جادوگران جادوگران | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز
×

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده
×

آنلاین‌ها

10 کاربر(ها) آنلاین هستند (6 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
10
مهمانان
0
عضو
×

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

×

شبکه پرواز

اطلاعیه مرداب هالادورین: به جدیدترین الهامات گوش فرا دهید تا با خرید چوبدستی به جنگ دمنتورها رفته و سپر مدافع یا مهاجم خود را فعال کنید. سپس با خیال راحت سری به کالاهای فروشگاه زوپس مارکت جادوگران ، معجون‌های معجون‌سرای پاتیل‌طلا و اقلام شوخی‌کده فارس د ماره بزنید تا خودتان را سرگرم کنید یا دیگران را چیزخور کنید! فقط زیاد پرخوری نکنید که در این صورت باید برای درمان به شفاخانه مرداب زیرین مراجعه کنید!
wand

پیام امروز

wand
جدال‌ها در کوچه‌ی دیاگون!

جدال‌ها در کوچه‌ی دیاگون!

ایزابل مک‌دوگال 1405/03/09 03:30  72 خواندن  بدون نظر 
یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

تلما هلمز 1405/03/02 03:30  187 خواندن  بدون نظر 
اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

ایزابل مک‌دوگال 1405/02/30 03:30  207 خواندن  بدون نظر 
پیوندشان مبارک!

پیوندشان مبارک!

آکی سوگیاما 1405/02/27 03:30  302 خواندن  7 نظر(ها) 
آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

مرگ 1405/02/26 03:30  204 خواندن  1 نظر 
مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
پاسخ به: كلاس پرواز و كوييديچ
ارسال شده در: یکشنبه 5 مرداد 1399 16:23
نمایش جزئیات
آفلاین
1. وصیت نامه ای مختصر از زبان خودتون بنویسید که قرار است با صدای بلند قبل از به پایین خم شدن جارو در لحظه سقوط بخوانید. جعبه سیاه جارو تون اینو گوش میده و به بازماندگان شما میرسونه پیام تون رو. در نتیجه میتونید به افشای حقایق و دسته گل ها بپردازین، جاسازهاتون رو لو بدین، یا حلالیت بطلبین! بهرحال ممکنه نتونید زنده برسین پایین.
به نام ردای ارباب و عصای مرلین!
می‌گفتن عصای مرلین صدا نداره... راست می‌گفتن! صدا نداره واقعا. چند بار زدمش تو سر ماگلا ولی هیچ صدایی در نیومد ازش. شما نزنین. به مرلینم بگین از بس عصاشو برداشتم بهتره یه الکل بهش بزنه تا جرونا نگیره. من معذرت می‌خوام پیش پیش!
الان که احساس می‌کنم بیشتر به آغوش زمین نزدیک شدم باید یه اعترافی بکنم. فکر نکنم بدونین که من بودم که نصفه شب جیغ میزد تا همه حواسشون پرت شه. بعد می‌رفت سراغ کتابای ئلا. ئلا! نبخشیدی منو هنوز! وگرنه من که بال دارم چرا باید اینجا باشم!؟ یه سری بچه خفاش انداختم تو کیف شیلا. برشون دارین تا نصفه شب مخ شیلا رو نخوردن. نمی‌خوام روحم آزرده خاطر از پیشتون بره!
ارباااااااااب! بهم اجازه ندادین جیغ بزنم! دارم میرم! اجازه هست تو بهشت... اهم چیزه... منظورم اون دنیاست! جیغ بزنم؟
پسوورد گوشیمم اثر انگشتمه. حالا اگه تونستین بازش کنین. خب مثل اینکه اگه من بمیرم می‌تونین انگشتمو ببرین تا داشته باشینش پس لطفا بازش نکنین! نمی‌خوام اشتباهاتمو بزدایین!
دیگه هیچی ندارم بگم. باشد مورد توجه مرلین و ارباب قرار بگیرین!

2. بر حسب کرم و کرم و خلاقیت یا حتی دانش جادویی و ماگلی خودتان، دو مورد روش غلبه بر کشش g رو در حین لحظه سقوط از جارو نام برده و مختصراً شرح دهید.
من یه حالت فقط بلدم همون رو همیشه انجام میدم.
اسم مرلین رو با قدرت زیادی جیغ بزنین. شاید صداتونو شنید و اومد تا باهاتون هم به g قلبه کنه! اگرم نشنید، روحتان قرین رحمت مرلین!

3. لینک از سه تصویر معادل با چهره احتمالی خودتون برای سه لحظه "از کار افتادن جارو"، "سقوط به همراه جارو رو به پایین و با سرعت بالا" و "لحظه اصابت شما به زمین" پیدا کرده (یا در صورت تمایل طراحی کنید) و به اشتراک بذارید.
چرا کار نمیکنه؟
من که بال دارم، چرا دارم سقوط می‌کنم؟
مرلین بیامرزه ربکا رو!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Mon Grand Seigneur
fille française
♡ Only Raven ♡
پاسخ به: كلاس پرواز و كوييديچ
ارسال شده در: یکشنبه 5 مرداد 1399 15:04
نمایش جزئیات
آفلاین
وصیت نامه ای مختصر از زبان خودتون بنویسید که قرار است با صدای بلند قبل از به پایین خم شدن جارو در لحظه سقوط بخوانید.


