جادوگران جادوگران | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز
×

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده
×

آنلاین‌ها

16 کاربر(ها) آنلاین هستند (14 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
9
مهمانان
7
اعضا
×

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

×

شبکه پرواز

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس
wand

پیام امروز

wand
جدال‌ها در کوچه‌ی دیاگون!

جدال‌ها در کوچه‌ی دیاگون!

ایزابل مک‌دوگال 1405/03/09 03:30  108 خواندن  بدون نظر 
یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

تلما هلمز 1405/03/02 03:30  226 خواندن  بدون نظر 
اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

ایزابل مک‌دوگال 1405/02/30 03:30  226 خواندن  بدون نظر 
پیوندشان مبارک!

پیوندشان مبارک!

آکی سوگیاما 1405/02/27 03:30  312 خواندن  7 نظر(ها) 
آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

مرگ 1405/02/26 03:30  218 خواندن  1 نظر 
مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
پاسخ: گشنه در جادوگران!
ارسال شده در: امروز ساعت 20:21
نمایش جزئیات
آفلاین
قضیه دیگه اونقدر خیط شده بود که کسی حتی حال جیغ و داد هم نداشت؛همه وایستاده بودن و به چوب دستی های دو تکه شده زل زده بودن،انگار نه انگار که وسط اقیانوس تو کشتی سوراخ سوراخ دارن غرق میشن.

دابی هم اون وسط گفت:
_دابی باید جوراب هاشو نجات بده تا آزاد بمونه،دابی آزاد ، دابی خودخواه.

بعد با یه حرکت جوراب ها رو به هم گره میزنه و سمت اسنیپ که اون بالا نشسته بود و داشت از سیگارش پک می‌گرفت پرتاب میکنه.

جوارابا مستقیم میخوره وسط صورت اسنیپ؛اسنیپ که با خوردن جوراب تو صورتش حالش اومد سر جاش با عصبانیت میگه:
_این کدوم موجود احمقیه که جورابشو سمت من پرت میکنه؟پاتر!؟تویی؟حتما تویی،میدونم تویی!حتی توی این وضعیتم دست از این لوس بازیا برنمیداری!
به خاطر این حماقتت ۱۰ امتیاز از گریفیندور کم میشه.

همون موقع دامبلدور از پشت یه ستون میاد بیرون و میگه :
_بخاطر این هدف گیری دقیق جناب پاتر، گریفیندور ۱۰۰ امتیاز میگیره.

توی این موقعیت دابی هم باز داشت سرش رو می‌کوبید به تیکه چوب های باقی مونده از کشتی و میگفت:
_دابی بد،همش تقصیر دابیه
همون موقع بود که به علت کوبش های چکش وار دابی نصف دیگه کشتی هم رفت زیر آب و فقط یه مقدار مونده بود تا کشتی غرق بشه.

پروفسور اسنیپ که بالای دکل بود آخرین پک به سیگارش رو زد و گفت:
_لیلی منتظرم باش که دارم میام ، عشق زندگیم منتظرم باششششش.
و بعد تاراپپپپ خودشو از بالای دکل انداخت پایین ولی متاسفانه مثل یه گونی سیب زمینی با ارشه کشتی برخورد کرد.

و همون موقع بود که جامعه جادوگری زدن زیر خنده .

اسنیپ که به شعورش برخورده بو گفت:
_ساکت شید من استاد شما هستم.
یهو چشمای اسنیپ اندازه نعلبکی شد.
_نخندید احمقا، اون جا رو نگاه کنید،اون چیه؟!

