ـ
!ـ باز چت شده ؟!
ـ
←
←
!- الان اصلا وقت مناسبی نیست. بذار برسیم خونه منطقی صحبت می کنیم.
-
←
←
!- باز دو روز رفتی تو کوچه با اون شمشیر پلاستیکی همسایه گشتی دوباره ادبیاتت رفت رو "ناسزا مود"؟! بچه جون من تا تو رو کند نکنم، ندم اوراقی ببره به مرگ جواب مثبت نمی دم.

-
! کاتانا در دیالوگ آخر "ناسزا مود" رو روی حالت پرو گذاشت و با بستن چشمان نداشته اش دهانش را باز کرد. پس از چند ثانیه بیان انواع ناسزا های اخلاقی و غیر اخلاقی و مصرف هشتاد و پنج درصد از حجم "ناسزا مود"، چهره سامورایی رفته رفته از یک پدر مهربان به جلاد دربار قاجاریه تغییر یافت. کاتانا نیز از یک پسر بی ادب و ناخلف تبدیل به پشیمان ترین شمشیر دنیا شد.
ـ الان میدونی چی در انتظاراته دیگه گل پسر؟!
ـ
←
؟!- برو بالا!
ـ
←
؟!ـ بالاتر؟!
ـ
←
؟!- باریکلا گل پسر!
ـ
←
.در آن لحظه کاتانا برای اولین بار چهره ای ترسناک تر از سمندون دیده بود، او پس از طی ثانیه ای از تهدید سامورایی، تصمیم گرفت فرار را بر قرار ترجیح داد. مغز فلزی اش فقط یک سیگنال را دریافت می کرد. نورون های نداشته مغز او پیغام "هلنا رو پیدا کن، فقط هلنا رو پیدا کن! اون می تونه نجاتت بده." را به کل رگ های آهنی تیغه و سلول های مسی دسته اش می رسانند.
در پی فرار ناگهانی کاتانا، آکی نیز به دنبال او راه افتاد. رگه های مغز سامورایی نیز فقط یک پیام را از نورون ها دریافت و به کل بدن فوروارد می کرد. بیان که بچه ناف جیروشیما بود و اینترنت ملی براش جک به حساب می آمد، زودتر از همه پیام را دریافت کرد و در کل محوطه با نهایت قدرت منتشر کرد.
ـ سیسی ها و داداشیا محترم؛ من می دونم هلنا کجاست... کاتانا داره می ره سراغش! هلنا تو خوابگاه نیست... رفته سراغ کُنجش... کُنجش به جا تو هاگه... کاتانا می دونه کُنج هلنا کجاست... کاتانا رو تعقیب کنید.
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
مرکز رسانه
خروج











من آمار تکتک تون رو دارم. و طبق اطلاعات من، نباید به این سامورایی و شمشیر متحرکش اعتماد کنیم. 










ناامیدم نکنین من نیمتاج گرو گذاشتم.