جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
›
اینستاگرام
کمک می‌خوای؟ از ما بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز

کمک می‌خوای؟ از ما بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده

آنلاین‌ها

70 کاربر(ها) آنلاین هستند (61 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
67 مهمانان 3 اعضا

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

شبکه پرواز

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس

انتخابات وزارت

نشان ستاد برگزاری بیست‌ویکمین دورهٔ انتخابات وزارت سحر و جادو

انتخابات بیست‌ویکمین دورهٔ وزارت سحر و جادو آغاز شد

نام‌نویسی نامزدهای وزارت آغاز شده است. اگر آماده‌اید برنامه‌هایتان را با جامعهٔ جادوگری در میان بگذارید، همین حالا برای نامزدی اقدام کنید.

مهلت ثبت‌نام: ۲ تا ۵ مهر
۰روز ۰۰ساعت ۰۰دقیقه ۰۰ثانیه
نام‌نویسی نامزدها
مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
پاسخ: گشنه در جادوگران!
ارسال شده در: دیروز ساعت 21:15
نمایش جزئیات
شغل
آفلاین
خلاصه:
اعضای جادوگران که گشنه‌ی ثابت کردن این هستن که سایت جادوگران بهترین سایت ایفای نقش دنیاست، با کشتی راهی ناکجا آباد میشن. اما کشتیشون غرق می‌شه و سیر حوادث اونا رو به یه جزیره متروکه می‌رسونه. اما قبل از کشف جزیره، یه موجود وحشی غول پیکر از راه می‌رسه که با کوبیدن پاش رو زمین، باعث می‌شه همه‌شون پخش زمین شن و بعد از پخش زمین شدنشون با تموم شدن کوکش باعث میشه همشون پخش و پلا شن...


بعد از به زمین خوردن وحشی غول پیکر همه پرتاب شدن ولی این سری دیگه نه پخش و پلا شدن نه پخش زمین ، همه پخش هوا شدن.
بعد از اینکه به قدری بالا رفتن که ابرها زیر پاشون بود دوباره سقوط کردن ولی به زمین نخوردن بلکه افتادن تو ملک پدری مرلین که روی ابرها بود
باغ بزرگی بود که ریش در ان ریشه دوانده بود و درخت های ریش دل هر رهگذری را ریش میکردند.
بابای بابامرلین که بخاطر ترس از کم بودن ارتفاع در زیرزمین خانه سکنا گزیده بود از پله ها در ظاهر مردی میانسال و بلند بالا به باغ وارد شد.
برای همه جادوگرایی که میدونستن بابای بابامرلین از ارتفاع کم میترسه خیلی عجیب بود که پیر جوان مرد در زیر زمین بود.

- اوه پسرم خوش اومدی... اومدی بهترین جادوگر دنیا رو ببینی؟
مرلین که داشت با چوب دست خودش کلاغ ها رو از درخت ریش جوگندمی میپروندو سر اذیت کردن کلاغ ها داشت توسط جیمز سرزنش میشد رو برگردوند سمت پدر پیر جوان خودش

- خوب موندی ها باباجان رازش چیه؟
- رازش دیده
- یعنی چشم؟
- نه یعنی دید بالا به پایین، از این بالا همه اندازه عنکبوت دیده میشن
- شما که تو زیر زمینی پدر جان
- زمین رو شیشه کردم که از بالا پایین رو ببینم
- با کدوم پول
- بخش شمالی باغ رو فروختم
- هاننننننن؟ به کی؟
- سالازار، قرار بود من زمین رو در ازای ازدواج تو با دخترش بدم دیگه
- اسلیترین؟ ولی من و هلنا که ازدواج نکردیم
- خب الان ازدواج کنین

