جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
اینستاگرام
کمک می‌خوای؟ از ما بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز

کمک می‌خوای؟ از ما بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده

آنلاین‌ها

20 کاربر(ها) آنلاین هستند (6 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
18 مهمانان 2 اعضا

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

شبکه پرواز

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس

انتخاب بهترین‌ها

نشان انتخاب بهترین‌های سایت جادوگران

هفتاد و هفتمین دورهٔ انتخاب بهترین‌های سایت جادوگران برای فصل تابستان ۱۴۰۵ آغاز شده است؛ با رأی خود از اعضای اثرگذار جامعه قدردانی کنید.

مهلت شرکت: ۲۵ تا ۲۸ شهریور

رادیو وزارت سحر و جادو

مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
پاسخ به: رادیو وزارت!
ارسال شده در: سه‌شنبه 24 دی 1392 13:28
نمایش جزئیات
آفلاین
وعده ی ما هر شب ساعت 9

$: با سلام خدمت تماااااااامی جادوگران و ساحرگان و فشفشه های دنیای جادوگری ساحرگی!

#: اینبار کل جامعه رو مورد خطاب قرار دادیم چون دیگه جبهه ی چیزکشان اصلا وجود نداره!

$: خب حالا چرا اینقد عجله میکنی؟ صبر کن میرسیم بش.

#: بله ... این شما و اینم ویژه برنامه ی ما که بعنوان Breaking News خدمتتون رسیدیم. فقط چون رادیوس دیده نمیشه.

$: ما اینجا اومدیم تا سقوط آزکابان و چیز و چیزکشان و پیروزی بزرگ جامعه ی ساحره سالاری رو به اطلاع همگان برسونیم و همه رو تو این شادی سهیم کنیم. ارتش آزکابان رسما سقوط کرد!

#: دیشب طی یک حمله ی گسترده از جانب وزیرآمبریج و ساحرگان دولت ساحره سالاری داشتیم که گویا کودکان رانده شده هم اونجا میپلکیدن، به هر حال! تک تک افراد تحت تعقیب که همگی طرفدار مورفین گانت بودن دستگیر و حکم هاشون که قبلا در دادگاه ها همه به شکل غیابی در حضور اولیاء و وکیل مدافعانی ناشناس انجام شده بود، به اجرا در اومد و همه به سزای اعمالشون رسیدن.

$: متاسفانه با وجود تلاش های جان گداز ساحره های دلیر دولت ساحره سالاری، ممانعت های کودکان رانده شده مانع از دستگیری مورفین گانت شد و گانت با کشیدن ده کیلو چیز و high شدن، موفق شد که از چنگال ما بگریزه، هرچند ردش داره دنبال میشه و بزودی شاهد دستگیریش خواهیم بود.

#: هم اکنون آزکابان تحت سلطه ی وزیرآمبریج قرار داره و حتی دیوانه سازها هم بعد از بوسه های فراوانی که از وزیرآمبریج دریافت کردن، رام ایشون شدن. :pretty:

$: بنگرید که چطور با این سرعت و اقتدار، ارتش آزکابان تسلیم دولت ساحره سالاری شد. کلهم جامعه در دستان قدرتمند وزیرآمبریج و ساحرگان شجاع و بی پروای ایشون قرار گرفته و صلح در جای جای جامعه برقرار شده.

#: این حمله چنان وسیع و قدرتمند بود که شکوه و عظمت اون حتی مرلین کبیر رو هم وادار به تشویق این دولت ساحره سالار کرد که شرح کاملش رو در صفحه اول پیام امروز میتونین مطالعه کنین.

$: سرنوشت مخالفان این دولت و دشمنان مردم و جامعه رو ببینین و درس بگیرین ...

#: برای یک زندگی بهتر به دولت مقتدر ساحره سالاری بیش از پیش ایمان بیارین! چرا که پیروزی همواره با دولت حق، یعنی دولت وزیرآمبریج است.

$: از غنائم بدست اومده در این جنگ بزرگ، میتونیم به میلیاردها گالیونی اشاره کنیم که گانت حین قرار همراه خودش به آزکابان انتقال داده بود. تمامی این گالیون ها جمع آوری شده و در سفره ریخته شدن و ...

#: زین پس هر شب راس ساعت 9، حین جمع آوری زبانه میتونین سفره های خودتون رو تحویل بگیرین و از فقر و تنگدستی نجات پیدا کنین. این است اوج بزرگواری و شوکت دولت ساحره سالاری.

#: مورد دیگه، کشف صدها کیلو تن چیز بود که تو آزکابان انبار شده بود و مدت ها از دسترس چیزکشانی که به دلیل کمبود چیز راهی سنت مانگو شده بودن، دور افتاده بود و گانت با بی رحمی تمام حتی به هم نوعانش هم رحم نکرد و این چیزهارو در اختیار اونا قرار نداد تا از درد و عذاب نجات پیدا کنن.

$: اما دیگه نگرانی ای حتی برای این قشر از جامعه هم وجود نداره. شفادهنده ها به دستور وزیرآمبریج، سریعا خودشون رو به اونجا رسوندن و سرگرم تهیه ی دارو از چیزها هستن تا به درمان مردم بپردازن و مشکلات چیزکشان رو رفع کنن.

#: پس از اون به اخبار زندانیان آزکابان میرسیم.

$: بانو هلگا هافلپاف و لودو بگمن.