همه برگشتن به عقب و به جایی که اسنیپ اشاره میکرد نگاه کردن.
از اون سمت یه چیزی مثل گردآب داشت بهشون خیلی سریع نزدیک می‌شد.
همه شروع کردن به جیغ زدن یهو گردآب اومد و همشون رو بلعید.
°Sapere Aude°
پاسخ: گشنه در جادوگران!
ارسال شده در: یکشنبه 17 خرداد 1405 14:59
نمایش جزئیات
شغل
افتخارات
آفلاین
در حالی که بلبشویی تو کشتیِ از هم گسیخته در جریان بود، دابی بالاخره بعد از مذاکرات فراوان با کوه یخ، دو جورابیش میفته که قرار نیست نتیجه خوبی عایدش بشه. پس بعد از غواصی به عمق اقیانوس تا دو تا جورابیش که افتاده بود رو برداره و دوباره تو پاش کنه تا دابی جن آزاد بشه ، یکراست به کشتی برمی‌گرده که دیگه تا اون موقع نصفش تو آب رفته بود.

- دابی کاپیتان کشتی بود. دابی نتونست کشتی رو نجات داد. دابی بهتر بود نبود تا دید کشتیش به گل نشست.

دابی اونقد سرشو می‌کوبه به اندک چوب‌های کف کشتی که اونام مقاومتشون بر اثر ضربه‌های چکش پایین اومده بود که همون بخشی از کشتی که هنوز غرق نشده بود هم با سرعت بیشتری و با هر ضربه‌ی سر دابی بهش، بیشتر تو آب فرو می‌ره.

این وسط فقط اسنیپ بود که معلوم نیست کِی، موفق شده بود بادبان کشتی رو فتح کنه و ازون بالا سیگار بکشه و هی دود بده بیرون.
- آه لیلی. می‌بینی؟ می‌بینی چطور تاریخ داره خودش رو تکرار می‌کنه؟ می‌بینی عشق به پاترها همیشه تهش نابودیه؟ تو که اون‌طور پرپر شدی، حالام نوبت این کشتیِ زبون‌بسته‌س. کشتی‌ای که یه جن خونگیِ پاتر دوست هدایتش کنه، معلومه سرنوشتی جز غرق شدن نصیبش نمی‌شه.

و اسنیپ از اون بالا می‌دید که چطور جامعه‌ی جادوگران هم‌چون مرغای پرکنده دارن ازینور به اونور می‌رن تا تکه چوبی پیدا کنن برای پناه بردن به روش. تازه جک با وجود این که کنار رز رو تخته چوب جاش می‌شد، اما همون پایین موند تا تبدیل به مجسمه یخی بشه.

اسنیپ با دیدن این صحنه دردناک دوباره یاد عشق خودش به لیلی میفته و میاد چوبدستیشو در بیاره تا یه کاری کنه که نمی‌گیم اون کار چیه چون قرار نیست فرصت انجامشو پیدا کنه اونم به خاطر این که کوه یخ ول نکن‌تر از این حرفا بود و بلافاصله بعد از دیدن این که بالاخره یه جادوگری واقعا قصد داره با چوبدستیش یه کاری کنه، فریاد می‌زنه:
- موهاهاهاها. چوبدستی بی چوبدستی!

و یه همری می‌زنه رو سطح اقیانوس که موجش در تار و پود چوبدستی همه‌ی جادوگران نفوذ می‌کنه و همه‌ی چوبدستی‌ها رو از وسط به دو نصف مساوی تقسیم می‌کنه.

کوه یخ که حسابی از کرده‌ی خودش راضی بود، شروع می‌کنه به فرو رفتن در عمق اقیانوس تا از دیده‌ها پنهان شه و هم‌زمان زمزمه می‌کنه:
- بای بای ما رفتیم. بای بای ما رفتیم.

و جادوگران بدون چوبدستی در وسط اقیانوس با یه کشتی غرق شده رها می‌شن.
🦅 Only Raven 🦅
پاسخ: گشنه در جادوگران!
ارسال شده در: پنجشنبه 14 خرداد 1405 02:30
نمایش جزئیات
شغل
آفلاین
دابی، داب داب گویان سرش به زیر آب رفت اما دابی جنی نبود که با این آب ها غرق بشه پس شنا کرد و شنا کرد تا به طرف چکش رسید.
- چکش دابی رو باید زد. چکش نباید کشتی رو زد. تو کشتی جادوگر جماعت نشست، اگر عصبانی شد دابی کارو نتونست کرد.

