نقل قول:
این حرف از ته کوچه میومد.
البته حرف از جایی نمیاد...اون صداست که میاد.(یا به گوش می رسه.)
نقل قول:
وقتی که همه با تعجب برگشتن تا ببینن که چه کسی این طور مانع شروع مسابقه شده ، دیدن که سیوروس اسنیپ با وقار وزارت تازه کسب شدش و با کلاهی این شکلی (کلاه خراب تر از این نداشتین بدین به وزرا؟) جلوی آگوستوس ویساده بود.
جمله خیلی طولانیه...همین طولانی بودنش باعث می شه احتمال اشتباه بالا بره. همونطور که شما هم اشتباه کردین. زمان فعل هاتون با هم هماهنگ نیستن. اگه همین متن رو با جمله های کوتاه تر می نوشتین شاید این اتفاق نمیفتاد. مثلا:
همه با تعجب برگشتن تا ببینن که چه کسی این طور مانع شروع مسابقه شده! سیوروس اسنیپ رو دیدن که با وقار وزارت تازه کسب شدش، با کلاهی این شکلی (کلاه خراب تر از این نداشتین بدین به وزرا؟) جلوی آگوستوس وایساده.
ایده وارد کردن سیوروس در این مرحله که بحث از "وزیر" شد فوق العاده بود. این ایده ها خیلی مهمن. نوشتن رو می شه یاد گرفت. ولی این جزو چیزاییه که خودتون باید حداقل یه ذره استعدادشو داشته باشین...که خوشبختانه دارین!
نقل قول:
خواصی
خاصی!...اینو قبلا هم گفته بودم ها!
نقل قول:
اسنیپ که داشت از ورود غیر منتظرش لذت خاصی میبرد رداشو صاف کرد و با تکبر خواصی به راکوود نگاه کرد.
- تنها وزیر سحر و جادو من هستم ! ...البته سیریش هم هستاما فعلا بهش کاری نداریم !
من نمیتونم اجازه بدم که کسی به غیر از من و سیریش نقش وزیر رو تو این مملکت ایفا کنه در نتیجه این مهره را از بازی شطرنج حذف میکنم!
این دیالوگتون عالی بود. شخصیت اسنیپ نه در کتاب و نه در سایت شخصیت چندان شوخی نداره. اضافه کردن طنز به این شخصیت(با وجود سوژه ساز بودنش) کار ظریفیه. شما این کار رو به خوبی انجام دادین. شکلک هایی که وسط جمله زدین لازم بودن. وظیفه شونو به خوبی انجام دادن و حالت اسنیپ رو به خواننده منتقل کردن.
حذف کردن مهره وزیر هم یکی از همون ایده های خیلی خوب بود.
حضور صوتی (!) لرد و به هم خوردن مسابقه حرکت به جایی بود! سوژه اصلا ربطی به شطرنج نداشت...به این سمت منحرف شد و سوژه اصلی کم کم فراموش شد. یه حرکت مفید دیگه ای که می تونستین انجام بدین این بود که در پایان پستتون سوژه اصلی رو یاد آوری کنین که نفرات بعدی مسیر درست رو ادامه بدن.
نقل قول:
و با گفتن این حرف سوار شاهینش شد و در حالی که شاهین به زحمت نفس نفس میزد و سعی میکرد که وزن اگ را حمل کنه از محل حوادث دور شد.
این صحنه عالی بود. شاید اولین بار بود که از شاهین آگوستوس به این خوبی و خلاقیت استفاده شده بود. استفاده تون از شخصیت وینکی و مسلسلش هم خیلی خوب بود. اگه روزی اژدهایی به جایی حمله کنه عکس العمل وینکی چیزی جز این نمیشه!
پست شما خوب بود. طنزش خوب بود. شخصیت هاش خوب بودن. سوژه رو خوب پیش بردین و تا جایی که ممکن بوده اصلاحش کردین. برای راحتی بقیه اگه دوباره به مسیر اصلی برش می گردوندین شاید بهتر می شد .چون سوژه داره فراموش می شه. ولی به همین شکل هم به اندازه کافی کار مفید انجام دادین!
خوب بود.
موفق باشید.
_______________________________________
بررسی پست شماره 312 گورستان ریدل ها، مارمولک!:
این سوژه خوبه...ولی احتیاج به کمی تکون خوردن داره! بعضی از سوژه ها به این مرحله می رسن که ملت دور خودشون می چرخن و کسی جرات نمی کنه قدم بعدی رو برداره. اینجا باید دل رو به دریا زد و اون قدم رو برداشت!
نقل قول:
هکتور دوباره شروع کرد به پر کردن لیوان ها و پشت سر هم اونا رو میچپوند دست اشخاصی که دور و برش بودن.
صدای خرخری به گوشش رسید. به پشت سرش نگاه کرد و جز چند اشکال مبهم از اشخاص ، چیزی ندید.
- بچه ها؟ ... شماها یه صدای خرخری نشنیدین؟
چند شکل مبهم یا اشکال مبهم!... چند اشکال اشتباهه.
این صحنه جالب بود. اونقدر که خواننده آرزو می کنه به این سرعت ازش رد نمی شدین. هکتور می تونست کمی بیشتر با زامبیا حرف بزنه! یا حتی با خودش. هکتور شخصیت جالبیه. به تنهایی هم می تونه سرگرم کننده باشه.
ترولتون خوب بود...به جای یه پاراگراف از یه شکل استفاده کردین. و من فکر می کنم این کارتون اون صحنه رو بهتر از جملات منتقل کرده. یه کار جدید در جای مناسبی انجام گرفته و نتیجه خوبی هم بوجود اومده.
نقل قول:
چشمانش را بست و سعی کرد خونسردی خودشو حفظ کنه.
- لرد ولدمورت از الفاظ توهین آمیز استفاده نمی کنن!
معمولا از اینکه جمله هایی که در قسمت های غیر ایفای نقش گفته می شه در رول ها استفاده بشن استقبال می کنم...ولی اینجا...شاید بهتر بود اینقدر مستقیم گفته نمی شد. مثلا لرد به جای اینکه اینو به زبون بیاره بهش فکر می کرد. فکر می کرد که لرد از الفاظ توهین آمیز استفاده نمی کنه و خشمش رو کنترل می کرد. اگه یه سفید اینو نوشته بود احتمالا ایراد نمی گرفتم.
زنده شدن مرده های گورستان ریدل قبلا هم اتفاق افتاده. تفاوتی که شما ایجاد کردین اینجا بود:
نقل قول:
از بنیانگذار محفل تا آخرین عضو پذرفته شده همگی مقابل لرد تعظیم کردن.
اینکه جسد بنیانگذار محفل تو گورستان ریدل ها چیکار می کرد یا آخرین عضو پذیرفته شده چرا کشته شده، همه قابل توجیه هستن...اتفاقا می تونن سوژه های خوبی رو هم ایجاد کنن. نفرات بعدی می تونن از این سوژه های کوچیک و فرعی استفاده کنن و درباره شون توضیح بدن.
سوژه رو خوب پیش بردین. از ترولتون هم خوب استفاده کردین.از شخصیت مارمولکی آشا هم می شه برای سوژه های گورستان استفاده کرد. در سوژه هایی که موقعیتش وجود داره این کارو انجام بدین.
خوب بود.
مارمولک باشید.
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
خروج

اما فعلا بهش کاری نداریم !
من نمیتونم اجازه بدم که کسی به غیر از من و سیریش نقش وزیر رو تو این مملکت ایفا کنه در نتیجه این مهره را از بازی شطرنج حذف میکنم!