#: بانو هافلپاف به سلامت به وزارتخانه منتقل شدن اما آقای بگمن در اثر شکنجه های فراوانی که دیده به درجه رفیع 98% جانبازی رسیده که به همین خاطر، به فرزندانشون سهمیه ی هاگوارتز تعلق میگیره. مرسی مقاومت!

#: و اما زندانیان سیاسی دوران دولت ظالم پیشین! تماما آزاد شدن که البته بعدا خبر رسید که بلافاصله بعد از خروج از آزکابان به شهادت رسیدن. روحشون شاد.

#: هم اکنون در سرتاسر جامعه ی ساحرگی جشن برپاست و همه به خیابونا سرازیر شدن و این پیروزی پر شکوه و ورود به دوره ی تازه ای از آزادی و خوشبختی رو جشن گرفتن.

$: همگی برین و در این جشن و سرور بزرگ شرکت کنین و ...

#: با یادآوری اینکه وعده ی ما هر شب ساعت 9 ...

$: مرلین فظ!

تبلیغات: رفاه و آسایش ابدی با دولت مقتدر ساحره سالاری!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
پاسخ به: رادیو وزارت!
ارسال شده در: چهارشنبه 11 دی 1392 00:31
نمایش جزئیات
آفلاین
# گوینده اول
$ گوینده دوم
~ لینی وارنر

واسه شادی دل دست اندکاران پشت صحنه ی رادیو، گویندگان حالت چهره شون رو هم به نمایش گذاشتن.

===============

موسقی دلنشینی پخش میشه و گوش جان رو نوازش میکنه، پس از اتمام موسیقی، بالاخره اولین برنامه رادیو وزارت تو اون روز (بامداد در حقیقت - نصف شب ) آغاز میشه.

#: سلام خدمت تمامی شنوندگان عزیزی که به دولت موقت و مقتدر ِ وزیر آمبریج ایمان آوردن و در این بامداد ِ زمستانی جلوی رادیوهاشون نشستن و به برنامه ی ما گوش میدن. اما ما امروز سلام دیگه ای هم برای عده ای دیگه داریم.

$: درسته! این یه فرصت بزرگه که وزیرآمبریج در اختیار همگان قرار داده و ما بار دیگه اونو به گوش شما عزیزان شنونده میرسونیم. سلام بر ...

#: تمام کسانی که سرشون به سنگ خورده و پشیمون و نادم از کرده ی خودشون موندن که الان باید چی کار کنن. کسایی که هنوز پیغام های وزیرآمبریج رو نشنیدن و پاتیل چه کنم چه کنم در دست گرفتن.

$: بله، منظور ما شماهایی هستین که به زیر پرچم چیزکشی ـه مورفین گانت پناه برده بودین و الان متوجه این اشتباه بزرگتون شدین. شماهایی که مسیر درست رو انتخاب کردین و از آزکابان بیرون اومدین و میترسین که به دلیل اشتباه گذشته تون مبنی بر طرفدار وزیرگانت بودن، در دولت جدید هم پذیرفته نشین.

#: شماهایی که شب و روزتون رو با ترس از دستگیر شدن طی میکنین. ترس از گانت به خاطر فرار کردن و ترس از وزیرآمبریج به خاطر قرار گرفتن در لیست تحت تعقیبا.

$: اما شما کاملا در اشتباه هستین. وزیر آمبریج اونقدر بزرگوار و بخشنده هستن که همه تون رو با آغوش باز میپذیرن. نه تنها شمارو از لیست خارج میکنن بلکه دستتون رو میگیرن و بهتون کمک میکنن تا از نو شروع کنین.

#: باور ندارین؟ شاهد عینی براتون آوردیم! ما از یکی از همین کسانی که دچار اشتباه شده بود، اما بعدا توبه کرد و به دولت موقت و مقتدر ایمان آورد، دعوت کردیم تا بیاد و برامون ماجراشو تعریف کنه.

$: تا شما به یقین برسین که این ها وعده و وعیدهای توخالی و دروغین نیستن و حقیقت دارن. این شما و اینم مهمون این برنامه ... لینی وارنر!

~: منم سلام عرض میکنم.

#: ما که میدونیم، اما میشه به شنوندگانمون هم بگین که آیا واقعا این حقیقت داره که در ابتدا توی جبهه ی مورفین گانت بودین؟

~: بله خب ... حقیقت داره! اما لطفا این اشتباه بزرگ منو به رخم نکشین، همونطور که وزیرآمبریج نادیده گرفتن، شما هم فراموش کنین.

$: مطمئن باشین که این آخرین باریه که این لکه ی ننگ بزرگی که در کارنامه ی زندگیتـ...

#: مزاح میکنه. این حقیقتا آخرین باره و فقط و فقط هم به خاطر آگاه کردن ـه هرچه بیشتر مردمه. که کسانی که وضعیتی مشابه شما داشتن بفهمن که این پایان راه نیست و راه برگشتی هم دارن.

~: خب پس ادامه میدم. من خودم اشتباهم به یه ساعتم نکشید، سریعا متوجه حرفای ضد و نقیض گانت شدم و اون موقع بود که خیلی ترسیدم. گفتم ای بابا، الان اینورو که نمیخوام، اونورم که میدونه من با گانت بودم، چی کار میتونم بکنم؟ همینطور که با ناامیدی داشتم تو خیابونا راه میرفتم و زیرلب تکرار میکردم توبه میکنم ... توبه میکنم ... یهو خود شخص وزیرآمبریج جلوم ظاهر شد.

