امتیازات جلسه دوم کلاس شفابخشی جادویی
ریونکلاو:دیزی کران: ۱۹
بونژوق مادام پوآرو!

به سزایی درست بود کاملا. قریضه باید میشد غریزه!

باقی داستان بسیار زیبا بود، فقط یکم یهویی دیزی بی حوصله ای که میخواست فرار کنه تبدیل به کاراگاه شد و متفاوت حرف زد. بیشتر توضیح میدادی بهتر بود. تالار ریونکلاو هم با اون رمز عبور عجیبش یه سوژه بود که ازش پریدی. اما خوب بود، صدآفرین.
آنتونی گلدشتاین: ۲۰
نقل قول:
پرفسور هرچی گفته واسه خودش گفته
بله؟
پستت هیجان انگیز بود آنتونی، هرچند که امیدوار بودم اون پس گردنی اول از دست خودم باشه.

استفاده آنانیو از آمپول خیلی خوب بود. منظور تکلیفمو خوب فهمیدی. بچه خوبی باش و دیگه پوست موز روی زمین ننداز!
جرمی استرتون: ۲۰
بزغاله و بادمجون و فرشته ی مهربون؟!

جالب بود که کل کلاس میومدن جلوت تا بفهمیم چه توهمی میزنی، من با کتی و دیزی و پلاکس تو گرفتن قاقارو و آوردنش کنارت کاملا همکاری میکنم!

خلاقیتت عالی بود. ظاهر پست خوب بود شخصیتا جای خودشون بودن. مخصوصا دیالوگ من الان پلاکسم یا هویج؟

آفرین.
آلنیس اورموند: ۲۰
زیاد دلقک بازی درمیاری از آدمای جوکری یا نه...عالی بود.

دیالوگات به تنهایی دوتا بیست داشتن، همه چیز به جا و خلاقانه و همچنین خنده دار بود. خونسردی آلنیس تو آخر داستان هم حتی طنز داشت.

بهترین تکلیف این جلسه بود. آفرین آلنیس!
هافلپاف:آرتمیسیا لافکین: ۱۵
افرین آرت، داستانت شروع و پایان قشنگی داشت. لحن پستت جدی و جالب بود اما یه ایرادات کوچیکی داشت که توی ذوق میزد.
اولی اینکه پاراگراف هات رو از هم جدا نمیکردی. این باعث میشه خواننده خسته بشه و همه چیز رو پشت سرهم بخونه. هر پنج شش خط یه اینتر بزن و برو خط بعدی.
یا وقتی که موضوعی که داری درموردش حرف میزنی عوض میشه برو خط بعدی. درست مثل همین الان من!
یادت باشه توی توصیفات و وقتی که کسی درحال صحبت کردن نیست شکلک نذار. این فضای داستان رو خراب میکنه.
یه شکلک کافیه از زیاد شکلک زدن بپرهیز! واقعا لازم نیست. با یه دونه ش هم میفهمیم قضیه از چه قراره.

برخوردت با دانش آموز و توهمش رو خیلی خوب توضیح دادی آفرین.
اما آرتمیسیا به عنوان کسی که اولین تزریقشه خیلی خونسرد بود و خودش اصلا از آمپول و گاز گرفته شدن نمی ترسید. این یکم واقع بینیش کم بود اما در کل خوب بود.
جسیکا ترینگ: ۱۸ + ۲
آفرین جسیکا، این پستت نسبت به قبل خیلی بهتر بود. امیدوار بودم این جلسه بهت نمره تشویقی بیشتری بدم اما متاسفانه هنوز یه اشکالات کوچیکی موندن. من اونجا رفتم دیدم که فلانی فلان چیز رو میگفت مثل اینه که داری برای کسی تعریف میکنی چی شده. من میخوام داستان و نمایشنامه باشه. راحت باش از زبون یه نفر دیگه داستانتو تعریف کن.
توی پستت به علامت های نگارشی و فاصله پاراگراف هات هم دقت کن.
مثلا:
نقل قول:
در حالی که سعی میکردم فاصله ام را با آمپول حفظ کنم (که تقریبا غیرممکن بود) از کلاس بیرون رفتم و آمپول به دست راه افتادم و در راهرو ها گشت میزدم که لیلی رو دیدم که یه گوشه مچاله شده بود و هی میگفت :
- منو نخورید تورومرلین منو نخوریییید
داشتم به طرفش میرفتم که یهو از جا پرید :
- وای پادشاه زامبیا رسییییید.
دویدم سمتش ولی لیلی زیادی تند میدوید پس تمام تلاشم را کردم یک گوشه گیرش بندازم جیغ کشید :
- کمککک زامبیییی
میشه:
در حالی که سعی میکردم فاصله ام را با آمپول حفظ کنم (که تقریبا غیرممکن بود) از کلاس بیرون رفتم. آمپول به دست راه افتادم و در راهرو ها گشت میزدم که لیلی رو دیدم که یه گوشه مچاله شده بود و هی می گفت:
-منو نخورید تورومرلین منو نخوریییید.
داشتم به طرفش میرفتم که یهو از جا پرید.
-وای پادشاه زامبی ها رسییییید.
دویدم سمتش ولی لیلی زیادی تند میدوید پس تمام تلاشم را کردم یک گوشه گیرش بندازم. او جیغ می کشید.
-کمککک زامبیییی.اول از همه، زامبیا یه کشوره! بنویس زامبی ها.

