جادوگران جادوگران | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز
×

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده
×

آنلاین‌ها

16 کاربر(ها) آنلاین هستند (7 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
14
مهمانان
2
اعضا
×

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

×

شبکه پرواز

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس
wand

پیام امروز

wand
جدال‌ها در کوچه‌ی دیاگون!

جدال‌ها در کوچه‌ی دیاگون!

ایزابل مک‌دوگال 1405/03/09 03:30  105 خواندن  بدون نظر 
یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

تلما هلمز 1405/03/02 03:30  219 خواندن  بدون نظر 
اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

ایزابل مک‌دوگال 1405/02/30 03:30  223 خواندن  بدون نظر 
پیوندشان مبارک!

پیوندشان مبارک!

آکی سوگیاما 1405/02/27 03:30  311 خواندن  7 نظر(ها) 
آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

مرگ 1405/02/26 03:30  213 خواندن  1 نظر 
مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
پاسخ به: نقدستان محفل ققنوس
ارسال شده در: یکشنبه 12 آذر 1396 16:43
نمایش جزئیات
آفلاین
در خواست نقد.

ممنون.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
عشق نیروی وحشتناکی است. نیرویی که مثل یک تیر در قلبتان فرو می رود و زهرش آرام آرام همه ی وجودتان را می گیرد.

یک روز چشم هایتان را باز می کنید و می بینید عاشق شده اید. عاشقی که همه ی وجود و هستی اش ، همه ی ذهن و نیرویش همه ی آرمان ها و همه ی زندگی و دنیایش در چنگال معشوقی گرفتار شده.
وقتی به خود می آیید که می بینید تبدیل عروسک خیمه شب بازی ای شده اید که معشوق نخ هایش را در دست دارد.

خوشحالم که هیچ وقت در این مرداب فرو نرفتم.
پاسخ به: نقدستان محفل ققنوس
ارسال شده در: جمعه 5 آبان 1396 00:30
نمایش جزئیات
آفلاین
نقد پست 75 شوالیه های سپید نوشته شده توسط شما ایچیکاوا


طنز اول پستت بسیار قشنگ بود، هم از این نظر که از شخصیت های حاضر در اتاق به خوبی استفاده کردی و هم اینکه هر کدوم رو با توجه به اتفاقاتی که تو پست های قبلی افتاده بود پرورش دادی و اتفاقات رو خنده دار کردی. به همین راحتی میشه طنز نوشت، همین که سوژه داستان رو بگیری، اینکه دامبلدور داره میمیره و میخواد یه سری چیزهای جدید تجربه کنه اینکه دیگه پولی برای ققنوس نداره و اون بیچاره باید بره خودش کار کنه تا پولش رو در بیاره.

اما در ادامه داستان، مخصوصا تو دیالوگ ها درجه ای که دامبلدور رو به دلقک نزدیک کردی جالب نبود ، شخصیت دامبلدور رو زیر سوال برده بودی.
فرقی که تو طنز فضاسازی و دیالوگ هست اینه که فضاسازی نظر نویسندس. نویسنده از دید خودش داره شرایط رو توصیف میکنه ، مثل کار خودت که خوش بینی دامبلدور رو به موز پوست سیاه مقایسه و مسخرش کرده بودی. اونجا خیلی به جا و به موقع بود. تو توصیف و فضاسازی، دست شما باز هست که اونجوری که تصور میکنی محیط رو از دید خودت توصیف کنی. اگر مرگخواری و فک میکنی که خونه ویزلی ها به صورت احمقانه دکور شده ، نظر خودته. ولی تو دیالوگ نباید مالی رو بیاری که خودشم خونش رو احمقانه در نظر میگیره. چون دیالوگ دیگه نظر نویسنده نیست، شخصیت رو به صورت مستقیم میرسونه. اسنیپ میتونه روغن از موهای چربش بریزه ولی موقع دیالوگ همچنان جدی هست و نمیاد به دامبلدور جوک بگه. چند تا مثال زدم که متوجه شی دقیقا منظورم چیه.

