1. جانورتون چیه و چه شکلیه؟ (1 امتیاز)
جانور من یک نیمه تک شاخ نیمه عنکبوت هست که در اوج ابهت عنکبوتی خود یک تک شاخ ناز و گوگولی هستش. البته خیلی خشن و خونریز و شاخ زن هم هست.
2. با جانور جادوییتون مبارزه کنین! گزارشی از شرح وقایع رخ داده بین خودتون و جانورتون بدین. نتیجهی مبارزه فراموش نشه! (5 امتیاز)
با درودی دیگر خدمت تماشاچیان محترم پاپکورن خور. میبینیم که در میانهی میدان دخترکی نحیف و لاغر، چوبدستی به دست منتظر حریف خود یعنی جناب شاخعنکبوتی ایستاده است.
در قفس توسط استاد این درس باز میشود و شاخعنکبوتی وارد میشود. او همانطور که پاهای عنکبوتی خود را به اطراف میکشاند، سر تکشاخ مانند خود را به دخترک نزدیکتر میکند.
شاخعنکبوتی پرسون پرسون، لرزون لرزون دور طعمهی خود میچرخید.
دخترک ترسان و لرزان، چوبدستی خود را برمیدارد و کروشیو گویان با چشمانی بسته به همه جا طلسم پرتاب میکند.
البته بماند که پس از جای خالی دادنهای مداوم شاخعنکبوتی و خوردن طلسم به همه جا و فرار کردن پاپکورن خوران بلاخره طلسم به شاخعنکبوتی میخورد و به زبان فارسی سخت از هم گسسته میشود.
2. عکسی که در انتهای مبارزه از خودتون و جانورتون گرفته شده رو بکشین. (4 امتیاز)
نقاشی
جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خوش آمدید، Guest
ورود
›
اینستاگرام
کمک میخوای؟ از هری بپرس!
آنلاینها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز
اینستاگرام
آنلاینها
31 کاربر(ها) آنلاین هستند (25 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
30
مهمانان
|
1
عضو
کارت قورباغه شکلاتی
کارت قورباغه شکلاتی
پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران
شبکه پرواز
به شبکه پرواز خوش آمدید! شومینهها و دودکشها را باز کنید...
🦉
گالیون و انرژی جادویی خود را خرج کنید در:
خرید چوبدستی از
چوبدستی گستران
و اجرای طلسم در
اخگرهای نقرهای
| آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در
دخمه خاطرات
| خرید جاروی پرنده از
هفت دسته جارو
| خرید خوراکی و کالا از
زوپس مارکت جادوگران
| خرید معجون از
معجونسرای پاتیلطلا
| خرید اقلام شوخی از
شوخیکده فارس د ماره
| درمان یا پیشگیری از بیماری در
شفاخانه مرداب زیرین
| فعالیت در رسانههای ویدئویی، تصویری، صوتی و متنکوتاه جادوگران با خرید
اشتراک جادوگران پلاس
مدرسه علوم و فنون جادویی هاگوارتز - ترم 30
❖ امتیازات خانهها ❖
❖ کلاسها ❖
کلاسهای اختصاصی
کلاسهای عمومی
❖ محوطه قلعه ❖
❖ لیگ کوییدیچ ❖
| برد | باخت | مساوی | امتیاز | تفاضل |
|---|
پیام امروز
آخرین گروهبندیها
هافلپاف
ریونکلاو
گریفیندور
اسلیترین
كلاس مراقبت از موجودات جادویی
مشاهدهکنندگان این تاپیک:
1 کاربر مهمان
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1396/08/21
تولد نقش: 1396/08/22
آخرین ورود: سهشنبه 30 بهمن 1397 23:56
از: دشت مگسها!
پستها:
54

جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1397/03/10
تولد نقش: 1397/03/14
آخرین ورود: چهارشنبه 19 شهریور 1399 19:51
از: کالیفرنیا
پستها:
359

سلام پیکسی عزیز. مشقی که خواسته بودی رو آوردم.
۱- جانورتون چیه و چه شکلیه؟ (۱ امتیاز)
خب دیگه ایندفعه خبری از اون بچه ی دیوونشون نیست. بجاش یه تمساح خل و چل تر از اون بچه شون وجود داره.( واقعا نمی دونم که یه تمساح، چجوری بچه اش یه اژدهاست!) از ابرو های زشت و پرپشتش، معلومه که نره! خب شما منو بدبخت کردین. اون... بدنش زرد و قهوه ایه.( چه چندش! اینا رو از کجا گیر آوردی؟) چشماش مثل پسرش ورقلمبیده ست و دندون نداره. (خیلی عجیبه) پولکاشو انگار از رو یه لباس چسبوندن بهش. هی برق میزنه.دمش هم حدودا بیست سانتی متر و خودش سه متره.
۲- با جانور جادوییتون مبارزه کنین! گزارشی از شرح وقایع رخ داده بین خودتونو جانورتون بدین. نتیجه ی مبارزه فراموش نشه. (۵ امتیاز)
گزارش؟ وای!...
وقتی که می اومدم بیرون از تالار هافل، دیدم که همه ی کسایی که تو راهرو هاگوارتزن، دارن به من مثل چی نگاه می کنن! منم که بی خبر بودم که اون پدر دیوونه فلان فلان اژدهای بوق، دنبالمه! بعدش رفتم سمت دستشویی( ببخشید دیگه، من هر روز شیش بار به اونجا مسافرت می کنم) درو که رفتم باز کنم، اون خنگول اومد جلوم! بعدش به زبون تمساحی فحشم داد! اولش ترسیدمو در دستشویی رو محکم بستم.
اما نمی دونم چجوری بدون دندون، تونست درو داغون کنه و بیاد تو. بخاطر توالت، جای دعوامون کوچیک بود. ولی از اونجایی که تمساح جلوی در وایساده بود، نتونستم برم بیرون. تنها کاری که کردم، این بود که چوبدستیمو در آوردم و یه چیزی مثل" پتر توتاشیما" گفتم. که ترکیبی از طلسم های" پتریفیکوس توتالوس و کروشیما" بود.
فکر کنم که خندید. چون ویبره رفت، اما یهو دیدم که منفجر شد. جالب بود. چون من با ترکیب دو تا طلسم، پوکوندمش! بعدش آشغالاشو جمع کردم( هر چند که به مدت سه روز، بعد این اتفاق ،دو دقیقه یکبار دستامو صابون می زنم) و ریختم تو کاسه توالت و بهترین کاری که کردم، سیفونو کشیدم و اونو فرستادم فاضلاب هاگوارتز.( حالا جدا از این، من یه طلسم من در آوردی درست کردم . این یه افتخاره استاد!)
۳- عکسی که در انتهای مبارزه از خودتونو جانورتون گرفته شده رو، بکشین.(۴ امتیاز)
فقط حال کنا! ببین چقدر خورد شده بدبخت
۱- جانورتون چیه و چه شکلیه؟ (۱ امتیاز)
خب دیگه ایندفعه خبری از اون بچه ی دیوونشون نیست. بجاش یه تمساح خل و چل تر از اون بچه شون وجود داره.( واقعا نمی دونم که یه تمساح، چجوری بچه اش یه اژدهاست!) از ابرو های زشت و پرپشتش، معلومه که نره! خب شما منو بدبخت کردین. اون... بدنش زرد و قهوه ایه.( چه چندش! اینا رو از کجا گیر آوردی؟) چشماش مثل پسرش ورقلمبیده ست و دندون نداره. (خیلی عجیبه) پولکاشو انگار از رو یه لباس چسبوندن بهش. هی برق میزنه.دمش هم حدودا بیست سانتی متر و خودش سه متره.
۲- با جانور جادوییتون مبارزه کنین! گزارشی از شرح وقایع رخ داده بین خودتونو جانورتون بدین. نتیجه ی مبارزه فراموش نشه. (۵ امتیاز)
گزارش؟ وای!...
وقتی که می اومدم بیرون از تالار هافل، دیدم که همه ی کسایی که تو راهرو هاگوارتزن، دارن به من مثل چی نگاه می کنن! منم که بی خبر بودم که اون پدر دیوونه فلان فلان اژدهای بوق، دنبالمه! بعدش رفتم سمت دستشویی( ببخشید دیگه، من هر روز شیش بار به اونجا مسافرت می کنم) درو که رفتم باز کنم، اون خنگول اومد جلوم! بعدش به زبون تمساحی فحشم داد! اولش ترسیدمو در دستشویی رو محکم بستم.
اما نمی دونم چجوری بدون دندون، تونست درو داغون کنه و بیاد تو. بخاطر توالت، جای دعوامون کوچیک بود. ولی از اونجایی که تمساح جلوی در وایساده بود، نتونستم برم بیرون. تنها کاری که کردم، این بود که چوبدستیمو در آوردم و یه چیزی مثل" پتر توتاشیما" گفتم. که ترکیبی از طلسم های" پتریفیکوس توتالوس و کروشیما" بود.
فکر کنم که خندید. چون ویبره رفت، اما یهو دیدم که منفجر شد. جالب بود. چون من با ترکیب دو تا طلسم، پوکوندمش! بعدش آشغالاشو جمع کردم( هر چند که به مدت سه روز، بعد این اتفاق ،دو دقیقه یکبار دستامو صابون می زنم) و ریختم تو کاسه توالت و بهترین کاری که کردم، سیفونو کشیدم و اونو فرستادم فاضلاب هاگوارتز.( حالا جدا از این، من یه طلسم من در آوردی درست کردم . این یه افتخاره استاد!)
۳- عکسی که در انتهای مبارزه از خودتونو جانورتون گرفته شده رو، بکشین.(۴ امتیاز)
فقط حال کنا! ببین چقدر خورد شده بدبخت
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط ماتیلدا استیونز در 1397/5/7 20:03:02
Cause i don't wanna lose you now
I'm looking right at the other half of
me
I'm looking right at the other half of
me
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1397/04/07
تولد نقش: 1397/04/12
آخرین ورود: سهشنبه 13 اردیبهشت 1401 04:13
از: زیرزمین هافلپاف و خانهٔ شمارهٔ ۱۲ گریمولد
پستها:
71