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
برو جلو یک قهرمان بشو فقط بجنگ و نا امید نشو
تصویر تغییر اندازه داده شده
پاسخ: گشنه در جادوگران!
ارسال شده در: یکشنبه 15 شهریور 1405 12:04
نمایش جزئیات
شغل
آفلاین
خلاصه:
اعضای جادوگران که گشنه‌ی ثابت کردن این هستن که سایت جادوگران بهترین سایت ایفای نقش دنیاست، با کشتی راهی ناکجا آباد میشن. اما کشتیشون غرق می‌شه و سیر حوادث اونا رو به یه جزیره متروکه می‌رسونه. اما قبل از کشف جزیره، یه موجود وحشی غول پیکر از راه می‌رسه که با کوبیدن پاش رو زمین، باعث می‌شه همه‌شون پخش زمین شن...

~~~~~~~


اما پخش زمین شدن تنها بخش آغازین ماجرا بود. چرا که پا بر زمین کوبیدن وحشی غول‌پیکر هم آغاز ماجرا بود. وحشی که به نظر از این که با یه پا کوبیدن موفق شده بود جمعیت زیادی رو نفله کنه به ذوق اومده بود، حالا هی پا می‌کوبه و پا می‌کوبه. خیلی هم ول‌نکن این کارو می‌کنه.

اعضای جادوگران هم مثل پاپ‌کورنِ در حال پخت که هی بالا و پایین می‌پره، شروع می‌کنن به بپر بپر کردن. البته نه از روی اختیار ، چون متاسفانه ضربات پای وحشی غول‌پیکر حق انتخابی براشون نذاشته بود.

حالا اینجا ما چند تا سناریو پیش رو داریم. مثلا وحشی غول‌پیکر اونقد پا بکوبه که جزیره با کلهم ساکنان نداشته‌ش ترک برداره و زیر آب بره تا تبدیل به یه جزیره‌ی غواص بشه. اما نویسنده چون نه‌تنها حق انتخاب داره بلکه قدرت دستشه که داستانو به کدوم سو ببره ، یه سناریوی دیگه رو برمی‌گزینه.

سناریو هم از این قراره که شدت پرش اعضای جادوگران به حدی زیاد می‌شه که این‌بار به جای این که همه‌شون پخش زمین شن ، همه‌شون پخش و پلا می‌شن! تفاوت رو متوجه شدین؟ اگه نشدین بذارین توضیح بدم که پخش و پلا یعنی هرکدوم در یک جایی از جزیره پرتاب می‌شن. حتی جملاتی کمرنگ‌شده در تاریخ شهادت می‌دن که بعضیاشون دوباره تلپی توی اقیانوس بی‌انتها میفتن.

وحشی غول‌پیکرِ داستان اما، از بس پا می‌کوبه یهو کوکش تموم می‌شه. پس درجا با صدای مهیبی سقوط می‌کنه که باعث می‌شه همون اندک اعضایی که هنوز جایی پرتاب نشده بودن هم در این تجربه‌ی پرت شدن در گوشه‌ای از جزیره سهیم بشن و هیشکی جا نمونه و عدالت در حق همه اجرا بشه.
🦅 Only Raven 🦅
پاسخ: گشنه در جادوگران!
ارسال شده در: چهارشنبه 21 مرداد 1405 11:44
نمایش جزئیات
آفلاین
جادوگران تا حرف های آدم های توی جزیره رو شنیدن ، لبخند روی صورتشون ماسید و کل ساحل رو با صدای جیغ و دادشون پر کردن.

_ هممون به فنا میریم!
_ یا هلنا بِنتَ سالازار.
_ اینا ما رو سالاد میکنن.

در همین حین توده ای سیاه رنگ از هوا به زمین خورد و با یه حرکت همه ی وحشی های توی ساحل رو سالاد کرد.

_ اون بتمنه!؟
_ نخیرم سوپرمنه.
_ ساکت شید، اصلا اسپایدرمنه.

اما با برگشتن اون توده ی سیاه پر های همه پرنده های توی جزیره ریخت؛ اون سامورایی جادوگرا آکی با کاتانای معروفش بود؛ همون کاتانایی که همه رو سالاد میکرد.