با این آهنگ خوانده شود. https://music-fa.com/download-song/17496/


زاخی،تکرار غریبانه روز هایت چگونه گذشت؟
وقتی روشنی نظارتت
در پشت پرده های مه آلود فساد پنهان بود.
با مرگ بگو،از تک تک نظارت های کودکیت
از نظارت روی الف هایت
آیا میدانی در هجوم جاگسن و تسترال هایش
و در گیر و دار نظارت های خیالیت، مقام های روشن زیادی نهفته بود
زاخی اکنون آمده ام.
تا دست هایت را به دست های مرگ بسپاری
و در سرزمین نظارت هایت به پرواز در آیی
و اینک وزارت و ناظر شدن
در انتظار توست... در انتظار توست

برگرفته از کارتون : زاخاریاس،پسری با مو های بور

بر حسب کرم و کرم و خلاقیت یا حتی دانش جادویی و ماگلی خودتان، دو مورد روش غلبه بر کشش g رو در حین لحظه سقوط از جارو نام برده و مختصراً شرح دهید. (2 امتیاز)

1. میریم یه جا باد زیاد باشه باد میافته زیر جارومون جارو میره هوا. (میدونم میدونم. تشکر لازم نیست. )
2.استخدام لشگر پیکسی ها که هر وقت جارومون از کار افتاد بیان زیر جارو ، بزاریم رو دنده 2 ، هلش بدن تا موتور جارو روشن شه. اگه جارو روشن نشد سر کیسه رو شل میکنم پیکسی ها زحمت حرکتشو میکشن.

لینک از سه تصویر معادل با چهره احتمالی خودتون برای سه لحظه "از کار افتادن جارو"، "سقوط به همراه جارو رو به پایین و با سرعت بالا" و "لحظه اصابت شما به زمین" پیدا کرده (یا در صورت تمایل طراحی کنید) و به اشتراک بذارید. ( 3 امتیاز)


لحضه از کار افتادن جارو

لحضه سقوط با جارو

لحضه برخورد


افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!

هرکسی از ظن خود شد یار من

از درون من نجست اسرار من

تصویر تغییر اندازه داده شده
پاسخ به: كلاس پرواز و كوييديچ
ارسال شده در: شنبه 4 مرداد 1399 19:43
نمایش جزئیات
آفلاین
پاسخِ پرسش اول:

ابتدائاً خدمت جناب حسن مصطفی عرض می‌کنیم که تدریس ایشان به درد همان بادیه نشین های مصر می‌خورد نه لاکچری های لندن و حومه. ما پیامبریم، متوجه شو که نمیمیریم. حال اگر اصرار داری وصیت نامه ای تنظیم می‌کنیم برای آموزش به جوانان.

و اما بعد؛

به فینانوس، کارگزار مورد علاقه ام در بارگاه. همرزم عزیز، بعد از مرگم به داخل اتاق شخصیم برو(کلید را چند وقت پیش به خودت دادم) کمد سوم از راست. طبقه 38 ام یک پرونده محرمانه با جلد قرمز رنگ می‌بینی که بر روی آن نوشته شده است" متن مذاکرات سه جانبه مرلین، هِرا و پوسایدون". بدون آنکه بازش کنی سریعاً اقدام به سوزاندن آن کن!

به ادیسه، یار غار. از آن هنگام که پولیتیموس را به کمک یکدیگر شکست دادیم زمان زیادی می‌گذرد. لیک هیچگاه زمانه فرصت دوباره ای به ما نداد تا باری دیگر قدرت خود را به رخ جهانیان بکشیم. امیدوارم بعد از مرگ من، پرچمدار و میراث دار این قدرت الهی باشی.

به لردولدمورت، ارباب یگانه. هرچند که فرصت خدمت گذاری در محضر شما بسیار کوتاه بود ولی شیرینی آن بیشتر از زمان دویست ساله ای بود که در قصر فراعنه مصر گذراندم. امیدوارم خدمات اینجانب اولاً مقام الهی و دوماً شما را راضی و خشنود کرده باشد.

هیچ حقی هم برگردن کسی نداریم. بلکه این جهانیان هستند که وام دار ما می‌باشند.
در پناه مرلین بعدی.

پاسخ پرسش دوم:

ای نابخرد!
مردم در این مواقع به ما و ریش ما متوسل می‌شوند. حال از ما می‌پرسی ما چه می‌کنیم؟
ما اصلا این نیروی G را احساس نمی‌کنیم. یعنی می‌کنیم اما در شرایط و حالات دیگه ای که نمی‌شود اینجا ذکر کرد.
ما هروقت اراده کنیم بر خلاف نیروی جاذبه عروج کرده و به ملکوت می‌رویم. آن هم بدون استفاده از وسائلی چون جارو. حال یک خرابی جزئی نمی‌تواند مانع از آن شود که بر G غلبه کنیم. بهرحال پیامبری چیزی گفتن.
نابخرد.

