_ آقای لک لکسیوس، اصطبلی که دنبالش میگشتیم پیدا کردیم. همین پایینه.
با اشاره لک لکسیوس نارلک همه لک لک ها روی سقف اصطبل فرود اومده و از سوراخی که چند ساعت پیش تام ازش پرت شده بود به وضع داخل اصطبل نگاه کردند. مرگخوارا تقریبا همگی یا به دیوارها برچسب شده یا زیر نعل های تک شاخ ها به روی زمین مهر موم شده بودند. تام با دیدن این شرایط رو به لک لکسیوس کرد.
_ نظری داری چجوری اینارو آروم کنیم ؟
_ چرا که نه. ما پرنده ها همیشه سلاح مخفی مخصوص خودمون رو داشته و داریم.
لک لکسیوس بلافاصله بعد از تموم کردن حرفش پرواز کرد و از بالای اصطبل با هدف گیری بی نقص یک خراب کاری حجیمی بروی یکی از تک شاخ ها روانه کرد.
خراب کاری نارلک بروی گردن یکی از تک شاخ ها اصابت کرد؛ بقیه تک شاخ ها بلافاصله برگشتند و با دیدن خرابکاری که شده بود جیغ بنفشی کشیده و روی دستشون زدند.
تک شاخ ها که همیشه نماد زیبایی و تمیزی بودند به هیچ عنوان این کثافط کاری رو نمی تونستند تحمل کنند همگی به سمت تک شاخ کثیف شده شتافته و با زبونشون مشغول تمیز کردن کثیف کاری شدند.
تام با دیدن این صحنه فرصت رو غنیمت شمرده و سریع از سقف پایین پرید و به ارومی با موچینی که به همراه داشت به یکی از تک شاخ ها از پشت نزدیک شد و به آرومی هرچه تمام یکی از مو های تک شاخ رو کند ولی بلافاصله تک شاخه دوباره جیغ بنفشی کشید و همه تک شاخ ها به سمت تام برگشتند و با دیدن صحنه ناموسی که بوجود اومده بود رگ غیرت در گردن همشون بیرون زد و نفس نفس زنان به تام نزدیک شدند...
_ لک لِکسوس لَکسیوس نجاتم بدههه!
ناگهان تک شاخ ها به تام حمله ور شدند و شروع به گاز گرفتن و لیس زدن با زبون هاشون شدند که سریعا به دستور نارلک همه لک لک ها به اصطبل حجوم بردند و هرچی مرگخوار و تام لیس زده شده بود رو گرفته و ازاونجا خارج کردند.
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
مرکز رسانه
خروج







روبروی اون اسطبلی که یه مدت داخلش بودم، یه اسطبلِ دیگه بود که داخلش تسترالِ رنگین کمونی نگهداری می کردن! 


.
.
.
.

حالا کیو توش بکاریم دکتر مامان؟