_ فقط کاتانا میتونه سالاد درست کنه.

بعد آکی با یک حرکت تور دور جادوگر ها رو پاره کرد و کاتانا رو توی قلافش گذاشت.
جادوگران که از آزادی و نجات یافتن خوشحال بودن شروع به بندری زدن و بغل کردن هم کردن‌.
هرپو که در اون زمان از خوشحالی داشت دور جزیره می‌دویید راهش رو سمت آکی کج کرد و به قصد بغل کردن آکی یه جهش زد به سمت سامورایی ولی آکی با یه حرکت به موقع جاخالی داد و هرپو با شن های ساحل برخورد کرد و شستش رفت تو چشمش.

در همون زمان صدای وحشتناکی به گوش رسید جادوگر ها اول فکر کردن صدای افتادن هرپو ولی بازم صدا تکرار شد.
یه ممد جادوگری سرشو سمت آسمون گرفت:
_ اونجا رو ببنید ، اون بالا ، اون چیه؟!

یه عدد وحشی قول پیکر که داشت سمت جادوگر ها می اومد و رسیده بود بالای سر هرپو.

هرپو که دید اوضاع خیته با همون شست توی چشمش پا به فرار گذاشت.

وحشی قول پیکر که انگار برای انتقام اومده بود یه نعره کشید و پاهاش رو روی زمین کوبید و باعث شد جادوگر ها پخش زمین بشن.
انتقام برای کسایی که مظلوم واقع شدن نیست، برای کساییه که قدرت دارن!
پاسخ: گشنه در جادوگران!
ارسال شده در: پنجشنبه 28 خرداد 1405 23:39
نمایش جزئیات
شغل
آفلاین
ملت جادوگران با دیدن جزیره حسابی ذوق زده شدن و مرلین رو شکر کردن.
بعضی ها حتی بر طبل شادانه کوبیدن که البته طبل همون تخته های شکسته ی کشتی بدبخت بود که دیگه از دست این جادوگرای بی چوبدستی خسته شده بود و شرحه شرحه شد و رفت که توی کف دریا به بیکینی باتم بپیونده و اونجا تبدیل به رستوران آقای خرچنگ بشه و کمی لذت ببره.
جادوگران نمی خواستن باهاش برن ولی چوبای کشتی زودتر رفته بودن و همه جادوگران تلپی افتادن تو اقیانوس و اقیانوس هم با ذوق همشون رو بغل کرد.

اما اونا نمیخواستن بغل بشن به اندازه کافی توسط دامبلدور بغل و نصیحت شده بودن. پس دست رد به سینه اقیانوس زدن و اقیانوس هم دل بزرگش شکست. غمش گین شد و گریه کرد و حجم آب شور بیشتری رو به خودش اضافه کرد.

جادوگران تا انجایشان رفته بودن تو آب (تا کمر) و دیگه از زندگی ناامید شده بودن تا اینکه اقیانوس گریه ش بند اومد اقیانوس نمیخواست اونا آروم و بی درد بمیرن پس کوسه های قاتل شو صدا کرد و حالا کوسه های سیاه سفید خوشگلی دور جادوگران چاق و لاغر و از همه رنگ میچرخیدن.
در این حین که همه جادوگران خودشون رو باخته بودن لیلی لونا پاتر که یه ریونکلاوی باهوش بود هرپوی کثیف رو برداشت و مثل پره ی پنکه سقفی هرپو رو دورتادور جمعشون چرخوند این کار به سرعت آب اقیانوس رو تا فاصله زیادی به رنگ سیاه درآورد و حلقه ی محافظی از کثافت دورشون شکل گرفت.
شاید فکر کنید اونا نجات پیدا کردن اما اشتباه می کنید.
یهو از ناکجا آباد یه تور گنده رو سرشون فرود اومد و جادوگران رو به سمت جزیره ای که دیده بودن کشید. :yse:
همه خوشحال بودن که نجات پیدا کردن تا اینکه چشمشون به پاتیل های و آدم های لب ساحل جزیره افتاد.
-کوسه ها ناهار مارو نخورد.
-کوسه های بدرد نخور.