نقل قول:
اما خب جبر زمانه و کمبود بودجه‌ی محفل باعث شده بود که برود در اسنپ ثبت نام کند و بشود اسنپ محل و از صبح تا شب برای یک لقمه نان مسافر جابه‌جا کند. به هر حال زندگی هزینه داشت و دامبلدور هم از وقتی فهمیده بود رو به موت است دیگر همه هزینه هایش را برای ققنوس نبود.


میتونستی جمله بندی خیلی بهتری استفاده کنی. خیلی وقت ها میشه که خود من پستی مینویسم و جمله بندیش به نظرم خوب هست ولی بعدا یکی بهم میگه که اینجوری مینوشتی بهتره. جمله بندی کلا کار سختیه و بعضی اوقات به نظر خودمون میرسه که خوب باشه. حتی اگر 10 بار هم از روش بخونیم فک میکنیم که مشکلی نداره. برای همین از دید یه نفر دیگه و نقد کننده برای مثال ، این ایرادات بهتر میتونه گرفته بشه. پایین یه نمونه از همین جمله ولی جوری که بهتر میشد نوشتش آوردم.

از وقتی فهمیده بود رو به موت است دیگر برای ققنوس هزینه ای نمیکرد.

یه مشکل دیگه ای که نظرم رو خیلی جذب کرد، ساختار پستت بود. از نظر زیبایی پست زیاد جالب به نظر نمیرسه. چون اینتر زیاد استفاده کردی، بین دیالوگ ها، بین فضاسازی ها، بین فضاسازی و دیالوگ ها. انگار هر پاراگراف یا تک دیالوگی که نوشتی دو تا اینتر هم زدی.
سعی کن فضاسازی ها رو بدون اینتر اضافی بنویسی مگراینکه خیلی به هم نامربوط هستن. دو تا پاراگراف فضاسازی رو میتونی فقط با یه اینتر از هم جدا کنی. مثل پایین :

محفلی که دقیقا وسط محوطه افتاده بود شروع به تکاندن لباس هایش کرد.
در همین حین ققنوس با عصبانیت درون قفسش رفت و در را محکم بست. به هر حال او ققنوس بود و خفن بود و اشکش جادویی بود و پرش جادویی بود و کلا جادو از دم و پرش چکه میکرد.
اما خب جبر زمانه و کمبود بودجه‌ی محفل باعث شده بود که برود در اسنپ ثبت نام کند و بشود اسنپ محل و از صبح تا شب برای یک لقمه نان مسافر جابه‌جا کند. به هر حال زندگی هزینه داشت و دامبلدور هم از وقتی فهمیده بود رو به موت است دیگر همه هزینه هایش را برای ققنوس نبود.
دامبلدور خیلی دلش میخواست ققنوسش را ناز کند و برایش"هر بار این درو، محکم نبند نرو" بخواند ولی دامبلدور هم دامبلدور بود. مشکلات مهم خودش را داشت. ممکن بود تا چند روز دیگر دیار فانی را وداع کند و هنوز سوشی نخورده بود. هنوز دیزنی لند نرفته بود. هنوز چند تا چوب جدا نداده بود دست محفلیا که بشکنن و بعد چند تا چوب با هم بده و نشکنن و کلی درس آموزنده بگیرند. البته ممکن بود محفلی ها چوب های جدارا هم نشکنن چون اگر شما هم تمام عمر سوپ پیاز بخورید همین که توانایی حرکت دارید شایسته قدردانی است.


زیبایی پست خیلی خیلی خیلی خیلی مهمه. چون اگر پست بهم ریخته به نظر برسه ، خواننده اصلا طرفش نمیاد که بخونه.


در کل پستت خیلی خوب بود، فضاسازی هات که قبلا گفتم عالی بودن. اینکه چرا سیریوس هم نمیتونه بره به دامبلدور کمک کنه رو خیلی خوب مطرح کرده بودی و منطقی به نظر میرسید. یعنی چیزی که تو کتاب هست رو جوری نشون دادی که هرکی بخونه فک میکنه راس میگه این مسائل رو بدتر کرده که بهتر نکرده. یه دید جدیدی به اتفاقات کتاب هست در واقع که خیلی جالب بود. من شخصا خودم به اینجور دید جدید و متفاوت به اتفاقات کتاب خیلی علاقه دارم و به نظرم در پست های بعدی هم سعی کن ادامشون بدی.