اما چکش از رو نرفت پس سر راهش هم خودش رو زد، هم دابی رو، هم کشتی رو! کشتی هر لحظه بیشتر در آب فرو می‌رفت، آب به بیشتر نقاط نفوذ کرده بود و هر کسی به سمتی فرار می‌کرد یا به چیزی چسبیده بود که غرق نشه‌. به هر حال اونا جادوگر بودن، تو دنیای ووشیا نبودن که بخوان یهو سوار شمشیر بشن و برن به دور دست ها. همه ی جارو ها هم آب خورده بود و دیگه بدرد پرواز نمی‌خورد.

- دست کم اِرث شیکای بی نظیری داره. اوه مای گاد لوک ات می، دارم سیکس پک در میارم.

دراکو دستی دراز کرد و پسرش که همچنان در حال شمردن گالیون های بر آب رفته ش بود رو از زیر آب بیرون میکشه.
- عقلتو از دست دادی بچه؟ میدونی با چه خون جیگری بزرگت کردم؟

خواهران بلک هر کدوم یک طرف تیکه ی چوب شناور رو گرفته بودن و در حال بحث های همیشگی باهم بودن.
- بچه اومده میگه خاله م دنبال من و شوهرم با کروشیو و آوادا افتاده خب خواهر گلم مشکلت چیه؟ تو دیگه با خواهر زاده خودتم مشکل داری؟
- بچه‌ت با اون سلیقه‌ش آبرو هفت خاندانمون رو برد، تازه الان به خودت هیچی نمی‌گم چون جونمون به یه تخته بنده وگرنه...اوا نازی دراکو خاله رو ببین چه ناز بچه ش رو نجات داد.

دابی اما همچنان سعی داشت با همر زبون نفهم به یه توافق منصفانه برسه اما خب...همر ها که گوش شنوا نداشتن!

Let them play the hero
I will be the truth this world desperately needs
پاسخ: گشنه در جادوگران!
ارسال شده در: پنجشنبه 14 خرداد 1405 01:01
نمایش جزئیات
شغل
آفلاین
همر یکی زد تو سر خودش، یکی زد تو سر کشتی. دوباره یکی زد تو سر خودش، این‌دفعه دوتا زد تو سر کشتی. خلاصه انقدر زد و زد تا بالاخره کمر کشتی بدبخت زیر بار این ضربه‌ها شکست... اونم چه شکستنی!

- اوه مای گاد... منو بگو فکر کردم اومدیم یه کشتی لاکچری! اینکه با چندتا اتک ساده دیستروی شد! چه بی‌کلاس!

ویولا در حالی این دیالوگو گفت که با یه دستش نرده یه نیمه از کشتی واژگون شده رو گرفته بود و با دست دیگه‌ش داشت یه فنجون قهوه رو با خونسردی تحسین برانگیزی سر می‌کشید.

یکم اونور‌تر از ویولا، نیمفادورا دیده می‌شد که نیم‌تنه پایینی بدنشو شبیه نیمه‌ پایینی بدن نهنگ کرده بود و درحالی که باله‌های دمشو برای ریموس لوپین تکون می‌داد چشمک می‌زد.
- جوووون... آقا پسر، نهنگت بشم عنبرم می‌شی؟
- آه نیمفادورای عزیزم، فقط عنبر شکلاتی!