پاسخ پرسش سوم:

ما در هر سه حالت همچین شمایلی داریم. به همان علت که گفتیم خرابی جارو برای ما شوخی بیمزه ای بیش نیست. اینکه چرا چشمانمان قرمز است هم به استاد درس پرواز ربطی ندارد.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
شروع و پایان با ماست!
پاسخ به: كلاس پرواز و كوييديچ
ارسال شده در: شنبه 4 مرداد 1399 18:35
نمایش جزئیات
آفلاین
سلام پروفسور مصی

1-بچه ها من لاوندرم و سوار پاک جاروی مزخرفمم.دارم میفتم!اوه اوه اوه! هرماینی اون روز من بودم که دماغتو به گلابی تبدیل کردم! شرمنده! پروتی اون معجون عشق ها رو که میخواستی به هری بدی زیر تخته! پروفسور مصی! اون روز من بودم جاروتون رو نصف کردم! رون! من خیلی دوستت دارم! رون! روووووووووووووووووووون!
به زمین می افتد و دونیم میشود.

2-راه اول اینه که پیش از پرواز با جاروی مزخرفتون،هوای میان موهای وزوزی هرماینی رو تخلیه کرده و زیر بلوزتون جا بدین.
راه دوم اینه که با خلوص نیت به همون مرلینی متوسل بشین که اون برادرا بهش متوسل می شدن و قبول کنین مرگ حقه

3
من هنگام از کارافتادن جارو

من در حال سقوط

من بعد از سقوط
و درنهایت هرماینی وقتی منو می بینه که دارم میفتم(کنار رون هم دراز کشیده!)
















افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
تصویر تغییر اندازه داده شده

دختری تنها در میان باد و طوفان...

آیا او را رهایی خواهد بود از این شب غربت؟

یا مامانش دوباره او را به خانه راه خواهد داد؟

او در کوچه ی سرد قدم برمیدارد ومی اندیشد:

آیا ریختن آبلیمو در قهوه ی مادر کار درستیست؟
پاسخ به: كلاس پرواز و كوييديچ
ارسال شده در: شنبه 4 مرداد 1399 14:17
نمایش جزئیات
آفلاین
1. وصیت نامه ای مختصر از زبان خودتون بنویسید که قرار است با صدای بلند قبل از به پایین خم شدن جارو در لحظه سقوط بخوانید.

اول از همه باقی مونده دست‌هام رو برای قیچی جونیور می‌ذارم تا همیشه یاد من رو زنده نگه داره.
دوم روغن‌های جلا دهنده‌ی مرغوبی رو که دارم باز هم برای قیچی جونیور می‌ذارم.
سوم... خب... چیز دیگه‌ای ندارم که به جا بذارم. پس فقط به قیچی جونیور میگم که بره مرگخوار بشه تا ارباب کمبود قیچی نداشته باشه.
در آخر اینکه به پدارم تام جاگسن بگید که به خاطر عمل نکردن به وعده‌هاش نمی‌بخشمش.

2. بر حسب کرم و کرم و خلاقیت یا حتی دانش جادویی و ماگلی خودتان، دو مورد روش غلبه بر کشش g رو در حین لحظه سقوط از جارو نام برده و مختصراً شرح دهید. (2 امتیاز)

نمیشه. قیچی‌ها نمی‌تونن. قیچی‌ها همیشه درمقابل زورگویان ناتوان‌ان.
ولی اگه فکر کنیم که می‌تونن، باید بهشون بی محلی کرد. بی محلی بزرگترین سلاحه.

3. لینک از سه تصویر معادل با چهره احتمالی خودتون برای سه لحظه "از کار افتادن جارو"، "سقوط به همراه جارو رو به پایین و با سرعت بالا" و "لحظه اصابت شما به زمین" پیدا کرده (یا در صورت تمایل طراحی کنید) و به اشتراک بذارید. ( 3 امتیاز)

من: وقتی جارو از کار می‌افته.
من: وقتی دارم سقوط می‌کنم.
من: وقتی می‌بینم دیگه امیدی نیست و چند ثانیه دیگه می‌خورم زمین.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
تصویر تغییر اندازه داده شده
تصویر تغییر اندازه داده شده

نهی از معروف و امر به منکر.
پاسخ به: كلاس پرواز و كوييديچ
ارسال شده در: شنبه 4 مرداد 1399 10:32
نمایش جزئیات
آفلاین
ارشـد گـریـف


پارت 1:


اولش منو شطرنجی کنین! صدامو هم عوض کنین. اصلاً صدامو شبیه صدای حسن مصطفی کنین تا دیگه راحت هرچی تو دلمه بریزم بیرون.

خــــــــــب...

اول از همه می‌خوام ماندانگاس فلچر رو منشن کنم که چون معجون تغییر شکل به خورد گیدیون پریوت داد و باعث شد تغییر فرمت بده به هری پاتر، منم رفتم توی پی‌وی ماندانگاس و بهش گفتم دیگه حق نداری پاتو بذاری تو هاگوارتز!

دوم اینکه، رز ویزلی رو منشن می‌کنم، چون با هویت سیسی مکرره اومدم هافلپاف و خیلی سعی می‌کردم که خودمو تازه‌وارد نشون بدم و واقعاً سؤال‌های مسخره‌ای از رز می‌پرسیدم و اونم فک می‌کرد من تازه‌واردم و کلّی واسم توضیح می‌داد.

سوم اینکه، همه‌ی ریونیا رو منشن می‌کنم، چون اون موقعی که یوآن بمپتون و راسو شده بودم، گردن همه‌ی ریونیا خیلی بدبو شده بود. آخه هررررررر روز توی تالار خصوصی ریون یکی داد میزد که کارِ کی بود؟! منم مینداختم گردن بقیه.