1. مادره جونوره همونطور که در تکالیف جلسه دوم نوشته بودم...یه مار غولپیکر با دندونای چن ردیفی تییییییز...خعلی بزرگ و قدرتمند و قطور با چشمای درشت و مخوف.دارای قابلیت جرقه زدن و له کردن هس(کارای دیگه هم از پسش برمیاد اما در اینایی که گفتم ماهر تره!).(درسته که بزرگ شده اما هنوزم همون حساسیت ها و وسواس های قبلی رو داره)هرچن که عصبانی کردنش ریسک بسی بزرگیه اما کاریه که شده و نمیشه کاریش کرد...!
************************************************************************************************
2. با حرف پروفسور وارنر ترس به جونم افتاد(آخه این چه بچه جونوری بود که بم افتاد؟!) خیلی سریع کتاب طلسم های جادویی و باز کردم و مشغول خوندنش شدم...انقدر تو کارم فرو رفته بودم که متوجه پروفسور وارنر که داشت صدام میکرد نشدم تا اینکه با پس گردنی محکمی که خوردم سرم و از رو کتاب برداشتم و حواسمو جمع کلاس کردم...تا نگام به پروفسور افتاد شر شر عرق کردم...آخه از همینجایی که بودم میشد چشمای عصبانی شو ببینم تا اینکه پروفسور وارنر که سعی میکرد عصبانیت شو کنترل کنه رو به من گفت:
پروفسور وارنر:خانم لافکین بار آخرتون باشه وقتی که دارم صداتون میکنم حواستون به من نباشه!!!
از ترس فقط تونستم سرمو تند تند تکون بدم...
پروفسور وارنر:نوبت شما ست که مبارزه کنی!
از روی لیست شماره امو پیدا کردم و بسمت قفسی که اون شماره روش بود حرکت کردم.
از ترس رنگم پریده بود و با پاهایی که میلرزید تقریبا به نزدیکی های قفس رسیده بودم...همین که به نزدیکیش رسیدم درش باز شد و دو چشم مخوف پیدا!همینجور که ویبره میرفتم ماره با او جثه غولپیکر اش خزید و خزید تا بهم رسید.خواست سرش و بهم نزدیک کنه که کمی طول کشید(آخه من جلوش فقط اندازه یه پیکسی و یا شاید کمی بزرگتر بودم!)تا سرش جولو ی صورتم قرار گرفت سریع چوبدستیمو درآوردم و جولو صورت اون گرفتم و گردنم و به پشت خم کردم و چشامو بستم.تند تند طلسم میگفتم(حالا از شانس من تو اون گیری ویری هیچی یادم نمیومد!)یهو چشام از تعجب باز موند!چرا ماره تا الان منو نخورده بود؟؟؟برگشتم و به جلوم نگا کردم...
ای وااااای خاک بر سر شدم...!
...
چوبدستیم درست رفته بود تو یه چشمه اون بنده خدا...!!!
خیلی سریع چوبدستیمو از چشمش در آوردم و پشتم قایم کردم و یه لبخند زیبا زدم...!
آوخ آوخ
ماره چشاشو صورتش قرمز شده بود و از دماغ و گوشش دود میزد بیرون و با نگاه غضبناکش داشت به من نگا میکرد...
از گرماش داشتم ذوب میشدم که...
...
در یک حرکت ناگهانی دم اشو آورد جلو منو گرفت و محکم فشار داد...داشتم له میشدم...سر دم اشو آورد جلو صورتم...هینطور که با تعجب به دمش خیره شده بودم...ناگهان جرقه ای زد و بعد همه جا رو دود گرفت...
...
وقتی چشامو باز کردم خودمو رو زمین با موهای سیخ سیخی که ازش دود میزد بیرون در حالی که تمام بدنم سیاه و کثیف شده بود یافتم هنگامی که یه نگاه به بالا کردم یه جیغ بنفش کشیدم...
ماره چن متر پریده بو هوا و داشت رو من سقوط میکر تا خواستم خودمو از اون مخمصه نجات بدم ماره روم فرود اومد و بقیشو خودتون فرز کنین که چیشد....
و اینگونه بود که من تبدیل به پودر خاکستر شدم...
و در آخرم دیگه شما خودتون باید فهمیده باشین نتیجه مبارزه چی شد!؟
*******************************************************************************************************
پروفسور وارنر این ماره اصن هیچ نقطه ضعفی نداره!اگه حتی از وسط به دو نیمش هم کنیم دوباره ترمیم میشه...
واسه همین نتوستم هینجوری که شما خواستین بنویسم و کمی شبیه رول شد که بازم ببخشید...
اینم بگم که این نوع مارا وقتی به سن خاصی برسن(که خعلی هم طولانی هس...!)میمیرن!!!
************************************************************************************************
3. خب همانگونه که میتونین تو نقاشیم ببینین ماره یه چشمش آسیب دیده و سرش هنگام فرود روی من نمیدونم چی شده ور قلمبیده شده منم که تبدیل به پودر خاکستر شدم که دود ازش بلند میشه و تنها دو چشم ور قلمبیده ازم مونده...!
...
مجروحان پس از پایان مبارزه
************************************************************************************************
2. با حرف پروفسور وارنر ترس به جونم افتاد(آخه این چه بچه جونوری بود که بم افتاد؟!) خیلی سریع کتاب طلسم های جادویی و باز کردم و مشغول خوندنش شدم...انقدر تو کارم فرو رفته بودم که متوجه پروفسور وارنر که داشت صدام میکرد نشدم تا اینکه با پس گردنی محکمی که خوردم سرم و از رو کتاب برداشتم و حواسمو جمع کلاس کردم...تا نگام به پروفسور افتاد شر شر عرق کردم...آخه از همینجایی که بودم میشد چشمای عصبانی شو ببینم تا اینکه پروفسور وارنر که سعی میکرد عصبانیت شو کنترل کنه رو به من گفت:
پروفسور وارنر:خانم لافکین بار آخرتون باشه وقتی که دارم صداتون میکنم حواستون به من نباشه!!!
از ترس فقط تونستم سرمو تند تند تکون بدم...
پروفسور وارنر:نوبت شما ست که مبارزه کنی!
از روی لیست شماره امو پیدا کردم و بسمت قفسی که اون شماره روش بود حرکت کردم.
از ترس رنگم پریده بود و با پاهایی که میلرزید تقریبا به نزدیکی های قفس رسیده بودم...همین که به نزدیکیش رسیدم درش باز شد و دو چشم مخوف پیدا!همینجور که ویبره میرفتم ماره با او جثه غولپیکر اش خزید و خزید تا بهم رسید.خواست سرش و بهم نزدیک کنه که کمی طول کشید(آخه من جلوش فقط اندازه یه پیکسی و یا شاید کمی بزرگتر بودم!)تا سرش جولو ی صورتم قرار گرفت سریع چوبدستیمو درآوردم و جولو صورت اون گرفتم و گردنم و به پشت خم کردم و چشامو بستم.تند تند طلسم میگفتم(حالا از شانس من تو اون گیری ویری هیچی یادم نمیومد!)یهو چشام از تعجب باز موند!چرا ماره تا الان منو نخورده بود؟؟؟برگشتم و به جلوم نگا کردم...
ای وااااای خاک بر سر شدم...!
...
چوبدستیم درست رفته بود تو یه چشمه اون بنده خدا...!!!
خیلی سریع چوبدستیمو از چشمش در آوردم و پشتم قایم کردم و یه لبخند زیبا زدم...!
آوخ آوخ
ماره چشاشو صورتش قرمز شده بود و از دماغ و گوشش دود میزد بیرون و با نگاه غضبناکش داشت به من نگا میکرد...
از گرماش داشتم ذوب میشدم که...
...
در یک حرکت ناگهانی دم اشو آورد جلو منو گرفت و محکم فشار داد...داشتم له میشدم...سر دم اشو آورد جلو صورتم...هینطور که با تعجب به دمش خیره شده بودم...ناگهان جرقه ای زد و بعد همه جا رو دود گرفت...
...
وقتی چشامو باز کردم خودمو رو زمین با موهای سیخ سیخی که ازش دود میزد بیرون در حالی که تمام بدنم سیاه و کثیف شده بود یافتم هنگامی که یه نگاه به بالا کردم یه جیغ بنفش کشیدم...
ماره چن متر پریده بو هوا و داشت رو من سقوط میکر تا خواستم خودمو از اون مخمصه نجات بدم ماره روم فرود اومد و بقیشو خودتون فرز کنین که چیشد....
و اینگونه بود که من تبدیل به پودر خاکستر شدم...
و در آخرم دیگه شما خودتون باید فهمیده باشین نتیجه مبارزه چی شد!؟
*******************************************************************************************************
پروفسور وارنر این ماره اصن هیچ نقطه ضعفی نداره!اگه حتی از وسط به دو نیمش هم کنیم دوباره ترمیم میشه...
واسه همین نتوستم هینجوری که شما خواستین بنویسم و کمی شبیه رول شد که بازم ببخشید...
اینم بگم که این نوع مارا وقتی به سن خاصی برسن(که خعلی هم طولانی هس...!)میمیرن!!!
************************************************************************************************
3. خب همانگونه که میتونین تو نقاشیم ببینین ماره یه چشمش آسیب دیده و سرش هنگام فرود روی من نمیدونم چی شده ور قلمبیده شده منم که تبدیل به پودر خاکستر شدم که دود ازش بلند میشه و تنها دو چشم ور قلمبیده ازم مونده...!
...
مجروحان پس از پایان مبارزه
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط آرتمیسیا لافکین در 1397/5/4 16:10:34
ویرایش شده توسط آرتمیسیا لافکین در 1397/5/4 16:28:42
ویرایش شده توسط آرتمیسیا لافکین در 1397/5/4 16:29:25
ویرایش شده توسط آرتمیسیا لافکین در 1397/5/4 16:35:57
ویرایش شده توسط آرتمیسیا لافکین در 1397/5/4 16:42:47
ویرایش شده توسط آرتمیسیا لافکین در 1397/5/4 16:45:12
ویرایش شده توسط آرتمیسیا لافکین در 1397/5/4 16:49:00
ویرایش شده توسط آرتمیسیا لافکین در 1397/5/4 16:54:35
ویرایش شده توسط آرتمیسیا لافکین در 1397/5/5 10:48:31
ویرایش شده توسط آرتمیسیا لافکین در 1397/5/5 11:01:00
ویرایش شده توسط آرتمیسیا لافکین در 1397/5/4 16:28:42
ویرایش شده توسط آرتمیسیا لافکین در 1397/5/4 16:29:25
ویرایش شده توسط آرتمیسیا لافکین در 1397/5/4 16:35:57
ویرایش شده توسط آرتمیسیا لافکین در 1397/5/4 16:42:47
ویرایش شده توسط آرتمیسیا لافکین در 1397/5/4 16:45:12
ویرایش شده توسط آرتمیسیا لافکین در 1397/5/4 16:49:00
ویرایش شده توسط آرتمیسیا لافکین در 1397/5/4 16:54:35
ویرایش شده توسط آرتمیسیا لافکین در 1397/5/5 10:48:31
ویرایش شده توسط آرتمیسیا لافکین در 1397/5/5 11:01:00
در کشاکش شجاعت و اصالت، در هیاهوی هوش و ذکاوت، اتحاد و پشتکار سوسو میزنند... فرزندان هلگا میدرخشند!
شادی رو میشه در تاریکترین لحظات هم پیدا کرد، فقط اگه یه نفر یادش باشه که چراغ رو روشن کنه!
***
شادی رو میشه در تاریکترین لحظات هم پیدا کرد، فقط اگه یه نفر یادش باشه که چراغ رو روشن کنه!
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1388/03/30
تولد نقش: 1388/03/30
آخرین ورود: جمعه 25 خرداد 1403 19:05
از: رو شونههای ارباب!
پستها:
5457

