تنظیمات نمایش
جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خوش آمدید، Guest
ورود
›
اینستاگرام
کمک میخوای؟ از ما بپرس!
آنلاینها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز
اینستاگرام
آنلاینها
49 کاربر(ها) آنلاین هستند (42 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
44
مهمانان
|
5
اعضا
کارت قورباغه شکلاتی
کارت قورباغه شکلاتی
پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران
شبکه پرواز
به شبکه پرواز خوش آمدید! شومینهها و دودکشها را باز کنید...
🦉
گالیون و انرژی جادویی خود را خرج کنید در:
خرید چوبدستی از
چوبدستی گستران
و اجرای طلسم در
اخگرهای نقرهای
| آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در
دخمه خاطرات
| خرید جاروی پرنده از
هفت دسته جارو
| خرید خوراکی و کالا از
زوپس مارکت جادوگران
| خرید معجون از
معجونسرای پاتیلطلا
| خرید اقلام شوخی از
شوخیکده فارس د ماره
| درمان یا پیشگیری از بیماری در
شفاخانه مرداب زیرین
| فعالیت در رسانههای ویدئویی، تصویری، صوتی و متنکوتاه جادوگران با خرید
اشتراک جادوگران پلاس
انتخابات وزارت
انتخابات بیستویکمین دورهٔ وزارت سحر و جادو آغاز شد
نامنویسی نامزدهای وزارت آغاز شده است. اگر آمادهاید برنامههایتان را با جامعهٔ جادوگری در میان بگذارید، همین حالا برای نامزدی اقدام کنید.
مهلت ثبتنام: ۲ تا ۵ مهر
نامنویسی نامزدها
۰روز
۰۰ساعت
۰۰دقیقه
۰۰ثانیه
مدرسه علوم و فنون جادویی هاگوارتز - ترم 30
❖ امتیازات خانهها ❖
❖ کلاسها ❖
کلاسهای اختصاصی
کلاسهای عمومی
❖ محوطه قلعه ❖
❖ لیگ کوییدیچ ❖
| برد | باخت | مساوی | امتیاز | تفاضل |
|---|
پیام امروز
آخرین گروهبندیها
ریونکلاو
گریفیندور
اسلیترین
كلاس طلسمها و وردهای جادویی
مشاهدهکنندگان این تاپیک:
1 کاربر مهمان
جزئیات کاربر

جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1394/05/31
تولد نقش: 1394/05/31
آخرین ورود: دوشنبه 11 مهر 1401 19:22
از: تو تالار
پستها:
265

جزئیات کاربر

افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
هافلپاف ایز خفن!
شیپور خواب رودولف دست منه!
صبحا زود بیدار شید شبا هم زود بخوابید!
مراقب تلسکوپ آملیا باشید!اصلا حوصله نداره!
ارباب
بعله!و باز هم بعله...
در پناه هلگا باشید.
همین...
شیپور خواب رودولف دست منه!
صبحا زود بیدار شید شبا هم زود بخوابید!
مراقب تلسکوپ آملیا باشید!اصلا حوصله نداره!
ارباب
بعله!و باز هم بعله...
در پناه هلگا باشید.

همین...




جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1393/11/27
تولد نقش: 1393/11/28
آخرین ورود: جمعه 20 شهریور 1405 17:56
از: ما چه خواهد ماند؟
پستها:
600

جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1395/06/25
تولد نقش: 1396/03/13
آخرین ورود: شنبه 14 خرداد 1401 10:21
از: پشت بوم محفل!
پستها:
503

جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1395/10/01
تولد نقش: 1395/10/02
آخرین ورود: دوشنبه 10 شهریور 1404 20:23
از: من فاصله بگیر! نمیخوام ریختتو ببینم.
پستها:
539

جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1396/04/11
تولد نقش: 1396/04/13
آخرین ورود: دوشنبه 23 مهر 1397 18:22
از: زیر سایه ارباب
پستها:
204

جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1393/03/15
تولد نقش: 1393/04/16
آخرین ورود: یکشنبه 29 شهریور 1405 18:55
از: رنجی خسته ام که از آن من نیست!
پستها:
1125

جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1396/03/26
تولد نقش: 1396/05/08
آخرین ورود: یکشنبه 9 مهر 1396 15:54
از: این دنیا اخرین چیزی که برایم باقی می ماند،خودم هستم.
پستها:
229

دافنه به سمت اتاق کار کلاوط بودلر رفت و در رو باز کرد و تکلیفش رو روی میز گذاشت و از اون جا دور شد.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!

جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1392/12/16
تولد نقش: 1396/04/16
آخرین ورود: چهارشنبه 6 مرداد 1400 23:41
از: دست ویولت و رکسان هر دو فریاد
پستها:
247

تدریس جلسهی آخر وردها و طلسمهای جادویی
حوالی ساعتِ 9 بود. فضای کلاسِ وردها و طلسمها، متشنجترین وضعیتش، از آن روز که یکی از اساتیدْ درسِ وردِ شکنجه داده بود، قرار داشت. همه در سکوت، با نگاههای خشمگین و انتقامجویانه به هم نگاه میکردند. میزانِ شوخیهای تسترالی، به مساوات تقسیم نشده بود و بعضی، بیشتر از آنکه دریافتکننده بوده باشند، حسابی سر به سر بقیه گذاشته بودند. همین، همه را خشمگین کرده بود. عدهای، تمامِ طولِ هفته را به انجام تکالیف سپری کرده بودند و حالا، مرلینمرلین میکردند تا خبری از تکالیفِ دشوار و زمانبر نباشد. آخر، برای «بعد از کلاس» برنامهها داشتند.
کلاوس بودلر، از درونِ راهروها میتوانست سکوتِ غریبِ کلاس را حس کند. عجیب بود. هیچگاه، هیچگاه کلاسش، پیش از حضورِ او در چنین آرامش و سکوتی نبود. نگران شد. قدمهایش را تندتر کرد و با خروشی غیرقابلِ منتظره، دربِ کلاس را باز کرد. وارد شد. سرها همه چرخید. در چشمِ بعضی میشد حسِ افتخار به تکالیفِ جلسهی پیش را دید. چشمانشان با دیدنِ استاد، برق زد. بعضیها اما، تلخکامتر از این حرفها بودند. با سرها و دستهای شکسته، صورتهای پر از جوش، و موهایِ رنگارنگِ بلند، روی نیمکتشان کِز کرده بودند.
کلاوس، پایش را که به کلاس گذاشت و آن صحنههای مهیب از بدنِ همه را دید، شوکه شد. آنقدر که به یکباره، قدمی به عقب برداشت. اصلاً انتظار چنین صحنهای را نداشت. ظاهراً آنها حسابی «آزادیِ در شوخی» را جدّی گرفته بودند. با دیدنِ نگاههای خشمگین و یا سربهزیر فرو رفتنِ بعضیها درونِ نیمکتشان، همانجا نظرش درموردِ تدریس آن جلسه عوض شد. نفسِ عمیقی کشید و سعی کرد برای حفظ ظاهر هم که شده خودش را بااعتماد به نفس نشان دهد. آرام به سمتِ تخته قدم برداشت. با اشارهی چوبدستی، و ضمنِ گفتنِ «سلام!» با صدای بلند، روی تخته نوشت: «دوئل! - دوئل کنید!»
گفت: «میدونم که شوخیهای از حد گذشتهی هفتهی پیش...» یک لحظه سکوت کرد و مشخصاً نگاهی خیره انداخت به دافنه و دورا. «... و ناتوانیِ بعضی در یک مرور به کتابخانه و یافتنِ ضدطلسمهای مناسب...» و این بار سعی کرد نگاهش هرجا جز نزدیکِ پروتی باشد، هرچند بقیّه بهراحتی توانستند منظورِ او را حدس بزنند. سریعتر ادامه داد:
- این شوخیها و ناتوانیهای -ضمناً غیرقابلِ قبول- باعث شدن که روابطِ بعضی از جادوآموزان شکرآب بشه! و یا به طورِ کلی، کسی ممکنه حسّ کنه لازمه انتقام بگیره. برای این جلسه، باید با هم دوئل کنید. باید در یکی از فضاهای دوئل، با رقیبتون روبرو بشید. پیروزی یا باخت، تنها با تواناییتون در استفاده از وردهای جادویی بر میگرده. مهارت و سرعتعملتون.
پس، برای جلسهی بعد:
به «میخانهی دیگ سوراخ» برید. همه چیز مهیاست. روبرو بشید. دوئل کنید!
----
در میخانه دیگ سوراخ، طبق شیوهای که نوشتم، دوئل خواهید کرد. لینکِ رولتون رو اینجا پست میکنید.
نقل قول:
