جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
اینستاگرام
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده

آنلاین‌ها

14 کاربر(ها) آنلاین هستند (11 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
13 مهمانان 1 عضو

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

شبکه پرواز

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس

مدرسه علوم و فنون جادویی هاگوارتز - ترم 30

امتیازات خانه‌ها

[[educate]] نقد پست‌های انجمن محفل ققنوس

مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
پاسخ به: نقد پست های انجمن محفل ققنوس
ارسال شده در: شنبه 16 تیر 1397 23:01
نمایش جزئیات
آفلاین
سلام محفلیا.
اینو میشه نقد کنین لطفا؟

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
💙
خوشی ها حتی در بدترین لحظات هم می تونن پیدا بشن ، فقط در صورتی که یادتون بمونه چراغ ها رو روشن کنید. (پروفسور جانِ جانان😍)💙

🎈ریونکلاوو عشقه!🎈
پاسخ به: نقد پست های انجمن محفل ققنوس
ارسال شده در: پنجشنبه 14 تیر 1397 01:32
نمایش جزئیات
آفلاین
نقد پست 330 **همانند يك سفيد اصيل بنويسيد** نوشته شده توسط ماتیلدا استیونز

دخترم،

اول از همه باید برای فعالیت خوبت بهت تبریک میگم. خیلی ها ممکنه فعالیت زیادی داشته باشن ولی کیفیت کارشون پایین بیاد، اما شما هم از لحاظ کیفیت و هم از لحاظ کمیت سطح بالایی نگه داشتی. کیفیت خیلی مهم هست که فدای کمیت نشه و بهت تبریک میگم از این بابت.

اما وقتی گفتم 5 تا پست بفرست و بعد بیا برای نقد، به این منظور نبود که 5 تا پست همزمان نقد میشه. پست آخرت رو نقد میکنم و نیم نگاهی هم به بقیه پست ها دارم تا ببینم نکاتی که مهم هستن تو همشون رعایت شده یا نه. این برای دفعه بعد هم هست. هر پستی که تو انجمن محفل فرستاده بشه رو من میخونم، چه درخواست نقد بشه و چه نشه. معمولا برای اعضای تازه وارد محفل یه ذره بیشتر دقت هم میکنم که بتونم نکاتی رو بهشون بگم.

خب بریم سراغ پستت ،

نکته ای که در مورد دیالوگ ها دفعه پیش گفتم رو رعایت نکردی. این بار البته خیلی منظم تر نوشته بودی و از دفعه پیش پیشرفت کرده بود ظاهر پست و دیالوگ ها. شاید هم من نتونستم منظورم رو خوب برسونم و این دفعه سعی میکنم واضح تر بگم. این بخش پستت رو نگاه کن :

نقل قول:
-این کوییدیچ لعنتی، دست از سرمون بر نمی داره که!

من و هافلی ها تو راه تالار هافل بودیم و سر کوییدیچ و کلا ترم، بحث می کردیم. همه می گفتند:" بیاین خودمونو به مریضی بزنیم که نه بیایم کلاس نه کوییدیچ" که البته من سر کوییدیچ، کاملا موافق بودم.

دورا با صدایی بلند گفت: خب... اگه رفتیم کوییدیچ، من دوست دارم که حمله باشم.

سدریک گفت: خب کی دوست داره که حمله نباشه؟

- من!!

همه رویشان را به روی من، برگرداندند ...


-این کوییدیچ لعنتی، دست از سرمون بر نمی داره که!

من و هافلی ها تو راه تالار هافل بودیم و سر کوییدیچ و کلا ترم، بحث می کردیم. همگی میگفتن که خودمون رو به مریضی بزنیم و نه به کلاس و نه به کوییدیچ بریم. من هم موافق بودم کوییدیچ رو نریم. دورا با صدایی بلند گفت:
-خب... اگه رفتیم کوییدیچ، من دوست دارم که حمله باشم.

سدریک گفت:
-خب کی دوست داره که حمله نباشه؟
- من!!