-ما گوشنه بود.
ویرایش شده توسط ملانی استانفورد در 1405/3/28 23:42:42
تصویر تغییر اندازه داده شده

⚠️خطر برخورد⚠️
پاسخ: گشنه در جادوگران!
ارسال شده در: جمعه 22 خرداد 1405 21:19
نمایش جزئیات
شغل
آفلاین
ازونجایی که چون در حال غرق شدن بودن، شرایط خیلی سخت بود برای فکر کردن ، واسه همین برای این که واقعا بتونن به نتیجه‌ای برسن نیاز داشتن انواع و اقسام فکرها رو به کار بگیرن. اول با دست کشیدن زیر چونه. بعد با حتی بیشتر دست کشیدن زیر چونه. بعد با دست کشیدن بر کله. حتی با عینک گذاشتن تا بیشتر تیریپ بچه متفکر به خودشون بگیرن. یکی حتی سعی می‌کنه ادای "یافتم" در بیاره بلکه ذهنش خجالت بکشه و واقعا یه چیزی براش رو کنه. ولی حدس بزنین چی می‌شه؟ هیچ‌کدوم افاقه نمی‌کنه.

برای همین جادوگران که گشنه‌ی اثبات برتری جادوگران در بین تمام سایت‌های ایفای نقش هری پاتری در کل دنیا بودن ، حالا داشتن مقدمات منقرض شدن خودشون رو مهیا می‌کردن. آیا این بود آرمان‌های جادوگران؟ آیا باید در مسیر اثبات برتری، به کل از رو زمین محو می‌شدن؟

نـــــــــــــه!

نباید اینطور می‌شد!

ولی خب داشت می‌شد.

کشتی دیگه به طور کامل غرق شده بود و همه به خاطر دعوا بر سر اندک چوب‌هایی که روی آب مونده بودن ، داشتن از سر و کله‌ی هم بالا می‌رفتن که باعث می‌شه چوب بشکنه یا چون توانایی تحمل وزن این همه آدمو نداره، همگی با هم برن زیر آب و قلپ‌قلپ‌کنان آب اقیانوس نوش جان کنن. خلاصه که اوضاع خیلی خیط بود.

در همین حوالی که شهروندان جادوگران به جای دست و پا زدن ، تصمیم می‌گیرن سرنوشت شوم خودشون رو بپذیرن و آخرین بای‌بای‌هاشون رو با همدیگه کنن بلکه در اون دنیا دوباره همو ملاقات کنن و حداقل اونجا ثابت کنن بهترین سایت ایفای نقش هری پاتری در دنیا هستن، یکهو یه موج چنان بلندی از راه می‌رسه که حتی اونایی که اندک امیدی برای زنده موندن در دل داشتن هم حالا دیگه به کل ناامید می‌شن.

- جزیره!

اما در ناامیدی بسی امید است! چرا که توجهشون به جزیره‌ای دورافتاده در همون اطراف جلب می‌شه که به نظر تنها راه نجاتشون میومد.
🦅 Only Raven 🦅
پاسخ: گشنه در جادوگران!
ارسال شده در: جمعه 22 خرداد 1405 18:05
نمایش جزئیات
شغل
آفلاین
یه راه؟ این وسط تنها کاری که ملت جادوگران بدون چوبدستی می‌تونستند بکنند، دعا کردن بود. ازونجایی هم که پبامبرشون باهاشون تو کشتی بود یک راه داشتند، پیامبرشون رو قربونی می‌کردند که سالم سالم بره تو شکم یه نهنگی و سالهای سال اونجا زنـد... صبر کن ببینم، این داستان برای یه جای دیگه بود. کجا بودیم؟ آها، راهی که داشتند که این بود که دست به ریش مرلین بشن که شاید یه فرجی بشه و بتونند از ناکجاآباد نجات پیدا کنند و به ادامه ثابت کردنشون برسند.

