لردتیوب:
(tailship) دم شیپ!
قسمت اول
دوربین با نمای تار آشپزخانه را نشان میدهد.
دوربین zoom in و zoom out میشود و تصویر واضح میگردد. میز چوبی آشپزخانه تمییز است و تنها دو ماگ روی آن قرارداد که از آنها بخار بلند میشود. صدای برخورد قطرات باران به پنجره به گوش میرسد.
مروپ از گوشه تصویر وارد میشود. لباس پرستاری به تن دارد. قیافهاش خندان است و کمی معذب به نظر میرسد. به کسی که پشت دوربین است نگاه میکند و میپرسد:
- خوبه مامان؟ مامان خوشگل میوفته؟
صدای لرد از پشت دوربین به گوش میرسد که جواب میدهد:
- یکم چاق شدی... کمتر میوه بخور مامان... قند رو حذف کن... این لباسم دربیار دیگه! بابا که خونه نیست!
برخلاف انتظار، مروپ با همان قیافه خندان میگوید:
- حتی اگر بتونم قند رو حذف کنم... با تویی که قند زندگیمی چه کنم؟
- مامان! ما برات جیلترشکن نخریدیم که بری جادوگرام این چیزا رو یاد بگیری!
- منو نقد نکنین از خودتون مایه بذارید! صد سیکلیهای پاره لای گالیونی!
- مامان! بسه!
مروپ با قیافه راضی و خشنود، روی یکی از صندلیها مینشیند و یکی از ماگها را به دست میگیرد. لرد نیز وارد تصویر میشود. لباس خوابش قرمز است و رویش بابانوئلهای کوچک بامزه دارد. او نیز پشت یکی از صندلیها مینشیند و ماگش را به دست میگیرد.
- مامان اینو نذاری تو جادونت ها! ما آبرو داریم!
مروپ به طرز کاملاً محسوسی به دوربین چشمک میزد و میگوید:
- نه فقط برای خاطره فیلم میگیریم!... ولی خیلی ویو میگیره مامان!
- مامان! تو قول داری!
- باشه باشه! قند حذف نشوی مامان!
هر دو ماگشان را بالا میبرند و جرعهای از نوشیدنیشان را سر میکشند. لرد منتظر است و به مروپ نگاه میکند.
- خب... الان اومدیم آشپزخونه.... نگفتی فیلم برای چیه؟
مروپ ذوق زده روی صندلی جابه جا میشود و با صدای بلند میگوید:
- آمادهایم! بیا!
صدای آهنگ my milkshake brings all boys to the yard پخش میشود و صدای فس فسی و کشیده شدن چیزی روی زمین نیز به گوش میرسد. چند ثانیه بعد نجینی از روی صندلی کنار مروپ بالا میآید و روی میز میخزد.
نجینی قیافهای متفاوت از همیشه دارد. فلسهایش زرد عقدی کرده و گونه گذاشته است. شقیقههایش را بالا داده و چشمهایش را بسیار کشیده کرده است. لبهایش را ژل زده و زاویه فکش را عمل کرده است.
لرد با دیدن نجینی قیافهاش را در هم کشید. از روی صندلی اش بلند شد و درحالی که سرش را تکان میداد گفت:
- دیگه دور من رو خط بکش نجینی... رژ لب وخط چشم!؟ میزنی میری بیرون دختر...از این کارات دس بکش!
نجینی که به علت مژخه های مصنوعی اش به آهستگی پلک میزد با صدای تو دماغی اعتراض کرد:
-ددی!... من اومدم به گناهانم اعتراف کنم و بخشیده شم ددی!
لرد ابرویی بالا انداخت و گفت:
- جون مارو به لب رسونده کارات! کشته ما رو این ادا و اطفارات!
بعد لیوان به دست به دست پشتش را به آنها کرد که برود. ناگهان نجینی خودش را روی میز جلو کشید و دور دست لرد پیچید.
- آهای بی وفا! دیگه دوستم نداری؟ اخه تو دلت میآید بری و غم توی چشمام بذاری؟
مروپ در پشت زمینه ماجرا از جایش بلند میشود و دودستش را بالا برده و خطاب به هردو میگوید:
- یه امشب شب عشقه... همین امشبو داریم... چرا قصه غم رو واسه فردا نذاریم؟
لرد و نجینی باهم میگویند:
- هالا لالای لالای... هالا لای لای... هالا لالای لالای... هالا لای لای!