$: خود ِ خودش؟

~: بله دیگه، خودش. من قبلا یه نامه ازش دریافت کرده بودم که دعوت به پیوستن بهش و باقی موندن در پستم یعنی معاونت کرده بود، اما محل نذاشتم و خواستم که به گانت وفادار بمونم. حالا فک کنین یهو دیدم که وزیرآمبریج جلومه. اصن مونده بودم! گفتم که دیگه فاتحه م خونده س.

#: خب خب، بعدش چی شد؟

~: هیچی دیگه، گویا ایشون شنیده بودن که من زیرلب میگفتم توبه میکنم و اینا. واسه همین با آغوش باز ازم حمایت کرد و یکی از گربه هاشم همونجا درجا بهم هدیه کرد. ملاحظه بفرمایین ...

- میووو میووو ...

~: بله صدای گربه ی مذکور بود. به هر حال، وزیرآمبریج نه تنها توبه ی منو پذیرفت و قبول کرد که از این پس یکی از اونا باشم، بلکه منو بعنوان معاون خودش قرارداد و سمت قبلیم رو بهم برگردوند. رووناییش خیلی حرکت بزرگوارانه و سورپرایز کننده ای بود.

#: جالبه ... پس یعنی شما تایید میکنی که هرکس متوجه اشتباهش بشه و توبه کنه و به شما پناه بیاره، مورد آزار و اذیت قرار نمیگیره و برعکس در جمع خودتون میپذیرینش و یکی از خودتون میکنینش؟

~: بله من اطمینان کامل میدم که همینطور میشه و هیچ برخورد دیگه ای جز گشودن آغوش دولت موقت و مقتدر به سوی اونا، باهاشون نداریم. من خودمم مسئول امور استغفار و پذیرش توبه ها و توبه کنندگان هستم و از همینجا به همه اعلام میکنم که کافیه بگین "توبه میکنم"، اونوقته که ما اونجا حضور پیدا میکنیم. اگه مطمئن بشیم که توبه ی شما حقیقت داره و از توی قلبتون نشات گرفته، مسیر درست رو بهتون نشون میدیم و انگ تحت تعقیب بودن رو از روتون برمیداریم. Be Sure.

$: مرسی از توصیحات جامع و کاملتون. کلام آخر؟

~: اونو ولش کن یه چیز دیگه رم یادم رفت بگم. ضمن اعلام اینکه منتظر باشین تا از مقاله، مصاحبه، برنامه تلویزیونی یا چیز دیگه ای که بزودی در مورد تعداد توبه ها و توبه کنندگان به بیرون داده میشه آگاه بشین، باید بگم که راه دوم بازگشت به زیر پرچم دولت موقت و مقتدر اینه که به باجه ی وزارتخونه مراجعه کنین و شماره ی 1 رو فشار بدین.

- دیری ری ری ری رینگ ...

~: خب مثل اینکه مسائل دولتی پیش اومده باز. دیگه فکر کنم هرچی لازم بود رو برای توبه کنندگان عزیز توضیح دادم. اجزه مرخص شدن میدین؟

#: با تشکر از حضور گرمتون. از طرف شنوندگان هم از شما خدافظی میکنیم.

$: خدافظ!

~: ، بای بر همگی!

#: همونطور که همه گوش کردین، امور استغار و پذیرش توبه ها و توبه کنندگان شبانه روز فعالیت خودشو ادامه میده و هروقت بخواین میتونین بهش مراجعه کنین.

$: بعد از این سخنان چون درّ گرانبها، حالا میرسیم به ادامه برنامه ...
.
.
.
.
.
.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
پاسخ به: رادیو وزارت!
ارسال شده در: شنبه 7 دی 1392 22:02
نمایش جزئیات
آفلاین
- همینک آقا پیام آمده است؛ لطفا بگوشید ...

- دمپایی کودتا راه بنداز : آیا از اینکه تنها تماشاگر کودتا هستید، خسته شدید؟ آیا به دنبال راهی برای ایجاد کودتایی عظیم هستید؟ پس دمپایی کودتاه راه بنداز رو امتحان کنید ...

این دمپایی با عملکر سه گانه اول افراد مورد نظر شما رو خلع دسترسی می کنه ... دوم به شما دسترسی زوپس همون افراد رو میده ... سوم اون افراد رو مورد رنک تحت تعقیب قرار میده ... در آخر هم باید مطمئن باشید که با ایجاد یک کودتا می تونید برای همیشه حکومت رو دست بگیرید !

پس همین حالا تماس بگیرید ... ! بیست و نه، 6 تا شیش، پس و پیش !!

صدای گوینده اصلی دوباره شنیده میشه :

- همینک به خبری که بدست من رسید توجه کنید؛ پرفسور فلیت ویک ما را از انتشار نسخه دوم مقاله پربارشان درباره علل پیوستن هریک از چیزیان به ارتش تابستان، در روز 8 دی ماه و حوالی ساعت 4 آگاه کردند.

- همچنین قسمت اول مقاله دیگر ایشان را نیز با نام "بررسی جنجال های رسانه ای کودتا" در 9 دی ماه حوای ساعت 4 بخوانید ...


تا دیدار دیگر بودورووود !

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
دربرابر شرارت وزیر و مدیر خیانت کار و مفسد و چیزکش جامعه ساکت نمی مانیم ... !


تصویر تغییر اندازه داده شده

با هم، قدم به قدم، تا پیروزی ...