حوالی ساعتِ 9 بود. فضای کلاسِ وردها و طلسمها، متشنجترین وضعیتش، از آن روز که یکی از اساتیدْ درسِ وردِ شکنجه داده بود، قرار داشت. همه در سکوت، با نگاههای خشمگین و انتقامجویانه به هم نگاه میکردند. میزانِ شوخیهای تسترالی، به مساوات تقسیم نشده بود و بعضی، بیشتر از آنکه دریافتکننده بوده باشند، حسابی سر به سر بقیه گذاشته بودند. همین، همه را خشمگین کرده بود. عدهای، تمامِ طولِ هفته را به انجام تکالیف سپری کرده بودند و حالا، مرلینمرلین میکردند تا خبری از تکالیفِ دشوار و زمانبر نباشد. آخر، برای «بعد از کلاس» برنامهها داشتند.
کلاوس بودلر، از درونِ راهروها میتوانست سکوتِ غریبِ کلاس را حس کند. عجیب بود. هیچگاه، هیچگاه کلاسش، پیش از حضورِ او در چنین آرامش و سکوتی نبود. نگران شد. قدمهایش را تندتر کرد و با خروشی غیرقابلِ منتظره، دربِ کلاس را باز کرد. وارد شد. سرها همه چرخید. در چشمِ بعضی میشد حسِ افتخار به تکالیفِ جلسهی پیش را دید. چشمانشان با دیدنِ استاد، برق زد. بعضیها اما، تلخکامتر از این حرفها بودند. با سرها و دستهای شکسته، صورتهای پر از جوش، و موهایِ رنگارنگِ بلند، روی نیمکتشان کِز کرده بودند.
کلاوس، پایش را که به کلاس گذاشت و آن صحنههای مهیب از بدنِ همه را دید، شوکه شد. آنقدر که به یکباره، قدمی به عقب برداشت. اصلاً انتظار چنین صحنهای را نداشت. ظاهراً آنها حسابی «آزادیِ در شوخی» را جدّی گرفته بودند. با دیدنِ نگاههای خشمگین و یا سربهزیر فرو رفتنِ بعضیها درونِ نیمکتشان، همانجا نظرش درموردِ تدریس آن جلسه عوض شد. نفسِ عمیقی کشید و سعی کرد برای حفظ ظاهر هم که شده خودش را بااعتماد به نفس نشان دهد. آرام به سمتِ تخته قدم برداشت. با اشارهی چوبدستی، و ضمنِ گفتنِ «سلام!» با صدای بلند، روی تخته نوشت: «دوئل! - دوئل کنید!»
گفت: «میدونم که شوخیهای از حد گذشتهی هفتهی پیش...» یک لحظه سکوت کرد و مشخصاً نگاهی خیره انداخت به دافنه و دورا. «... و ناتوانیِ بعضی در یک مرور به کتابخانه و یافتنِ ضدطلسمهای مناسب...» و این بار سعی کرد نگاهش هرجا جز نزدیکِ پروتی باشد، هرچند بقیّه بهراحتی توانستند منظورِ او را حدس بزنند. سریعتر ادامه داد:
- این شوخیها و ناتوانیهای -ضمناً غیرقابلِ قبول- باعث شدن که روابطِ بعضی از جادوآموزان شکرآب بشه! و یا به طورِ کلی، کسی ممکنه حسّ کنه لازمه انتقام بگیره. برای این جلسه، باید با هم دوئل کنید. باید در یکی از فضاهای دوئل، با رقیبتون روبرو بشید. پیروزی یا باخت، تنها با تواناییتون در استفاده از وردهای جادویی بر میگرده. مهارت و سرعتعملتون.
پس، برای جلسهی بعد:
به «میخانهی دیگ سوراخ» برید. همه چیز مهیاست. روبرو بشید. دوئل کنید!
----
در میخانه دیگ سوراخ، طبق شیوهای که نوشتم، دوئل خواهید کرد. لینکِ رولتون رو اینجا پست میکنید.
نقل قول:
1. فردی رو از گروهی متفاوت انتخاب میکنید. (= اگر از اسلیتیرین هستید، باید جادوآموزی از یک گروهی غیر از اسلیترین را انتخاب کنید.)
2. در پیامِ خصوصی، هماهنگ میکنید. هر دو نفر، در میخانه دیگ سوراخ، برای دوئل اعلام آمادگی میکنند. با ذکرِ اینکه هماهنگ کردهاند و قرار است با چه کسی دوئل کنند.
3. بعد از اعلام آمادگی در همین تاپیک، سوژهای در اختیار دوئلکنندهها قرار میگیرد که در زمانِ معمولِ تکلیفهای هاگوارتز، باید در میخانه دیگ سوراخ ارسال شود.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط کلاوس بودلر در 1396/5/27 0:11:31
ویرایش شده توسط کلاوس بودلر در 1396/5/27 0:57:13
ویرایش شده توسط کلاوس بودلر در 1396/5/27 0:57:13


بنفش!
[
]
[
]
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
مرکز رسانه
خروج