در پناه عشق موفق باشی ، پسرم.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
پاسخ به: نقدستان محفل ققنوس
ارسال شده در: پنجشنبه 4 آبان 1396 23:51
نمایش جزئیات
آفلاین
سلام.
خب...میشه ایشونو نقد کنید تا من بفهمم با خودم چند چندم در حال حاضر

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
پاسخ به: نقدستان محفل ققنوس
ارسال شده در: سه‌شنبه 4 مهر 1396 00:37
نمایش جزئیات
آفلاین
نقد چی کشک چی؟
الان من بهت بگم وسط فضاسازی شکلک همر نزن، تو نمیزنی؟
اصن چرا باید بگم؟
رطب خورده منع رطب کند که چی بشه؟

درضمن ممنون بابت لینک کردن پستت.

نقد پست شماره 267 بحث های سر میز غذای هرمیون گرنجر.


اول اینکه یه چیزی بگم بی‌ربط با این پست.
شاید فکر کنی فقط تویی که شناختی راجع به اعضا نداری و علتش هم غیبتته.
به نظرم اینطور نیست! من به شخصه از شناخت ویژگی های بعضی از اعضا(حتی گاهی محفلی‌ها) عاجزم. تمام سعی ما اینه که سوژه هایی بزنیم که هرکی بیاد لااقل درباره‌ی خودش بنویسه. درباره‌ی اینکه خودش چطوری یه هم‌اتاقی پیدا میکنه. اینکه خودش چطوری غذای یک روز محفل رو می‌پزه و...
تا بالاخره با ویژگی های هم آشنا شیم و ازین غریبی در بیایم...

خب... پستت.
خوب بودش. به نظرم بعضی جاها می‌شد بیشتر مانور داد برای خنده‌دار کردنش ولی خودت گفتی که بیشر قصدت نشون دادن سفیدی بود. برای همین تا حدی توجیه میشه.

نقل قول:
دامبلمورت دستی به ریش های سفید بلندش کشید ، بعد دست به جای دماغش که از بین رفته بود و بعد چوب دستیش رو نوازشی کرد و پیش خودش فکر کرد.
-حداقل دیگه درگیری که دامبلدور یا ولدمورت این چوب دستی رو داشته باشه نداریم.


خیلی خوب بود. البته انتظار میرفت همر ببینیم ته دیالوگ!

نقل قول:
همینطور که عکسارو کنار میزد ، به پروفایل مرگخوارا رسید و این بار صفحات اینستاگرام اونارو نگاهی کرد. آرسینوس در حالی شکنجه یه بچه یتیم، کراب در حال کشتن حیوانات اهلی و لینی مشغول استفاده از منوی مدیریت برای شکنجه هرچه بیشتر جادوگران.


این بخشی بود که گفتم میتونست از نظر طنز بیشتر درباره‌ش مانور داده بشه. میتونستی بیشتر صحبت کنی درباره‌ش. اینکه توی bio شون چی نوشتن یا عکسای غیر قابل قبول گذاشتن و این جور ظرفیت هایی که اینستاگرام داره.
نقل قول:

آیا میشه هم ارباب مرگخوارا بود و هم یه محفلی ؟ اونم نه هر محفلی ، رهبرشون.

نمیشه. نمیشه. نمیشه. حتی یه دونشون هم نمیشه.

نقل قول:
مینروا از جاش بلند شد تا حرفی بزنه ولی کراب از این موقیت استفاده کرد و سریع رفت جاش نشست.
-پاشو باو اونجا جای منه.
-جای تو چیه ؟ من الان 2 هفتس اینجا نشستم و تکون نخوردم. حرفی میزنیا ، جای منه. خیالاتی شدی.

تیکه‌ی بامزه و دوست‌داشتنی ای بود.

نقل قول:
-بهترین راه حل اینه که یه مهمونی بزرگ بگیریم تو خونه ریدل ، همه خانواده هاتون رو هم دعوت کنید ، همه با هم یه غذایی بخوریم ، بگیم بخندیم تا با هم آشنا شیم.