- - - - - - - - - - - - - - - - -


تصویر تغییر اندازه داده شده

تا عشق و امیدی هست؟ چه باک از بوسه دیوانه سازان!؟
پاسخ به: رادیو وزارت!
ارسال شده در: جمعه 6 دی 1392 17:59
نمایش جزئیات
آفلاین
واااااوووویییی خیشششششش فویششششششششش خششششششش !

مردم غیورپرور و چیژ پرور و پر پر ! من وژیر گانت ! از همین ژا اعلام میکنم که در شلامتی کامل هشتم و به ژودی دولت نامشروع کودتا رو منهدم خواهم کرد...

آآآآآآآآآآآآآآ واااااووویییی خیشششش!

در میان ترکیب اصوات جرقه مانند و امواج رادیو، صدای نسبتاً نازک یک زن به گوش می رسد...

« شوندگان عزیز رادیو وزارت، اینجا لندن است، صدای دولت موقت و مقتدر ! ضمن عرض پوزش به خاطر امواج مزاحمی که متحدین شستشوی مغزی داده شده آقای گانت فراری و ملعون بر روی موج همیشه پاک و مقدس ما میفرستن،‌ یک لحظه فقط اجازه بدهید من چادرم را سر کنم تا جادوگران نامحرم و شنونده دچار سوء برداشت نشوند. من جنیفر اسی پشتک زاده هستم. در خدمت شما هستیم با اخبار شامگاهی ! »

صدایی زیر از پشت صحنه به گوش می رسد:

«اَی کود بر سرت ! هنوز فرق رادیو و تلویزیون رو نفهمیدی؟ ملت میشنون. نمی بینن.»
«لیـــــــنـــــــی ! کجایی دختر؟ این ساحره رو از کدوم قبر بیرون آوردی آخه؟ اصلا شک دارم انسان باشه. تک سلولیه ! »
«ئه ! خدایی یعنی منو نمی بینن. باشه...وووززز فریکتت قیژژژژ... (افکت پوست کندن- روشنفکری و برداشت آزاد ! ) »

«عذرخواهی میکنم شنوندگان عزیز. اختلالاتی در اتاق فرمان پیش آمد چند لحظه. در خمت شما هستم با اخبار شبانگاهی. »

«ساحره سالاری،‌دستاوردی دیگر از دولت موقت و مقتدر ! بانو دلوروس آمبریج، سلطان قلب ها، محبوب دلها و وزیر به حق جامعه جادوگری در سخنرانی در جمع کارمندان دولت جدید خودش، بزرگترین دستاوردش را ساحره سالاری دانست. پروفسور آمبریج خاطر نشان کردند که امروز با اینکه وضعیت جامعه جادوگری کشور وخیم است و عده ای در دریای سیاه مشغول اتحاد جهت حمله به لندن و انهدام این حکومت مقدس و آسمانی هستند، اما دولت موقت و مقتدر بدون هیچ گونه ترس از این تهدیدات موفق شده طی مدت 4 روز امینت پایدار و صد دردصدی را در جامعه جادوگری برقرار نماید. »

صدای وزغ مانندی در رادیو پخش شد:

« ما موفق شدیم در این چند روز تولید ساحره ها را از 20٪ به 200٪ افزایش بدهیم و... »

پارازیت: «ارواح عمه ات ! دروغ میگه مشه وژغ ! »

« و در مقابل از آنجا که سود خاصی دربرخی جادوگرها رویت نشد، ترجیح دادیم در کوره جادوگر پزی از آنها استفاده کنیم و روغن آنها را برای مصارف ساحره های شریف جامعه مورد بهره برداری قرار دهیم. ما قرص های آنتی جادوگریال در سطح جامعه توزیع کردیم و در نیتجه جادوگران را شخم زدیم رفتن پی کارشان ! از طرفی جهت ممانعت از انقراض گونه جادوگر، یتیم خانه ها را خالی کردیم و فرزندان بی سرپرست را به ساحره های ترشیده و تخمیر یافته و منجمد تحویل دادیم. در هیچ کجای دنیا این چنین ساحره سالاری را نخواهید دید و این بزرگترین دستاورد دولت من است... »

«جیــــــغ ! »

«سوت ! »

«سه کیلوگرم پیاز رو خرد می کنیم. داخل رب انار هم می زنیم. مخلوط حاصل رو لای نون بربری میریزیم و نوش جان می کنیم. نوشابه ساندیس فراموش نشه. این هم از ناهار سرآشپز امروز.. »

«دست دست ! »

«هورررا ! »

«ایش ! همچین شاحره شاحره میکنه انگار خودش خیلی ژنه ! آمبر اگه راست میگی ثابت کنی شاحره هستی ! »

«زنده باد زمستان ! زنده باد برف ! مرگ بر تابستان ! وزیر چیزکش، اعدام باید گردد ! :hungry1: »

«شنونده ی عزیز ! در مورد سوالتون باید عارض بشم که نزول فی النفسه اشکال نداره، به شرطی که بعدا با من و امثال من شمرده شمرده و جرینگ جرینگی حرف بزنید و خلاصه مدارا صورت بگیرد تا بلکه گواهی بهشت هم تضمین گردد... »


صداهای قر و قاطی تشویق مردم در میان امواج پارازیت و رادیو شکم و رادیو معارف به گوش می رسد...