آهنگ رمانتیکی از ناکجا‌آباد پلی شد. نیمفادورا پرید توی آغوش باز ریموس اما از اونجایی که به دلیل نهنگی شدن نیمه‌پایینی تنش، غول‌آسا شده بود، ریموس با افکت له شدن اسلایم، زیر نیمفادورا له شد. (از طرف پروفسور اسنیپ: )

از اونور صحنه، سیریوس بلک، این سگ سیاه زشت و کریه‌المنظر دیده می‌شد که از غم له شدن رفیق شفیق شکلاتیش مونده بود چه شکلاتی به سرش بگیره که تصمیم گرفت اولین و آخرین راهکار زندگیشو به کار بگیره و با موتور سیکلتش روی دودکشای در حال غرق شدن کشتی تک‌چرخ بزنه. که البته چون دست فرمونش داغون بود، موتور درحال تک‌چرخ زدن از روی دودکش نیمه غرق شده کشتی سُر خورد و باعث شد بلک با کله بیفته داخل دودکش! آخی! (از طرف پروفسور اسنیپ: )

این وسط تنها کسی که دنبال راهکار بود ولی ای کاش که نبود کاپیتان دابی بود.
- کاپیتان دابی باید این کشتی رو نجات داد! کاپیتان دابی نذاشت کشتی‌ای که خودش کاپیتانش بود غرق شد! تا داب داب دابی رو داشت غم نداشت!
ویرایش شده توسط سوروس اسنیپ در 1405/3/14 1:04:59
𝓣𝓱𝓲𝓼 𝓼𝓲𝓰𝓷𝓪𝓽𝓾𝓻𝓮 𝓲𝓼 𝓽𝓱𝓮 𝓹𝓻𝓸𝓹𝓮𝓻𝓽𝔂 𝓸𝓯 𝓽𝓱𝓮 𝓗𝓪𝓵𝓯 𝓑𝓵𝓸𝓸𝓭 𝓟𝓻𝓲𝓷𝓬𝓮
پاسخ: گشنه در جادوگران!
ارسال شده در: چهارشنبه 13 خرداد 1405 21:50
نمایش جزئیات
شغل
افتخارات
آفلاین
با تشکر از حمایت دورا. بریم که داشته باشیم افتتاح اولین سوژه تاپیک رو.

سوژه جدید


خانواده‌ی بزرگ جادوگران سوار یه کشتی بزرگ شده بودن که وسط اقیانوس در حال حرکت به سمت ناکجاآباد بود. شاید بپرسین چرا؟ چون اونا گشنه‌ی این بودن تا ثابت کنن جادوگران بهترین سایت ایفای نقش در دنیاست و نظیر نداره.

حالا در حالی که آسمون صاف و آبی و آفتابی و حسابی پروازکردنی بود و اقیانوس هم اونقد آروم بود که حتی موجا حال نداشتن خودی نشون بدن، ناگهان کوه یخی احساس می‌کنه داره به ابهت اقیانوس توهین می‌شه که اینقد بی‌چالش داره یه عالمه جادوگرو از روی خودش عبور می‌ده.

پس تصمیم می‌گیره به خودش یه تکون، دو تکون، چوبدستیتو بتکون ... چیزه یه قری به کمرش بده تا کشتی که خیال می‌کرد با آسودگی خاطر می‌تونه از کنار کوه یخ عبور کنه، بفهمه که اشتباه کرده و ازین خبرا نیست.

به محض برخورد کشتی با کوه یخ، کشتی چنان ضربه‌ای بهش وارد می‌شه که چند تا ممد جادوگر و فاطی ساحره که در لبه‌های کشتی بودن تلپی میفتن تو آب تا شنا یاد بگیرن و بقیه هم می‌فهمن که ای دل غافل سفر بی‌خطرشون حالا بهشون اردنگی زده.

- کوهه در واقع تخم یه جانوره که داره می‌شکنه تا موجود داخلش به دنیا بیاد!

تلما اینو بعد از بررسی‌های سریعی که از وضعیت موجود می‌کنه فریاد می‌زنه که باعث می‌شه همه ابرو بندازن بالا که این حرفا چیه تلما خانوم، کوه یخ کجا و تخم جانور کجا. با این حال توجهشون رو به کوه یخ معطوف می‌کنن که واقعا داشت ویبره می‌رفت و نمی‌شد نادیده‌ش گرفت! کوه یخ ناگهان ترک برمی‌داره و از یه ورش یه دست با چکش بیرون می‌زنه که همرزنان با چکشش می‌کوبه بر هر گوشه‌ی کشتی که می‌رسه.