تفاوت نحوه نوشتن بالا با اونی که خودت نوشتی رو مقایسه کن. بخش به مریضی زدن نیاز نبود اصلا در حالت دیالوگ بشه و میتونست یه برنامه باشه که تو داری تعریف میکنی. بعدش هم با کمی بازی با "اینتر" و بالا پایین کردن دیالوگ نسبت به توصیف ها، ظاهر پست یه ذره منظم تر میشه.
برای این رو دیالوگ ها تاکید زیاد دارم چون که اولا ظاهر پست خیلی مهم هست. پست باید یه جوری باشه که وقتی خواننده میاد سریع بخواد بخونتش. دوم اینکه برای خواننده سخت میشه اگر پستت تبدیل به یه پازل بشه که نیاز به فکر زیاد داشته باشه برای فهمیدن موضوع اصلی داستان.
دفعه بعدی که برای نقد اومدی، میخوام که ادوارد بونز پستت رو نقد کنه تا ایشون هم نظراتشون رو بگن. اینجوری میتونی چند تا نظر رو مقایسه کنی و یه سبک نوشتن دیالوگ خاص خودت رو پیدا کنی. من شدیدا مخالفم که همه طبق نقد های من و پست های من بنویسن و خاص بودن رو ترجیح میدم.


---
حالا بیا در مورد عوض کردن صحنه با هم صحبت کنیم. چیزی که هم تو این پستت انجام دادی و هم تو پست های قبلیت. ببین وقتی میخوای صحنه رو عوض کنی، باید خیلی مشخص باشه که فکر خواننده رو آماده کنه. راه حل پیشنهادی من اینه که بین دو تا صحنه یه ذره فاصله بذاری و بعد صحنه جدید رو به حالت بولد (بزرگ) در بیاری. برای مثال :

صحنه 1
صحنه 1
صحنه 1


پشت دیوار تالار ریونکلاو:

صحنه 2
صحنه 2
صحنه 2


شب تر :

صحنه 3
صحنه 3
صحنه 3

هم با یه ذره فاصله و هم با بولد کردن تیتر صحنه جدید، قشنگ متمایز میشه از قبلی.


---
نکته خیلی مثبتی که تو پستت دیدم خلاقیت تو نوشتن هست. خیلی خوب میتونی سوژه جالب پیدا کنی و در موردش بنویسی. از اول هم خوب داستان رو جلو میاری و به پایان میرسونی. اول داستان مثلا من اصلا نمیدونستم قراره چه اتفاقی بیفته و آخر داستان با یه ذره مخفی کاری از قصد تونستی داستان رو خیلی خوب تموم کنی. از این نظر اصلا مشکلی نداری و مشخص هست که فکر خیلی خلاقی داری. یه ذره هنوز رو توصیف شخصیت و صحنه ها تمرین بیشتر نیاز داری که به مرور زمان با هم بهترش میکنیم. فعلا این دو نکته بالایی که گفتم رو تمرین کن و سعی کن بهترشون کنی.


پیشرفت خوبی تو پست هات دیدم، همینجوری رو به جلو پیش برو.



افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
پاسخ به: نقد پست های انجمن محفل ققنوس
ارسال شده در: پنجشنبه 14 تیر 1397 00:17
نمایش جزئیات
آفلاین
سلام. میشه سه پست آخر همانند یه سفید اصیل بنویسین و یه پست جبهه ی سفید در تاریخ رو نقد کنین. همونطور که خودتون گفته بودین، چهارتا نوشتم.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Cause i don't wanna lose you now
I'm looking right at the other half of me

پاسخ به: نقد پست های انجمن محفل ققنوس
ارسال شده در: جمعه 8 تیر 1397 22:18
نمایش جزئیات
آفلاین
برای بار دوم تکرار میکنم که یه ناظر و نقد کننده دیگه هم این انجمن داره (ادوارد بونز) که کارش تو نقد از من بهترم هست. وقتی اسم خاص میارین دست ما بسته میشه و دیگه نمیشه از تجربیات ایشون استفاده کرد. لطف کنین تا وقتی که تاکید زیاد دارین که یه نفر خاص نقد بکنه ، اسم نیارین.

--

نقد پست 327 **همانند يك سفيد اصيل بنويسيد** نوشته شده توسط ماتیلدا استیونز

ماتیلدا عزیز،

در مورد این پستت ، چندین مورد به نظرم رسید اما بهتر میبینم که از اول شروع کنیم و کم کم جلو بریم. به نظر من اگر نکات بیشتر از 3 یا 4 تا گفته بشه، بعضی هاش فراموش میشه و بهشون دقتی نمیشه. برای همین چند تا از مهمترین ها رو انتخاب کردم و بعدا که این موارد رو تونستی اصلاح کنی تو پست های بعدیت، میریم سراغ موارد دیگه.