«در این خصوص همکارم پاتریشیا کتلت زاده هم اکنون در وزارتخانه هستند و در تلاشند تا از جو ساحره سالاری در وزارتخانه برایمان بگویند...پاتریشیا درود ! از جو حاکم بر وزارت برامون بگو دلبندم !»

«بله جنیفر جان ! من اینجا الان در راهروی ورودی بزرگ وزارتخانه هستم. اینجا تا چشم کار میکنه ساحره ها آزادانه، با پوست و بدون پوست و خلاصه همه جوره در حال کار و تلاش و تردد هستن تا به اوضاع جامعه جادوگری بهبود ببخشند. تا به حال این قدر قشر ساحره ها رو پویا و فعال ندیده بودم... اوه اینجا دو تا ساحره چادر چاقچوری همین الان وارد وزارتخانه شدند و آرام آرام راه میرن.. یکیشون قدش تا زانوی من هم نمیرسه...بذارید مصاحبه ای کنم که چرا در این وضعیت ساحره سالاری اینقدر معتقد عمل میکنند...خانم ها...یک لحظه....بله بله...شما...خیلی ممنونم...الان روی آنتن هستین... میخواستم بپرسم در این وضعیت ساحره سالاری چرا اینقدر بسته بندی شده اومدین؟ اینجا که جادوگری نیست...همه ساحره هستن...؟ »

صدای مردانه به آرامی جواب داد:
«خواهر جان... به کسی نگو. ما برادر هستیم... »

«اوه خیلی عذر میخوام مزاحم تون شدم...بله خب...جادوگرها در میان سیل عظیم ساحره ها دیگه باید این محدودیت ها رو بپذیرن...زمونه عوض شده...»

«خیلی ممنونم پاتریشیا ! توجه شما را به ادامه خبرها جلب می کنم. تکذیب فیلمنامه مستند تحریف شده راز بقاء از سوی نهادهای مربوطه ! بنیاد ملی فرهنگ و هنر جادویی ضمن محکوم کردن اکران زیر زمینی فیلم مستند «راز بقاء» در مرلینگاه های هالی ویزارد، اعلام کرد که این مستند کاملا تحریف شده است و برخی حقایق را فاش نمی کند. این مستند که به طور پنهانی، نیمه شب گذشته در مرلینگاه های هالی ویزارد به صورت زیر زمینی اکران شد، مرگ غلام، خادم سابق مورفین گانت را بر گردن دولت بسیار پاک موقت و مقتدر می اندازد. بنیاد ملی فرهنگ و هنر جادویی در بیانیه ای اعلام کرد که قاتل غلام همانطور که در فیلم مستند اشاره شد، بانو لینی وارنر بودند اما دستور از قبل تعیین شده بوده است و توسط مورفین گانت خائن و فراری صادر شده. در نتیجه غلام به شکل مورفین در آمده است تا جان بی ارزش مورفین را حفط کند. لینی وارنر در آن لحظه همچنان به وزیر گانت وفادار بوده است و توبه وی چند ساعت پس از فتح باشکوه وزارت توسط بانو آمبریج، انجام گرفت. از آنجا که بانو وارنر هیچ راهی جز اطاعت از دستور وزیر ملعون و فراری نداشت، توبه وی مورد پذیرش آسمانی بانو آمبریج قرار گرفت. از طرفی در حین جدا شدن سر غلام، آقای بگمن فقط به دنبال دریافت جایزه سر مورفین بودند و هنوز به ارتش بانو آمبریج ملحق نشده بودند. در نتیجه مسئولیت مرگ غلام با جبهه فراری ها می باشد و قاتل، شخص خود مورفین گانت است. »

«ستاد تعیین جنسیت وزارت سحر و جادو اعلام کرد: بحران هویتی هوکی به گذشته هیچ ارتباطی ندارد ! به دنبال انتشار خبرهایی مبنی بر بحران هویتی و جنسیتی در هوکی، وزیر سابق جامعه جادوگری که هم اکنون در سمت امور افه و عرض اندام نظامی به ارتش مقتدر دولت موقت و مقتدر خدمت می کند، ستاد تعیین جنسیت وزارت سحر و جادو اعلام کرد که بحران هویتی پیش آمده برای هوکی ربطی به گذشته وزارت سحر و جادو ندارد. شورای آسمانی و الهی زوپس همواره با توضیحات فراوانی متقاضیان را از کینگزکراس اعزام کرده، در نتیجه جنسیت هوکی بر هر جادوگر و ساحره ای از سال 84 با انتشار ششمین دفترچه خاطره هری کله زخمی با عنوان هری و شازده دورگه، پوشیده نبوده است. با سرچ hokey در وبسایت معروف گاگول دات کوم بر همگان آشکار است که از ابتدا جنسیت وی مونث بوده. در نتیجه کودتاهای گذشته و حمایت های جادوگران و ساحره ها با آگاهی کافی از جنسیت هوکی صورت گرفته است و هیچ اتهامی به شورای آسمانی و الهی زوپس وارد نیست و این اتهامات منتشر شده در ساعات اخیر فقط و فقط دسیسه های دشمن بوده است. اسناد آگاهی از جنسیت این جن در موزه وزارتخانه موجود است. گذشته از این موضوع این ستاد خاطر نشان کرد که ساحره بودن وزیر در گذشته هیچ مشکلی ندارد و حلال است ! در پایان بیانیه ی این ستاد آماده است که این شخص هوکی است که دچار بحران شخصیتی شده و جنسیت وی از گذشته واضح بوده است. گفته می شود از زمان اعلام عمومی جنسیت هوکی در دیاگون، وی خودش را در مرلینگاهی در مهمانخانه پاتیل درز دار حبس کرده و سعی دارد به جنسیت حقیقی خویش پی ببرد. »

آآآآآآآآآآآآآآ واااااووویییی خیشششش!