- دیدین کم بی‌راه نگفتم.

واقعا هم کم بی‌راه نگفته بود و حالا که دنیا به روی پیش‌بینی تلما لبخند زده بود ، نوبت تلما بود تا تلافی ابرو بالا انداختنای بقیه رو در بیاره. اما خیلی وقت نداشت این حالت کول رو حفظ کنه، چون کوه یخ واقعا داشت با همر می‌زد تو سر و کله‌شون که خیلی بدا به حال سرنشینان کشتی بود.
🦅 Only Raven 🦅
پاسخ: گشنه در جادوگران!
ارسال شده در: چهارشنبه 13 خرداد 1405 16:46
نمایش جزئیات
شغل
آنلاین
کف پارکت خانه ی گریمولد سرد و نمور بود. کتری روی گاز خیلی وقت بود که جوشیده بود، اما هیچ کس به صدای جیغ هایش توجه نمی کرد. طوفان بیرون از خانه شاخه های درخت را گه گاه به پنجره می کوبید و حتی کسی نبود که بخواهد به پنجره نگاه کند.

نیمفادورا تانکس در درگاه روی زمین افتاده بود و قرار گرفتن پیشانیش روی زمین بینیش را در شرایط سختی قرار می داد. دورا تلاش کرد تا از توانایی تغییر شکلش استفاده کند و بینیش را کاملا صاف کند. اما با اینکار با استخوان گونه روی زمین افتاد و چشمهایش زیادی به زمین نزدیک شدند. دورا تا به حال به این فکر نکرده بود اما حالا مطمئن بود اگر او هم مثل لرد بی دماغ می شد به جنایت های بی سابقه ای دست می زد. با صدایی لرزان با آخرین توان فریاد زد:
_دارم... می میییرم. ریموس...رحم داشته باش...منو نکش.

ریموس لوپین که روی یکی از صندلی های میز غذا خوری نشسته بود و چاقویی را در دستش می چرخاند نگاه تاریکی به دورا کرد اما هیچ چیز نگفت. انگار با هر حرکت به دورا می گفت اگر جرئت کند و بیشتر از این صحبت کند آن روی سگش بالا می آید و کلک دورا را می سازد.

زمین زیر دورا با هر قدم غول کوچکی که به سمتش می دوید لرزید و لرزید بعد چند لحظه ساکن شد و بعد کوین از روی نیمفادورا پرید و داخل محیط آشپزخانه قرار گرفت. بعد انگار که از این بازی خوشش آمده باشد دوباره نیم خیز کرد و از روی دورا پرید تا از آشپزخانه بیرون برود.

یکبار، دو بار، سه بار. بار هشتم محاسباتش اشتباه از آب در آمد و پایش با شانه ی نیمفادورا گیر کرد و رویش افتاد.

نیمفادورا جیغ کشید بعد کوین را از روی خودش بلند کرد و روی زمین گذاشت و بدون اینکه دستش با او برخورد کند وانمود کرد که می زندش.
- بچه مگه آشپزخونه جای بازیه؟
- آشپزخونه جای دراز کشیدن هم نیست.

نیمفادورا کوین را رها کرد تا به پسر بزرگش تد که روی صندلی دیگری از میز غذاخوری نشسته بود و گوجه فرنگی های تازه قاچ شده را داخل لقمه ی نیمرویش می چید با غضب زل بزند. اما بعد چهره اش نرم شد.
- قربون شاه پسرم برم که هوای برادر کوچیکشو داره.
- این داداش من نیست.

