پست اجرای دوم جایگزین آماندا
- گرمه!

- خب نقابتو در بیار!

- نمیتونم اونطوری اصلاً!

آرسینوس در حالی که میکوشید بدون شل کردن کراواتش یقه ردایش را گشاد کند، این را گفت و عاجزانه به اطراف نگاه کرد. کلوپ جادوگران آن روز حسابی خلوت بود که البته با وجود کولر خرابش و هوای بسیار گرم، کاملاً منطقی بود.
آرسینوس دوباره با ناراحتی به یوآن که مقابلش نشسته بود و ناخنهای سیاه روباهیش را سوهان میکشید، نگاه کرد.
سپس در همان زمان بود که در کلوپ باز شد و لیسا، آنانیو، آماندا و جیمز وارد کلوپ شدند و یک راست آمدند به سمت میز آرسینوس و یوآن، ابتدا یوآن را به زیر میز راندند، سپس آرسینوس را به گوشه صندلی پرتاب کردند و خودشان در کمال آرامش نشستند.
جن خانگی پیشخدمت کلوپ، به سرعت، در حالی که پاهای پرانتزیاش چندتا صندلی و میز را واژگون کردند، آمد سروقتشان تا سفارش بگیرد.
- شیش تا نوشیدنی تگری خنک.

- قربان، کلوپ نتونست شیش تا نوشیدنی خنک تقدیم کرد، یخچال هم همراه کولر به فنا رفته بود.

- خب پس وایسا همینجا فوتمون کن.

و جن خانگی بیچاره همانجا ایستاد و با دهان کوچکش شروع کرد به فوت کردن آن شش نفر که آمده بودند تا مرحله دوم مسابقه پانتومیم را انجام دهند!
اینبار نوبت آماندا بود که اجرا کند.
او از جا بلند شد و نفس عمیقی کشید. سپس خود را خم کرد و تلاش کرد هیکلش را بسیار کوچک جلوه دهد.
آماندا پس از آنکه خودش را بسیار خم و راست و کوچک کرد، رفت پشت پیشخوان و زمانی که جادوگر پشت پیشخوان به او سلام کرد، از خجالت بسیار سرخ و سفید شد و برگشت پیش رفقایش. وی پس از نشان دادن ریزنقشی و خجالت، رفت پشت پیشخوان شروع کرد به فضولی کردن در صندوق که البته با داد و فریاد فروشنده کلوپ رو به رو شد و به سرعت بازگشت.
آماندا پس از بازگشت، با نگاههای حاکی از نفهمیدن تیم حدس زننده رو به رو شد، پس به ناچار گفت:
- بابا... اول اینکه خیلی ریزنقشه، ولی در عین حال تو یه فاجعه نقش پررنگی داشته و زده کلی پارادوکس زمانی مکانی ایجاد کرده. دوم اینکه خجالتیه تقریباً. سوم اینکه سنت شکنه. چهار اینکه یه شخصه و پنجم هم اینکه اسمش سه بخشیه! حالا اگر گفتید کیه؟
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
مرکز رسانه
خروج


















