جادوگران جادوگران | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز
×

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده
×

آنلاین‌ها

47 کاربر(ها) آنلاین هستند (39 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
47
مهمانان
0
عضو
×

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

×

شبکه پرواز

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس
wand

پیام امروز

wand
هاگوارتز وحشی!

هاگوارتز وحشی!

بردلی 1405/03/23 03:30  93 خواندن  بدون نظر 
جدال‌ها در کوچه‌ی دیاگون!

جدال‌ها در کوچه‌ی دیاگون!

ایزابل مک‌دوگال 1405/03/09 03:30  170 خواندن  بدون نظر 
یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

تلما هلمز 1405/03/02 03:30  288 خواندن  بدون نظر 
اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

ایزابل مک‌دوگال 1405/02/30 03:30  274 خواندن  بدون نظر 
پیوندشان مبارک!

پیوندشان مبارک!

آکی سوگیاما 1405/02/27 03:30  347 خواندن  7 نظر(ها) 
آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

مرگ 1405/02/26 03:30  251 خواندن  1 نظر 
مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
پاسخ: گشنه در جادوگران!
ارسال شده در: پنجشنبه 28 خرداد 1405 23:39
نمایش جزئیات
شغل
آفلاین
ملت جادوگران با دیدن جزیره حسابی ذوق زده شدن و مرلین رو شکر کردن.
بعضی ها حتی بر طبل شادانه کوبیدن که البته طبل همون تخته های شکسته ی کشتی بدبخت بود که دیگه از دست این جادوگرای بی چوبدستی خسته شده بود و شرحه شرحه شد و رفت که توی کف دریا به بیکینی باتم بپیونده و اونجا تبدیل به رستوران آقای خرچنگ بشه و کمی لذت ببره.
جادوگران نمی خواستن باهاش برن ولی چوبای کشتی زودتر رفته بودن و همه جادوگران تلپی افتادن تو اقیانوس و اقیانوس هم با ذوق همشون رو بغل کرد.

اما اونا نمیخواستن بغل بشن به اندازه کافی توسط دامبلدور بغل و نصیحت شده بودن. پس دست رد به سینه اقیانوس زدن و اقیانوس هم دل بزرگش شکست. غمش گین شد و گریه کرد و حجم آب شور بیشتری رو به خودش اضافه کرد.

جادوگران تا انجایشان رفته بودن تو آب (تا کمر) و دیگه از زندگی ناامید شده بودن تا اینکه اقیانوس گریه ش بند اومد اقیانوس نمیخواست اونا آروم و بی درد بمیرن پس کوسه های قاتل شو صدا کرد و حالا کوسه های سیاه سفید خوشگلی دور جادوگران چاق و لاغر و از همه رنگ میچرخیدن.
در این حین که همه جادوگران خودشون رو باخته بودن لیلی لونا پاتر که یه ریونکلاوی باهوش بود هرپوی کثیف رو برداشت و مثل پره ی پنکه سقفی هرپو رو دورتادور جمعشون چرخوند این کار به سرعت آب اقیانوس رو تا فاصله زیادی به رنگ سیاه درآورد و حلقه ی محافظی از کثافت دورشون شکل گرفت.
شاید فکر کنید اونا نجات پیدا کردن اما اشتباه می کنید.
یهو از ناکجا آباد یه تور گنده رو سرشون فرود اومد و جادوگران رو به سمت جزیره ای که دیده بودن کشید. :yse:
همه خوشحال بودن که نجات پیدا کردن تا اینکه چشمشون به پاتیل های و آدم های لب ساحل جزیره افتاد.
-کوسه ها ناهار مارو نخورد.
-کوسه های بدرد نخور.
-ما گوشنه بود.
ویرایش شده توسط ملانی استانفورد در 1405/3/28 23:42:42
تصویر تغییر اندازه داده شده