اژل مژل ژوژوله...گاو مورفین شه جوره.... نه چیژ داره...نه چیژدون....چیژشو بردن هندشتون...یک چیژ کردی بشتون...اشمشو بژا عم چیژی...دور کلاش چیژ چیژی ...آژین و پاژین... یـــه پــــا تــــو ب ژیـــــن !!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط دلوروس آمبریج در 1392/10/6 18:05:00
ویرایش شده توسط دلوروس آمبریج در 1392/10/6 18:08:30
ویرایش شده توسط دلوروس آمبریج در 1392/10/6 18:19:59
ویرایش شده توسط دلوروس آمبریج در 1392/10/6 18:29:59
ویرایش شده توسط دلوروس آمبریج در 1392/10/6 18:38:02
No Country for Old Men


پاسخ به: رادیو وزارت!
ارسال شده در: پنجشنبه 5 دی 1392 14:34
نمایش جزئیات
آفلاین
شنوندگان عزیز! توجه فرمایید!
شنوندگان عزیز! توجه فرمایید!

این صدای دولت آزادی و پرواز است


ملت غیور پرور! سلام!

سلام بر شما چیزدوستان!
سلام بر شما آزادی خواهان!
سلام بر شما پروازطلبان!

این دولت خودکار دست که بود. من اعتراف می کنم که دلو امبریج خودش را از مرد به زن تغییر داده.آیا این خلاف مردانگی نیست؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟قربون سیبیلتون
من باز اعتراف می کنم دلو به من چیز تقلبی داد تا من بر خلاف وزیر مردمی حرف بزنم.
زنده باد تابستان

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
مراقب خودت باش.
پاسخ به: رادیو وزارت!
ارسال شده در: چهارشنبه 4 دی 1392 21:32
نمایش جزئیات
آفلاین
-اوووف... یکم اون بــادبــزنو بــبــر اونورتر! بــوی گـنـد آدامس ِ ققنوسیش حالمونو بــد می کنه!

-فـــوت، فــــــــــــوووووووت، فــــــــووووت.. فوت... فوت..فــُت... فـت..

-ایـــن یکی بـُـرید، ببرینــش دیگه به درد مـا نمی خوره! بــعــدی...

-اهــم... اهــم... شنوندگــان عـزیز ِ رادیو وزارت، بـنده پروانه جهنمی، به صورت زنده از آزکابان...

-جــیـــغ... این باد گـرمـ می وزه، بــعــدی!

گزارشگر بــا صدای پایینتری ادامه مــی دهد:
- در خـدمتتون هستم. همانطور که مــی شنوید ایــن صـدای مـروپی گـانت، خــواهر ِ وزیــر اســبــق ِ چـیـز کــش مــورفین گـانت ــه که بــر تختی از چــیز نشسته و از گــرمای این آزکابان تـابستانی مــی نــالــه و...

-مـــــا گفتیم آب مـیـوه... چه طور جــرئت می کنین به خــرد مــادر ارباب چـیـز ذوب شـده بــدین؟! یــعــنی تو این بــوقستــان حتی آبمیوه هم پیدا نمیشه؟! اگه آب میوه نیارین میدم شیرینی دانمارکــی ِ مامان همتونو بـفرسته شکنجه گاه!

گزارشگر بــا صــدای آرام تـری ادامه می دهد:
- بــلـه داشتم می گفتم که مجبور کرده دو ســه نفر فوتش کنن تا آخرین ذرات اکسیژن و دی اکسید کربن ِ تو ریه هــاشون خالی بشه و وقتی هم بی هوش شــدن... اووومم اطلاعی نداریم چه بلایی سرشون مـی یــاد... البته دود فوق العاده زیادی که در هوای این جا موج میزنه موجــب فرار کردن دیوانه ســاز ها شده..

-خــواهرم... آروم تــر... الآن یــه ژاشــوش مـاشوشی این ورا بـاشه، مــا شــی بگیم؟ چــه طور توژیه کنیم این وژعیتو؟

-این بــادبزن مـن کو؟

-خــواهری داشــتم حــرف می ژدم... احتمالا مثــه بقیه آتولاگینش مشکل دار شـده هــی می پره بیرون! منکه میدونم اینا هـمــش ژیره شــره اون دلــوی ژمشـتونیه!

-گــرمه... اصن به ما چه؟ یه جاسوس گیر کار بذار این همه مشکل پیدا نمی کنیم؟ چــوبدستی مـا کــو؟

-خانواده گانت و البته "تــام ریدل" پــدر لرد ســیاه و همـسـر (؟) گانت، بــر بــرج آزکابان حکومت می کنند ولی تابستانی ها استکباریند... . این خانواده از حتی طرفداران خام خودشون این گونه کار می کشند و آنوقــت تابستانی ها... .

-اوه، مــورفین! مــا همین الآن متوجه شدیم یه جاسوس این دور و بره! چند نفرو بـفــرست دنبالش... ما از جاسوس ها خوشمون نمیاد!

