مرغ و عسل با هم بزن و بذار روی صورتت! بلا! برو موهات رو شونه کن! بله! اسم همتون رو می‌دونم. استعدادهای مادر ارباب رو دست کم نگیرید! قند عسل ِ مامان...

درباره شخصیت مروپ اطلاعات زیادی نداریم.همینقدر میدونیم که جادوگر زیاد با کفایت و با تدبیری نبوده.خوشگل هم نبوده!!شما با مهارت همه اینا رو تغییر دادین.طوری که کسی نتونست هیچ ایرادی بگیره که آخه مروپ زشته!مروپ ببخشیدا...بی عرضه اس...
همه اینا ثابت میکنه شخصیتها نمیتونن زیاد ما رو محدود کنن.میتونیم از اول بسازیمشون.(بجز شخصیتهای کلیدی و ویژگی های اصلی و سازنده شون)


نقل قول:
مادر لرد برای پسرش آغوش گشود:
- غنچه‌ی زندگی ِ من! حالت چطوره؟!

رابطه لرد و مادرش خیلی حساسه...مواظب حد و مرزش باشین.تکرار زیاد این جمله ها میتونه تاثیر منفی بذاره رو خواننده و اونو زده کنه.


نقل قول:
و همان لحظه، کمی دورتر، پیرمرد پشمکی و همراهش، برای اولین بار با لرد ولدمورت هم‌عقیده بودند...!
این تغییر ناگهانی مکان جالب بود.علاوه بر این، حضور اون دو نفر در سوژه کم کم داشت فراموش میشد.اشاره به جایی بود.گرچه شاید انتخاب دامبلدور به عنوان یکی از اون دو نفر کار نفر بعدی رو سخت کنه.ولی مشکل خودشه!سخت به دلیل موقعیت خاص و شهرت و در واقع تابلو بودن دامبل!

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

پست شماره 57، جانور نماها:



نقل قول:
همونطور که مشاهده کردید یا شاید هم مشاهده نکردید، مرگخواران همه به سختی ( ! ) در حال تلاش برای یافتن راه حلی هستن و شکلک‌های فوق، قیافه‌هاشون رو توصیف می‌کنه.
البته عرضم به حضورتون که اولیه ایوان ـه، هیومک... یا به عبارتی جمجمه‌ی ایوانـه و کلاً استیل ِ فیس‌ـش از ازل تا ابد همینطوری بوده چون بنده خدا، مادر بگریَد، نه که جمجمه‌س، کلاً توانایی ِ تغییر حالت ِ صورت نداره. ینی اصن غم و شادی و خشم و خونسردی و حالت مدیریتی‌ش همه به یه شکل توش نمود پیدا می‌کنه. ای‌قده که این بچه متینه. ای‌قده که خودداره. ای‌قده که مأخوذ به حیاس!

یکی از چیزایی که گاهی تو نقدام روش تاکید میکنم اینه که شخصیت نویسنده نباید زیاد پررنگ باشه.یعنی تمرکز خواننده رو به هم نزنه.مدام حواسش پرت نشه که یکی نشسته داره اینا رو مینویسه.البته این یه سبکه.شاید خیلیا هم بهش علاقه داشته باشن.ولی به نظر من سبک استرس زاییه!انرژی منفی میده.شخصیت شما به عنوان نویسنده کمی(نه زیاد)پررنگه.قویه...جلوتر از سوژه و شخصیتهاش قرار گرفته.


نقل قول:
یه شیر ِ پاک‌خورده‌ای اون وسط که ظاهراً فقط به هیپوتالاموس‌ش فشار آورده بود* ، اعلام می‌کنه:
- من گشنمه!

استعداد طنز نویسیتون عالیه.به هیچ عنوان دست کمش نگیرین.خلاقانه...هوشمندانه...ظریف...
قسمتهای مربوط به بلا هم عالی بود.


نقل قول:
خانه‌ی ریدل که با آخرین نعره‌ی زندگانی بلا به لرزه در اومده بود، پس از خروجش در سکوتی مخوف فرو می‌ره تا این‌دفعه یاکسلی آروم می‌گه:
- حالا کی ایوان رو تا محفل می‌بره...؟!

آخر پست یکی از مهمترین قسمتهاشه.و آخر پست شما خیلی خوب بود.خواننده رو کاملا تشویق میکنه که پست رو ادامه بده.


