وزارت خانه بنا به خواسته دامبلدور سرپرستی بچه های مرگخواران را به محفلی ها میدهد ولی بعد از چند روز به دلیل آزار و اذیت زیاد بچه ها محفلیون آنها را در چله زمستان، وسط حیاط پرت می کنند. حالا بچه ها در حیاط با دسته سگ وحشی مواجه شدند که بنظرشان می توانند با آنها انتقام رفتار بد محفلیون را بگیرند.
———–— ✦ —————
- بچه ها بنظرتون این سگ میتونند انتقام بگیرند؟

- چرا خودمون رو نگران کنیم، تهش هم خودمون همراه اینا یارو ریش پشمکی و بقیه شون می میریم دیگه! نیازی نیست ما هم کاری کنیم.
- راست میگه! به جای این کار می تونیم بگیریم بخوابیم.
بچه سدریک که تا آن موقع سر روی بالشت سرپرستش نگذاشته بود، بالشتی را از زیر دست بچه گابریل کش رفت و زیر سرش گذاشت. طولی نکشید که هفت پاداش در خوابش حضور به هم رساندند.
- بگو "خاله" خاله ببینه!

- بنظرت میتونن بگن "چه ساحره با کمالاتی"؟
- قطعا در بلند مدت میشه!

بلاتریکس بچه که تا آن موقع به اندازه کافی خیمه شب بازی دیده بود، مانند سرپرستش کروشیو ای نثار رودلف بچه کرد. او همانطور که با دستش راستش ورد کروشیو را اجرا میکرد، با دست چپش مشغول پیچاندن گوش کتی بچه بود. او نیز مانند بلا همه فن حریف بود.
- میدونید من تا یه دسته از اون موهای هویجی گیرم نیاد آروم نمیگیگرم.
- منم تا نصف صفحه روزنانه سیصد و سی و سه رو پس نگیریم، سر جام بند نمیشم.

- سر جام بند نمیشه یعنی چه؟
- نمیدونم... دیزی می گفت بلد باشم ممکنه نیاز شه.

- ملت همه مون یه دلیل برای انتقام گرفتن داریم، باید یه نقشه اساسی بکشیم.

چندی بعد_ وسط حیاط
لینی بچه بار دیگر به نقشه ای که در دست داشت نگاه کرد. همه چیز بی نقص و کامل بود. آن طرف بلا بچه داشت گروه ها را برای حمله آماده می کرد.
- نقشه مون با تاکتیک چهار چهار سه جلو میره! نبینم تاکتیک سه چهار چهار برید. مفهومه؟

با اینکه نیمی از بچه مرگخواران و تمامی سگ های وحشی فرق بین چهار چهار سه و سه چهار چهار را نمی دانستند، سرشان به نشانه تاکیید تکان دادند. کم کم همه چیز داشت برای حمله آماده می شد.
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
خروج


















بنابراین دور اینها رو ...


*