تدریس جلسه سوم 
به محض ورود دانشآموزان به محوطهی کلاس، مو بر تنشون سیخ میشه! برخلاف جلسه دوم، خبری از سبدهای کوچیک و ناز و گوگولی نبود، بلکه قفسهایی در انواع و اقسام سایزها که با پارچه پوشیده شده بودن و صداهای خشنی ازشون بلند میشد جایجای کلاس به چشم میخورد.
- از رو لیستی که رو میز گذاشتم اسم خودتونو پیدا کنین و برین کنار قفسی که شمارهش جلوی اسمتون نوشته شده بایستین. منم اینو اینقد نیش زدم و چند تا گاز زدم تا مرد. اون آبیا جا نیشامهها.

دانشآموزا که هنوز به این شروعهای ناگهانی کلاس عادت نکرده بودن، نگاهی به استادشون که پیروزمندانه جانوری رو مغلوب کرده بود میندازن و بعد به سمت لیست حرکت میکنن. بعد از چند دقیقه همه کنار قفساشون میایستن.
- تو این قفسایی که میبینین مادر یا پدر تخمی که جلسهی پیش باهاش سر و کار داشتین قرار داره. اونا از اینکه بچهشون رو دزدیدین خیلی عصبانی هستن و میخوان ازتون انتقام بگیرن!
دانشآموزا به سختی آب دهنشونو قورت میدن و وقتی دست و پاشونو پیدا میکنن صدای اعتراضشون بلند میشه.
- ولی ما ندزدیدیمش که!

- پروفسور خودتون اون تخما رو بهمون دادین!

- حرف نباشه! من برای آموزش شما اون تخما رو کش رفتم. اگه شما نبودین من هرگز مجبور به این کار نمیشدم. پس در واقع شما اونا رو از پدر و مادرشون جدا کردین نه من.

منطق لینی دهن همه دانشآموزا رو به هم میدوزه!
- حالا قراره جانورتون آزاد بشه و مبارزهای با شما داشته باشه! به ترتیبِ شمارههای قفستون جلو میاین. بقیه مجازن که حین مبارزهی سایرین از پاپکورنای تهیه شده جهت لذت بیشتر میل کنن و به تماشای این صحنههای خشن بپردازن.

دانشآموزا با نگرانی ابتدا نگاهی به پاپکورنها و بعد نگاهی به همدیگه میندازن. شک داشتن که تو این شرایط بتونن با آسودگی چیزی بخورن!
تکالیف:
1. جانورتون چیه و چه شکلیه؟ (1 امتیاز)
2. با جانور جادوییتون مبارزه کنین! گزارشی از شرح وقایع رخ داده بین خودتون و جانورتون بدین. نتیجهی مبارزه فراموش نشه! (5 امتیاز)
2. عکسی که در انتهای مبارزه از خودتون و جانورتون گرفته شده رو بکشین. (4 امتیاز)
توضیح سوال 1: توصیف شکل جانورو امتیاز کمی براش گذاشتم چون تو سوال چهار قراره نقاشیشو بکشین و تاکید میکنم لزومی نداره این جانور همونی باشه که تو تکلیف جلسه پیشتون از تخم در اومد! آزادین که همونو در نظر بگیرین یا جانور جدیدی خلق کنین. حتی اگه همونم در نظر گرفتین چون اینجا با نمونهی بالغش مبارزه میکنین میتونه تغییراتی با حالت نوزادیش کرده باشه یا نکرده باشه. میل خودتونه!
توضیح سوال 2: اینکه خودتون شکست میخورین یا جانور فرقی نداره. ممکنه اونو بکشین یا فقط به دام بندازین یا زمینگیرش کنین یا هرچی. شایدم خودتون کشته بشین یا به دام بیفتین. هر اتفاقی که بخواین میتونه بیفته. مهم اینه که توضیح بدین چطور این اتفاق میفته! از ویژگیهای منحصر به فرد خودتون و جانورتون هم در مبارزه استفاده کنین.
نکته: حواستون باشه که رول ننویسین! فقط توضیح بدین. مثلا بگین من حشرهم پس سعی میکنم نیش بزنم و چون نقاط آسیبپذیر جانورم فلان جاشه منم همونجا رو نیش میزنم و...
توضیح سوال 3: نتیجهی مبارزهتون هرچی که هست، نقاشیای از نتیجه بکشین که هم خودتون توش باشین و هم جانورتون. با تمام آسیبهایی که دیدین(شایدم اصلا ندیدین!) یا آسیبهایی که وارد کردین(شایدم اصلا وارد نکردین!). مثلا من جانورمو کشتم و پیروزمندانه بالا جسدش وایسادم!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط لینی وارنر در 1397/5/4 17:48:52
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1388/03/30
تولد نقش: 1388/03/30
آخرین ورود: جمعه 25 خرداد 1403 19:05
از: رو شونههای ارباب!
پستها:
5457

تدریس جلسه سوم 
به محض ورود دانشآموزان به محوطهی کلاس، مو بر تنشون سیخ میشه! برخلاف جلسه دوم، خبری از سبدهای کوچیک و ناز و گوگولی نبود، بلکه قفسهایی در انواع و اقسام سایزها که با پارچه پوشیده شده بودن و صداهای خشنی ازشون بلند میشد جایجای کلاس به چشم میخورد.
- از رو لیستی که رو میز گذاشتم اسم خودتونو پیدا کنین و برین کنار قفسی که شمارهش جلوی اسمتون نوشته شده بایستین. منم اینو اینقد نیش زدم و چند تا گاز زدم تا مرد. اون آبیا جا نیشامهها.

دانشآموزا که هنوز به این شروعهای ناگهانی کلاس عادت نکرده بودن، نگاهی به استادشون که پیروزمندانه جانوری رو مغلوب کرده بود میندازن و بعد به سمت لیست حرکت میکنن. بعد از چند دقیقه همه کنار قفساشون میایستن.
- تو این قفسایی که میبینین مادر یا پدر تخمی که جلسهی پیش باهاش سر و کار داشتین قرار داره. اونا از اینکه بچهشون رو دزدیدین خیلی عصبانی هستن و میخوان ازتون انتقام بگیرن!
دانشآموزا به سختی آب دهنشونو قورت میدن و وقتی دست و پاشونو پیدا میکنن صدای اعتراضشون بلند میشه.
- ولی ما ندزدیدیمش که!

- پروفسور خودتون اون تخما رو بهمون دادین!

- حرف نباشه! من برای آموزش شما اون تخما رو کش رفتم. اگه شما نبودین من هرگز مجبور به این کار نمیشدم. پس در واقع شما اونا رو از پدر و مادرشون جدا کردین نه من.

منطق لینی دهن همه دانشآموزا رو به هم میدوزه!
- حالا قراره جانورتون آزاد بشه و مبارزهای با شما داشته باشه! به ترتیبِ شمارههای قفستون جلو میاین. بقیه مجازن که حین مبارزهی سایرین از پاپکورنای تهیه شده جهت لذت بیشتر میل کنن و به تماشای این صحنههای خشن بپردازن.

دانشآموزا با نگرانی ابتدا نگاهی به پاپکورنها و بعد نگاهی به همدیگه میندازن. شک داشتن که تو این شرایط بتونن با آسودگی چیزی بخورن!
تکالیف:
1. جانورتون چیه و چه شکلیه؟ (1 امتیاز)
2. با جانور جادوییتون مبارزه کنین! گزارشی از شرح وقایع رخ داده بین خودتون و جانورتون بدین. نتیجهی مبارزه فراموش نشه! (5 امتیاز)
2. عکسی که در انتهای مبارزه از خودتون و جانورتون گرفته شده رو بکشین. (4 امتیاز)
توضیح سوال 1: توصیف شکل جانورو امتیاز کمی براش گذاشتم چون تو سوال چهار قراره نقاشیشو بکشین و تاکید میکنم لزومی نداره این جانور همونی باشه که تو تکلیف جلسه پیشتون از تخم در اومد! آزادین که همونو در نظر بگیرین یا جانور جدیدی خلق کنین. حتی اگه همونم در نظر گرفتین چون اینجا با نمونهی بالغش مبارزه میکنین میتونه تغییراتی با حالت نوزادیش کرده باشه یا نکرده باشه. میل خودتونه!
توضیح سوال 2: اینکه خودتون شکست میخورین یا جانور فرقی نداره. ممکنه اونو بکشین یا فقط به دام بندازین یا زمینگیرش کنین یا هرچی. شایدم خودتون کشته بشین یا به دام بیفتین. هر اتفاقی که بخواین میتونه بیفته. مهم اینه که توضیح بدین چطور این اتفاق میفته! از ویژگیهای منحصر به فرد خودتون و جانورتون هم در مبارزه استفاده کنین.
توضیح سوال 3: نتیجهی مبارزهتون هرچی که هست، نقاشیای بکشین که هم خودتون توش باشین و هم جانورتون. با تمام آسیبهایی که دیدین(شایدم اصلا ندیدین!) یا آسیبهایی که وارد کردین(شایدم اصلا وارد نکردین!). مثلا من جانورمو کشتم و پیروزمندانه بالا جسدش عکس انداختم!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط لینی وارنر در 1397/5/4 10:59:59
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1388/03/30
تولد نقش: 1388/03/30
آخرین ورود: جمعه 25 خرداد 1403 19:05
از: رو شونههای ارباب!
پستها:
5457

امتیازات جلسه دوم
سوال 1 رو برخلاف بقیه سوالا یکم سختگیرانه امتیاز دادم تا تفاوتی بین کسایی که خلاقیت بیشتری از خودشون به خرج دادن با کسایی که خلاقیت کمتری داشتن باشه. سلیقهای هم بود با اجازهتون.

اگه گفتین چند نفر بودین؟ 23 نفر! کمرم شکست! ولی تا باشه از این کمر شکستنا باشه.

هافلپاف: 9.6 = 10
آرتمیسیا لافکن: 2.5 + 2 + 1 + 3 = 8.5
حشرات جادویی میخوره؟
خب چون به فواید و خیلی جادویی بودنمون اشاره کردی میبخشمت.
ولی بسیار مار حساسی هستن ایشون.
فقط نترکن از بس میخورن!ماتیلدا استیونز: 3 + 2 + 1 + 4 = 10
عجب تخم سرسختی هستن ایشون! جونورتم بگیر اونور منو نبینه بخوره!
+ تخمت خیلی قشنگ شکست!سدریک دیگوری: 3 + 2 + 1 + 4 = 10
سلام سدریک. بیشتر به نظر میومد داری معجون میسازی تا اینکه تلاش کنی تخم بشکنه!
ولی جالب بود که مواد ریخته شده رو نوع موجود اثر میذاشت. نقاشیت عالی بود! اینقد خوب میکشیدی و جلسه پیش هیچی نکشیدی؟ چرا بینصیبمون گذاشتی آخه؟
+ من بیشتر شبیه پروانه شدم تا پیکسی. پاهام کو؟ 
نیمفادورا تانکس: 3 + 2 + 1 + 4 = 10
اوه عجب شاخکی دارم من.
خیلی خوب بود همهچیز!اسلیترین: 9.3 = 9
دوریا بلک: 2.5 + 2 + 1 + 4 = 9.5
به دنیا اومدن این جونور به این همه دردسرش میارزه؟
بسیار نقاشی حرفهایانهای بود! فقط من چرا پا ندارم؟ کی خوردش؟ تفش کن! 
بلاتریکس لسترنج: 3 + 2 + 1 + 4 = 10
چشمام شبیه انار شده! ولی عجب هکتارهای کشیدی.
از استفادههای ابزاریای که از گویل شد ابراز خوشنودی میکنم. 
اسکورپیوس مالفوی: 2 + 2 + 1 + 3 = 8
نوزاد رو بستی به زنجیر؟
به هر حال از جواب سوال 2 خوشم اومد.نجینی: 3 + 2 + 1 + 4 = 10
هرچی خواستم امتیاز کم کنم نتونستم. از جوابات خندهم گرفت!
تخم متفاوتی بود و جونورشم خیلی زیادی بیش از حد خندهدار. =)))) خلاصه که عالی بود همه چیز!گریفیندور: 9
سوجی: 3 + 2 + 1 + 4 = 10
همه چی عالی بود! خصوصا نقاشی که حتی جزئیاتش هم فوقالعاده بود! فقط عجب پرتقال بزرگی هستی!

سلینا ساپورثی: 2 + 1.5 + 1 + 3.5 = 8
سوال 2 چراشو نگفته بودی. سوال چهار هم نقاشی قشنگی بود، ولی منو نکشیده بودی.

فنریر گریبک: 3 + 2 + 1 + 4 = 10
مطمئنی این موجود اصن از تخمش در میاد؟ محیط کویری برفش کجا بود؟
کلهی جونورت بسیار توجهمو به خودش جلب کرد.
فقط اون همه فضای سفید برای چیه؟ 
آلکتو کرو: 3 + 2 + 1 + 4 = 10
من هرچی تلاش کردم چیدمان دستام رو بفهمم موفق نشدم! یکیش قطع شده تو هواس؟ اون یکی کوتاهه؟
ایشون از کجا جذابیت ساحرهها رو تشخیص میدن؟
راستی من زیادی بزرگم یا تو زیادی کوچیکی؟ 
هرمیون گرنجر: 3 + 1.5 + 1 + 4 = 9.5
تخمی که کشیدی خیلی خلاقانه بود! جانورشم خیلی قشنگ بود. ولی تو سوال 2 به چرا جواب ندادی.

لیزا چارکس: 3 + 1.5 + 1 + 4 = 9.5
چرای سوال 2 رو نگفتی. من شبیه غولی شدم که میخواد تخمه رو درسته بخوره.

آرتور ویزلی: 3 + 1.5 + 1 + 4 = 9.5
اول به سوال 1، 2.5 داده بودم. ولی بعد که نقاشیو دیدم 3 کردم! چون منفجر شد خوشم اومد.
نقاشیت خیلی قشنگ و با جزئیات بود.آلیشیا اسپینت: 2.5 + 1.5 + 0.5 + 2 = 6.5
من نه خودمو دیدم و نه جونورتو. چرا؟ نکنه کور شدم؟

رون ویزلی: 2 + 2 + 1 + 3 = 8
سلام رون. جونورت خورد منو؟
شکل جانور هم مهم بود ولی برام جالب بود که درجا منو خورد.
ریونکلاو: 9.2 = 9
لاتیشا رندل: 2.5 + 1.5 + 1 + 3 = 8
تخمی که کشیدی بسیار خلاقانه بود اما شکل جانورش یکم گنگ بود.
من چقد گوگولیم. 
پنهلوپه کلیرواتر: 3 + 2 + 1 + 3.5 = 9.5
شاخکای من کو؟ کی گشنهش بود خوردش؟
جونورت داره چشمک میزنه؟ 
لادیسلاو زاموژسلی: 3 + 2 + 1 + 4 = 10
آدم زورش میاد به این خلاقیت امتیاز نده!

یوآن بمپتون: 2 + 2 + 1 + 3 = 8
که آلمان ببازه هان؟
میخوام صد سال سیاه اون جونور به دنیا نیاد خب.
میخواستم چون چرای سوال 2 رو نگفتی کم کنم، ولی خب نتونستم!
ولی یه "کوفت" غلیظ حین شنیدن اون وویس نثارت کردم.
پس بقیه اعضای بدن جونورت کو؟ فقط افتخار دیدن انگشت پای ایشونو داشتیم؟ 
تری بوت: 3 + 2 + 1 + 4 = 10
سوال 2 رو باید امتیاز کم میکردم، ولی جالب نوشته بودی نتونستم کم کنم.
مورچهی بسیار خماری از آب در اومده. 
لایتینا فاست: 3 + 2 + 1 + 4 = 10
از همه چی خوشم اومد! موجود جالبی هم بود. =)))
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط لینی وارنر در 1397/5/4 14:16:02
ویرایش شده توسط لینی وارنر در 1397/5/4 14:26:31
ویرایش شده توسط لینی وارنر در 1397/5/4 14:26:31
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1396/05/14
تولد نقش: 1396/05/16
آخرین ورود: جمعه 20 مهر 1403 22:40
از: زیر بزرگترین سایه جهان، سایه ارباب
پستها:
377

1. تحت چه شرایطی تخمی که به شما داده شده شکسته میشه و حیوون داخلش به دنیا میاد؟ (3 امتیاز)
پروفسور تخم من خیلی بزرگ بود! خیلی خیلی بزرگ حتی. بعد رفتم دربارهش تحقیق کردم فهمیدم خیلی تخم نازکیه و هر آن با هر حرکت من ممکنه بشکنه. بعد به خاطر همین خیلی با احتیاط باهاش رفتار میکردم. یه روز میخواستم که داشتم برا خودم هد میزدم، وسط آهنگ گوش کردنام چن تا دست هم زدم. دست که زدم یهو تخمه شروع کرد به جیغ زدن! انقدر بلند جیغ زد که پوستهش شکست و خورد خاکشیر شد. پودر تخم تو هوا پخش شد حتی! بعد از توش یه موجود به شدت کوچیکی بیرون اومد، که در نهایت فهمیدم این موجود انقدر لوسه که صدای دست زدن من اذیتش کرده و جیغ زده و تخم شکسته!
2. غذای مناسب حیوون شما در دوران طفولیت چیه؟ چرا؟ (2 امتیاز)
والا این موجود کوچیک ما، همون طور که لوس و غرغرو هست، بد غذام هست. پروفسور هیچی نمیخوره یعنی! ولی بعد من دیدم یه چیزی رو سرشه مثل تاج انار خودمونه. بعد همون لحظه تو ذهنم یه جرقه زد که تخم شم یه دایره های منظمی روش داشت که مثل دونه های انار بودن.
و بله حدسم درست بود و این موجوده انار میخوره! و خوبیشم اینه که هر وعده غذاییش یه دونـه اناره! یعنی یه انار کامل، چندماه غذاشو تامین میکنه.
3. نقاشیای از تخمتون در حالتی که هنوز نشکسته (1 امتیاز)، و در حالتی که شکسته شده و جانورتون به دنیا اومده بکشین. (4 امتیاز) حتما باید سایز تخمتون تو نقاشی مشخص باشه. معیار مقایسه رو من بذارین. یعنی سایز تخم رو در حالتی که کنار یه پیکسی قرار گرفته مشخص کنین.
پروفسور اینجاش!
بعد تازه فهمیدم چرا انقدر تخمش بزرگه به خاطر اینه که موجوده راحت باشه توی تخمش و آزادی داشته باشه. حتی اون سوراخ سوراخ های دایره شکل روی تخم هم توری دارن تا هم پشه ها اذیتش نکنن هم این که موجوده بتونه بیرونو ببینه و حوصلش سر نره!
یعنی میخوام بگم در این حد لوس.
پروفسور تخم من خیلی بزرگ بود! خیلی خیلی بزرگ حتی. بعد رفتم دربارهش تحقیق کردم فهمیدم خیلی تخم نازکیه و هر آن با هر حرکت من ممکنه بشکنه. بعد به خاطر همین خیلی با احتیاط باهاش رفتار میکردم. یه روز میخواستم که داشتم برا خودم هد میزدم، وسط آهنگ گوش کردنام چن تا دست هم زدم. دست که زدم یهو تخمه شروع کرد به جیغ زدن! انقدر بلند جیغ زد که پوستهش شکست و خورد خاکشیر شد. پودر تخم تو هوا پخش شد حتی! بعد از توش یه موجود به شدت کوچیکی بیرون اومد، که در نهایت فهمیدم این موجود انقدر لوسه که صدای دست زدن من اذیتش کرده و جیغ زده و تخم شکسته!
2. غذای مناسب حیوون شما در دوران طفولیت چیه؟ چرا؟ (2 امتیاز)
والا این موجود کوچیک ما، همون طور که لوس و غرغرو هست، بد غذام هست. پروفسور هیچی نمیخوره یعنی! ولی بعد من دیدم یه چیزی رو سرشه مثل تاج انار خودمونه. بعد همون لحظه تو ذهنم یه جرقه زد که تخم شم یه دایره های منظمی روش داشت که مثل دونه های انار بودن.
و بله حدسم درست بود و این موجوده انار میخوره! و خوبیشم اینه که هر وعده غذاییش یه دونـه اناره! یعنی یه انار کامل، چندماه غذاشو تامین میکنه.

3. نقاشیای از تخمتون در حالتی که هنوز نشکسته (1 امتیاز)، و در حالتی که شکسته شده و جانورتون به دنیا اومده بکشین. (4 امتیاز) حتما باید سایز تخمتون تو نقاشی مشخص باشه. معیار مقایسه رو من بذارین. یعنی سایز تخم رو در حالتی که کنار یه پیکسی قرار گرفته مشخص کنین.
پروفسور اینجاش!
بعد تازه فهمیدم چرا انقدر تخمش بزرگه به خاطر اینه که موجوده راحت باشه توی تخمش و آزادی داشته باشه. حتی اون سوراخ سوراخ های دایره شکل روی تخم هم توری دارن تا هم پشه ها اذیتش نکنن هم این که موجوده بتونه بیرونو ببینه و حوصلش سر نره!
یعنی میخوام بگم در این حد لوس.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط لایتینا فاست در 1397/5/1 23:34:40
The MUSIC is making me growing
The only thing that keeps me awake is me knowing
There's no one here to break me or bring me down
The only thing that keeps me awake is me knowing
There's no one here to break me or bring me down
Only
aven
aven
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1387/02/01
تولد نقش: 1387/05/07
آخرین ورود: چهارشنبه 29 اردیبهشت 1400 15:22
پستها:
474

1. تحت چه شرایطی تخمی که به شما داده شده شکسته میشه و حیوون داخلش به دنیا میاد؟ (3 امتیاز)
استاد این ستاره ها رو می بینین روی پوست تخم؟ آب دهنتون باید بریزه روی اینا و بعد از گذشت چند ثانیه تخم به آرامی ترک می خوره.
حالا احتمالا از خودتون می پرسید اینو از کجا کشف کردم! چی؟! مهم نیست براتون؟
ولی خب من میگم!
داستان از این قراره که توی تالار ریون همه از جمله خود شما میزان علاقه ی من به شکلاتو می دونین. وقتی این تخمو دستم گرفتم یکم اون طرف تر لایتینا داشت شکلاتشو باز می کرد، منم از صدای پوسته ی شکلاتش به وجد اومدم!
فَوقع ما وقع....
2. غذای مناسب حیوون شما در دوران طفولیت چیه؟ چرا؟ (2 امتیاز)
هنوز نفهمیدم غذاش چیه، لب به هیچی نمیزنه. ولی از وقتی از تخم بیرون اومده همینطور داره چپ چپ به شما نگاه می کنه.
کسی میدونه معنی این نگاه چیه؟
3. نقاشیای از تخمتون در حالتی که هنوز نشکسته (1 امتیاز)، و در حالتی که شکسته شده و جانورتون به دنیا اومده بکشین. (4 امتیاز) حتما باید سایز تخمتون تو نقاشی مشخص باشه. معیار مقایسه رو من بذارین. یعنی سایز تخم رو در حالتی که کنار یه پیکسی قرار گرفته مشخص کنین.
اینجا
استاد این ستاره ها رو می بینین روی پوست تخم؟ آب دهنتون باید بریزه روی اینا و بعد از گذشت چند ثانیه تخم به آرامی ترک می خوره.
حالا احتمالا از خودتون می پرسید اینو از کجا کشف کردم! چی؟! مهم نیست براتون؟
ولی خب من میگم!
داستان از این قراره که توی تالار ریون همه از جمله خود شما میزان علاقه ی من به شکلاتو می دونین. وقتی این تخمو دستم گرفتم یکم اون طرف تر لایتینا داشت شکلاتشو باز می کرد، منم از صدای پوسته ی شکلاتش به وجد اومدم!
فَوقع ما وقع....
2. غذای مناسب حیوون شما در دوران طفولیت چیه؟ چرا؟ (2 امتیاز)
هنوز نفهمیدم غذاش چیه، لب به هیچی نمیزنه. ولی از وقتی از تخم بیرون اومده همینطور داره چپ چپ به شما نگاه می کنه.
کسی میدونه معنی این نگاه چیه؟
3. نقاشیای از تخمتون در حالتی که هنوز نشکسته (1 امتیاز)، و در حالتی که شکسته شده و جانورتون به دنیا اومده بکشین. (4 امتیاز) حتما باید سایز تخمتون تو نقاشی مشخص باشه. معیار مقایسه رو من بذارین. یعنی سایز تخم رو در حالتی که کنار یه پیکسی قرار گرفته مشخص کنین.
اینجا
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
Only Raven!

جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1396/07/06
تولد نقش: 1396/07/08
آخرین ورود: جمعه 27 مهر 1403 17:46
از: میتوکندری به راکیزه!
پستها:
129