1) معمولا پست هایی که تو سایت جادوگران میزنن به دو سبک متمایز نوشته میشن، یا رسمی یا غیر رسمی. برای مثال من خودم کاملا غیر رسمی مینویسم. شما هم بهتر هست که یکی از اینها رو انتخاب کنی و همه پستت رو با توجه به همون سبک بنویسی. یعنی دقت کنی که یه جا نیایی "را" رو بگی "رو" و خط پایینش دوباره رسمی "رز دوباره به خود آمد".
مسلما میدونی که منظورم رعایت این مورد در توصیفات هست. دیالوگ که بخش جداییه و اکثرا باید غیر رسمی باشه مگر اینکه یه دلیل و موضوع خاصی باعث بشه جدی بنویسی.
پس تو توصیفاتت، یکیش رو انتخاب کن و همه پست رو همونجوری بنویس.

2)اتفاقا این مورد رو به چند نفر دیگه هم گفتم. ظاهر پست خیلی مهمه. من شخصا واسم پیش اومده که بخوام یه پستی رو بخونم و وقتی میبینم نا مرتبه، ازش میگذرم و از خوندنش پشیمون میشم.
برای نوشتن دیالوگ هات تو این پست دقت کافی رو نداشتی. چون هر کدوم رو به یه سبکی شروع کردی. نگاه کن :

نقل قول:
" یه کمکم بد نیست رز!"

نقل قول:
رز بالاخره به خود اومد و گفت: والا خودمم نمی دونم چی بپوشم.

نقل قول:
- اما این دلیل نمیشه که هر سال اون لباس بی خودو بپوشم!



سه نوع مختلف دیالوگ باعث میشه که خواننده گیج بشه موقع خوندن. هی باید رمز گشایی کنه که کجا دیالوگ شروع میشه کجا تموم میشه. کی گفته این دیالوگ رو، به کی گفته و غیره. من بهت اجباری نمیکنم که چه سبکی از نوشتن رو اجرا کنی. برای همین هست که تو محفل خیلی اعتقاد داریم که هر کسی پیش چند نفر نقد بشه پست هاش و بتونه نظرات چندین نفر رو بگیره و خودش یه دونه رو انتخاب کنه. من ولی شخصا خودم اینجوری پست مینویسم :

توصیف توصیف توصیف
-دیالوگ
-دیالوگ
-دیالوگ

توصیف توصیف توصیف
-دیالوگ

توصیف توصیف توصیف
-دیالوگ


به این صورت که تو یه توصیفی میکنی، مثلا میگی رز عصبی بود و از سر جاش بلند شد و فریاد زد. خط پایینش دیالوگ رو میگی. دوباره یه اینتر میزنی، میری یه توصیف دیگه میکنی و همینجوری به پایین.بین هر توصیف میتونی هرچقد دیالوگ که میخوای بذاری. این سبک نوشتن من هست، با ناظر انجمن خصوصیت هم صحبت کن، تو تالار نقد هم درخواست نقد کن، ببین بقیه چه نظراتی بهت میدن و در آخر نحوه نوشتن خاص خودت رو پیدا کنی.

3) چیزی که خیلی خوشم اومد تو پستت داستان کلی بود. خیلی هیجان انگیز بود و من خط به خط میخوندم که ببینم چی میشه. توصیفات ترسوندن بقیه هافلپافی ها رو هم خیلی خوب نوشته بودی و خواننده میتونست خودش رو تو اون فضا قرار بده.
نکته مثبت بعدیش این بود که خاطره مانند نوشتی که تو پست های تکی بسیار عالیه این از نظر من. اول شخص استفاده کرده بودی و همه داستان از دید خودت بود و این خیلی قشنگش کرده بود. البته میدونی که اول شخص تو پست های ادامه دار جالب نمیشه زیاد ولی تو اینجور جاها عالیه.