توی دیالوگ ها و کلا پایان هر جمله ای نقطه بذار.
برای هر دیالوگی لازم نیست دو نقطه بذاری. همینکه قبل از دیالوگ داری درمورد اون آدم حرف میزنی کافیه.
توی پستت برای فاصله دادن از اینتر زدن استفاده کن.
مثلا وقتی میخوای درمورد چیز دیگه ای حرف بزنی یا مکث کنی نقطه بذار و برو خط بعد، حتی دو خط بعد. اینجوری نوشته ت منظم میشه.
توی توصیفات از شکلک استفاده نکن، لازم نیست. آفرین که دو نفر رو درمان کردی، قانع کردنشون و خلاقیتت خوب بود اما درهم ریختگی نوشته ت ۲۰ رو ازت گرفت.
امیدوارم دفعه بعد این نکته ها رو هم رعایت کنی و نمره کامل بگیری.
بریج ونلاک: ۲۰
سلام بری!
به کلاسم خوش اومدی.
پستت خیلی دارک بود. چرا اینهمه خشونت؟

همه رو زدی و کشتی و فکر کنم دیزی هم مرضبخشی شد تا شفابخشی!

اینکه اخرش خودت گاز گرفته شدی جالب بود. آفرین!
ظاهر پستت هم منظم و مرتب بود. تازه واردی هستی قدیمی صفت.
گریفیندور:کتی بل: ۲۰
دلم برای دماغ بیچاره ت کباب شد!
چرا حالا زامبی شده بود، به مرلین فقط باعث توهم می شد.

از وقتی که تازه وارد سایت شده بودی تا الان خیلی پیشرفت کردی، آفرین به تو.
جیانا ماری: ۱۷+۳
آفرین جیانا، پستت نسبت به تکلیف قبلی که خاطره نوشته بودی کاملا تغییر کرد و بهتر شد. فقط چند تا اشکال وجود داره.
اول اینکه: با علامتای نگارشی قهری؟
نقل قول:
کتی و قار قارو از دید رس دور شدن جیانا مشتی به دیوار زد که نصف دیوار ریخت ولی بعد از این که به اعصابش مسلط شد رفت پیش آلبوس
اینجوری بهتر میشه:
کتی و قار قارو از دید رس دور شدند. جیانا مشتی به دیوار زد که نصف دیوار ریخت، ولی بعد از این که به اعصابش مسلط شد به پیش آلبوس رفت.
دیدی چقدر مرتب شد؟ هرجا مکث مسکنی ویرگول بذار و هرجا جمله تموم میشه نقطه.
برای دیالوگ ها هم خط تیره کافیه لازم نیست + بذاری.
داستانت یکم گیج کننده بود، مخصوصا آخرش که عکس العملت به رز و جسیکا مشخص نبود. اما توهم گابریل و آلبپس جالب بود، آفرین!
علائم نگارشی رو رعایت کن و روی جملاتت بیشتر دقت کن تا واضح تر و جالب تر بشن.
اما ونیتی: ۲۰
وقتی داشتم تدریس این کلاس رو مینوشتم تو ذهنم بود که چی میشه اگه کسی از دید یه گازگرفته داستانو بنویسه و درواقع تو توهمش باشیم... و تو دقیقا همین رو نوشتی، به یهترین شکل!

خوشحالم که انقدر آوت آو باکس فکر میکنی و خلاقیتت صده.
فنگ با کمالات نوبر بود.