دورا دو دستی گوش های کوین را پوشاند.
- هیعععع...این چه حرفیه. درست صحبت کن.
- خوب نیست دیگه. حرف بدی نزدم.
- ریموس نمی خوای هیچی بهش- ...هیچی!::

کوین دوید و با کمک ریموس روی صندلی خودش پشت میز قرار گرفت و دورا دوباره روی زمین سقوط کرد.
- ریموس... خواه...ش می... کنم. بیسسستو...سسسهه سااعت گذشتتته. متا...ممورفوماگوس ها سر یه روز می مییرن.
- دروغ می گه. من یادم نیست آخرین بار کی بوس شدم ولی هنوزم زندم.

نیمفادورا یک گوجه فرنگی از سبد صیفی جات روی زمین برداشت و به سمت تد پرت کرد.
-بشکنه این لب که نمک نداره من که دم به دیقه ماچت می کردم می گفتی من بزرگ شدم!
- بوس عاشقانه با ماچ فرق داره. الآن من بیام ماچت کنم ساکت میشی؟
-حیف که راست می گی. وگرنه خیلی بی ادبی! ...ریییمووووسسس!......فقط یه بوووسسس!

ریموس بالاخره به حرف آمد.
- فکر کردی گول می خورم؟ اولش می گی بوس ...بعدش می گی بغل ...تهش هم عین دوال پا ازم آویزون میشی کل وزنت رو باید بکشم.
- نععععع‌...
- برو از همون فاج و آکی بوس بگیر.
- نععععع...

ساعت دیواری زنگ خورد و گنجشک درونش از آن بیرون پرید و دور تا دور اعضای خانواده چرخید. ریموس چند لحظه به ساعت هشت خیره شد و از جایش پرید.
- انقدر غر می زنی دیر شد. حالا پاشو بیا صبحونتو بخور بعدا حرف می زنیم.

نیمفادورا با لب هایی آویزون از زمین بلند شد و چهارزانو نشست.
- اما من دستام ضعیفه. دیگه نمی تونم خودم غذا بخورم که.

تد برگشت و با چهره ای پوکر به کوین نگاه کرد. اما کوین فقط چند ثانیه با لبخند به تد نگاه کرد و بعد به سمت دورا برگشت.
- خاله دورا! من بلدم چطور با قاشق غژا بخورم!

دورا برای کوین دست زد. و تد تصمیم گرفت خودش بلند شود برود به کلاس تقویتی اش برسد. زندگی در خانواده ی لوپین گاهی خیلی سخت می شد.
شجاعانه زندگی کن. ترسوها عرضه ی عشق ورزیدن ندارن.

تصویر تغییر اندازه داده شده
گشنه در جادوگران!
ارسال شده در: چهارشنبه 13 خرداد 1405 12:55
نمایش جزئیات
شغل
افتخارات
آفلاین
به تاپیک رول ادامه‌دار گشنه در جادوگران خوش اومدین!

تو این تاپیک شما قراره رول‌هایی بزنین که آزادانه می‌تونین برای هر کلمه یا جمله‌ش شکلک بذارین تا احساسات خودتون نسبت به اون جمله یا کلمه رو به نمایش بذارین!

در واقع برخلاف باقی تاپیک‌های رول که استفاده از شکلک در توصیفات توصیه نمی‌شه و در اکثر موارد شکلک‌ها تنها به دیالوگ‌ها تعلق دارن، اتفاقا اینجا از قرار گرفتن شکلک در هر کجای رول و بی‌جا و باجا شدیدا استقبال می‌شه!

سوژه‌های این تاپیک در مورد هر اتفاقی بین شهروندان جادوگران می‌تونه باشه، مادامی که یکی اون وسط گشنه‌ش باشه! حالا می‌خواد گشنه‌ی علم باشه، گشنه‌ی غذا، گشنه‌ی شرکت در مسابقات، گشنه‌ی فعالیت یا...

پس به اینجا بیاین تا عشقتون به شکلک‌ها رو نشون بدین و با هم این علاقمندی مشترک رو جشن بگیریم!

کوتاه و پر شکلک برولین.



پ.ن. فستیوال شکلک‌ها تغییر کاربری داد. امشب اولین سوژه تاپیک داده می‌شه.
🦅 Only Raven 🦅