چهارم اینکه، زوپس‌نشینان قبل از سال 94 رو منشن می‌کنم، چون تا قبل از اون سال، با حالت کاربر مهمان میشد انجمن‌های خصوصی رو جستجو کرد و کم و بیش میشد فهمید که توشون چه خبره. انقـــــد حال می‌داااااد! از زوپس‌نشینان سال 99 می‌خوام که دوباره همچین باگی رو اعمال کنن، حالشو ببریم!

پنجم اینکه، می‌خوام کلاً همه‌ی زوپس‌نشینان رو منشن کنم و بهشون بگم که... انصافاً پخ‌های ملّت رو نخونین!


پارت 2:


راه‌حل اول که صد در صد تلاوت آیت‌الکرسیه. کلاً آیت‌الکرسی یه راه‌حل Universal هستش. اصلاً همین‌که جنابعالی سالهاست روی کرسی مدیریت می‌شینی، دلیلش اینه که جناب عله زیاد واست آیت‌الکرسی می‌خونه. در نتیجه، با استفاده از این روش، می‌تونیم کشش G رو بکرسونیم سر جاش.

ولی اگه مــثــلــاً آیت‌الکرسی جواب نداد، میریم سراغ پلن B.
حالا پلن B چیه؟
ببینین...
G مخفف GG هستش.
GG هم مخفف Go Go هستش.
Go Go هم مخفف اینیــگو ایماگو هستش.
اینیگو ایماگو هم الآن استاد کلاس پرواز و کوییدیچه و کلاً با کشش G رابطه‌ی خوبی داره. پس اینیگو ایماگو رو عینهو استخون پرت می‌کنیم یه گوشه تا کشش G هم عینهو فنگ بیفته دنبالش و ما هم سوت‌زنان بریم سراغ سؤال بعدی.


پارت 3:


من، وقتی که جارو از کار می‌افته: لـیـنـک

من، وقتی که با جارو سقوط می‌کنم: لـیـنـک

من، وقتی که به زمین اصابت می‌کنم: لـیـنـک

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط یوآن آبرکرومبی در 1399/5/4 10:43:25
If you smell what THE RASOO is cooking!
پاسخ به: كلاس پرواز و كوييديچ
ارسال شده در: شنبه 4 مرداد 1399 07:20
نمایش جزئیات
آفلاین
تکلیف جلسه اول کلاس پرواز!


پاسخ سوال اول تکلیف:

شروع نامه با نام و یاد مرلین کبیر و ارباب عزیز!
صدایی که در ادامه خواهید شنید، وصایای بنده‌ست که اکنون دیگر چند پا تا کتلت شدن فاصله دارم.
اول از همه، به حسن مصطفی، استاد همین درس عرض می‌کنم که هیچ‌وقت بابت تحقیرهای همیشگی‌اش با نام "پدرام" نخواهم بخشیدش و اگر تا چند دقیقه ی بعد کتلت نشدم، خودم به شخصه به دفتر مدیر رفته و این آزار های روحی را گزارش خواهم داد. اما بعد از آن، جناب مصطفی! خر شمائین... نه چیز... شرمنده... این تیکه‌رو نشنیده بگیرین. منظورم اینه که خر مائیم! بله! خود بنده! مائی که به شما به عنوان استاد اعتماد کردیم و الآن در شرف کتلت شدن هستیم. مرلین قدتو کوتاه تر از اینی که هست هم بکنه به حق ریشش که یه پرواز هم نتونستی یادمون بدی درست.
بعد از آن، بانو مروپ! شما همیشه مرا مورد لطف و بخشش خود قرار دادید و همیشه با غذاهایی بی‌نظیر به مانند کلم های پوسیده، میوه های جویده و تف شده ی ارباب، برگ درخت پرتقال و از این قبیل از من پذیرائی کردید! از شما خواهش‌مندم بعد از من، آن تسترال های بی‌چاره را هم فراموش نکنید و هرچه به من می‌دادید بخورم به آن‌ها هم بدهید.
و در نهایت، گابریل! متاسفم که نتوانستم در دوران انتخابات وزارت سحر و جادو به درستی مافیایمان را ادامه دهم و با تیز و بزی یکی از کاندیداهای مردمی لو رفتم. امیدوارم مرا بخشیده باشی و تی به قبرم فرو نکنی!

و برای اتمام مراسم نیز عرض می‌کنم، که بنده هیچ دِینی به هیچ کسی ندارم و هر کس هم بدهی‌ای به من داشته است آن را در صندوق صدقات بارگاه بیندازد تا مرلین برایم به این‌ور بیاورد چون به درد می‌خورد به هرحال.

پاسخ سوال دوم تکلیف:

دو راه ساده و در عین حال کاربردی برای غلبه بر g و رهایی از گرانش عبارت‌اند از:

1- بالعکس کردن اتفاقات:
به این معنا که اگر دیدید g درحال غلبه بر شماست، پوزیشن را عوض کرده و شما بر آن غلبه کنید! اکنون می‌پرسید چطور ممکن است؟ به سادگی! مثلا اگر بر روی جارو هستید، کافی‌ست تا به جای سر جارو به ته جارو بروید تا g را خنثی کنید. تستش هم مجانی‌ست، فقط یک دست و پا خرجش است که مال خودم یکی کلا اکسترناله. راضیم.