آینده روشنی روبروته دخترم. هزار و شونصد آفرین.
الکس وندزبری: یه موز ناقابل

دقتت به جزییات خیلی خوبه الکس. اینکه کتی آمپول خورده بود و خوابش میومد یا اینکه اولین تجربه آمپول زدنت بود هردو نشونه اینه که با دقت تدریسم رو خوندی. خلاقیتت خوب بود... حیف شد که ۹ ثانیه پستت رو دیر ارسال کردی وگرنه یه ۲۰ داشتی. فعلا این موز رو بردار و دفعه بعد زودتر بیا. آفرین فرزندم.
اسلیترین:دافنه
سبزچمنی گرینگرس: ۱۵
داستان قشنگی بود، اما ظاهرش متاسفانه یکم بهم ریخته بود. با یکم اینتر و ویرگول درست میشه.
مثلا:
نقل قول:
استاد ملانی همانطور که پادزهر ها را به جادواموزان داده بود تا به کسانی که توسط قارقارو گاز گرفته شده بودند تزریق کنند به انها گفت : بچه ها مواظب باشید که شما را هم گاز نگیرد سرعت قارقارو خیلی زیاد شده و گرفتنش هم سخت سعی کنید به چند گروه تقسیم شید تا بهتر بتونید بگیریدش و راهش رو سد کنید ! فقط مواظب باشید برای کلاس های دیگر مزاحمت ایجاد نکنید .
_منتظر چی هستین بدویین تا کسی را گاز نگرفته
_چشم استاد
جادو اموزان با بی دقتی به حرف استادشان گوش نکردند و به چند گروه تقسیم نشدند ! دافنه که حواسش نبود از بقیه جادو اموزان جدا شده صدایی در راهرو غربی قلعه شنید و آن را دنبال کرد ! زمانی که به صدا رسید....
اینجوری مرتب میشه:
استاد ملانی همانطور که پادزهر ها را به جادواموزان می داد تا به کسانی که توسط قارقارو گاز گرفته شده بودند، تزریق کنند به آنها گفت:
-بچه ها مواظب باشید که شما را هم گاز نگیرد، سرعت قارقارو خیلی زیاد شده و گرفتنش هم سخت است. سعی کنید به چند گروه تقسیم شوید تا بهتر بتوانید بگیریدش و راهش را سد کنید. فقط مواظب باشید برای کلاس های دیگر مزاحمت ایجاد نکنید. منتظر چی هستید! بدویید تا کسی را گاز نگرفته.
_چشم استاد.
جادو اموزان با بی دقتی به حرف استادشان گوش نکردند و بدون گروهبندی پراکنده شدند!
دافنه که حواسش نبود از بقیه جادو اموزان جدا شد. ناگهان صدایی در راهرو غربی قلعه شنید و آن را دنبال کرد. زمانی که به صدا رسید...
همونطور که دیدی من علامت هایی مثل ویرگول، نقطه یا دونقطه رو به کلمه قبل چسبوندم و از کلمه ی بعدی فاصله دادم.
وقتی هم دیالوگ کسی رو مینویسیم همه جملاتش رو توی یه پاراگراف آوردم و فاصله ندادم.
علامت تعجب اگه زیاد باشه جملات رو بی مزه میکنه بنابراین کمتر بهتر.
همچنین تو توی پستت از زبان رسمی استفاده کردی. مثلا گفتی بچه ها مواظب باشید که شما را هم گاز نگیرد، بنابراین همه جا باید این لحن رو حفظ کنی، را همیشه را نوشته بشه نه رو.مثلا منتظر چی هستین هم باید هستید نوشته بشه. کلا سعی کن یا رسمی بنویسی یا محاوره نه مخلوطی از هردو.
ملانی استاد بیخیال و کنجکاوی بود تا الان، توی پستت ملانی رو نگران و سراسیمه تصویر کردی که این یکم از امتیازت کم میکنه.
همچنین یه جاهایی داستان قطع میشه. با فضاسازی داستان رو کش بده. یهو میگی نه من آمپول نمیخوام و ملانی پوزخند میزنه، اینجا فرصت خوبیه تا تورو قانع کنه یا دلیل بیشتری برای استادت بیاری تا ازت ناراحت نشه اما یهو میبینیم آمی داره داد میزنه.
برای پایان داستان عجله نکن. خلاقیت خوبی داری، ازش استفاده کن و بیشتر بنویس و بخون.
اسکورپیوس مالفوی: ۲۰
صدآفرین اسکور! خلاقیتت و ظاهر پست و شکلکا و شخصیتا همه سرجاشون بودن. خوددرگیری خیلی باحال و خنده دار بود.
مدال پشمکیش رو دادی حالا؟
استفاده از شکلکت یکم زیاد بود اما پیاز داغش رو زیاد کرده بود و جالب شده بود. لذت بردم از خوندن پستت!
آلبوس سوروس پاتر: ۱۶
پستت کمی کوتاه بود، این باعث شد که وقایع اکشن پستت خیلی شلوغ به نظر بیان.
استفاده ت از لونا و لشکرش جالب بود، هرچند که استفاده لونا از گلوله کاموای قهوه ای کاملا به لونا میخورد و عجیب نبود. همچنین توهم زده ها توی پست تدریسم گفته شد که وضع خوبی نداشتن و باید به این دقت میکردی. درواقع هیچ گاز گرفته شده ای نمیتونست وانمود به سلامتی کنه و مکارانه حمله کنه. صرفا هذیون میگفت و به در و دیوار میخورد.
اما باز پست خوبی بود. آفرین.
کیفیت تکالیفتون خیلی عالی بود. شاگردای نترس و شفابخشانه ای دارم. مراقب سلامتیتون باشید و بیشتر بنویسید.
خسته نباشید همگی.