گیبن با دست های زنجیر شده مقابل آرسینوس نشسته بود.
-حالا مردک فرومایه واسه ما استعفا میدهی؟بدهیم استعفا دانت را در بیارن بندازن جلو تسترالا؟
گیبن سرش را پایین برد.
-آخه تابوت نفرین شده بود!هی مینداختیمش تو،میومد بیرون پادشاه!ما هم ترسیدیم!
همان موقع مرد تابوت ساز وزارتخانه که گویا از پست اول تا کنون به صورت شانسی از ماچ های دیوانه ساز ها جان سالم به در برده بود وارد شد.
-پادشاها من رو خواسته بودید؟
-اع!زنده ای پس، دوتا تابوت میخواهیم تنگ و عذاب آور برای دو نفر!
تابوت ساز که برای بار دوم در کل سیزده سال حضورش آدم حساب شده بود گفت:
-چشم! انقد کوچیک میسازم که تو مرگشونم عذاب بکشن!
آرسینوس با چشم اشاره کرد که تابوت ساز مرخص شود.
-نه نرو!نظرمون عوض شد! یه تابوت بساز! بودجه ی وزارت رو از سر راه نیاوردیم که!
تابوت ساز سرش را به نشانه چشم تکان داد و تا دوباره خواست مرخص شود،آرسینوس گفت:
-نه نرو!نظرمون عوض شد!تابوت نساز! جسدشون رو میسوزونیم، بودجه ی وزارتخونه علف خرس نیست که!
آرسینوس بلند شد و با ابرو به دیوانه ساز ها علامت داد که گیبن را ماچ کنند.
-باید به الاف جغد بزنیم بیاد اینا رو آتیش بزنه...برای هرکاری باید به متخصصش مراجعه کرد، پادشاهی هستیم آتش زننده!
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
خروج


میگم بلند شو! 