و 2- درخواست کمک از مرلین:
بله. همیشه درخواست کمک از مرلین پاسخ‌گوست. اگر دیدید روش اول جواب نداد و در حال سقوط با سرعت بیشتری به پایین بودید، به مرلین متوسل شده و دامنش ردایش را بچسبید، باشد که حاجت روا شوید.

پاسخ سوال سوم تکلیف:

حالت چهره هنگام اتفاق اول، حالت چهره هنگام اتفاق دوم، حالت چهره در نهایت!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط تام جاگسن در 1399/5/4 18:25:39
آروم آقا! دست و پام ریخت!
پاسخ به: كلاس پرواز و كوييديچ
ارسال شده در: جمعه 3 مرداد 1399 12:54
نمایش جزئیات
شغل
آفلاین
کلاس پرواز و کوییدیچ
جلسه اول

دانش آموزان کلاس پرواز و کوییدیچ جارو بدست زیر ظل آفتاب توی یکی از حیاط خلوت های هاگوارتز منتظر واستادن. بعضی هاشون به رهبری دادا سدریک دیگو یه گوشه کز کردن و چرت میزنن. برخی دیگه پدرام رو یه گوشه تک گیر آوردن و نوبتی باهاش شوخی های مرتبط با جارو و توپ های کوییدیچ میکنن. عده ای از دانش آموزان با تقوا و مومن هم تاخیر چند ساعته استاد رو غنمیت شمردن و در گوشه ای مشغول برپایی نماز جماعت به امامت حاج تراورز هستن که شدیدا سر هر سجده زار میزنه و مرلین مرلین میکنه کاش رای بیاره تو انتخابات وزارت.

بلاخره کلاس ساعت 7:45 صبح رای ساعت 1 بعد از ظهر با پرتاب شدن یه توپ بلاجر انسان نما از ناکجا به وسط حیاط خلوت شروع میشه. بلاجر بعد از غلطکی وسط زمین، دست و پا و سرش در میاد و پروفسور مصی جلوی دانش آموزان ظاهر میشه...

«به به! عاقو سلام عرض میکنم خدمت جادوآموزان عزیز و دلبندم. عاقو نترسین. بیاین جلو. تست جرونام منفیه. بیان بشینید اینجا جلو من روی این چمن نرم و زیبا. کوسن زیر ملکه اینقد نرم نیس خداییش. بعد هی بگین مدیریت بده. آ باریکلا بیا جلو دلبندم. عح عح عح عح عح! ووی ووی ووی! »

دانش آموزانی که بیش از پنج ساعت علاف حسن مصطفی بودن دسته دسته به سمت استاد پرواز و کوییدیچ شون قدم ورداشتن و با خستگی روی چمن های حیاط خلوت ولو شدن و با قیافه هایی عبوس بهش خیره شدن.

«این قیافه های طلبکار چیه عاقو؟ بد کردم کلاس اول صبح تون رو انداختم بعد از ظهر؟ حالا درسته فرصت نشد اطلاع قبلی بدن بهتون. صبح داشتم سنگ پای قزوین دفع میکردم! اصن تقصیر خودتونه. صبح انتخاب واحد بیدار نشدین، همش دیسکورد، ماین، ریسک! خواب موندین! کلاس هشت صبح موند فقط براتون. ووی وووی ووی! »

«حسن! ناموساً چقد میگیری؟ »
«حسن چیه دلبندم! پروفسور مصی. چقد میگیرم واسه چی؟»
«چقد میگیری اینقدر حماسه می سرایی؟»
«بی ادب! تنبیه! دانش آموز پیری که اسمتم نمیدونم. تنبیه! پاشو برو تو آسمون تا فردا شب پرواز کن. نبینم یه لحظه پایین بیای ها. پاشو.»

دانش آموز متخلف و گستاخ که بی شباهت به پدرام نبود، با شعفی وصف ناپدیر و به امید دور دور هوایی و دیدن زدن از پنجره دختری در برج، سوار جاروش میشه اما قبل از اوج گرفتن، حسن لیست خریدشو میکنه تو جیب طرف و مسیر پروازشو به سمت دکونای هاگزمید تغییر میده. سو استفاده از دانش آموزان، بخشی از اخلاق استاد مصی بود.

«بله. تلاوت میکردم. یادم نبود امروز جلسه اوله. ولی خب من برام مهم نیست کار با جارو رو بلدین یا نه. امروز میخوام یه تکنیک خفن رو یاد بدم که وقتی جادوی جارو تون دچار اتصالی در آسمون شد یا به هر دلیلی آنتن نداد یا کار نکرد جاروتون و چوبدستی ندارین، بتونید بر g غلبه کنید و سقوط نکنید. خب کسی میدونه g چیه؟ لطفاً PG-13 جواب بدین. »

«استاد اجازه! نیروی گریفیندور! »
«به نظر من نیروی خداونده! چرا ایمان نمیارین؟ »
«اجازه استاد... به ما گفتن خفه شو وگرنه جوابو میدونیم. »
«نیروی گریز از گاو نیست؟»
«یارو...بلوتوث نفرست. خانواده نشسته! »
«نه. اشتباه میکنی. G یعنی گنگستر. »
«استاد. زیپ تون بازه! »
«اول یه پنج گالیون شارژ بفرست. »
«فکر کنم استاد منظورش نیروی گاز جادوگره. »

«عح عح عح عح عح! وووی وووی وووی! یعنی داغون شدمااا. .نه نمیخدونم. خرد میشم. من همینجا پونصد امتیاز به هر چهار گروه اضافه میکنم. فراموش کنید اصن تعریفشو. بیاین صاف بپردازیم به نحوه غلبه بر g . توجه بفرمایید...»

