- مجبورن بخورن میفهمی؟ مجبور!

و مشغول جمع کردن بساطی که پهن کردن میشه. مورگانا رو دو پاش وایمیسه و با دیدن ملتی که هرلحظه نزدیک تر میشدن با نگرانی میگه:
- زودباش الان میرسن.
هکتور به دنبال مورگانا راه میفته، اما پیش از رفتن آخرین توصیه رو به مرگخواران ـه تسترال میکنه.(مطمئنا با کمی تامل به وضوح متوجه میشین که این یک عدد فحش نبود که نثار مرگخواران شد!)
- اینو میبینین؟
اشارهای به ظرف کاه میکنه.
- شمارو از نبوغ دامبلدور در مورد سرنوشت شومتون در آینده حفظ میکنه! 100% تضمینی! با هفت روز مهلتـ...
اما پیش از اینکه هکتور بخواد حرفشو کامل کنه، توسط مورگانا کشیده میشه و هردو از صحنه حذف میشن. مرگخواران تسترال با انزجار نگاهی به سطل کاهی که جلوشون قرار گرفته میندازن. از یه طرف اصلا کاه تغذیه ی مناسبی برای وجود تسترالشون نبود و از طرفی چندان به معجون هکتور ایمان نداشتن.
با ظاهر شدن سایههای افرادی که به دستور نویسنده اینقدر رسیدنشون به اونجا طول کشیده بود، تسترالها که راه دیگهای پیش روی خودشون نمیبینن در حالی که عمیقا تو دلشون واسه خودشون افسوس میخوردن قدمی به جلو برمیدارن و کاهارو درسته میبلعن بلکه مزهی بدش کمتر به چشم بیاد.
- هاگرید؟ تو کاه به خورد این بدبختا میدی؟

هاگرید با تعجب به تسترالهای عقبی که به خاطر تسترالهای جلویی دسترسیشون برای رسیدن به سطل کاخ دشوار شده بود نگاه میندازه. به تلاشهای بسیارشون برای کنار زدن

الان انتظار ندارین که به خاطر این مسئلهی بوجود اومده سوژه رو کش بدم؟ هاگرید ترجیح میده در این لحظه اصلا به این موضوع فکر نکنه و به جاش هرچه سریع تر تسترالارو با خودش ببره. دیگه وقت شروع مسابقه بود ...
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
مرکز رسانه
خروج






مسابقات تسترال سواری ویژه دانش آموزان هاگوارتز یه مهمون ویژه خواهد داشت، و اون کسی نیست جز هری پاتر پسری که زنده موند!
نگاه می کنن! به محض اینکه هری به سکوی سخنران رسید پچ پچی بین دانش آموزا شروع شد.






.