پست های شما یه شجاعت خاصی دارن!یه شجاعت دیوانه وار!که میتونه سوژه رو نابود کنه..ولی در عین حال همین قابلیتشه که جذاب و هیجان انگیزش میکنه.اگه دو تا خصوصیت رو بذاریم رو کفه های ترازو جنبه مثبت و جالبش سنگینی میکنه.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

پست شماره 14 گلخانه تاریک:


نقل قول:
شب بود، بیابان بود، زمستان بود. یارش در آغوشش هراسان بود و کپی رایت بای شهرام شب‌پره‌ی جادویی،
کپی رایت بای یه خواننده فسیل تر!مال شهرام شب پره نیست که!


خب این پست هم شباهت زیادی به بالایی داره.حرفامو تکرار نمیکنم.
اینجا نوشته هاتون کمی مبهم تره.دلیلشو نمیدونم.انگار خودتون که موضوع رو میدونین ترجیح دادین زیاد برای خواننده توضیح ندین...خب خودش بره تحقیق کنه بگیره ماجرا رو!بهتر بود یه کمی ساده تر و روشن تر نوشته میشد.البته غیر قابل فهم نیست(برخلاف پست بعضیا).کمی آی کیو و قدرت تجسم بالاتر از حد کم میخواد.


این شکلک چکش همیشه این معنی رو برای من داره که ای خواننده...بخند...باید بخندی...بخند!و همین کلی دافعه برام ایجاد میکنه.


گذشته از همون قضیه جمله های طولانی و گم کردن مفهوم، صحنه برخورد دامبلدور با تابلوی خانم بلک و عکس العمل سیریوس خیلی خوب بود.


کمی مواظب شخصیتهاتون باشین...در پستهای طنزتون زیادی کاریکاتور وار رفتار میکنن.تقریبا همشون یه حالتی نزدیک پت و مت دارن.حتی تو پست طنز هم باید فرقی بین بلاتریکس و مثلا مالی ویزلی باشه.شخصیتشون با هم فرق میکنه.نذارین همه شبیه هم بشن.


نقل قول:
در همین اثناء که سیریوس عمیقاً ( ! ) در حال ِ توجیه رون ویزلی بود، یکی دیه از محفلیا از اون بالا صداشو می‌ندازه رو سرش:

یکی از نکته های دیگه محاوره ای شدن بیش از حد لحنه.انتخاب لحن به عهده نویسنده اس.میتونه گفتاری بنویسه.ولی به نظر من اینم یه حد و مرزی داره.دقیقا هر چیزی رو که میگیم نباید نوشت.میتونه موقع خوندن توی ذوق بزنه.بهتره کمی متعادل تر بشه.


دوباره تکرار میکنم.این سبک شما هیج اشکالی نداره.کسی نمیتونه بگه این غلطه و اون درست.مثلا همین که میگم شما به عنوان نویسنده نقش پررنگی دارین و شخصیتهای سوژه تحت الشعاع خودتون قرار گرفتن...این روشیه که خیلی از قدیمی های سایت ازش استفاده میکردن.مسلما به نظر اونا بهتره.به نظر منم بد نیست.فقط باید کمی از غلظت و شدتش کم بشه.

در پایان اشاره پررنگی میکنم به این که شما نویسنده بسیار خوبی هستین.چه در سبک طنز و چه جدی نویسی و چه تلفیق هر دو.و خیلی چیزا برای یاد دادن به نسل جدید دارین.


موفق باشید.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
پاسخ به: بررسی پست های خانه ی ریدل ها
ارسال شده در: یکشنبه 24 شهریور 1392 02:49
نمایش جزئیات
آفلاین
بررسی پست شماره 60 جانورنماها، لینی وارنر:


آه پیکسی...پست کوتاه...خوشحال شدیم!چشامون در اومد بس که پستای دو متری خوندیم.


نقل قول:
اسنیپ توجهی به حرف بلا نمیکنه و ایوانو میذاره زیر بغلش و قبل از اینکه کس دیگه ای بخواد مانعش بشه از اونجا خارج میشه.
بلا با تعجب به دری که پشت سر اسنیپ و بدون توجه به حرفاش بسته شده نگاه میکنه و رگه ی بلا بودنش بالا میزنه و کروشیوهای متعددی رو نثار در میکنه. واکنش در هم چیزی نیست جز غیژ غیژ کردن.

وقتی شخصی که قبل از شما پست زده در پایان پیشنهادی برای ادامه به شما میده کاملا آزادین که پیشنهاد و ایده شو قبول کنین یا نه.ولی اصولا بهتره قبول کنین.شما هم همین کارو کردین و موضوع بلا و اسنیپ رو ادامه دادین.
در قسمت مربوط به کروشیو زدن بلا..به نظر من بهتر بود جمله آخر رو هم به همون شکل و سبک مینوشتین.از بقیه متن جداش نمیکردین.یعنی:
نقل قول:
و رگه ی بلا بودنش بالا میزنه و کروشیوهای متعددی رو نثار در میکنه، ولی واکنشی جز غیژ غیژ در نمیشنوه(یا حتی نمیبینه)

اینجا مورد کوچیک و نسبتا بی اهمیتی بود.ولی گاهی ممکنه قدرت تاثیر گذاری طنز شما به همین نکته های کوچیک بستگی داشته باشه.


قسمت مربوط به موتور و سوروس جالب و خلاقانه بود.حتی میتونست طولانی تر باشه...صحنه بامزه ای بود.میشد بیشتر ازش استفاده کرد.گاهی لازمه در جا بزنیم!کل پست شما میتونست مربوط به همین قسمت باشه.


نقل قول:
در باز میشه و جیمز همراه جیغ هاش نمایان میشه.

- عع عمو عمو، بیا ببین کی اینجاس! خائن اعظم.

قسمت مربوط به جیمز و دامبلدور خوب بود.هم دیالوگ جیمز و هم اعتماد مسخره دامبلدور.و حتی اشاره به گروههای سوروس.
ولی درباره اینکه محفلیا سوروس رو به راحتی پذیرفتن مطمئن نیستم.ممکنه سوژه اصلی رو تحت تاثیر قرار بده.نظر شخصی من اینه که این قسمت باید کمرنگ تر میشد.برای کمرنگ شدنش شخصی که برای بردن بسته(ایوان) انتخاب شده نباید شخصیت خیلی پررنگ و تاثیرگذاری میبود...مخصوصا سوروس که سابقه حضور در محفل رو داره.حضور یه مرگخوار سیاه در این صحنه میتونست ماجرا رو خیلی جالبتر کنه.البته شما در این انتخاب نقشی نداشتین.سوروس قبل از پست شما انتخاب شده بود.ولی شاید بهتر بود اینجوری ازش استقبال نمیشد.با وجود این نفر بعدی میتونه جذابیت ماجرا رو حفظ کنه.تنها کاری که باید بکنه اینه که به جای تمرکز روی سوژه اصلی از مزیت ها و سوژه های شخصیت سوروس استفاده کنه.


قسمتهای طنز پست جای کار بیشتری داشت.هم سوژه و هم شخصیتها مساعد بودن.میتونست بهتر باشه.الان بد نیست...ولی خوب هم نیست.متوسطه.البته در مقایسه با نوشته های قبلی خودتون متوسطه.نه در مقایسه با سایت.


موفق باشید.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

الادورا


نقل قول:
+من شرمسارم! با گوشی نمیتونم شکلک بذارم!:(

این چه حرفیه!ما هر دفعه میشنویم که شما با گوشی فعالیت میکنین شرمسار میشیم!!اصلا احترام خاصی برای شما قائل میشیم.ما با گوشی حتی یه جمله تو چت باکس نمیتونیم بنویسیم!


بررسی پست شماره 421 خانه ریدل، الادورا بلک:


نقل قول:
اعضای سازمان در سکوت ایجاد شده به هم زل زدن. خب، درست که نود و هفت ممیز سه دهم درصد اعضا مرگخوار بودن، ولی شما خودت جای ما، ببین جرأت داری تولدونه بگیری تو خونه ارباب؟!

اصولا با اینکه نویسنده بیاد به عنوان نویسنده با خواننده حرف بزنه مخالفم.ولی همیشه استثناهایی وجود داره.اینجا هم شما این کارو در جایی و به شکلی انجام دادین که اصلا آزار دهنده نیست و تمرکز خواننده رو به هم نمیزنهچون هم در اول پسته و هنوز زیاد وارد ماجرا نشدیم و هم جالبه!


تاکید و توقف روی این موضوع که عده ای از اعضای گروه محفلی هستن حرکت مثبتی بود.میتونستین از این قسمت فاکتور بگیرین و یه راست برین سراغ این موضوع که چطوری میشه تو خونه لرد جشن گرفت.ولی این کارو نکردین و از سوژه های کوچیک و به ظاهر بی اهمیت هم استفاده کردین.


این قسمت خیلی خوب بود :
نقل قول:
-میتونین ولدمورت رو یه مد....
-شترق!!
لینی،مندی، الا و چو همزمان مینروا رو طلسم کردن تا اون باشه دیگه اسم لرد سیاه رو به زبون نیاره و مینروا در اثر اصابت چهار تا طلسم همزمان با پیشخوان یکسان شد.