حسن یک دستگاه جاروی پارس خزر در نقش اسپانسر کلاس رو از لابلای بغچه ش بیرون میکشه و سوارش میشه و دو سه متری از زمین بلند میشه.

«ببینید دلبندان من. جاروها همشون جعبه سیاه دارن. یعنی گوش دارن. بنابراین در شرایط اضطراری اول وصیت تون رو با صدای بلند بگین که حقوق بازمانده ها در صورتی که عمرتون به دنیا نبود فراموش نشه. پسوردا و جاسازاتونم یادتون نره ذکر کنید که دوستان برن گندای دنیوی تون رو بزادزن...بزودازن...بزازن...بزان...عه...بزوزوزن...عه! بزدایند براتون!»

استاد مصی چند متر بیشتر اوج می گیره...

«خعب. در حالت عادی وقتی جارو از کار می افته و چوبدستی ندارین، به هیچ عنوان از سرعت جارو کم نکنید. خودش تدریجا و طی چند ثانیه به صفر میرسه. اینجاست که g پدرسوخته شما رو میکشه پایین با جارو. کسی میدونه چطور بر این کشش g میشه غلبه کرد در اون لحظه سخت و دلهره آور؟ تَکرار میکنم! شما در اون لحظه چوبدستی ندارین.»

«استاد! اجازه. باید به کمالات ساحره ها فکر کرد در اون لحظه تا اوج بگیریم!»
«خب خاک تو سرت! چرا چوبدستی نداری در اون لحظه؟ به تو هم میگن جادوگر؟ »
«عاقا اجازه! کافیه به نرخ جلار فکر کنیم تا کرک و پرمون بریزه، پر وزن بشیم و دیرتر بیوفتیم پایین.»
«تلمبه بزنیم خودمونو؟ »
«بهتر نیس نفخ کنیم قبل هر پرواز؟ »

حسن با قهقهه سری به نشانه تاسف تکان داد، خودشو از جاروش پرت کرد روی چمنا کنار دانش آموزاش و با کف و خونی که از دهنش بیرون میزد تند تند مشغول نوشتن تکالیف دانش آموزان روی چمنزار شد تا سریعا خودشو برسونه به کلاس بعدی که برای جلبک های داخل دریاچه ترتیب داده بود:

یک g قدرتمند و فقدان چوبدستی حین سقوط!

1. وصیت نامه ای مختصر از زبان خودتون بنویسید که قرار است با صدای بلند قبل از به پایین خم شدن جارو در لحظه سقوط بخوانید. جعبه سیاه جارو تون اینو گوش میده و به بازماندگان شما میرسونه پیام تون رو. در نتیجه میتونید به افشای حقایق و دسته گل ها بپردازین، جاسازهاتون رو لو بدین، یا حلالیت بطلبین! بهرحال ممکنه نتونید زنده برسین پایین. برین تو نقش! زور بزنید! اها! ووی ووی ووی! (5 امتیاز)

2. بر حسب کرم و کرم و خلاقیت یا حتی دانش جادویی و ماگلی خودتان، دو مورد روش غلبه بر کشش g رو در حین لحظه سقوط از جارو نام برده و مختصراً شرح دهید. (2 امتیاز)

3. لینک از سه تصویر معادل با چهره احتمالی خودتون برای سه لحظه "از کار افتادن جارو"، "سقوط به همراه جارو رو به پایین و با سرعت بالا" و "لحظه اصابت شما به زمین" پیدا کرده (یا در صورت تمایل طراحی کنید) و به اشتراک بذارید. ( 3 امتیاز)

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط حسن مصطفی در 1399/5/3 13:09:50
ویرایش شده توسط حسن مصطفی در 1399/5/3 13:18:23
پاسخ به: كلاس پرواز و كوييديچ
ارسال شده در: یکشنبه 3 مرداد 1395 19:03
نمایش جزئیات
آفلاین
1.
همونطور که پروفسور پادمور ذکر کردن، هوا صاف و البته آفتابی بود. خورشید با قدرت تمام وسط زمین قرار داشت و با بی‌رحمی تمام گرماشو نثار همگان می‌کرد. اما مشکل اصلی دانش‌آموزان گرمای خورشید نبود، بلکه بدتر از اون باد به شدت گرمی بود که تازه به لطف استر چند برابر هم شده بود.

- پروفسور؟ نمی‌شه حداقل یه ذره این بادو خنک کنین؟ مردیم از گرما! کباب شدیم!
- پنجاه امتیاز از ریونکلاو کم می‌شه تا اولا به تصمیم استادت که صلاحتونو می‌خواد اعتراض نکنی دوما یاد بگیری یه مهاجم خوب تو شرایط سخته که حرفه‌ای می‌شه.

