شنیدهاید که میگویند «در دعوا حلوا پخش نمیکنند»؟ تا به حال به آن فکر کردهاید؟ چرا حلوا؟ جواب ساده است، چون حلوا برای پس از دعوا و مشخص شدن نتیجه است. حال اینکه چه کسی باید مویه کند و صورتش را بخراشد، و چه کسی حلوا را بخورد همه و همه به همان نتیجه بستگی دارد.
با ورود ارتش تاریکی به درون ساختمان وزارت و دیدن فضای خالی سالن اصلی، صدای قهقههی گلرت گریندلوالد به هوا برخاست.
-قایم شدین؟
سالازار اسلیترین سری تکان داد.
- به نظر میرسد میخواهند مبارزه را به فضاهای کوچیکتر بکشانند.
- و این کار هوشمندانهای به نظر نمیرسه.
بله هوشمندانه نبود اما تنها راه بود.
- افراد رده بالایشان را پیدا کنید و به ما خبر دهید. مرگ سریع سزاوارشان نیست.
اعضای ارتش تاریکی همه متفرق شدند تا به دستور عمل کنند.
وقتی شما در ارتش سفیدی و نور باشید، پیدا کردنتان خیلی سخت نخواهد بود. چون نه اینکه نخواهید، بلد نیستید چگونه در تاریکی و سایهها مخفی شوید. چون با سادگی بیحد و حصرتان در این فکر که همه مثل شما هستند یا حتی تفکر همه و هیچ که دارید، یکجایی بدجور گیر میافتید. و این دقیقا اتفاقی بود که برای آلنیس افتاد. آلنیس در بخش حمایت از موجودات جادویی پنهان شده بود و نه خودش و نه وزیر سحر و جادو فکرش را هم نمیکردند به ذهن کسی برسد که او مستقیما در جایی پنهان شود که ربط مستقیمی به خودش دارد. پس وقتی دوریا وارد آن بخش شد و آلنیس را تنها آنجا یافت، خطی از تعجب بر پیشانی آلنیس و چینی از نگرانی گوشهی چشمانش نقش بست.
- اینجا پناه گرفتنت انتخاب هوشمندانهای بود اورموند.
آلنیس از میان دندانهای بهم فشرده پاسخ داد.
- من پناه نگرفتم. اینجا منتظر تو بودم تا بکشمت!
دوریا ابروهایش را بالا انداخت.
- اوه! فکر نمیکردم اینقدر سنگدل شده باشی! واقعا توانایی کشتن رو داری؟ اونم کشتن من؟
آلنیس چوبدستیش را بیرون کشید.
- دوست داری ببینی؟
دوریا در جواب فقط لبخند زد.
***
اینجانب دوریا بلک، الستور مون را به نبردی تن به تن با موضوع «برزخ در قفس» دعوت میکنم.
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
خروج