-بــعله، شنوندگان گرامی به دلیل بحرانی بودن اوضــاع مرخــص می شویم! بــرداشت از وضعیت ازکابان و وزارت اسبق با خودتان است، آیا حـاضر هستید به جبهه چیز دوستان ملحق شوید؟!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
بار دیگر سایتی که دوست می داشتم. :)
پاسخ به: رادیو وزارت!
ارسال شده در: سه‌شنبه 3 دی 1392 16:55
نمایش جزئیات
آفلاین
- هلگای عزیز! به نظر شما چی باعث شد که گانت سقوط کنه؟ ضعف های حکومتش چی بود؟
- ببین جونی... به نظر من مورفین خعلی آدم وابسته به چیزی بود و اصلا نمی تونست زیبایی هایی رو که در اطرافش قلمبه شدنو ببینه. حتی اگه این زیبایی معاون وزارتخونه اش و مجرد باشه.
- یعنی نبود حس زیبایی شناسی باعث سقوط وزارتخونه شد؟! داریم مردم؟!
- اینا رو وللش جونی... تو مجردی؟!
- خب... دوستان اشاره می کنن که باید ترانه ی درخواستی پخش بشه...

خشششششششششششششش... صد... میاد؟... خشششششششششششش... رو ایریم مورف! خششش... 5 دیقه تمومش کن... ردیابی... خششش...

شنوندگان عزیز! توجه فرمایید!
شنوندگان عزیز! توجه فرمایید!

این صدای دولت آزادی و پرواز است!
این صدای مورفین گانت است!


شلام ملت غیورپرور!

من از همه ی شما عذرخواهی می کنم که مجبور شدید از دیروز این ریزگردها و خس و خاشاک رو تحمل کنید و بدانید که در تلاشیم هر چه زودتر مالچ پاشی رو آغاز کرده و آزادی و پرواز رو به جامعه برگردونیم.

عژیژانم!

لازم دونستم بیانیه ی شماره 2 ستاد مقاومت مردمی موسوم به ارتش آزاد آزکابان رو شخصا و به صورت شفاهی خطاب به کارکنان و کارمندان وفادار وزارتخانه صادر کنم.

کاراگاهان عزیز!

حتما به یاد دارید که در آغاز دولت آزادی و پرواز چه عهدها با چیز بسته و چه فرم ها امضا کردید و چه ماموریت ها تحت لوای تابستان و به رهبری ارنی مک میلان فقید و در راه رسیدن به آزادی و پرواز انجام دادید.

آفرین بر غیرتتان!

اما از خود نپرسیدید که ارنی چه شد و هافلپاف کیست و چرا دیگر خبری از ماموریت نشد؟
داستان هافلپاف و ارنی دردیست جانکاه که شمه ای از آن در همین رادیو تقدیمتان شد. جواب منفی ارنی به هافلپاف کینه هایی شتری را در قلب این پیرزن زشت ایجاد نمود که به بهای جان ارنی عزیزمان تمام شد.

اکنون برای آرامش روح ارنی و تجدید عهدی که بستیم شما را به ستاد مقاومت مردمی آزکابان دعوت می کنم تا بار دیگر دست در دست یکدیگر داده و آزادی و پرواز را به مردم مظلوممان که رایشان با قساوت تمام نادیده گرفته شده بازگردانیم.

و اما شما؛ ساحرگان محترم!

آیا به یاد دارید که اتحاد ساحرگان و احقاق حقوق این قشر ستمدیده جزو اولویت های کاری دولت آزادی و پرواز بود؟
و آیا به یاد دارید که در دولت قبل از ما وضعیت ساحرگان چه اسفناک بود؟
و آیا به یاد دارید که وزیر دولت قبل بگمن بود؟
و آیا می دانید که امروز بگمن در میان خس و خاشاک معلق است؟
و آیا می دانید که در انتصابات آینده این دیکتاتور بالفطره کرسی مقدس وزارت را مجددا در اختیار گرفته و تمامی آن فجایع تکرار خواهد شد؟

برگردید به پرواز!
برگردید به چیز!
برگردید به آزکابان!

و با پیوستن به ستاد مقاومت مردمی موسوم به ارتش آزاد آزکابان، به تابستان سلامی دوباره کنید!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!

هورکراکس را به خاطر بسپار؛ ولدمورت مردنیست!
پاسخ به: رادیو وزارت!
ارسال شده در: دوشنبه 2 دی 1392 23:46
نمایش جزئیات
آفلاین
هلا آمبر که گیج و ویج هستی
نگو دل را به "چیز" مورف بستی
بدیدم دوش منت می کشیدی
پی وی نقشه هایی می کشیدی
بگفتی گر تو را بستاند امروز
نمایی زوپس را بهرش تو میسور
سرت بی چیز مانده، بی کلاهی
کلاه وی به جرم "چیز" خواهی؟
نگیرد او تو را گوید که زشتی
ازین جلف بازیات آخر چه کِشتی؟
برو عبرت بگیر از بخت عله
نباشد این منو جز پشم گله

================

ولی به هرحال، باشد که وزارت نباشد!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
هه!
پاسخ به: رادیو وزارت!
ارسال شده در: دوشنبه 2 دی 1392 22:30
نمایش جزئیات
آفلاین


شنوندگان عزیز! توجه فرمایید!
شنوندگان عزیز! توجه فرمایید!

این صدای دولت آزادی و پرواز است!


ملت غیور و شهیدپرور!
ملت مبارز!
ملت جادوگر و ساحره!
ملت ِ چیزدوست!
ملت تابستانی!