لینی پوکرفیس‌وارانه ساکت می‌شه و به تماشای کسایی که زودتر از اون باید این تستو پشت سر می‌ذاشتن می‌پردازه.

با فرود بازیکن هافلپافی که نفر جلویی لینی بود، سرانجام نوبت لینی فرا می‌رسه. لینی بعد از کشیدن نفسی عمیق، با قدم‌هایی محکم جلو میاد و رو به روی پروفسور پادمور قرار می‌گیره. شدت باد به قدری زیاد بود که لینی نگران بود که حتی با قرار دادن جارو روی زمین هم باد اونو ببره.

استرجس که متوجه این پا و اون پا کردن لینی شده بود، با اشاره به ساعت می‌گه:
- زودباش دوشیزه وارنر! همه باید این حرکتو انجام بدن و با معطل کردن فقط باعث می‌شی وقت کلاس طولانی‌تر بشه.

لینی آب دهنشو قورت می‌ده. خم می‌شه و جارو رو به آرومی روی زمین قرار می‌ده. خب برخلاف تصورش جارو حتی به اندازه یک میلی‌متر هم جا به جا نمی‌شه. با خیال راحت دستشو بالای جارو قرار می‌گیره.
- بیا "بالا"!

جارو به هوا بلند می‌شه، اما به خاطر شدت وزش باد می‌ره که به جهت باد حرکت کنه. لینی که هول شده بود دنبال جارو حرکت می‌کنه و در یک حرکت سریع خودشو رو جارو پرتاب می‌کنه. نگاهی به استر می‌ندازه و با حرکت سر اون به سمت آسمون اوج می‌گیره. خب البته اوج گرفتنش به اون زیبایی‌ای که به نظر می‌رسه نبود. باد مدام اونو به عقب می‌روند و کنترل جارو واقعا سخت بود.

لینی نگاهشو به سمتی می‌دوزه که کوافل باید رها بشه. با رها شدن کوافل لینی سر جاروشو خم می‌کنه و به سمت کوافل هدایت می‌کنه. وزش باد مانع از سرعت گرفتن زیادش می‌شد. چون با سرعت زیاد، یک حرکت اشتباه و انحراف جارو باعث می‌شد چندین متر از مسیر اصلی منحرف بشه.

با نزدیک شدن به کوافل دستشو دراز می‌کنه تا اونو بگیره. سرعت کوافل پایین بود و به نظر نمیومد گرفتنش کار چندان سختی باشه. اما درست در لحظه‌ای که لینی دستشو دراز می‌کنه، کوافل تغییر مسیر ناگهانی می‌ده و با سرعت زیادی ازش دور می‌شه.
- لعنتی!

لینی که چیزی نمونده بود از جارو پرتاب بشه، کنترل جارو رو برای لحظه‌ای از دست می‌ده و همراه باد به جهت مخالف حرکت کوافل هدایت می‌شه. از نظر لینی این نهایت بی‌انصافی بود که باد بر روی جهت حرکت بازیکنان و جارو اثرگذار باشه، اما کوافل از شدت وزش باد حتی ککش هم نگزه! :|

استر برای بار دوم کوافلو می‌گیره و به سمت لینی پرتاب می‌کنه. لینی روی جارو خم می‌شه و سعی می‌کنه با غلبه کردن به باد، دوباره به کوافل نزدیک بشه.
- اینبار نمی‌ذارم از دست بری. همین‌طوری صاف بیا! بیا توپ خوب.

البته که کوافل موجود حرف‌گوش‌کنی نبود و بدون توجه به قلب‌های شکل گرفته در اطراف لینی حرکتی زیگزاگی رو در طی مسیر می‌پیمایه. لینی که از شدت تمرکز بر روی مسیر حرکت کوافل، مغزش داشت از گوشاش می‌زد بیرون، سرعتشو زیاد می‌کنه و با فریاد "گوووودا" به سمت کوافل شیرجه می‌ره.
- گــــرفــــتـــــمـــــت!

بله، لینی موفق می‌شه کوافلو بگیره. اما همین حرکات ناگهانی وقتی با وزش شدید باد همراه بشه می‌تونه فاجعه به بار بیاره. لینی در حالی که کوافلو گرفته بود و حس جستجوگرایی که اسنیچو بدست آوردن بهش دست داده بود، همراه باد به قدری به عقب پرتاب می‌شه که با جارو و کمر می‌ره تو سه تا حلقه‌ی کناری زمین.
- آخ!

خوشبختانه زور باد در حدی نبود که لینی رو قاچ کنه و تیکه‌ای از بدنش از حلقه رد شه و بره اونور. لینی سوت‌زنان دوباره کنترل جارو رو بدست میاره و به آرومی و غلبه بر باد، همراه با کوافل به سمت پایین پرواز می‌کنه تا جاشو به نفر بعدی بده.