ولی به نظر من توضیح بعدش زیبایی قسمت بالا رو کمتر کرده.شاید اینجا همونجاییه که نویسنده ترجیحا بهتره سکوت کنه.چون توضیحات درباره طلسم و مینروا اصلا ناقص نبود که احتیاج به توضیح داشته باشه.بهتر بود به همون صورت باقی میموند.


نقل قول:
-الا و بلا نکن واسه من!:دی

بهتره احساسات و نظر خودتون رو بطور مستقیم وارد متن نکنین.این ":دی" مشخصه که متعلق به نویسنده اس.چون اونجا محل مناسبی برای اون شکلک نبود.(مخصوصا وقتی به این شکل نوشته میشه).شما اصلا نباید حضور خودتونو به خواننده یادآوری کنین.این کار تمرکز خواننده رو به هم میزنه و باعث میشه قسمتهای طنز زیاد به دلش نشینه.چون یه حالت خاطره وار پیدا کرده و این حالت به خواننده اجازه نمیده صحنه و حالتها رو خوب مجسم کنه.


نقل قول:
-یادتون نرفته که تو یکی از این سوژه هایی که جاشو یادم رفته(!) آیلین قرار بود با ارباب ازدواج کنه؟! میتونیم هر دوشونو با هم بفرستیم پی نخود سیاه!

اشاره به سوژه، اونم با این صراحت کار جالبی بود.گرچه ایده نسبتا سختی به نفر بعدی دادین.حل این مشکل کمی سخت شده.ولی به نظر من این کارتون اشکالی نداره.راه های آسون و مشخص و مستقیم معمولا خسته کننده هستن.


من احساس میکنم شما رو کمی بیشتر باید آزاد گذاشت.یعنی نباید درگیر قالب ها و قواعد باشین.سبک شما شبیه چند تا از طنز نویس های خوب سایته.کسایی که همیشه جزو استثناها قرار دارن.مثلا تو نقد ممکنه بگیم که پست نباید صرفا از دیالوگ تشکیل بشه.ولی بعدش اشاره میکنیم که البته تعداد محدودی وجود دارن که حتی با دیالوگ خالی هم میتونن یه پست خوب بزنن.بدون هیچ توضیح و فضاسازی خاصی.شما هم به نظر من همون حالت رو دارین.برای همین شاید بهتر باشه کمی بی قید و شرط تر بنویسین.راحت تر...شلخته تر!
البته این فقط یه احتماله...ممکنه اینطور نباشه و شما هم تو قالب های از پیش تعیین شده راحت تر باشین.پیدا کردن سبک و روشی که باهاش راحت ترین فقط با آزمایش و خطا پیدا میشه.
شما طنز نویس خوبی هستین.همین میتونه خیلی از ایراد ها و اشکالات نوشته هاتونو بپوشونه و جبران کنه


موفق باشید.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

بررسی پست های مادر جان به زودی!تعدادشون زیاد بود.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
پاسخ به: بررسی پست های خانه ی ریدل ها
ارسال شده در: جمعه 22 شهریور 1392 18:04
نمایش جزئیات
آفلاین

اهم اهم...!

پسر گلم. چنان‌چه فشار دوچندان بر شُما وارد نمی‌شود، این پست‌های ما رو هم نقد کنید. ولی اگر سالازار اون روز رو نیاره، انبوه ِ نقدها شما رو ملول و خسته می‌کنه، ابداً مامان راضی نیست پسرش ذره‌ای خاطرش آزرده شه!

طنزوجد - خانه گانت ها

طنز - جانورنماها

طنز - گلخونه

بعد در ادامه‌ی سخنان گهربارمون باید بگیم از اونجا که مادر ارباب با همه فرق دارن، ترتیب ِ اهمیت ِ نقدها از آخر به اوله. ینی چنان‌چه در پایان ِ شب... هوم... به عبارت ِ بهتر، در آغاز صبح شما تنها نیروی یک عدد نقد براتون موجود بود، آخری رو نقد کنید عزیز دلم.

سپاس!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
دوستش بدارید که آنچه می‌توانست، انجام داد تا دوستش بدارند...

نصب جادوگران روی آیفون

  1. در Safari دکمه «اشتراک‌گذاری» (Share) را بزن.
  2. گزینه «Add to Home Screen» (افزودن به صفحه اصلی) را انتخاب کن.
  3. روی «Add» بزن. آیکن جادوگران به صفحه اصلی اضافه می‌شود.