در کل پست خوبی بود، نکات خوب و متوسط داشت که اگر رو متوسط هاش کار کنی ، میدونم که میتونی خیلی بهتر از اینها هم بنویسی. تو محفل ققنوس فعالیت کن، 4 یا 5 تا پست بفرست ، بعد از اون دوباره بیا برای نقد. اینجوری من 5 تا پست قبلیت رو میخونم و میتونم ببینم که این نکاتی که گفتم رو رعایت کردی یا نه. نقد پشت سر هم بهت کمکی نمیکنه و به منم اجازه نمیده بهترین نظری که میتونم رو بدم.

در پناه عشق همینجوری قوی جلو برو، ماتیلدا عزیز.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
پاسخ به: نقد پست های انجمن محفل ققنوس
ارسال شده در: جمعه 8 تیر 1397 12:26
نمایش جزئیات
آفلاین
سلام پروفسور عزیز، میشه پستی که من توی تاپیک همانند یک سفید اصیل بنویسید نوشتم رو نقد کنین؟

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Cause i don't wanna lose you now
I'm looking right at the other half of me

پاسخ به: نقد پست های انجمن محفل ققنوس
ارسال شده در: پنجشنبه 7 تیر 1397 01:51
نمایش جزئیات
آفلاین
نقد پست 821 خانه شماره دوازده گریمولد نوشته شده توسط آبرفورث دامبلدور


خوش برگشتی آبرفورث عزیز،

چند تا نکته به نظرم رسید در مورد پستت :

1) اون فضاسازی هایی که قبل دیالوگ باید انجام بشه و قبلا در موردش حرف زده بودیم رو خب انجام دادی. از این خیلی راضی بودم که سعی کردی محلی که اتفاقات توش داره میفته رو خیلی خوب توضیح بدی و در ادامه یه عکس هم ضمیمه اش کردی. اگرچه به عکس نیازی نبود و توصیفاتت واقعا کامل و دقیق بودن. قبل از اینکه به عکس برسم ، تونسته بودم با خوندن توصیفاتت به یه چیزی مشابه عکس برسم که این نشون میده چقد خوب تو توصیف پیشرفت کردی. همینجوری ادامه بده، توصیف بیشتر انجام بده. مهمتر از دیالوگ اینه که ما بفهمیم این دیالوگ ها کجا و در چه صورتی و چه حالی داره گفته میشه.

2)عکسی که گذاشتی شکل و ظاهر پستت رو از بین بردن. این بهم نشون میده که بعد از ارسال پست حتی یه بار هم برنگشتی که بخونیش خودت که ببینی چجوری شده. چون اگر برمیگشتی و میدیدی که عکس و متن قاطی شدن و ظاهر پستت رو از خراب کردن، حتما اقدام به درست کردنش میکنی.
حتما حتما حتما لازم هست یه بار حداقل بعد از اینکه پست رو مینویسی بخونی. با یه بار خوندن حتی پست رو میتونی چندین درجه بالا ببری. چون وقتی داری مینویسی شاید به خیلی چیزها دقت نکنی ولی وقتی داری از روش میخونی میبینی که یه جا اشتباه کردی، یه جا میتونی بهتر بنویسی و غیره.

3) باید رو نحوه نوشتن دیالوگ هات کار کنی. یه مساله مهم در مورد دیالوگ اینه که ما بدونیم کی اونارو نوشته. خیلی مهمه این مساله و اگر خواننده گیج بشه موقع خوندن کل کارهای خوبی که کردی از بین میره.

نقل قول:

_خب از کجا شروکنیم؟
_ آها،تمیز کردن پله ها.
_بجنبید فرزندان روشنایی.


تو سایت جادوگران و اکثر کتاب های داستانی، دیالوگ به این صورت هست که هر خط که میایی پایین، گوینده اش هم عوض میشه. یعنی خط اول رو دامبلدور میگه، اگر بیایی پایین، خط دوم یه شخص دیگه است که داره حرف میزنه. اگر میخوای دیالوگ های یه نفر رو ولی کمی با مکث بنویسی میتونی از سه نقطه استفاده کنی. برای مثال،

_خب از کجا شروکنیم؟... آها،تمیز کردن پله ها... بجنبید فرزندان روشنایی.

اینجوری خواننده میفهمه که یه نفر داره هر سه تا رو میگه، اون یه نفر هم پشت سر هم حرفاش رو نمیزنه. به جای این کار میتونی وسط دیالوگ ها یه توصیف هم بذاری. هر دو نوع مدلش خوبه و هر موقع خودت تشخیص دادی میتونی از هر کدوم استفاده کنی. مدلش اینجوری میشه نوع دوم :

-دیالوگ دامبلدور

توصیف توصیف توصیف
-دیالوگ دامبلدور

توصیف توصیف توصیف
-دیالوگ دامبلدور


4) ترجیحا اگر میخوای از یه جای داستان بری به یه جای دیگه، مثل اینجا که از خونه ریدل به محفل داری میری، بهتره که محل جدید رو درشت کنی که متمایز از بقیه متن باشه. به این صورت مثلا :

آن طرف تر محفل ققنوس:


در مجموع پست بهتری از قبلی هات بود و همیشه میگم که پیشرفت خیلی مهمه برای من. تو محفل ققنوس فعالیت کن، 4 یا 5 تا پست بفرست ، بعد از اون دوباره بیا برای نقد. اینجوری من 5 تا پست قبلیت رو میخونم و میتونم ببینم که این نکاتی که گفتم رو رعایت کردی یا نه. نقد پشت سر هم بهت کمکی نمیکنه و به منم اجازه نمیدم بهترین نظری که میتونم رو بدم.


در پناه عشق باشی برادر

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
پاسخ به: نقد پست های انجمن محفل ققنوس
ارسال شده در: چهارشنبه 6 تیر 1397 18:46
نمایش جزئیات
آفلاین
سلام برادر، بعد از ۱۰۰۰ سال برگشتم.
خب اومدم بگم که برادر عزیزم میشه اینرولرو نقد بکنی.ممنانت میشم.

زیر نور محفل سر افراز و استوار باشی.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!

قدم قدم تا روشنایی، از شمعی در تاریکی تا نوری پرابهت و فراگیر !
میجنگیم تا آخرین نفس !!
میجنگیم برای پیروزی !!!
برای عـشـــق !!!!
برای گـریـفـیندور !!!!!

تصویر تغییر اندازه داده شده

تصویر تغییر اندازه داده شده


تصویر تغییر اندازه داده شده
پاسخ به: نقد پست های انجمن محفل ققنوس
ارسال شده در: یکشنبه 30 اردیبهشت 1397 17:05
نمایش جزئیات
آفلاین
نقد پست 157 روان خانه سیاه - سفید !!! نوشته شده توسط آستریکس


آستریکس عزیز،

یه مدت بود فعالیتت کمتر شده بود نگرانت بودم، اما خوشحالم که دوباره به شکم جادوگران زدی و پست های خوبی نوشتی.

وقتی پستت رو میخوندم، دیگه اثری از تازه وارد بودن توش پیدا نکردم. مشخصا کامل قالب و سبک نوشتن جادوگرانی رو پیدا کردی و میتونی راحت بنویسی.
نکات زیادی نمیشه در مورد پستت گفت. اکثر چیزها رو درست انجام داده بودی، توصیفات خوبی داشتی، دیالوگ های خنده داری داشتی و سوژه رو خوب جلو بردی. چند تا نکته به ذهنم رسید که باید بیشتر روشون کار کنی.

نقل قول:
بلاتریکس با چند تا از مرگخوارا کنار اب سرد کن ایستادتا قلویی تازه کنه. بلتریکس جیغی کشید و گفت:


تیکه اولش خوب بود، قشنگ تونستم تصور کنم که بلا کنار آب سرد کن با لیوان پلاستیکی یه لیوان آب داره میخوره. اما بعدش خیلی سریع تبدیل به جیغ شد. اینجا کار خیلی بیشتر میتونستی بکنی که آب خوردن به جیغ کشیدن رو طبیعی تر و بهتر به نمایش بذاری. میتونستی مثلا بگی که آب رو خورد و با عصبانیت لیوان رو زمین زد. بعد یقه یکی از نزدیک ترین مرگخوارها رو گرفت و داد و بیدادش رو شروع کرد.
دو تا کار پشت سر هم رو وقتی اینقدر سریع و در کنار هم میاری، پستت خیلی با عجله میشه و از لذت توصیفاتت کم میکنه. باید تصور کنی دقیقا بلاتریکس و بعد بنویسی دقیقا چه کارهایی کرد که به داد و بیداد ختم شد.


مورد دوم، به سوژه اسلاگهورن میرسه که خیلی سریع ازش گذشتی. یه جمله برای اون سوژه کافی نبود و اگر نمیخواستی که ادامش بدی اصلا نیازی نبود بهش دست بزنی. از اول میگفتی که تو روان خونه و سوژه اون طرف رو ادامه میدادی و نفر بعدی میتونست اگر میخواست سوژه اسلاگهورن رو ادامه بده. الان با یه خط نفر بعدی رو محدود به این کردی که هاگرید باید لو بده چی شده و شاید نفر بعدی میخواست یه ذره رو این کار کنه. مثلا شاید میخواست که اسلاگهورن رشوه بده به هاگرید یا مسمومش کنه و غیره. حالا یا باید جمله تو رو کاملا نادیده بگیره، یا مجبور شه که راهی که تو مشخص کردی براش رو ادامه بده که این آزادی رو ازش میگیره.


مورد سوم هم در مورد پایان پستت هست. همیشه آخر پست باید در رو باز بذاری واسه نفر بعدی که بتونه راحت بنویسه. چند بار قبلا بهت گفتم که حتما نباید یه ماجرا رو خودت شروع کنی و تمومش کنی. نیازی نیست آستریکس بیاد و کاری رو انجام بده و بره.اوکیه کاملا اگر وسط کار ولش میکردی پست رو تا نفر بعدی هم هم بتونه بنویسه در موردش. این عجله تو جلو بردن داستان باعث میشه سوژه ها زود به زود تموم شن و بعد از مدتی خسته کننده بشن. البته باید اقرار کنم که بعضی اوقات هم نیاز هست که خودت داستان رو تموم کنی ولی به نظرم اینجا میتونستی باز بذاری آخرش رو که نفرات بعدی هم یه دستی توش ببرن شاید ایده های خوبی داشته باشن.


در هر صورت، به نظرم پست کاملا خوبی بود. مشکلات املایی هم داشت که طبق معمول من شخصا بهشون توجه نمیکنم اما ممکنه برای بقیه اذیت کننده باشه. خودت سعی کن بیشتر کار کنی روشون.


در پناه عشق خون انسان زنده نخوری یه موقع آستریکس عزیزم
موفق باشی

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
پاسخ به: نقد پست های انجمن محفل ققنوس
ارسال شده در: شنبه 29 اردیبهشت 1397 13:35
نمایش جزئیات
آفلاین
سلام.
خسته نباشین.
درخواست
نقد
داشتیم.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Life flows in the veins.

از جرقه‌ای کوچک تا شعله‌ای فروزان؛ با شجاعت و اتحاد، برای گریفیندور!


پاسخ به: نقد پست های انجمن محفل ققنوس
ارسال شده در: پنجشنبه 16 فروردین 1397 03:19
نمایش جزئیات
آفلاین
نقد پست شماره 152 روان خانه ی سیاه - سفید ِ آستریکس:

خب خوش اومدی آستریکس عزیز، در کمال خوشحالی باید به اطلاعت برسونم که بالاخره پروفسور موفق شدن که یه نقد توی این تاپیک رو گردن من بندازن و قهقهه های دامبلدوری بزنن از این اتفاق.. و خب با نقد پستت در خدمتتم فعلا، امیدوارم به کارت بیاد و بازم این ورا بیای پیشمون..

خب حقیقتش من برای نوشتن این نقدت هم پستهای این تاپیک رو خوندم، هم پستهای قبلی خودت رو خوندم و هم نقد قبلی رو که پروفسور انجام داده بودن رو پیدا کردم و خوندم.. خلاصه الان دارم خیلی منت می ذارم! اما اینطوری نیست فقط می خوام بهت اطمینان بدم که دقیق و منصفانه همه چیز رو زیر نظر گرفتم و از تو هم همین انتظار رو توی اجرایی کردنش دارم! :یه منتقد سختگیر:

اول یه سری مشکلات ریز رو باید برطرف کنیم تا بعد بریم سر اصل مطلب که تخصص ویژه ی خودمه! :دی آستر جان حتما حتما پستت رو بعد از این که نوشتی یه دور بخون تا غلط های تایپی و املایی و "آ" هایی که "ا" نوشتی و اینجور سوتی ها رو از توش حذف کنی.