تیکه ای که پستت رو منجی سوژه میکنه، همین دیالوگه. حسابی قاطی پاتی شده بود قضیه و نیاز به سوژه‌ی فرعی برای ادامه داشت. این سوژه‌ی فرعی خیلی گسترده‌ایه و علاوه بر اینکه قفل سوژه رو باز می‌کنه، مشت محکمیست بر دهان دشمنان رماتیسم که بر این باورند که نمیشه یک سوژه رو تا بینهایت ادامه داد.

خوب بود.
انتظار داشتم هرمیون با چراغ قوه وارد سالن سینما بشه و ولدمورت رو بکشه ولی ظاهرا خیلی ملایم شده پستات.
این نقد نبود.(چون حس میکنم در شرایط نقد نیستم.) صرفاً با لحنی که کاملا متفاوت با نقد هامه، یکم صحبت یک‌طرفه کردم.

موفق باشی.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
شاید از اون خوشتون نیاد، اما نمی تونید منکر این بشید ; دامبلدور استایل خاص خودشو داره!

پاسخ به: نقدستان محفل ققنوس
ارسال شده در: شنبه 1 مهر 1396 16:10
نمایش جزئیات
آفلاین
این پست رو بیزحمت یه نقدی بزنید. نمره کمتر از 20/20 هم قبول نخواهم کرد.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
همه‌چیز را می‌فهمم… جز آنچه باید احساس شود.
پاسخ به: نقدستان محفل ققنوس
ارسال شده در: شنبه 18 شهریور 1396 03:02
نمایش جزئیات
آفلاین
آملیا

ببخشید! ندیده بودم پستت رو...
چیزی نمشیه گفت. صرفاً عذر می‌خوام.


نقد دیرهنگام پست 133 خاطرات یاران ققنوس آملیا فیتلوورت

نتیجه نمیده. شما اولین نفر نیستید و آخرین نفر هم نخواهید بود که این ایده رو میزنه. برادر،خواهر،همسر،معشوق یا هرچیزی که آدم بسازتش، از دستش بده و غمش رو همیشه با خودش همراه داشته باشه. ایفا این رو نمی‌پذیره. ایفایی رو شاهدیم که خیلیا حتی حاضر نیستن شخصیت های موجود در سایت رو وارد رول هاشون کنن. نمیشه انتظار داشت که بیان و یه شخصیتی که اصلا توی ایفا نیست و نمی دونن چطوری صحبت میکنه یا رفتار میکنه رو واردش کنن.
همه تازه واردا باید سعی کنن اول خودشون رو وارد رول های سایت بکنن و انقدر این پروسه انرژی‌خواه خواهد بود که یحتمل دیگه هوس نمیکنن یک شخصیت خیالی دیگه رو هم واردش کنن.

مسئله بعدی نگارش شماست. جمله بندی ها و شکل و شمایل پستتون رضایت بخش و خوبه. از این نظر از اول هم خوب بودید و خیلی سریع به حد مطلوب رسیدید.

نقل قول:
مادوتا


ما دوتا

نقل قول:
منکه


من که

اینا خیلی ریزن ولی چه بهتر که رعایت بشه حالا که وقت صرف نوشته هاتون میکنید.

طنز خنده دار یا جدی احساسی؟ مسئله این است!
نباید زیگ‌زاگ بزنیم. تیکه های خیلی خنده دار وسط یک پست احساسی درست نیست.
نقل قول:
!باز تلسکوپمو برداشتی؟-

یه همچین طنز ملایمی قبوله، اما اون قضیه سس گوجه و تاکید دوباره بر روش، به نظر من زیادی برای اون فضای احساسی خنده دار بود. خواننده نمیدونه الان بخاطر جمله ی بامزه بخنده یا بخاطر جو داستان، سکوت کنه و این براش اذیت کننده میشه. بهتره که از همون اول، بدونیم که توی این پستمون قراره چیکار کنیم.

آخرین مسئله ای که یه مقدار جای بحث داره، نحوه برخورد شخصیت هاست. آملیای محفلی به برادرش میگه برو گمشو ولی برادر مرگخوار با عشق به خانواده نگاه میکنه و خواهرش رو درک میکنه. این ها متناقض هستن. مرگخواران و محفلیون تیم های فوتبال با رنگ های مختلف نیستند. گروه هایی با عقاید، آرمان ها و خلق و خوی مختلف هستند و هرکس که به عضویتشون در میاد، باید اون خلق و خوها رو رعایت کنه و اصلا باید اون خلق و خو هارو در خودش داشته باشه که به عضویت درشون متمایل بشه. جدا از این، رفتار شخصیت ها خیلی سرد و خواب آلود و در هاله ای از مه هستش. در برابر طوفان احساساتی که سراغشون میاد خیلی آروم واکنش نشون میدن. پدر که پکر نشسته. آملیا هم اول به برادرش میگه گمشو بعدا دلش تنگ میشه و میگه کاش بر می‌گشت. مادر صرفا یه حضور بی استفاده داره و...