ازونجایی هم که ملت جادوگران خیلی به هم نزدیکن ، لحظه‌ای ذهنشون تلپاتی کرده بود و تمامی این تحلیل‌ها در خودآگاه جمعی همشون منعکس شد و رد نگاهشون گرفته شد به سمت مرلین که سعی داشت جیمز رو از سر و کول پوک پیرش بندازه پایین. پیرمرد بیچاره از دست جیمز که خلاص شد(باور کنید نمی‌خواید بدونید چطوری؟ که باید بگم ممنون خودت چطوری؟ )، سرش رو آورد بالا و حواسش رو داد به ملتی که حالا به او نگاه‌ می‌کردند و هی همدیگه رو برای پیش‌قدم شدن هل می‌دادند. انقدر این هل دادن‌ها ادامه دار شد که فلور با صدای افسون ‌انگیزش انداختند وسط‌.
- اهم، اهم. خب... دل اگر جادوگران‌شناسی همه در رخ مرلین بین، به مرلین شناختم به ریشش قسم جادوگران را!
و درحالیکه می‌دونست تمام امیدش برای وز نشدن موهای تازه اتو کشیده‌ش معجزه‌ی مرلین و ریشش بود، به زانو دراومد.
- تو ای مرلین ریش بزرگ، حاجتی داریم. روایش کن.

مرلین که تازه دو گالیونیش افتاده بود، یک Ah no, here we go againی سر داد‌. زیرشلواری راه‌راهش رو از زیر رداش بالا کشید و آماده شد. ریشش رو داد بالا تو هوا چرخوند، انگشت پیرش رو زد تو اقیانوس و کشید به ابروهای پرپشتش، شونه هاش رو داد بالا و یک پاش رو داد عقب. لِی‌لِی کرد و پشتک زد و درحالیکه به هوا می‌جست و می‌قِرید ، یکی از ریشاش رو از جا کند.
- فرزندانم متاسفانه باید اعلام کنم ازونجایی که همین الان کل آب آبی اقیانوس رومون خالی شد، ریش بنده‌ سیگنالاش از کار افتاده و ممکنه فکر کنید خب بذار خشکش کن که باید بگم بخاطر هوای شرجی اقیانوس خشک هم نمیشه.

ملت جادوگران آنی قیافه هاشون از و خشم به مرحله پذیرفتن رسید که با توجه به موقعیتی که داشتند سریعا دوباره به برگشتند و فکر یه راه دیگه رو کردند.

".It's up to you how far you'll go. If you don't try, you'll never know"
Merlin
The sword in the stone
پاسخ: گشنه در جادوگران!
ارسال شده در: جمعه 22 خرداد 1405 16:25
نمایش جزئیات
شغل
آفلاین

خلاصه: اعضای جادوگران که گشنه‌ی ثابت کردن این بودن که سایت جادوگران بهترین سایت ایفای نقش دنیاست، با کشتی راهی ناکجا آباد میشن. اما وسط اقیانوس، یه صخره یخی با همر کشتی و چوبدستی‌هاشون رو می‌شکونه. حالا جادوگرانی‌ها بدون چوبدستی و با کشتی شکسته، وسط اقیانوس گیر افتادن. روانی

- من بهتون گفتم اون صخره مشکوکه! بی اعصاب!اگه گوش داده بودین الان بدون چوبدستی اوه وسط آب گیر نکرده بودیم! جیغ

ملت که به سختی بغض له از تیکه‌های کشتی آویزون شده بودن، با چشم غره هوووم...ها؟؟! به غر زدن‌های تلمااه... واکنش نشون میدن. دلفی آهی میکشهآه و جای خالی صخره نگاه میکنه. در جستجوی ...

- اقیانوس عاشقم شده!اوه کشتی‌مون رو خراب کرد تا من رو در آغوشبغل دوستانه بگیره! لبخند

طولی نمی‌کشهرودولف: برین بخوابین! که تاتسو با شنیدن این حرف تغییر رنگ پیدا می‌کنه.چه ترسناک از سفید به زردمتین، از زرد به قرمز عصبانی، از قرمز به سبز کریچر ، از سبز به صورتیخشمگینو از صورتی به بنفش شیطان تبدیل میشه.

آخر سر هم تلاش های بقیهدرگیری برای ساکت کردنش جواب نمیده. غمگین و تاتسو با عبور موفقیت آمیز پیروزی از تمام موانعی که جلوش بود و پرت کردن اونااردنگی به درون دهن باز ایوا ماع که مستقیم به معده‌اش راه داشت بعله ، به دلفی می‌رسه. قلبم شکست

- چی چی میگی؟ معترض یعنی چی اقیانوس عاشقته؟ بلا بلا

تاتسو با بغض بغض کاتاناش رو که سعی داشت بالای آب نگه داره، نشون میده.ناخن جویدن

- به‌خاطر عشق و عاشقی شما کاتانای ما زنگ بزنه خوبه؟! نگران

- چشم دیدن خوشبختی من و خواستگارم رو نداری؟ حقته!

بقیه که متوجه دعوایی که داشت بین دلفی و تاتسویا می‌شن، برای مداخله جلو میان. آذرخش

- بشینین سر جاتون ببینم! چند دفعه باید بگم آخه ! الان وقت دعوا نیست. امکان نداره باید اول یه راهی برای زنده مونده پیدا کنیم! مطالعه

واسه چی داری تعقیبم می‌کنی؟
خیلی مشکوکی!
پاسخ: گشنه در جادوگران!
ارسال شده در: جمعه 22 خرداد 1405 11:40
نمایش جزئیات
شغل
آفلاین
جیمز که دید تاتسویا اونجوری ایوا رو مثل شیرشاه بلند کرد و بچه حسودی بود میخواست که یک نفر اونم بلند کنه .
و بمثل همیشه رفت سراغ مرلین چون ننه باباش که نبودن و تنها کسی که براش مونده بود مرلین بود که به اون لقب "فرزند موردعلاقه توربوپلاس پرومکس دابل چارژر" داده بود.

- بابا مرلین، بابا مرلین.
- جانم فرزندم؟
- من رو بلند کن.
- هان؟ چه چه میگویی فرزند موردعلاقه توربوپلاس پرومکس دابل چارژر؟
- میگم من رو مثل تاتسویا که ایوا رو بلند کرد اونجوری بلند کن و به همه بگو که من فرزند موردعلاقه توربوپلاس پرومکس دابل چارژر ام.
- اما فرزندم من کمرم درد میکنه تو رو بخوام رو دستم بگیرم شاید اخترین حرکت عمرمون باشه... میگم چطوره دستتو بالا ببرم بگم هرکه من مرلین اویم این جیمز مرلین اوست؟
- نه خب اونجوری انگار برنده مسابقات کشتی شدم، من رو بگیر دستت ببر بالا. تازه من که وزنی ندارم کلا ۵۰ کیلو ام.
- تو ۵۰ کیلویی؟ تو راحت ۱۵۰ کیلویی

مرلین که فهمید با این حرفش اعتماد به نفس جیمز که در حد فرزند موردعلاقه توربو پلاس پرومکس سوپردابل چارژر بود رو رسوند به جیمز سیریوس پاتری که خانواده اش رفتن و تنها مونده اومد جمعش کنه.

- منظورم اینه برای منی که سال هاست دست به وزنه و دمبل نزدم تو ۱۵۰ کیلویی مگرنه من که میدونم تو ۴۸ کیلویی، اون روز اصن دیدم وقتی رفته بودی رو ترازو رزالین اومد پاشو گذاشت رو ترازو که وزنت بره بالاتر.
- جدی بابا مرلین؟ از شنبه نه از فردا باید با هم بریم باشگاه منم باید یکم وزن بگیرم پس
برو جلو یک قهرمان بشو فقط بجنگ و نا امید نشو
تصویر تغییر اندازه داده شده
پاسخ: گشنه در جادوگران!
ارسال شده در: جمعه 22 خرداد 1405 00:41
نمایش جزئیات
آفلاین
تاتسویا نمی‌دونست اونجا چیکار می‌کرد می‌خواست بره توی یه سوژه‌ی دیگه ولی کاتانا نتونست درست انتخاب کنه. توی اون بدبختی که یکی از همر می‌خورد و یکی از دابی از شدت ضربه‌ها گیج شد و این دقیقا بهترین فرصت برای جادوگران بود!

یه تاتسویای گیج بهتر از یه تاتسویای هوشیار نقشه می‌کشید!

همون لحظه بود که همشون توسط گرداب خورده شدند! هیچکس دوست نداشت خورده بشه ولی یه نفر بود که خیلی دوست داشت همه‌چی بخوره! درحالی که قلپ قلب شنا می‌کرد خودش رو به سختی رسوند به ایوا، بغلش کرد و مثل شیرشاه گرفتش بالا و ایوا به محض دیدنِ اون همه گردابِ خوشمزه نقشه رو فهمید و به این صورت به گرداب حمله کرد!
ویرایش شده توسط تاتسویا موتویاما در 1405/3/22 2:30:29
“I would recognise you in total darkness, were you mute and I deaf. I would recognise you in another lifetime entirely, in different bodies, different times. And I would love you in all of this, until the very last star in the sky burnt out into oblivion
پاسخ: گشنه در جادوگران!
ارسال شده در: پنجشنبه 21 خرداد 1405 20:21
نمایش جزئیات
آفلاین
قضیه دیگه اونقدر خیط شده بود که کسی حتی حال جیغ و داد هم نداشت؛همه وایستاده بودن و به چوب دستی های دو تکه شده زل زده بودن،انگار نه انگار که وسط اقیانوس تو کشتی سوراخ سوراخ دارن غرق میشن.

دابی هم اون وسط گفت:
_دابی باید جوراب هاشو نجات بده تا آزاد بمونه،دابی آزاد ، دابی خودخواه.

بعد با یه حرکت جوراب ها رو به هم گره میزنه و سمت اسنیپ که اون بالا نشسته بود و داشت از سیگارش پک می‌گرفت پرتاب میکنه.

جوارابا مستقیم میخوره وسط صورت اسنیپ؛اسنیپ که با خوردن جوراب تو صورتش حالش اومد سر جاش با عصبانیت میگه:
_این کدوم موجود احمقیه که جورابشو سمت من پرت میکنه؟پاتر!؟تویی؟حتما تویی،میدونم تویی!حتی توی این وضعیتم دست از این لوس بازیا برنمیداری!
به خاطر این حماقتت ۱۰ امتیاز از گریفیندور کم میشه.

همون موقع دامبلدور از پشت یه ستون میاد بیرون و میگه :
_بخاطر این هدف گیری دقیق جناب پاتر، گریفیندور ۱۰۰ امتیاز میگیره.

توی این موقعیت دابی هم باز داشت سرش رو می‌کوبید به تیکه چوب های باقی مونده از کشتی و میگفت:
_دابی بد،همش تقصیر دابیه
همون موقع بود که به علت کوبش های چکش وار دابی نصف دیگه کشتی هم رفت زیر آب و فقط یه مقدار مونده بود تا کشتی غرق بشه.

پروفسور اسنیپ که بالای دکل بود آخرین پک به سیگارش رو زد و گفت:
_لیلی منتظرم باش که دارم میام ، عشق زندگیم منتظرم باششششش.
و بعد تاراپپپپ خودشو از بالای دکل انداخت پایین ولی متاسفانه مثل یه گونی سیب زمینی با ارشه کشتی برخورد کرد.

و همون موقع بود که جامعه جادوگری زدن زیر خنده .

اسنیپ که به شعورش برخورده بو گفت:
_ساکت شید من استاد شما هستم.
یهو چشمای اسنیپ اندازه نعلبکی شد.
_نخندید احمقا، اون جا رو نگاه کنید،اون چیه؟!

همه برگشتن به عقب و به جایی که اسنیپ اشاره میکرد نگاه کردن.
از اون سمت یه چیزی مثل گردآب داشت بهشون خیلی سریع نزدیک می‌شد.
همه شروع کردن به جیغ زدن یهو گردآب اومد و همشون رو بلعید.
°Sapere Aude°

نصب جادوگران روی آیفون

  1. در Safari دکمه «اشتراک‌گذاری» (Share) را بزن.
  2. گزینه «Add to Home Screen» (افزودن به صفحه اصلی) را انتخاب کن.
  3. روی «Add» بزن. آیکن جادوگران به صفحه اصلی اضافه می‌شود.