جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
اینستاگرام
کمک می‌خوای؟ از ما بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز

کمک می‌خوای؟ از ما بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده

آنلاین‌ها

9 کاربر(ها) آنلاین هستند (7 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
9 مهمانان 0 عضو

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

شبکه پرواز

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس

مدرسه علوم و فنون جادویی هاگوارتز - ترم 30

امتیازات خانه‌ها

[[continious]] گورستان ریدل‌ها

مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
پاسخ به: گورستان ریدل ها
ارسال شده در: یکشنبه 17 دی 1396 18:04
نمایش جزئیات
آفلاین
لایتینا همانند کسی که جواب معمای بسیار سختی را یافته صورتش شاد شد.
- اینا؟ اینا اسمشون حبابه.
-‌ اینا خیلی جیگرن میدیشون به من؟
- اگه گذاشتن یه خواب راحت داشته باشیم. چته مری؟ چرا صدام کردی؟

صدای عجیب و عصبانی از اعماق وجود نجینی آمد.

- این کی بود دیگه؟
- هیچی کبده. همیشه سالاز عصبانیه. هیچی آقا با تو نبودم بخواب.

سپس دوباره با اشتیاق به دست لایتینا نگاه کرد؛ که خالی بود!
- کجا رفتن؟

لایتینا دستش را به صابون مالید، وقتی دستش کفی شد به آن فوت کرد و دوباره حباب درست شد.

- وای! حبابارو میدی من؟

لایتینا دوباره به دستش نگاه کرد. حباب موقتی بود و نمیتوانست آن را به راحتی به مری بدهد. چطور باید آن را به مری میداد؟
- حبابا زود میترکن. صابونو میخوای؟

مری به صابون نگاه کرد. او گفته بود که صابون کف میکند. هرگز نگفته بود که صابون حباب میکند!
- صابون که حباب به وجود نمیاره.
- چرا دیگه! صابون کف به وجود میاره، کف هم اگر بهش فوت کنی حباب به وجود میاد.
- پس صابونو بده! ولی من که دهن ندارم تا بتونم فوت کنم!

لایتینا فکر کرد.
باز هم فکر کرد. او زودتر باید از مری رد میشد.
- فهمیدم! ولی نجینی نفس کشید به راحتی حباب درست میشه. حالا میذاری رد بشم؟

مری اجازه رد شدن به لایتینا داد. لایتینا در حالی رد میشد که صدای داد مری را میشنید که میگفت:
- نفس کشیدن به شش ربط داره نه من!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط لیسا تورپین در 1396/10/17 18:21:35
ویرایش شده توسط لیسا تورپین در 1396/10/17 22:16:59
ویرایش شده توسط لیسا تورپین در 1396/10/17 22:17:50
قهر،قهر،قهر تا روز قیامت!
پاسخ به: گورستان ریدل ها
ارسال شده در: یکشنبه 17 دی 1396 15:54
نمایش جزئیات
آفلاین
در همون حین که لایتینا داره گلوشو صاف میکنه تو ذهنش مشغول فکر کردنه. با صابون چی کار میتونه بکنه که مری تسترال بشه و بذاره اون بره. با خودش فکر میکنه که باید از استدلال گام به گام بهره ببره. پس شروع میکنه به مناظره با ذهن خودش.

- این اسمش چیه؟
- صابون!
- خب صابون چه قابلیتی داره؟
- کف میکنه!
- خب با کف میشه چی کار کرد؟
- میشه چیزایی که تمیز نیست رو شست!
- خب این که به دردم نمیخوره.


-یه بار دیگه از اینا بده!

صدای مری، لایتینا رو از اعماق استدلال گام به گامش بیرون میکشه و به دنیای واقعی برمیگردونه.

- کدوما؟
- از همی... عه کجا رفت؟
- چی کجا رفت؟
- همینا که از دستت اومد بیرون!

لایتینا نگاهی به دستش میندازه. توی یکی از دستاش صابونی قرار داشت و دست کفی دیگش هم خالی بود. لایتینا دستاش رو بالا میاره و به مری نشون میده.
- من که چیزی تو دستم ندارم. چه گیری اوفتادم از دستت ها! پوووووف!

بعد از پوف لایتینا که مستقیم به دست کفیش برخورد میکنه رگباری از حباب های بزرگ و کوچیک در هوا تشکیل میشه.