⚠️خطر برخورد⚠️
پاسخ: گشنه در جادوگران!
ارسال شده در: جمعه 22 خرداد 1405 21:19
نمایش جزئیات
شغل
آفلاین
ازونجایی که چون در حال غرق شدن بودن، شرایط خیلی سخت بود برای فکر کردن ، واسه همین برای این که واقعا بتونن به نتیجه‌ای برسن نیاز داشتن انواع و اقسام فکرها رو به کار بگیرن. اول با دست کشیدن زیر چونه. بعد با حتی بیشتر دست کشیدن زیر چونه. بعد با دست کشیدن بر کله. حتی با عینک گذاشتن تا بیشتر تیریپ بچه متفکر به خودشون بگیرن. یکی حتی سعی می‌کنه ادای "یافتم" در بیاره بلکه ذهنش خجالت بکشه و واقعا یه چیزی براش رو کنه. ولی حدس بزنین چی می‌شه؟ هیچ‌کدوم افاقه نمی‌کنه.

برای همین جادوگران که گشنه‌ی اثبات برتری جادوگران در بین تمام سایت‌های ایفای نقش هری پاتری در کل دنیا بودن ، حالا داشتن مقدمات منقرض شدن خودشون رو مهیا می‌کردن. آیا این بود آرمان‌های جادوگران؟ آیا باید در مسیر اثبات برتری، به کل از رو زمین محو می‌شدن؟

نـــــــــــــه!

نباید اینطور می‌شد!

ولی خب داشت می‌شد.

کشتی دیگه به طور کامل غرق شده بود و همه به خاطر دعوا بر سر اندک چوب‌هایی که روی آب مونده بودن ، داشتن از سر و کله‌ی هم بالا می‌رفتن که باعث می‌شه چوب بشکنه یا چون توانایی تحمل وزن این همه آدمو نداره، همگی با هم برن زیر آب و قلپ‌قلپ‌کنان آب اقیانوس نوش جان کنن. خلاصه که اوضاع خیلی خیط بود.

در همین حوالی که شهروندان جادوگران به جای دست و پا زدن ، تصمیم می‌گیرن سرنوشت شوم خودشون رو بپذیرن و آخرین بای‌بای‌هاشون رو با همدیگه کنن بلکه در اون دنیا دوباره همو ملاقات کنن و حداقل اونجا ثابت کنن بهترین سایت ایفای نقش هری پاتری در دنیا هستن، یکهو یه موج چنان بلندی از راه می‌رسه که حتی اونایی که اندک امیدی برای زنده موندن در دل داشتن هم حالا دیگه به کل ناامید می‌شن.

- جزیره!

اما در ناامیدی بسی امید است! چرا که توجهشون به جزیره‌ای دورافتاده در همون اطراف جلب می‌شه که به نظر تنها راه نجاتشون میومد.
🦅 Only Raven 🦅
پاسخ: گشنه در جادوگران!
ارسال شده در: جمعه 22 خرداد 1405 18:05
نمایش جزئیات
آفلاین
یه راه؟ این وسط تنها کاری که ملت جادوگران بدون چوبدستی می‌تونستند بکنند، دعا کردن بود. ازونجایی هم که پبامبرشون باهاشون تو کشتی بود یک راه داشتند، پیامبرشون رو قربونی می‌کردند که سالم سالم بره تو شکم یه نهنگی و سالهای سال اونجا زنـد... صبر کن ببینم، این داستان برای یه جای دیگه بود. کجا بودیم؟ آها، راهی که داشتند که این بود که دست به ریش مرلین بشن که شاید یه فرجی بشه و بتونند از ناکجاآباد نجات پیدا کنند و به ادامه ثابت کردنشون برسند.

ازونجایی هم که ملت جادوگران خیلی به هم نزدیکن ، لحظه‌ای ذهنشون تلپاتی کرده بود و تمامی این تحلیل‌ها در خودآگاه جمعی همشون منعکس شد و رد نگاهشون گرفته شد به سمت مرلین که سعی داشت جیمز رو از سر و کول پوک پیرش بندازه پایین. پیرمرد بیچاره از دست جیمز که خلاص شد(باور کنید نمی‌خواید بدونید چطوری؟ که باید بگم ممنون خودت چطوری؟ )، سرش رو آورد بالا و حواسش رو داد به ملتی که حالا به او نگاه‌ می‌کردند و هی همدیگه رو برای پیش‌قدم شدن هل می‌دادند. انقدر این هل دادن‌ها ادامه دار شد که فلور با صدای افسون ‌انگیزش انداختند وسط‌.
- اهم، اهم. خب... دل اگر جادوگران‌شناسی همه در رخ مرلین بین، به مرلین شناختم به ریشش قسم جادوگران را!
و درحالیکه می‌دونست تمام امیدش برای وز نشدن موهای تازه اتو کشیده‌ش معجزه‌ی مرلین و ریشش بود، به زانو دراومد.
- تو ای مرلین ریش بزرگ، حاجتی داریم. روایش کن.

مرلین که تازه دو گالیونیش افتاده بود، یک Ah no, here we go againی سر داد‌. زیرشلواری راه‌راهش رو از زیر رداش بالا کشید و آماده شد. ریشش رو داد بالا تو هوا چرخوند، انگشت پیرش رو زد تو اقیانوس و کشید به ابروهای پرپشتش، شونه هاش رو داد بالا و یک پاش رو داد عقب. لِی‌لِی کرد و پشتک زد و درحالیکه به هوا می‌جست و می‌قِرید ، یکی از ریشاش رو از جا کند.
- فرزندانم متاسفانه باید اعلام کنم ازونجایی که همین الان کل آب آبی اقیانوس رومون خالی شد، ریش بنده‌ سیگنالاش از کار افتاده و ممکنه فکر کنید خب بذار خشکش کن که باید بگم بخاطر هوای شرجی اقیانوس خشک هم نمیشه.

ملت جادوگران آنی قیافه هاشون از و خشم به مرحله پذیرفتن رسید که با توجه به موقعیتی که داشتند سریعا دوباره به برگشتند و فکر یه راه دیگه رو کردند.
پاسخ: گشنه در جادوگران!
ارسال شده در: جمعه 22 خرداد 1405 16:25
نمایش جزئیات
شغل
افتخارات
آفلاین

خلاصه: اعضای جادوگران که گشنه‌ی ثابت کردن این بودن که سایت جادوگران بهترین سایت ایفای نقش دنیاست، با کشتی راهی ناکجا آباد میشن. اما وسط اقیانوس، یه صخره یخی با همر کشتی و چوبدستی‌هاشون رو می‌شکونه. حالا جادوگرانی‌ها بدون چوبدستی و با کشتی شکسته، وسط اقیانوس گیر افتادن. روانی

- من بهتون گفتم اون صخره مشکوکه! بی اعصاب!اگه گوش داده بودین الان بدون چوبدستی اوه وسط آب گیر نکرده بودیم! جیغ

ملت که به سختی بغض له از تیکه‌های کشتی آویزون شده بودن، با چشم غره هوووم...ها؟؟! به غر زدن‌های تلمااه... واکنش نشون میدن. دلفی آهی میکشهآه و جای خالی صخره نگاه میکنه. در جستجوی ...

- اقیانوس عاشقم شده!اوه کشتی‌مون رو خراب کرد تا من رو در آغوشبغل دوستانه بگیره! لبخند

طولی نمی‌کشهرودولف: برین بخوابین! که تاتسو با شنیدن این حرف تغییر رنگ پیدا می‌کنه.چه ترسناک از سفید به زردمتین، از زرد به قرمز عصبانی، از قرمز به سبز کریچر ، از سبز به صورتیخشمگینو از صورتی به بنفش شیطان تبدیل میشه.

آخر سر هم تلاش های بقیهدرگیری برای ساکت کردنش جواب نمیده. غمگین و تاتسو با عبور موفقیت آمیز پیروزی از تمام موانعی که جلوش بود و پرت کردن اونااردنگی به درون دهن باز ایوا ماع که مستقیم به معده‌اش راه داشت بعله ، به دلفی می‌رسه. قلبم شکست

- چی چی میگی؟ معترض یعنی چی اقیانوس عاشقته؟ بلا بلا

تاتسو با بغض بغض کاتاناش رو که سعی داشت بالای آب نگه داره، نشون میده.ناخن جویدن

- به‌خاطر عشق و عاشقی شما کاتانای ما زنگ بزنه خوبه؟! نگران

- چشم دیدن خوشبختی من و خواستگارم رو نداری؟ حقته!

بقیه که متوجه دعوایی که داشت بین دلفی و تاتسویا می‌شن، برای مداخله جلو میان. آذرخش

- بشینین سر جاتون ببینم! چند دفعه باید بگم آخه ! الان وقت دعوا نیست. امکان نداره باید اول یه راهی برای زنده مونده پیدا کنیم! مطالعه

Certainty is a delightful illusion
پاسخ: گشنه در جادوگران!
ارسال شده در: جمعه 22 خرداد 1405 11:40
نمایش جزئیات
شغل
آفلاین
جیمز که دید تاتسویا اونجوری ایوا رو مثل شیرشاه بلند کرد و بچه حسودی بود میخواست که یک نفر اونم بلند کنه .
و بمثل همیشه رفت سراغ مرلین چون ننه باباش که نبودن و تنها کسی که براش مونده بود مرلین بود که به اون لقب "فرزند موردعلاقه توربوپلاس پرومکس دابل چارژر" داده بود.

- بابا مرلین، بابا مرلین.
- جانم فرزندم؟
- من رو بلند کن.
- هان؟ چه چه میگویی فرزند موردعلاقه توربوپلاس پرومکس دابل چارژر؟
- میگم من رو مثل تاتسویا که ایوا رو بلند کرد اونجوری بلند کن و به همه بگو که من فرزند موردعلاقه توربوپلاس پرومکس دابل چارژر ام.
- اما فرزندم من کمرم درد میکنه تو رو بخوام رو دستم بگیرم شاید اخترین حرکت عمرمون باشه... میگم چطوره دستتو بالا ببرم بگم هرکه من مرلین اویم این جیمز مرلین اوست؟
- نه خب اونجوری انگار برنده مسابقات کشتی شدم، من رو بگیر دستت ببر بالا. تازه من که وزنی ندارم کلا ۵۰ کیلو ام.
- تو ۵۰ کیلویی؟ تو راحت ۱۵۰ کیلویی

مرلین که فهمید با این حرفش اعتماد به نفس جیمز که در حد فرزند موردعلاقه توربو پلاس پرومکس سوپردابل چارژر بود رو رسوند به جیمز سیریوس پاتری که خانواده اش رفتن و تنها مونده اومد جمعش کنه.

- منظورم اینه برای منی که سال هاست دست به وزنه و دمبل نزدم تو ۱۵۰ کیلویی مگرنه من که میدونم تو ۴۸ کیلویی، اون روز اصن دیدم وقتی رفته بودی رو ترازو رزالین اومد پاشو گذاشت رو ترازو که وزنت بره بالاتر.
- جدی بابا مرلین؟ از شنبه نه از فردا باید با هم بریم باشگاه منم باید یکم وزن بگیرم پس
برو جلو یک قهرمان بشو فقط بجنگ و نا امید نشو
تصویر تغییر اندازه داده شده
پاسخ: گشنه در جادوگران!
ارسال شده در: جمعه 22 خرداد 1405 00:41
نمایش جزئیات
آفلاین
تاتسویا نمی‌دونست اونجا چیکار می‌کرد می‌خواست بره توی یه سوژه‌ی دیگه ولی کاتانا نتونست درست انتخاب کنه. توی اون بدبختی که یکی از همر می‌خورد و یکی از دابی از شدت ضربه‌ها گیج شد و این دقیقا بهترین فرصت برای جادوگران بود!

یه تاتسویای گیج بهتر از یه تاتسویای هوشیار نقشه می‌کشید!

همون لحظه بود که همشون توسط گرداب خورده شدند! هیچکس دوست نداشت خورده بشه ولی یه نفر بود که خیلی دوست داشت همه‌چی بخوره! درحالی که قلپ قلب شنا می‌کرد خودش رو به سختی رسوند به ایوا، بغلش کرد و مثل شیرشاه گرفتش بالا و ایوا به محض دیدنِ اون همه گردابِ خوشمزه نقشه رو فهمید و به این صورت به گرداب حمله کرد!
ویرایش شده توسط تاتسویا موتویاما در 1405/3/22 2:30:29
“I would recognise you in total darkness, were you mute and I deaf. I would recognise you in another lifetime entirely, in different bodies, different times. And I would love you in all of this, until the very last star in the sky burnt out into oblivion
پاسخ: گشنه در جادوگران!
ارسال شده در: پنجشنبه 21 خرداد 1405 20:21
نمایش جزئیات
آفلاین
قضیه دیگه اونقدر خیط شده بود که کسی حتی حال جیغ و داد هم نداشت؛همه وایستاده بودن و به چوب دستی های دو تکه شده زل زده بودن،انگار نه انگار که وسط اقیانوس تو کشتی سوراخ سوراخ دارن غرق میشن.

دابی هم اون وسط گفت:
_دابی باید جوراب هاشو نجات بده تا آزاد بمونه،دابی آزاد ، دابی خودخواه.

بعد با یه حرکت جوراب ها رو به هم گره میزنه و سمت اسنیپ که اون بالا نشسته بود و داشت از سیگارش پک می‌گرفت پرتاب میکنه.

جوارابا مستقیم میخوره وسط صورت اسنیپ؛اسنیپ که با خوردن جوراب تو صورتش حالش اومد سر جاش با عصبانیت میگه:
_این کدوم موجود احمقیه که جورابشو سمت من پرت میکنه؟پاتر!؟تویی؟حتما تویی،میدونم تویی!حتی توی این وضعیتم دست از این لوس بازیا برنمیداری!
به خاطر این حماقتت ۱۰ امتیاز از گریفیندور کم میشه.

همون موقع دامبلدور از پشت یه ستون میاد بیرون و میگه :
_بخاطر این هدف گیری دقیق جناب پاتر، گریفیندور ۱۰۰ امتیاز میگیره.

توی این موقعیت دابی هم باز داشت سرش رو می‌کوبید به تیکه چوب های باقی مونده از کشتی و میگفت:
_دابی بد،همش تقصیر دابیه
همون موقع بود که به علت کوبش های چکش وار دابی نصف دیگه کشتی هم رفت زیر آب و فقط یه مقدار مونده بود تا کشتی غرق بشه.

پروفسور اسنیپ که بالای دکل بود آخرین پک به سیگارش رو زد و گفت:
_لیلی منتظرم باش که دارم میام ، عشق زندگیم منتظرم باششششش.
و بعد تاراپپپپ خودشو از بالای دکل انداخت پایین ولی متاسفانه مثل یه گونی سیب زمینی با ارشه کشتی برخورد کرد.

و همون موقع بود که جامعه جادوگری زدن زیر خنده .

اسنیپ که به شعورش برخورده بو گفت:
_ساکت شید من استاد شما هستم.
یهو چشمای اسنیپ اندازه نعلبکی شد.
_نخندید احمقا، اون جا رو نگاه کنید،اون چیه؟!

همه برگشتن به عقب و به جایی که اسنیپ اشاره میکرد نگاه کردن.
از اون سمت یه چیزی مثل گردآب داشت بهشون خیلی سریع نزدیک می‌شد.
همه شروع کردن به جیغ زدن یهو گردآب اومد و همشون رو بلعید.
°Sapere Aude°
پاسخ: گشنه در جادوگران!
ارسال شده در: یکشنبه 17 خرداد 1405 14:59
نمایش جزئیات
شغل
آفلاین
در حالی که بلبشویی تو کشتیِ از هم گسیخته در جریان بود، دابی بالاخره بعد از مذاکرات فراوان با کوه یخ، دو جورابیش میفته که قرار نیست نتیجه خوبی عایدش بشه. پس بعد از غواصی به عمق اقیانوس تا دو تا جورابیش که افتاده بود رو برداره و دوباره تو پاش کنه تا دابی جن آزاد بشه ، یکراست به کشتی برمی‌گرده که دیگه تا اون موقع نصفش تو آب رفته بود.

- دابی کاپیتان کشتی بود. دابی نتونست کشتی رو نجات داد. دابی بهتر بود نبود تا دید کشتیش به گل نشست.

دابی اونقد سرشو می‌کوبه به اندک چوب‌های کف کشتی که اونام مقاومتشون بر اثر ضربه‌های چکش پایین اومده بود که همون بخشی از کشتی که هنوز غرق نشده بود هم با سرعت بیشتری و با هر ضربه‌ی سر دابی بهش، بیشتر تو آب فرو می‌ره.

این وسط فقط اسنیپ بود که معلوم نیست کِی، موفق شده بود بادبان کشتی رو فتح کنه و ازون بالا سیگار بکشه و هی دود بده بیرون.
- آه لیلی. می‌بینی؟ می‌بینی چطور تاریخ داره خودش رو تکرار می‌کنه؟ می‌بینی عشق به پاترها همیشه تهش نابودیه؟ تو که اون‌طور پرپر شدی، حالام نوبت این کشتیِ زبون‌بسته‌س. کشتی‌ای که یه جن خونگیِ پاتر دوست هدایتش کنه، معلومه سرنوشتی جز غرق شدن نصیبش نمی‌شه.

و اسنیپ از اون بالا می‌دید که چطور جامعه‌ی جادوگران هم‌چون مرغای پرکنده دارن ازینور به اونور می‌رن تا تکه چوبی پیدا کنن برای پناه بردن به روش. تازه جک با وجود این که کنار رز رو تخته چوب جاش می‌شد، اما همون پایین موند تا تبدیل به مجسمه یخی بشه.

اسنیپ با دیدن این صحنه دردناک دوباره یاد عشق خودش به لیلی میفته و میاد چوبدستیشو در بیاره تا یه کاری کنه که نمی‌گیم اون کار چیه چون قرار نیست فرصت انجامشو پیدا کنه اونم به خاطر این که کوه یخ ول نکن‌تر از این حرفا بود و بلافاصله بعد از دیدن این که بالاخره یه جادوگری واقعا قصد داره با چوبدستیش یه کاری کنه، فریاد می‌زنه:
- موهاهاهاها. چوبدستی بی چوبدستی!

و یه همری می‌زنه رو سطح اقیانوس که موجش در تار و پود چوبدستی همه‌ی جادوگران نفوذ می‌کنه و همه‌ی چوبدستی‌ها رو از وسط به دو نصف مساوی تقسیم می‌کنه.

کوه یخ که حسابی از کرده‌ی خودش راضی بود، شروع می‌کنه به فرو رفتن در عمق اقیانوس تا از دیده‌ها پنهان شه و هم‌زمان زمزمه می‌کنه:
- بای بای ما رفتیم. بای بای ما رفتیم.

و جادوگران بدون چوبدستی در وسط اقیانوس با یه کشتی غرق شده رها می‌شن.
🦅 Only Raven 🦅
پاسخ: گشنه در جادوگران!
ارسال شده در: پنجشنبه 14 خرداد 1405 02:30
نمایش جزئیات
شغل
افتخارات
آفلاین
دابی، داب داب گویان سرش به زیر آب رفت اما دابی جنی نبود که با این آب ها غرق بشه پس شنا کرد و شنا کرد تا به طرف چکش رسید.
- چکش دابی رو باید زد. چکش نباید کشتی رو زد. تو کشتی جادوگر جماعت نشست، اگر عصبانی شد دابی کارو نتونست کرد.

اما چکش از رو نرفت پس سر راهش هم خودش رو زد، هم دابی رو، هم کشتی رو! کشتی هر لحظه بیشتر در آب فرو می‌رفت، آب به بیشتر نقاط نفوذ کرده بود و هر کسی به سمتی فرار می‌کرد یا به چیزی چسبیده بود که غرق نشه‌. به هر حال اونا جادوگر بودن، تو دنیای ووشیا نبودن که بخوان یهو سوار شمشیر بشن و برن به دور دست ها. همه ی جارو ها هم آب خورده بود و دیگه بدرد پرواز نمی‌خورد.

- دست کم اِرث شیکای بی نظیری داره. اوه مای گاد لوک ات می، دارم سیکس پک در میارم.

دراکو دستی دراز کرد و پسرش که همچنان در حال شمردن گالیون های بر آب رفته ش بود رو از زیر آب بیرون میکشه.
- عقلتو از دست دادی بچه؟ میدونی با چه خون جیگری بزرگت کردم؟

خواهران بلک هر کدوم یک طرف تیکه ی چوب شناور رو گرفته بودن و در حال بحث های همیشگی باهم بودن.
- بچه اومده میگه خاله م دنبال من و شوهرم با کروشیو و آوادا افتاده خب خواهر گلم مشکلت چیه؟ تو دیگه با خواهر زاده خودتم مشکل داری؟
- بچه‌ت با اون سلیقه‌ش آبرو هفت خاندانمون رو برد، تازه الان به خودت هیچی نمی‌گم چون جونمون به یه تخته بنده وگرنه...اوا نازی دراکو خاله رو ببین چه ناز بچه ش رو نجات داد.

دابی اما همچنان سعی داشت با همر زبون نفهم به یه توافق منصفانه برسه اما خب...همر ها که گوش شنوا نداشتن!

Let them play the hero
I will be the truth this world desperately needs
پاسخ: گشنه در جادوگران!
ارسال شده در: پنجشنبه 14 خرداد 1405 01:01
نمایش جزئیات
شغل
آفلاین
همر یکی زد تو سر خودش، یکی زد تو سر کشتی. دوباره یکی زد تو سر خودش، این‌دفعه دوتا زد تو سر کشتی. خلاصه انقدر زد و زد تا بالاخره کمر کشتی بدبخت زیر بار این ضربه‌ها شکست... اونم چه شکستنی!

- اوه مای گاد... منو بگو فکر کردم اومدیم یه کشتی لاکچری! اینکه با چندتا اتک ساده دیستروی شد! چه بی‌کلاس!

ویولا در حالی این دیالوگو گفت که با یه دستش نرده یه نیمه از کشتی واژگون شده رو گرفته بود و با دست دیگه‌ش داشت یه فنجون قهوه رو با خونسردی تحسین برانگیزی سر می‌کشید.

یکم اونور‌تر از ویولا، نیمفادورا دیده می‌شد که نیم‌تنه پایینی بدنشو شبیه نیمه‌ پایینی بدن نهنگ کرده بود و درحالی که باله‌های دمشو برای ریموس لوپین تکون می‌داد چشمک می‌زد.
- جوووون... آقا پسر، نهنگت بشم عنبرم می‌شی؟
- آه نیمفادورای عزیزم، فقط عنبر شکلاتی!

آهنگ رمانتیکی از ناکجا‌آباد پلی شد. نیمفادورا پرید توی آغوش باز ریموس اما از اونجایی که به دلیل نهنگی شدن نیمه‌پایینی تنش، غول‌آسا شده بود، ریموس با افکت له شدن اسلایم، زیر نیمفادورا له شد. (از طرف پروفسور اسنیپ: )

از اونور صحنه، سیریوس بلک، این سگ سیاه زشت و کریه‌المنظر دیده می‌شد که از غم له شدن رفیق شفیق شکلاتیش مونده بود چه شکلاتی به سرش بگیره که تصمیم گرفت اولین و آخرین راهکار زندگیشو به کار بگیره و با موتور سیکلتش روی دودکشای در حال غرق شدن کشتی تک‌چرخ بزنه. که البته چون دست فرمونش داغون بود، موتور درحال تک‌چرخ زدن از روی دودکش نیمه غرق شده کشتی سُر خورد و باعث شد بلک با کله بیفته داخل دودکش! آخی! (از طرف پروفسور اسنیپ: )

این وسط تنها کسی که دنبال راهکار بود ولی ای کاش که نبود کاپیتان دابی بود.
- کاپیتان دابی باید این کشتی رو نجات داد! کاپیتان دابی نذاشت کشتی‌ای که خودش کاپیتانش بود غرق شد! تا داب داب دابی رو داشت غم نداشت!
ویرایش شده توسط سوروس اسنیپ در 1405/3/14 1:04:59
𝓣𝓱𝓲𝓼 𝓼𝓲𝓰𝓷𝓪𝓽𝓾𝓻𝓮 𝓲𝓼 𝓽𝓱𝓮 𝓹𝓻𝓸𝓹𝓮𝓻𝓽𝔂 𝓸𝓯 𝓽𝓱𝓮 𝓗𝓪𝓵𝓯 𝓑𝓵𝓸𝓸𝓭 𝓟𝓻𝓲𝓷𝓬𝓮