افسوس که بیش از این قدرت تحمل این بار گران را نداریم و باید یکی از بزرگترین جنایات ِ انجام شده را با شما در میان بگذاریم. چرا که این است منش ِ دولت ِ آزادی و پرواز! این است منش ِ وزیر محبوب و مردمی! این است منش ِ دولت ِ ایستادگی و مقاومت!

ارنی مک‌میلان را چه کسی کشت؟! آیا از خودتان نپرسیدید که چه به سر معاون وزیر آمد؟ چه کسی این مهره‌ی استراتژیک و قدرتمند ِ وزارت را از دور خارج کرد؟!

ملت جادوگر! ملت ساحره! گناه قتل ِ این جوان شریف به گردن ِ کسی نیست جز:


هلگا هافلپاف



دولت آزادی و پرواز پس از اطلاع از این جنایت، مطابق با اسمی که داشت تلاش کرد این مجرم را به جامعه برگرداند. تبدیل به عضوی مفید کند! مجرم، مجرم نیست! بیمار است! تلاش کرد بیماری این فرد را درمان کند!

ولی بدانید و آگاه باشید که هلگا هافلپاف عنصری خطرناک است! بدانید و آگاه باشید تلاش‌های دولت آزادی و پرواز نتیجه نداد و بدانید و آگاه باشید که هرآن ممکن است به شما حمله‌ور گردد و به سرنوشت ِ ارنی ِ مرحوم دچار گردید..


خششش... خششش... پارازیــــــــــت...!


زوپس! بلاک! زمستان! دیگر اثر ندارد!
حتی اگر شب و روز.. خششش... بر ما برف ببارد...!


افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
دوستش بدارید که آنچه می‌توانست، انجام داد تا دوستش بدارند...
پاسخ به: رادیو وزارت!
ارسال شده در: دوشنبه 2 دی 1392 21:06
نمایش جزئیات
آفلاین
شنوندگان عزیز! توجه فرمایید!
شنوندگان عزیز! توجه فرمایید!

این صدای دولت آزادی و پرواز است! این صدای وزیر مورفین گانت است!


ملت غیور پرور! شلام!

شلام بر شما چیزدوستان!
شلام بر شما آزادی خواهان!
شلام بر شما پروازطلبان!

امروز بر همگان ثابت شد که استکبار زوپس و در راس آن بانو دلوی رشوه خوار، تاب تحمل یک دولت موفق مردمی را نداشته و در اندیشه های شیطانی خود به فکر سرنگون نمودن آرای مردم و ایجاد یک رژیم وابسته به زوپس می باشد.

غیورپروران!

به شما اعلام شد که کودتا شده!
به شما اعلام گردید که وزیر سرنگون گشته!
به شما اعلام کردند که مورفین از وزارتخانه فرار کرده و کلاه مقدس وزارت را به کودتاچیان سپرده و از سلامت وی هیچ اطلاعی در دست نیست و احتمالا کشته شده!

ای ملت چیزدوست!

بدانید که کودتا دروغ است!
بدانید که بنده سفت و محکم کلاه را چسبیده ام و عمرا ول نمی کنم!
و بدانید که من هنوزم زنده ام و زنده بودنم خاریست به چشم نامردمان زوال پرست!

ملت آزاد!

بدانید که تحرکات ناچیز آمبریج یک جنگ روانی بیش نیست و اوضاع کاملا تحت کنترل است و بنده از دفتر خودم در وزارتخانه بر تمام تحرکات مذبوحانه ی این عنصر نامطلوب اشراف داشته و به زودی زود این بوق های استکبار را نیز که آرامش روانی را از جامعه گرفته خاموش خواهم نمود. فلذا از شما عزیزان درخواست دارم آرامش خود را حفظ کرده و کوچکترین نگرانی به خود راه ندهید و بدانید این مختصر تحرکات آمبریج و دار و دسته اش در سطح جامعه نیز خس و خاشاکی بیش نیست و به لطف رفتگران وزارت دو روزه جمع خواهد شد.

زنده باد آزادی!
زنده باد تابستان!
زنده باد پرواز!
زنده باد چیز!

- جناب وزیر! یه عده چماق به دست دارن به ساختمون رادیو نزدیک میشن، چکار کنیم؟!
- اینو وسط نطق من باید داد بزنی نفله؟!... دروغ میگه ملت! هیچ خبری نیست. اتوبوس شوالیه بود، رد شد. شما آرامش خودتون رو حفظ کنید!... 4 تا آهنگ ملی پخش کن ملت بدونن خبری نیست خب...

ای مورفیــــــــــــــــــن! وزیر امید!
از کابینه ات آزادی و پرواز بردمید!
بنگر کزین ره پر چیز!
تابستان چطوری رسید!

لای لای لای لای لای لای لای لای لای
لای لای لای لای لای لای لای لای لای

اگر چه دلهـا کم چیز اســـت شکـــوه شــــادی سرریز است
تابستان ما گلـگـــون اســــت که دست دلو در خون است
ای مورفین! دولتت آباد! تابستان نصیــــب تــــو بـــــاد !

لای لای لای لای لای لای لای لای لای
لای لای لای لای لای لای لای لای لای

راه ما، راه چیز، راه آزادیست! تابستان تابستان رمــز پروازیست!

چیز و آزادی جاودانه بر همه جهان ، خوش باد
یادگار خوب تابستان! ای مورفین!

ای مورفین شادمان! در دفترت شکفـتـــه بـاش!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!

هورکراکس را به خاطر بسپار؛ ولدمورت مردنیست!