مایکل کرنر با آه های سوزناک بالیوودی گوشه ی تالار نشسته بود و چون سیگار کشیدن ممنوع بود، به این حالت
هی نفس های عمیق می کشید و با شدت می داد بیرون تا حس سیگار کشیدن بهش دست بده. بعد از نیم ساعت زور زدن، به دلیل تنفس زیاد بیهوش شد.
ناگهان نوری تابیدن گرفتندی و از سومین سنگ از منتهاالیه شرقی دیوار تالار، حاج تراورز بیرون پریدندی و آهنگ گادفاذر و قیصر به طور همزمان پخش شدندی.
حاج تراورز تابی به سیبیل های بسیار خفنش داد، شیکم مبارک را بالا داده و بعد از انجام عملیات آسلام مدارانه ی تنفس دهان به دهان و ترکاندن صورت مایکل کرنر با کشیده های به سان لگد خر
، لبخندی رضایت بخش نیز زندندنی حتی.
مایکل کرنر بعد از تف کردن محتویات دهان مبارک حاج تراورز که شامل پیاز، پوست گوجه و نون سنگک بود، دوباره شروع کرد به ناله های بالیوودی:
-عجبا، شگفتا... عِی...
حاج تراورز که جوانک را مغموم دید و فهمید اگر درختی هم بود، جوان بر آن تکیه می زد، پرسید:
-حاجی چی شده؟
ماکیل کرنر به حاج تراورز با ابهت نگاهی انداخت و گفت:
-حاجی... حاجی... کفشامو خوردن! نیگا!
و با یه حالت مزخرفی پاهاشو بالا آورد. حاج عاقا تراورز به جورابهای سبز مایکل نگاهی انداخت و گفت:
-چرا سبز می پوشی؟ نکنه با آسلام نیستی و آستکبار مداری؟ هین؟
-نه حاج عاقا. اینا سفیدن، نمی دونم چرا سبز می شن فقط.
-ها، یحتمل باید یه ربطی به بویی که می ده داشته باشه. ولی خودمم نیم دانم والا.
و در گوشه ی تالار، همچنان لودو الکی ول می پلکید و خودش رو آبی و سبز و قرمز و اینا می کرد تا خودشو لو بده، اما ریونی ها اونقدر آسلام مدار بودن که سرشون رو بندازن پایین و به نامحرم ننگرندی.
حاج تراورز که جوانک را مغموم یافتندیده بودندی، تبسمی نمود و فرمود:
-پاشو، پاشو جمع و جور کن خودتو بریم برات آل استار بخرم. یه دست فروش اومده، آل استار ارزون می ده. بریم بخرم برات.
و لودو هم به همین دلیل مثل آل استار به رنگ قرمز و بنفش در اومد.
چندی بعد، کاناپه:
گلرت در مدیتیشن خرناس می کشید و خواب های آسلام مدارانه از ایالت تگزاس می دید که ناگهان غرّشی از سرزمین اروگوئه که از نوک خط MSN در لالیگا می آمد، باعث شد تا اندکی باد از خویش خارج نموده، فضا را هم معطر کرده و جا به جا شوند. ریونی ها نیز که به خویشتن نمی نگریستند هم زیرلب حرف هایی از موجودی که در فیری تیل های کودکی می شنیدند، زدند. موجودی که اگر شب خواب شوتبال می دیدی، می امد و تو را گاز می گرفت...
پ.ن: :/ دیگه شرمنده ی اخلاق ورزشیتون :/
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
مرکز رسانه
خروج

ریتا هم سی و نه درصد، جمعاً می شیم 99 درصد ایفا


درمیاد و جلو میره و به تیکه ای از تشک که دور از چشم دافنه مونده بود و تیکه پاره شده بود و پراش بیرون ریخته بود و آش و لاش و اینا شده بود، اشاره میکنه.















؛ در ضمن! کسی که مشکل داره توئی نه من. همه می دونن لینی وارنر کتاب گریفی بوده! اما بروکل هرست کتاب ریونی! :zogh: