
-پس چی؟ فکر کردی تمیزکاری به همین راحتیه که با سه بطری وایتکس و پنج دور تی کشیدن و چهار بار آب کشیدن تموم بشه؟ نخیر! کاملا در اشتباهی.

فنریر حوصله کل کل کردن نداشت. بدون حرف اضافه ای به طرف اتاق گابريل به راه افتاد. اما درست جلوی در اتاق متوقف شد.
البته متوقفش کردند!
-وایسا، وایسا! پاتو توی اتاقم گذاشتی، نذاشتیا... چرک!

فنریر قصد اعتراض داشت. اما وقتی دهانش را باز کرد، چیزی جز یک صدای سوت از آن خارج نشد.
-من کی سوت زدن یاد گرفتم؟

در همین فکر بود که یک جارو برقی دوان دوان از اتاق خارج شد و درون حلقش پرید.
-آفرین پسر خوب.

«تلق تلق»
گابریل دو ضربهی آرام روی سر جارو برقی اش زد.
-فنر، الان راحتی؟
-خیلی! فقط اون لوله جاروت یکم سقف دهنمو به خارش میندازه... دیگه ساکت بشین می خوام برم خدمت ارباب.

-کجا؟ من برق ندارم. چجوری اینو روشن کنم؟!
هکتور کتابش را به گوشه ای پرتاب کرد و از روی دندان شماره هفت فنریر بلند شد.
-اصلا نگران نباشید که بزرگترین معجون ساز قرن اینجاست! برو وسایل و پاتیل منو بیار تا معجون برق ساز درست کنم.
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
مرکز رسانه
خروج







نه نمیام بیرون، همینجا میمونم. ولی خوب راستش مشکل اینجاست که آتیشم خیلی شعله گرفته دیگه نمیتونم خاموشش کنم! 



