
مرگخوارا به هم نگاه کردن؛ دلیل این قیافه متفکرانه لرد چی بود؟ آیا میخواست قبل از برخورد طلسم، مسیر طلسم رو عوض کنه؟ آیا داشت به حقیقت پی می برد؟ هیچکدوم هم جرئت نمیکرد از لرد بپرسه.
- به چی اینجوری زل زدین؟

- ام... ارباب...
لرد دوباره به فکر فرو رفت. این بار مرگخوارا، که خودشون داشتن زحمت لرد رو کم میکردن و از ترس میمردن، به دور دیگه سنگ شنل چوبدستی زدن و آرسینوس رو انداختن وسط.
- ا... ارباب... میشه... میشه بپرسم...
- نه سینوس! بعد از این همه مدت...
- همیشه!

اگه اسنیپ مثل همه مرگخوارا بود، مسلما لرد میکشتش. پس فقط گلوشو صاف کرد و ادامه داد:
- سر و صدای شماها که اجازه نمیده لرد فکر کنه! پس مجبوریم بریم توی اتاقمون که اونجا هم احتمالا دخترمون نمیذاره! یه بار که بی دلیل ساکت شدین هم نمیذارین فکر کنیم!

لرد روشو برگردوند و دوباره به فکر فرو رفت، اما تصمیم گرفت از مرگخوارا هم نظرخواهی کنه.
- بنظرتون چجوری طلسم بزنیم تا ترسناک تر به نظر برسیم؟ یهویی بچرخیم و فریاد بزنیم، یا کمی باهاش مدارا کنیم بعد فریاد بزنیم، یا قهقهه شیطانی بزنیم بعد یهو فریاد بزنیم؟

- دومی، ارباب!

- سومی ارباب!

- پس اول میچرخیم، بعد فریاد میزنیم!
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
مرکز رسانه
خروج


ارباب من؟



این امیده؟

نه ارباب... این چیزه... بوی جسد نیست که... بوی ... آهان... بوی پای منه!
بوی جسد! 