غلط املایی زیاد داری تو مجموع پست هات و این اتفاق فقط برای هگرید مجازه چون عمدیه و جزوی از شخصیتشه _چون هممون می دونیم هگرید سواد درست و حسابی نداشته! _ من یه تقلبی می خوام بهت یاد بدم که ازش استفاده کنی. ببین اگه املای درست کلمه ای رو نمی دونی توی گوگل سرچش کن، املای درست کلمه حتما به دستت خواهد رسید.

یه چیز عجیب غریبی که توی دوتا پستت توی همین تاپیک دیدم راجع به دامبلدور بود. یه بار به اسم پرسیوال اسمشو آوردی یه بار گفتی برایان بعد توی توضیح سوژه ی اول هم باز گفتی پرسیوال و بعد همه ی داستان به خود پروفسور دامبلدور اشاره داره! :/

این مساله فوق العاده برای من حداقل گنگه و ابهام ایجاد کرده. ببین احتمالا خودت می دونی که پرسیوال اسم پدر آلبوس دامبلدوره و برایان هم اولین جد جادوگرش بوده که این فامیلی رو داشته. در واقع پای دوتا آدم دیگه رو به این داستان باز کردی و حتی ممکن بود من بیام پست رو ادامه بدم یهو بابای دامبلدور رو به جای خودش به تخت ببندم تو داستانم و کلا مسیر داستانت عوض بشه، پس وقتی می خوای بنویسی همیشه به این دقت کن که هیچ چیزی بهتر از ساده و شفاف بودن داستانت نیست. یه جوری نباشه که فقط خودت متوجه بشی.

بحث عوض شدن مسیر داستان پیش اومد چه خوبه که به این هم اشاره کنم. ببین تو پست قبل آدر یه مبحث جدیدی تو داستان باز کرد و مسیر رو تغییر داد که همون طور که کاملا واضحه این تغییر به مذاق شما به عنوان سوژه دهنده خوش نیومد. اومدی از کلیشه ی سریال های ایرانی استفاده کردی و گفتی اینا همه ش خواب بود و داستان رو برگردوندی سر جای قبلی که خودت می خواستی.

خب همه جا این فرمول جواب نمیده آستریکس عزیز. ما الان تو داستانمون با یه گره کور رو به رو شدیم. این امکان وجود نداره که مرگخوارا حمله کنن روانخانه که دامبلدور رو بکشن و محفلی ها هم بیان دم در و همه با هم دوئل کنن و خب این موضوع هم تکراریه دیگه، صد بار از اینا نوشتیم و خوندیم.

دوتا سوژه ی بالقوه داشتیم که یکیش همون مسیر دیوونگی مطلق دامبلدور بود که قرار بود به کمک آدر بره و دیوونگی های خودش رو دنبال کنه و بقیه هم بیوفتن دنبالش.. که البته اینو به طور کلی بستی ومختومه ش کردی.

سوژه ی بالقوه ی بعدی همون ماجرای آزمایشات عجیب غریبیه که خودت گفتی و فقط خودت ازش اطلاع داری و خب بقیه نمی تونن چیزی راجع بهش بنویسن، پس لازم بود که خودت این سوژه رو یه کم پرورش می دادی و در واقع برای بقیه توضیحش می دادی که ندادی!

حالا می فهمیم که چرا گفتم سوژه گره خورده و خب غیر از راه حلی که بهت گفتم راه حل های زیاد دیگه ای هم می تونه وجود داشته باشه که به خلاقیت و نوآوری های هر کسی که ادامه ش میده بستگی داره ولی به شرط این که سرش دیکتاتور بازی در نیاری که این سوژه مال منه و اونجوری که من می خوام باید پیش بره و بعد بگی طرف خواب دیده داستانو برگردونی عقب! من این کارو تو این موقعیت تایید نمی کنم.