- از اینا از اینا! همینا رو گفتم! اینا چین؟

به نظر میرسید حباب ها توجه مری رو جلب کرده باشن.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ارباب یه دونه باشن... واسه ی نمونه باشن!


پاسخ به: گورستان ریدل ها
ارسال شده در: سه‌شنبه 12 دی 1396 17:54
نمایش جزئیات
آفلاین
خلاصه:
نجینی آراگوگو قورت داده و لرد دستور می‌ده اونو صحیح و سالم از داخل شکم نجینی نجات بدن. مرگخوارا لایتینا رو به همراه معجون پونه (مار از پونه بدش میاد) به خورد نجینی می دن بلکه با ریختن معجون تو معده‌ش، آراگوگو بالا بیاره.
حالا لایتینا به مِریِ نجینی(عضو بدن) رسیده و مری فقط در صورتی اجازه‌ی عبور می‌ده که لایتینا از تو کیفش چیز جالبی بهش بده.
نکته: تا حالا کفگیر و جاروبرقی و اسمارتیز به مری پیشنهاد شده.
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

- این چیه دیگه؟
- صابون!
- خب؟

لایتینا که این وسیله رو فقط چون سایر وسایل به نظرش مناسب نمیومدن انتخاب کرده بود، ناگهان با درک استفاده‌ی مفیدی که می‌تونه ازش بکنه، به هوش ناخودآگاهش (برگرفته از ضمیر ناخودآگاه) ایمان میاره.
- این صابونه! صابون! باورت می‌شه؟ صابون!
- اینو یه بار دیگه هم گفته بودی.

مری که جوابی نمی‌گیره سقلمبه‌ای به لایتینا می‌زنه.
- فایده‌ش چیه؟

لایتینا در حالی که از شدت ذوق و شوق بالا و پایین می‌پره جواب می‌ده:
- این وسیله‌ی نجات من از دست تـ... امم قطعا تو که نه... تِرَش یعنی، منظورم تِرَشه!

تغییر زبان ناگهانی لایتینا عجیب به نظر میومد و مری به نظر اصلا قانع نشده بود.

- صابون! وسیله‌ای برای تمیزی!
- به نظرت من کثیف میام؟

لایتینا به امید سُرتر شدن مری به خاطر استفاده از صابون و عدم تواناییش برای نگه‌داشتن لایتینا در حین سر خوردن، گلوشو صاف می‌کنه تا مری رو برای استفاده از صابون تشویق کنه...

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
پاسخ به: گورستان ریدل ها
ارسال شده در: سه‌شنبه 12 دی 1396 17:34
نمایش جزئیات
آفلاین
خلاصه:
نجینی آراگوگو قورت داده و لرد دستور می‌ده اونو صحیح و سالم از داخل شکم نجینی نجات بدن. مرگخوارا لایتینا رو به همراه معجون پونه (مار از پونه بدش میاد) به خورد نجینی می دن بلکه با ریختن معجون تو معده‌ش، آراگوگو بالا بیاره.
حالا لایتینا به مِریِ نجینی(عضو بدن) رسیده و مری فقط در صورتی اجازه‌ی عبور می‌ده که لایتینا چیز جالبی بهش بده.
نکته: تا حالا کفگیر و جاروبرقی و اسمارتیز به مری پیشنهاد شده.
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

- این چیه دیگه؟
- صابون!
- خب؟

لایتینا که این وسیله رو فقط چون سایر وسایل به نظرش مناسب نمیومدن انتخاب کرده بود، ناگهان با درک استفاده‌ی مفیدی که می‌تونه ازش بکنه، به هوش ناخودآگاهش (برگرفته از ضمیر ناخودآگاه) ایمان میاره.
- این صابونه! صابون! باورت می‌شه؟ صابون!
- اینو یه بار دیگه هم گفته بودی.

مری که جوابی نمی‌گیره سقلمبه‌ای به لایتینا می‌زنه.
- فایده‌ش چیه؟

لایتینا در حالی که از شدت ذوق و شوق بالا و پایین می‌پره جواب می‌ده:
- این وسیله‌ی نجات من از دست تـ... امم قطعا تو که نه... تِرَش یعنی، منظورم تِرَشه!

تغییر زبان ناگهانی لایتینا عجیب به نظر میومد و مری به نظر اصلا قانع نشده بود.

- صابون! وسیله‌ای برای تمیزی!
- به نظرت من کثیف میام؟

لایتینا به امید سُرتر شدن مری به خاطر استفاده از صابون و عدم تواناییش برای نگه‌داشتن لایتینا در حین سر خوردن، گلوشو صاف می‌کنه تا مری رو برای استفاده از صابون تشویق کنه...

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
پاسخ به: گورستان ریدل ها
ارسال شده در: سه‌شنبه 12 دی 1396 17:20
نمایش جزئیات
آفلاین
- این چیه دیگه؟
- صابون!
- خب؟

لایتینا که این وسیله رو فقط چون سایر وسایل به نظرش مناسب نمیومدن انتخاب کرده بود، ناگهان با درک استفاده‌ی مفیدی که می‌تونه ازش بکنه، به هوش ناخودآگاهش (برگرفته از ضمیر ناخودآگاه) ایمان میاره.
- این صابونه! صابون! باورت می‌شه؟ صابون!
- اینو یه بار دیگه هم گفته بودی.

مری که جوابی نمی‌گیره سقلمبه‌ای به لایتینا می‌زنه.
- فایده‌ش چیه؟

لایتینا در حالی که از شدت ذوق و شوق بالا و پایین می‌پره جواب می‌ده:
- این وسیله‌ی نجات من از دست تـ... امم قطعا تو که نه... تِرَش یعنی، منظورم تِرَشه!

تغییر زبان ناگهانی لایتینا عجیب به نظر میومد و مری به نظر اصلا قانع نشده بود.

- صابون! وسیله‌ای برای تمیزی!
- به نظرت من کثیف میام؟

لایتینا به کثیفی یا تمیزی مری اهمیتی نمی‌ده. تنها چیزی که بهش اهمیت می‌ده، لحظه‌ایه که مری صابونو می‌پذیره و در حالی که به خاطر استفاده ازش لیز شده، لایتینا روش سر می‌خوره و از دستش خلاص می‌شه. تلاش‌های مریِ لیز برای نگه‌داشتن لایتینا، احتمالا با شکست مواجه می‌شد.
پس لایتینا به امید رسیدن به مرحله‌ی بعد، گلوشو صاف می‌کنه تا مری رو برای استفاده از صابون تشویق کنه...

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
پاسخ به: گورستان ریدل ها
ارسال شده در: سه‌شنبه 12 دی 1396 16:59
نمایش جزئیات
آفلاین
تصویر تغییر اندازه داده شده

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
پاسخ به: گورستان ریدل ها
ارسال شده در: یکشنبه 10 دی 1396 16:27
نمایش جزئیات
آفلاین
-مواد مخدره یعنی؟
-بابا جان، اسمارتیزه. اسمارتیز. برای آدمای اسمارت و باهوش ساخته شده، ما ریونیا یعنی! باعث میشه باهوش تر شیم. خیلی هم خوشمزه اس.
-یعنی قرصه دیگه در نهایت.
-

لایتینا داشت در دل به خودش و مری و نجینی و لرد سیا... نه... جرات نداشت به لرد سیاه فحش بده. داشت همون به خودش و مری و نجینی و زمین و زمان فحش می داد و زیر لب غر می زد.
-نمیخواد اصن. لازم نکرده اسمارتیز بخوری، باهوش شی! بذار ببینم چی پیدا می کنم برات.
-

لایتینا دستش رو توی کیفش فرو برد و همینطور که داشت بالا رو نگاه می کرد و توی کیفش رو می گشت، صداش به گوش مری می رسید که زیر لب جملات نامفهومی میگه که از کلمات و عبارات "نه"، "مگه مغز تسترال خوردم که اینو بهش بدم"، "عمرا اینو بهش بدم" و چیزهایی از این دست درشون استفاده شده بود.
بالاخره بعد از چند دقیقه لایتینا دستش رو به سمت مری دراز میکنه و با اندکی اکراه، در حالی که کمی هم عصبانیت چاشنیش کرده میگه:
-بیا. برا تو.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
تصویر تغییر اندازه داده شده

Only Raven
پاسخ به: گورستان ریدل ها
ارسال شده در: سه‌شنبه 5 دی 1396 17:13
نمایش جزئیات
آفلاین
لایتینا همونطور که دنبال وسیله‌ی جالبی برای مری می‌گشت سرش رو از کیف بیرون آورد، یک نفس گرفت و دوباره سرشو توی کیف فرو برد.
این وضعیت به همون شکل ادامه داشت تا اینکه صدای خفه‌ای از کیف بیرون اومد.
- آها.. یافتم!