هر سه دوباره پشت میز مینشیند و نجینی با همان صدای تو دماغی شروع به صحبت میکند.
- ددی! من دیگه از پارتی رفتن خسته شدم! وایب خوبی نمیده! میخوام مرید باشم!
لرد که دارد دوباره عصبانی میشود، میپرسد:
- میخوای چی چی باشی؟.... تو چرا هیس نمیکنی؟
- ددی! هیس خیلی دهاتیه! آپ تو دیت باش!... میخوام مرید باشم! بهش چی میگین شماها؟.... آها همون ازدواج!
لرد به مروپ نگاهی کرد و گفت:
- ببین چی میگه!...هیس دهاتیه؟ هیس دهاتیه؟؟ میدونی ملت دوست دارن اهل دهات ما باشن که هیس کنن! بعد به کلاس شما نمیخوره؟
- ددی کام آن! حالا یه هیس چیه مگه! من میگم دارم لانگ پارتنر میگیرم! تو چرا نوتیس نمیکنی منو؟
لرد دوباره از جایش بلند میشود و فریاد میزند:
- بیا مروپ تحویل بگیر! دختری که تربیت کردی تحویل بگیر! مرگخوارهای من دارن اون بیرون قیچی میشن و این چیکار میکنه!
مروپ بلند شد واز ناراحتی دستهایش را بر سر مینهد و ناگهان شروع به کلاغ پر میکند.
- بشینم! برپا! بشینم! برپا!
لرد آهی میکشد و با حرص به سقف نگاه میکند اما نجینی که خیلی تحت تاثیر حرکت حمایتی مروپ قرار نگرفته است، با صدای کشداری میگوید:
- ددی! گرنی! کام آن... من آوردمش بهتون معرفیش کنم! چون رینی دی هستش! گفتم خیلی عاشقانه میشه!
لرد و مروپ بلافاصله به او نگاه میکنند. لرد با قیافه وحشت زده میپرسد:
- یعنی چی؟... پسر آوردی خونه؟... اونم وقتی ما پیژامه بابانوئلی مونو پوشیدیم؟
نجینی خنده خرناس مانندی کرده و میگوید:
- ددی! کام آن!... پسر چیه! من دیگه پسرها رو دوست ندارم! من با این تو رابطهام!
بعد دمش را بالا میگیرد و تکان میدهد.
مروپ با گیجی میپرسد:
- دمت؟
نجینی با ذوق جواب میدهد:
- اره دیگه! تصمیم گرفتم سلف لاو باشم! یعنی اون روز... وای ددی خیلی خوب بود... من گازش گرفتم و دیدم دردم اومد! فهمیدی؟ یعنی من دردهاشو حس میکنم! میدونی... من همش مشکلم این بود دیگه! یعنی میک سنس نمیکردن برام پارتنرام! من درکشون نمیکردم! ولی دمم رو درک میکنم!... در نتیجه من دم ریلشنم الان! خواستم بدونین شماها که من از کمد دراومدم و الان آزادم!
مروپ و لرد و نجینی یک ثانیه به هم خیره میشوند و بعد همه چیز بهم می ریزد.
لرد یکی از دمپایی رو فرشیهایش را درمی آورد و به سمت نجینی حمله میکند. مروپ محکم او را میگیرد و لرد برای آنکه به نجینی برسد یک پایش را روی میز میگذارد و بدنش را خم میکند. با حرص داد میزند:
- همون تو کمد میموندی! رفتی عاشق دمت شدی برای من؟... درستت میکنم!
بعد دمپایی را به سمت نجینی پرت میکند. دمپایی به نجنینی میخورد و او میگوید:
- اوه ددی! هیت ما هاردر! این بهای عشقمه!
مروپ با شنیدن این حرف، لرد را رها کرده و میگوید:
- نه این واقعاً زدن میخواد! برو مامان!
لرد مانند گلولهای که رها شده به سمت نجینی یورش میبرد و نجینی با سرعت زیاد از کنار میز پایین پریده و فلس به فرار میگذارد. آن دو که از کادر خارج میشوند، مروپ با لبخندی شیطانی به سمت دوربین میآید.
- خب... اینو میذارم تو جوتیوب! بازدید میلیونی میگیرم! بعد تبلیغ میگیرم!... مامان تکنولوژی!
مروپ دستش را به سمت دوربین دراز میکند، دوربین خاموش میشود.