سلام بر پروفسور وارنر!
1. تحت چه شرایطی تخمی که به شما داده شده شکسته میشه و حیوون داخلش به دنیا میاد؟ (3 امتیاز)
شرایط که چه عرض کنم ... چند تا تاپیک دنباله دار زمان میبره تا تخممون شکسته بشه و حیوونش بیرون بیاد. این تخم با صبر کردن یا ضربه زدن و یا حتی با پرت کردنش از بالاترین نقطه بالاترین طبقه بالاترین ساختمان بالاترین قله بالاترین کشور هم نمیشکنه. نمیدونید چه سختی هایی کشیدم.
اول: رفتم پیش هاگرید و بعد از دادن وعده غذایی یک هفته هاگوارتزم و با کلی خواهش و التماس و ... ، تونستم ازش یه صفحه راهنمایی بگیرم.
دوم: بنا بر راهنمایی های بدتر از مکر و فریب هاگرید، به تنهایی به اعماق جنگل ممنوعه رفتم و یه گیاه نایاب رو در اعماق تاریک جنگل و در حضور موجوداتی همچون فنریر و امثال اون، با زور شمشیر کمک شنل هری بدست آوردم.
.
.
.
بیست و سوم: به برگه ای که هاگرید برام بدون غلط املایی نوشته بود نگاه کردم و طبق اون برای گرفتن یک معجون به یه ساختمونی رسیدم که طبقه اول پر از گرگینه بود و طبقه دوم مملو از اسید و طبقه سوم پر از تمساح و ... وقتی که بعد از دو سال به طبقه آخر رسیدم دیدم که هیچی نیست ... به برگه نگاه کردم و دیدم که نوشته خیلی آدم شوخ طبیعیه و اون معجون فقط در اورست پیدا میشه.
.
.
.
نود و نه: دیگه رسیده بودم آخر صفحه ... با خوشحالی رفتم اون کار رو هم انجام بدم که دیدم نوشته که باید هر چی از سرتاسر کهکشان جمع کردم با هم قاطی کنم و بزنم به پوست تخم ... در اینصورت شاید تا صد سال بعد حیوون این تخم بیرون بیاد.
حالا هم دنبال یه وقت مشاوره با اسلاگهورن هستم تا بهم بگه چطوری با کشتن هاگرید، واسه خودم هورکراکس بسازم.
2. غذای مناسب حیوون شما در دوران طفولیت چیه؟ چرا؟ (2 امتیاز)
از اونجایی که در قسمت قبلی متوجه شدین که این حیوون تا چه حد میتونه مهم باشه، پس باید کلی بهش رسیدگی بشه تا بتونه بازدهی لازم رو داشته باشه.
یک عدد میز طویل پر از غذای هاگوارتز که هر چیزی بصورت نامحدود در اون یافت میشه رو براش با بهترین کیفیت آماده میکنیم ولی میز و غذا ها رو میندازیم توی طبقه آخر همون ساختمونی که هاگرید از روی شوخ طبعی بهمون نشون داد. حالا شاید بپرسین که چرا؟ خب معلومه ... بچه باید تربیت شه ... بچه باید بفهمه چه سختی هایی براش تحمل شده ... باید بفهمه زندگی سخته ...
اگه هم دوست نداشت میتونه لینی یا گشنه پلو با خورشت دل ضعفه بخوره.
3. نقاشیای از تخمتون در حالتی که هنوز نشکسته (1 امتیاز)، و در حالتی که شکسته شده و جانورتون به دنیا اومده بکشین. (4 امتیاز) حتما باید سایز تخمتون تو نقاشی مشخص باشه. معیار مقایسه رو من بذارین. یعنی سایز تخم رو در حالتی که کنار یه پیکسی قرار گرفته مشخص کنین.
پروفسور ... ما سر کلاس هنر خودمون رو به تشنج میزنیم تا دبیر یه خورده دلش بسوزه بخاطر نیاوردن تکلیف زیر 10 نده ... البته هیچوقت جواب نمیداد ... بخاطر همین زدیم به طور غیر مستقیم پاش رو شکستیم ... اون هم دیگه سر کلاس مون نیومد ( این موضوع واقعیت دارد
) ... گفتم در جریان باشید . 
مگه حتما باید تخم بزرگ باشه تا حیوونش بزرگ دربیاد؟
1. تحت چه شرایطی تخمی که به شما داده شده شکسته میشه و حیوون داخلش به دنیا میاد؟ (3 امتیاز)
شرایط که چه عرض کنم ... چند تا تاپیک دنباله دار زمان میبره تا تخممون شکسته بشه و حیوونش بیرون بیاد. این تخم با صبر کردن یا ضربه زدن و یا حتی با پرت کردنش از بالاترین نقطه بالاترین طبقه بالاترین ساختمان بالاترین قله بالاترین کشور هم نمیشکنه. نمیدونید چه سختی هایی کشیدم.
اول: رفتم پیش هاگرید و بعد از دادن وعده غذایی یک هفته هاگوارتزم و با کلی خواهش و التماس و ... ، تونستم ازش یه صفحه راهنمایی بگیرم.
دوم: بنا بر راهنمایی های بدتر از مکر و فریب هاگرید، به تنهایی به اعماق جنگل ممنوعه رفتم و یه گیاه نایاب رو در اعماق تاریک جنگل و در حضور موجوداتی همچون فنریر و امثال اون، با زور شمشیر کمک شنل هری بدست آوردم.
.
.
.
بیست و سوم: به برگه ای که هاگرید برام بدون غلط املایی نوشته بود نگاه کردم و طبق اون برای گرفتن یک معجون به یه ساختمونی رسیدم که طبقه اول پر از گرگینه بود و طبقه دوم مملو از اسید و طبقه سوم پر از تمساح و ... وقتی که بعد از دو سال به طبقه آخر رسیدم دیدم که هیچی نیست ... به برگه نگاه کردم و دیدم که نوشته خیلی آدم شوخ طبیعیه و اون معجون فقط در اورست پیدا میشه.
.
.
.
نود و نه: دیگه رسیده بودم آخر صفحه ... با خوشحالی رفتم اون کار رو هم انجام بدم که دیدم نوشته که باید هر چی از سرتاسر کهکشان جمع کردم با هم قاطی کنم و بزنم به پوست تخم ... در اینصورت شاید تا صد سال بعد حیوون این تخم بیرون بیاد.
حالا هم دنبال یه وقت مشاوره با اسلاگهورن هستم تا بهم بگه چطوری با کشتن هاگرید، واسه خودم هورکراکس بسازم.
2. غذای مناسب حیوون شما در دوران طفولیت چیه؟ چرا؟ (2 امتیاز)
از اونجایی که در قسمت قبلی متوجه شدین که این حیوون تا چه حد میتونه مهم باشه، پس باید کلی بهش رسیدگی بشه تا بتونه بازدهی لازم رو داشته باشه.
یک عدد میز طویل پر از غذای هاگوارتز که هر چیزی بصورت نامحدود در اون یافت میشه رو براش با بهترین کیفیت آماده میکنیم ولی میز و غذا ها رو میندازیم توی طبقه آخر همون ساختمونی که هاگرید از روی شوخ طبعی بهمون نشون داد. حالا شاید بپرسین که چرا؟ خب معلومه ... بچه باید تربیت شه ... بچه باید بفهمه چه سختی هایی براش تحمل شده ... باید بفهمه زندگی سخته ...
اگه هم دوست نداشت میتونه لینی یا گشنه پلو با خورشت دل ضعفه بخوره.
3. نقاشیای از تخمتون در حالتی که هنوز نشکسته (1 امتیاز)، و در حالتی که شکسته شده و جانورتون به دنیا اومده بکشین. (4 امتیاز) حتما باید سایز تخمتون تو نقاشی مشخص باشه. معیار مقایسه رو من بذارین. یعنی سایز تخم رو در حالتی که کنار یه پیکسی قرار گرفته مشخص کنین.
پروفسور ... ما سر کلاس هنر خودمون رو به تشنج میزنیم تا دبیر یه خورده دلش بسوزه بخاطر نیاوردن تکلیف زیر 10 نده ... البته هیچوقت جواب نمیداد ... بخاطر همین زدیم به طور غیر مستقیم پاش رو شکستیم ... اون هم دیگه سر کلاس مون نیومد ( این موضوع واقعیت دارد
) ... گفتم در جریان باشید . 
مگه حتما باید تخم بزرگ باشه تا حیوونش بزرگ دربیاد؟
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!


جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1395/04/11
تولد نقش: 1395/04/14
آخرین ورود: سهشنبه 22 خرداد 1403 18:37
از: روی جارو
پستها:
140

1.تحت چه شرایطی تخمی که به شما داده شده شکسته میشه و حیوون داخلش به دنیا میاد؟ (3 امتیاز)
مار من تو یه عالمه یخ تو قطب متولد میشه .
اینطور که باید تخم را درون اب های یخ قطب وزیر برف ویخ قرار داد .به مدت سه ماه باید در آن محل قرار بگیره.تا شفق قطبی شروع بشه
هنگامی که شفق قطبی شروع بشه ونور های سبز ان از یخ ها عبور کند.وارد اب یخ بشه کم کم تخم شروع به ترک خوردن میکنه وهنگامی که شفق قطبی تموم بشه مار از تخم بیرون می اید.
این مار به دلیل اینکه در برف ویخ متولد شده وهنگام تولدش شفق قطبی هست رنگی مخلوم از آبی یخی و سبز داره وبسیار قدرتمند است.
2. غذای مناسب حیوون شما در دوران طفولیت چیه؟ چرا؟ (2 امتیاز)
این حیون در طفولیت یخ میخورد وهمین جور جانور رای ریز وگوشتی که دردریاها وجود دارد.ودر برخی مواقع جبلک های سبز
3. نقاشیای از تخمتون در حالتی که هنوز نشکسته (1 امتیاز)، و در حالتی که شکسته شده و جانورتون به دنیا اومده بکشین. (4 امتیاز) حتما باید سایز تخمتون تو نقاشی مشخص باشه. معیار مقایسه رو من بذارین. یعنی سایز تخم رو در حالتی که کنار یه پیکسی قرار گرفته مشخص کنین.
http://s9.picofile.com/file/8332455668/Untitled.png
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
تا عشق و امید است چه باک از بوسه ی دیوانه ساز
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
مرکز رسانه
خروج