خوب بود. موفق باشید!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
شاید از اون خوشتون نیاد، اما نمی تونید منکر این بشید ; دامبلدور استایل خاص خودشو داره!

پاسخ به: نقدستان محفل ققنوس
ارسال شده در: سه‌شنبه 31 مرداد 1396 23:13
نمایش جزئیات
آفلاین
پروف بی زحمت یه نقد دوستانه هم از این بهم بدین... فقط لطفا کلیه نکاتی که داره و نداره و باید داشته باشه بهم بدین مهم نیست کِی بتونین بهم بدینش!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
پاسخ به: نقدستان محفل ققنوس
ارسال شده در: چهارشنبه 25 مرداد 1396 16:21
نمایش جزئیات
آفلاین
نقد خیلی کوتاه ! پست شماره 396 کلبه‌ی سفید رز زلر

یه رول کوتاه و خوب بود.
خوندنش روان بود و جاهایی که خیلی توی ذوق بزنه نداشت.
یه سری نکات رو صرفا اشاره می‌کنم.
مورد اول، سبک نگارشتون هست.
شما برای خوش‌خوان کردن سبکتون، یک جور سبک کتابی اما خودمونی می نویسید. و خاص و خوبه، اما دقت کنید وقتی روی مرز راه می‌رید، ممکنه یکم اینور و اونور برید. یعنی یک‌دفعه خیلی کتابی یا کاملا عامیانه بنویسید.

نکته دوم، درباره‌ی ادامه دادن سوژه هست.
ما باید یاد بگیریم که شهید شدن سوژه دیگه اصلا ممکن نیست. سوژه ها جدیداً از همون ابتدا شهید شده متولد می‌شن. اگر دیدیدم پست قبلیمون به هر دلیلی به سوژه آسیب وارد کرده، نباید خیلی سریع بریم سراغ جارو کردن و بدتر از اون، نادیده گرفتنش.
خیلی کار زشتیه. نفر قبلی وقت گذاشته و رول نوشته، اونوقت با نادیده گرفتنش بهش توهین می‌کنیم. صرفا کافیه یک مقدار فکر کرد.
مثل رول شما! خیلی ساده تونست قضیه رو حل کنه و در عین حال رول قبلی رو هم نادیده نگیره.
این که فکر کنیم ما مهندس سوژه هستیم و برای خودمون تشخیص بدیم که این پست رو یا این تیکه رو نادیده می‌گیرم، خیلی خوب نیست.

موفق باشید.
خوب بود!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
شاید از اون خوشتون نیاد، اما نمی تونید منکر این بشید ; دامبلدور استایل خاص خودشو داره!

پاسخ به: نقدستان محفل ققنوس
ارسال شده در: سه‌شنبه 24 مرداد 1396 22:48
نمایش جزئیات
آفلاین
دافنه

پستی که یک منتقد دیگه نقد کرده رو نقد نمی‎‌کنم. یک پست باید توسط یک نفر نقد بشه که سر در گم نشید.
شما برای این پستتون توی تالار نقد درخواست دادید.
منتظر بمونید منتقد های همونجا نقدتون کنن.

رز

در جریان درگیری های من بودید! نقد رو براتون ارسال می‌کنم به زودی.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
شاید از اون خوشتون نیاد، اما نمی تونید منکر این بشید ; دامبلدور استایل خاص خودشو داره!

پاسخ به: نقدستان محفل ققنوس
ارسال شده در: سه‌شنبه 24 مرداد 1396 13:36
نمایش جزئیات
آفلاین
سلام!
ممنون من نقد قبلیرو متوجه شدم میشه لطفا اینم نقد کنید.
ممنون میشم.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
تصویر تغییر اندازه داده شده