خلاصه: یک فراابرچوبدستی (فاچ) وجود داره که ارتش تاریکی و روشنایی به دنبالش بودن. فاچ یک چوبدستی سلیطه بوده و به حرفهاش عمل نمیکنه، بنابراین همه اش ناامید میشن و فقط آریانا دامبلدور به پاش میمونه. ولی بعد از یک اشتباه آریانا، فاچ دیگه نمیخواد چوبدستیش باشه. فاچ غمگین و کپک زده در طی حرکتی رابستن رو میکشه و رابستن به صورت روح میاد و گابریل رو تسخیر میکنه.
در آخر ، در ظاهر همه فاچ رو طرد کردن ولی در باطن میخواستن سوپرایزش کنن و براش تولد بگیرن...
...................................................................
لرد خودش عند سم نویسی و هزل نویسی بود. او و گلرت در پناهگاه سفیدهای گوگولی، بی ناموسی های فراوانی آفریده بودند که این سوژه حتی به گرد شکلک هایش هم نمیرسید. بنابراین لرد با درهم نویسی و رماتیسم نویسی بیگانه نبود ولی این سوژه داشت از حد تحملش خارج میشد.
بهرحال یک تولدی بود و کیکی و شمعی. ولی ملت یا با میتوز 87 عدد شده یا هی نهانه و غیرنهانه میشدند و الان همه برای خودشان جادوعلی بودند. لرد که کیکش را خورده بود، از جایش بلند شد و از میانه نهانه و غیرنهانه و اشکاره و غیر اشکاره رد شد. در سر سوژه قرار گرفت و بعد تمرکز کرد. وقتی به اندازه کافی نیرویش جمع شد، محکم دستهایش را بهم کوبید.
همه چیز متوقف شد.
توقف سوژه و اصلاح ژنتیکی سوژه ها یکی از توانایی های لرد بود که کمتر کسی از آن خبر داشت. لرد غلط گیرش را در آورد و شروع به اصلاح سوژه نمود.
او 87 گابریل گاز گیرنده را پاک نمود و تنها گابریل اصلی را به جای گذاشت و رابستن هم در کنار روحش جا داد که تسخیر شده باشد. بهرحال مردن در قالب سوسک برای رابستن خیلی کم بود و باید به سوژه برمیگشت که بیشتر زجر بکشد.
او همچنین نهانه آریانا را حذف نمود. بهرحال لرد تاریکی بود و دوست داشت چنین کاری کند و قدرتهای ارتش روشنایی را حذف بنماید. به کسی هم ربطی نداشت. البته استفاده از نهانه نیز به سوژه نمیخورد.
همچنین روح سیبل را از بدنش بیرون کشید و نهانه هایش را جدا کرد و دوباره در بدنش گذاشت.
لبخندی زد. الان همه چیز مرتب بود.
گابریلی بود که تسخیر شده بود.
راب گریبی بود که تسخیر کرده بود.
آریانایی بود که گلرت عاشق داداشی اش بود.
سیبلی بود که برای الستور پیشگویی کرده بود.
بعد برای خالی نبودن سوژه و امتیاز داوران به پستش، فاچ را برداشت و در دست گریب دو عالم، راب نهاد. البته راب دست نداشت. خودش هم خبر نداشت. دستش دست گابریل بود که راب آن را اداره میکرد.
در اخر لرد به سرجایش برگشت و دوباره دستهایش را برهم زد که سوژه با فاچی که اینبار به دست راب افتاده بود از سر گرفته شود.
با خودش فکر کرد که ارتش روشنایی این بار میتواند بدون فالش نویسی سوژه را پیش ببرد؟
----------------------------------------------------------
از آنجا که ما توانستیم سلاح هایمان را فعال کنیم، معجون عشق را این بار به گابریل میدهیم!
باشد که عاشق ارباب باشد!
آنلاینها
11 کاربر(ها) آنلاین هستند (8 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
10
مهمانان
1
عضو
کارت قورباغه شکلاتی
کارت قورباغه شکلاتی
پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران
شبکه پرواز
به شبکه پرواز خوش آمدید! شومینهها و دودکشها را باز کنید...
مدرسه علوم و فنون جادویی هاگوارتز - ترم 30
❖ امتیازات خانهها ❖
آخرین گروهبندیها
هافلپاف
ریونکلاو
گریفیندور
اسلیترین
پیام امروز
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
خروج






کنان بیرون بیاد. که در پست بعدش معلوم شد هفتاد و هشتا بودن و گاز هم میگیرن. و آریانا رو گاز گرفتن و آریانا هم جیغ زد و بعد با فاچ دعواش شد و دیگه کاری به ادامش ندارم! همین تیکه رو یادتون اومد دیگه؟