از کیف بیرون اومد و در حالی که چشماش از شادی برق می‌زد گفت:
- خودشه!

و در ادامه با اسلوموشن دستش رو از کیف بیرون آورد. چیزی که توی دستش بود مری رو کنجکاو کرد.
- چی هست حالا؟
- یه چیزِ خوشمزه! اسمارتیزه!


- ولی بیشتر شبیهِ قرصه ها.
- نه اسمارتیزه!


- اگه نبود چی؟
- اسمارتیزه.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
پاسخ به: گورستان ریدل ها
ارسال شده در: یکشنبه 3 دی 1396 16:38
نمایش جزئیات
آفلاین
- جارو برقی؟!

لایتینا جارو برقی‌ای رو از تو کیفش بیرون آورد و به سمتی که احتمال میداد صورت مری باشه گرفت.

- چیکار میکنه این؟
- واضحه دیگه...

لایتینا لوله جاروبرقی رو بالاتر گرفت و توضیحاتش رو ادامه داد:
- جادوگرا با این پرواز میکنن دیگه. اینم نمیدونی؟
- الان به مری پرنسس ارباب گفتی نادون؟

لایتینا احساس کرد مری تنگ و تنگ تر میشه و میدونست با این وضعیت تا چند دقیقه دیگه همونجا له میشه پس دنبال راه حل گشت تا عصبانیت مری رو کم کنه.
- نه... اصلا.. بیا بقیه کاربرداشو بهت بگم.

مری که کنجکاو شده بود خودشو گشاد تر کرد.

- خب ببین این همونطور که از اسمش پیداست، جاروی برقیه. یعنی در حینی که لوله‌اش رو توی هوا تکون میدن ازش برق تولید میکنن. البته برق مال مشنگاس، اما خیلی چیز خفنیه؛ میخوای درمورد اونم بهت بگم؟

مری فکر کرد و جاروبرقی رو که تو دست لایتینا بود رو بررسی کرد. برق مال مشنگا بود و این جاروبرقی هم برای تولید چیزی برای مشنگا بود. مری، مریه نجینی بود، دختر قوی ترین جادوگر سیاه قرن پس براش افت داشت از همچین وسایلی استفاده کنه.
- اینم نه، یه چیز دیگه نشونم بده.

لایتینا شکسته‌خورده جاروبرقی رو کنار گذاشت و به دنبال یه وسیله دیگه گشت.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
The MUSIC is making me growing
The only thing that keeps me awake is me knowing
There's no one here to break me or bring me down

Onlyتصویر تغییر اندازه داده شدهaven
پاسخ به: گورستان ریدل ها
ارسال شده در: یکشنبه 3 دی 1396 03:00
نمایش جزئیات
آفلاین
-كفگير؟!

كفگير اولين شى پيشنهادى لايتينا به مرى بود.

-كفگير؟ اون ديگه چيه؟

مرى، يك مرى معمولى نبود كه. مرى نجينى بود و طبيعتا شكلك هم داشت حتى!
لايتينا هم كمى از مرى نااميد شده بود.
-كفگير ديگه...اسمش روشه ديگه. باهاش كف ميگيرن. بعد تو اين سوراخا فوت ميكنن و از اون ور حباب ميزنه بيرون.

مرى كمى فكر كرد. به نظر وسيله ى جالبى مى آمد. اما دور و بريان او، يعنى ريه و معده كه كفى توليد نمى كردند كه او بتواند آنها را جمع و تبديل به حباب كند...او حتى وقت هم نداشت كه از كفگير استفاده كند.
-نه. به دردم نميخوره. يه چيز ديگه بگو.

مرى، مرى لوسى هم بود البته.

لايتينا با صد افسوس كفگير را كنار گذاشت و مجدادا به دنبال وسيله اى كه مرى را به هيجان درآورد، تا كمر در كيفش فرو رفت.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
I was and am the Dark Lord's most loyal servant
I learned the Dark Arts from him