2.
پروفسور من خیلی خوب درسو گوش دادم! در نتیجه می‌دونم شما گفتین اولین کوافلا چرمی بودن و برخلاف سایر توپای بازی جادوش نمی‌کردن و صرفا یه توپ چند تیکه چرمی بود که اغلب نواری بهش متصل می‌کردن. اونم به این دلیل بود که بازیکنا مجبور بودن اونو با یه دست بگیرن یا پرتاب کنن. وقتی افسون‌های گیرشی در سال 1875 کشف شد، اتصال نوار یا حتی تعبیه‌ی جای انگشت دیگه ضرورتی نداشت چون مهاجما بدون این ابزارا هم می‌تونستن با یه دست کوافل چرمیِ افسون‌شده رو بگیرن.
کوافلای امروزی سی سانتی‌متر قطر دارن و بدون درزن. تو زمستون 1711 بعد از مسابقه‌ای که هنگام ریزش باران سنگینی انجام شد، رنگ کوافلو به رنگ سرخ در آوردن. چون تو اون مسابقه هربار کوافل رو زمین گل‌آلود میفتاد پیدا کردنش بی‌اندازه دشوار بود.
از یه طرف دیگه هم مهاجما ازین شکایت داشتن که هربار به هر دلیلی توپ از دستشون میفتاد ناچار بودن به سمت زمین پرواز کنن و کوافلو بردارن. واسه همین یه کم بعد از تغییر رنگ کوافل به سرخ، یه ساحره به اسم دیزی پنی‌فولد پیشنهاد کرد کوافلو طوری جادو کنن که اگه از دست مهاجم رها شد، سرعت سقوطش مشابه سرعت سقوط توپ تو آب باشه. یعنی کند باشه!
واسه همین مهاجما دیگه می‌تونستن کوافلو قبل از افتادن رو زمین بقاپن. کوافلای الانمونم همین شکلیه! در نتیجه تنها توپِ بدون جادوی بازی هم جادویی شد!

3.
پروفسور همونطور که خودتونم گفتین اولین بلاجرا سنگی بودن. سنگای پرنده در واقع! ایراد مهمی که این بلاجرا داشتن این بود که ممکن بود در اثر ضربه‌ی چماق‌های سحرآمیز تقویت‌شده‌ی قرن 15 میلادی خرد بشن و همینطور این خرده‌سنگا تا پایان مسابقه بازیکنارو تعقیب می‌کردن و می‌زدن تو سر و کله‌شون. حالا بیا و جمعشون کن! اون مدافعای بدبختم که نمی‌دونستن دنبال کدوم تیکه باید راه بیفتن. اینه که مشکل‌ساز بود!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
پاسخ به: كلاس پرواز و كوييديچ
ارسال شده در: چهارشنبه 30 تیر 1395 12:12
نمایش جزئیات
آفلاین

1-یک رول با فضا سازی نسبتا زیاد از پرواز در باد شدید و گرفتن کوافل جادویی و گل کردنش بنویسید (تدریس را مطالعه کنید لطفا )(20 امتیاز)
پروفسور سوت بازی رو زد.جارو ها به پرواز در امدند و بازیکن های ریون با شتاب و هیحان بسیار شروع به بازی کردند.
سپتیما اوج گرفت و به سوی کوافل شتافت .کوفل با زرنگی از زیر دست او در می رفت مهاجمان دیگر نیز در صدد گرفتن توپ در تلاش بودند .
باران شروع به باریدن گرفت و هوا رو به تاریکی می رفت‌. اوضاع مرموز به نظر می رسید .ناگهان لونی از روی جاروش سر خورد و افتاد .او فاصله ی بسیاری با زمین داشت و با شدت بسیاری مجروح شده بود .پروفسور به سمت او رفت و بقیه به بازی ادامه دادند .سپتیما با سرعت به جلو و به سمت کوافل پیش می رفت .لایی میکشید!!!و خود را به توپ نزدیک تر می کرد.
ولی گرفتنش غیر ممکن بود.
دیگر داشت عصبانی می شد پس بدون اینکه کسی بفهمد چوبدستی را از زیر ردا بیرون کشید و طلسم فرمان را روی کوافل انجام داد.

-کوافل به من نزدیک شو !
کوافل یواش یواش به او نزدیک می شد و زمانی که پروفسور حواسش نبود انرا به چنگ اورد و فریادی از سر شادی کشید(چنان بلند که انگار جام جهانی کوییدیچ رو برده!!) :yoho:


2-تکامل کوافل ها را شرح دهید ! (10 امتیاز)
در دوران قبل از تاریخ شناخته شده نه کوافلی موجود بود و نه جادوگری!
ولی.....
در قرن یکم کوافل ها به صورت سنگ بودند و در کوییدیچ به جای جارو از استخوان استفاده می شده.

در قرن دوم سنگ ها را برای راحتی بازی به شکل گرد دراورده و با برگ پوشاندند .

در قرن سوم انها را از جنس چرم ساختند و درونشان را با گردو پر کردند.

در قرن چهارم تاپنجم درون انها را با سنگ پر کردند.

در قرن ششم انها را از فلز اهن ساختند اما خیلی سفت بود

درقرون هفتم و هشتم هنوز هم فلزی بود.
.
.
.
.
.
.
می رسیم به قرن هفدهم که پلاستیک کشف شد و با ان کوافل ها را ساختند.

در قرن هجدهم فهمیدند که انها سبک بوده اند پس کمی هم الومینیوم به ان اضافه کردند .

تا میرسیم به قرن ۲۱که کوافل ها معلوم نیست از چه ساخته شده اند .انشا الله که سازندگان اطلاع رسانی فرمایند.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!