و اما موضوع اصلی نقد ما... ×طنز بودن×

پست طنز همونجوری که بارها گفتم دو وجه داره، یکی داستان بودن (که مفصلا توضیح دادم چه ایرادایی داشت) و یکی دیگه ش خنده دار بودن. کسایی که پست ها رو می خونن وقتی می بینن سوژه طنزه انتظار خندیدن دارن، ما جدا و حقیقتا موظفیم که طوری بنویسیم که پستمون خنده دار باشه. و خب این کار رو چطوری باید انجام بدیم؟

این یه بخشی از نقدهای قدیممه که در همین رابطه هم هست:
نقل قول:
حالا ما چیکار کنیم که بتونیم خنده دارتر باشیم تو نوشته و بار طنزش رو ببریم بالا. اول اینکه باید به شوخی های روزمزه اشراف داشته باشیم. شوخی های روزمره چیه؟ ببین طنز هم مثل لباس پوشیدن و موسیقی و رنگ و غیره و غیره تابع یه سری مد ها هست. اینکه مثلا توی دهه هشتاد همه ی جوک ها قومیتی بود در واقع مد اون زمان بود. یا اینکه مثلا اول مهر هر سال گیر میدن به داف و شاخای اینستاگرام که حالا دیگه باید برن مدرسه!

اینها شوخی های روزمره ست. دونستن و استفاده کردنشون هم باعث میشه به طور عادی حس طنز قوی تری پیدا کنی و هم این که استفاده کردنشون چون مد روزه جذابیت بیشتری اضافه می کنه. حالا نه که مثلا شوخی خاصی مد نظرم باشه که بگم باید استفاده ش می کردی توی این پست.. نه... به طور کلی دارم این آپشن رو برات توضیح میدم.

و خب در کنار شوخی های روزمره در سطح جامعه یه شوخی های رایجی هم تو خود سطح سایت داریم که دونستن و استفاده کردن اونها هم توصیه میشه.

به غیر از این ها یه سری شوخی های پیش فرض یا دیفالت داریم. این ها به طور کلی همه جا قابل استفاده ن و اگه درست استفاده بشن همیشه خنده دارن. مثلا چی؟ مثلا تناقض.. بلاهت..اغراق و... هممم...خیلی زیادن. برای هر کدومشون باید جلسات نقد جداگانه داشته باشیم و منم اگه فرصت کنم می تونم چند نمونه براتون بنویسم ازشون.

الان می خوام اغراق رو بگم که به نظرم واضح هم هست. وقتی می خوای اغراق رو به صورت طنز استفاده کنی باید موضوعات رو به صورتی که چند برابر حد طبیعی باشه نشون بدی. ببین مثلا لرد همیشه کچله و یقینا کچل تر از این نمی تونه بشه ولی بزرگنماییش می کنی چند برابر به نظر می رسه و تکیه طنز نوشته میشه. یا تعداد زیاد مرگخوارا و ویزلی ها..ریش های دامبلدور وقتی تبدیل به سیاهچاله ی فضایی میشه و همه چیز توش گم میشه.

اینا یه نمونه هایی از اغراق گذشتگان جادوگرانه که بعدا تبدیل به مد شد و خب البته که نوآوری هم بد نیست.. اتفاقا من امتیاز مثبت براش در نظر می گیرم.


اتفاقا امشب به لطف لیست تازه به روز شده قلم پر تندنویس مصاحبه ی مورفین گانت که از بهترین طنز نویسهای جادوگران بوده رو دوباره خوندم و دقیقا راجع به همین موضوع صحبت شده بود توش و واقعا اگه بخونیدش خوبه..

طنز بودن یه جاهایی غریزه ی ذاتیه و یه جاهایی طراحی و حرکات آگاهانه ست. تازه اون غریزه هم این طوری عمل میکنه که ناخودآگاه این فاکتورهایی که توی نقل قول گفتم رو استفاده می کنی ولی الان ازت می خوام که توی پست های بعدیت حتی الامکان یکی از روش های طنز اضافه کردن به پست رو استفاده کنی و روش تمرین داشته باشی.

ضمن اینکه اون اشکالات ریز رو هم حتما برطرف کن که از هر نظر پستت بی نقص باشه.

موفق باشی!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط ادوارد بونز در 1397/1/16 4:04:52
می تراود مهتاب..


"وقتش رسیده که همه‌ی ما بین چیزی که درسته و چیزی که آسونه، یکی رو انتخاب کنیم."
- پروفسور دامبلدور