
اسپویلربرای آشکار شدن کلیک کنید
شاید رولینگ از ابتدا چنین قصدی نداشته، اما در نتیجه به نظر من اتفاقاً چه بهتر که ما به قول پروفسور مکگونگال با یکی از بدترین نوع ماگلها ماجرا رو شروع میکنیم. راستش رو بخواید، به نظر میرسه جامعهی جادوگری به هنگام پخش شدن خبر سقوط لرد سیاه بیش از حد از خود بیخود شده و اوضاع تقریباً از دست وزارت سحر و جادوی انگلستان خارج شده! برای این وضعیت هیچ قانونی پیشبینی نشده. جغدهایی که در روز روشن در محیطهای شهری دیده میشن و جرقههای جادویی که شبها رو پیش چشم ماگلها روشن کرده.
اسپویلربرای آشکار شدن کلیک کنید
همهی اینها نشون میده دنیای جادوگری وضع نابسامانی داشته و جادوگران به شدت تحت فشار بودن؛ اما همیشه این سوال برای من مطرح بوده که خُب توی اون همه سالی که لرد ولدمورت در اوج قدرتش بوده، چه کارهایی انجام میداده؟ شاید در ادامه بتونیم به این چیزها دقت کنیم.
از طرفی سیریوس بلک نکات جالبی رو گفت که خُب الان خیلی نمیتونیم به جزئیاتش ورود کنیم ولی بعداً شاید بتونیم متوجه بشیم سوتیِ رولینگ بوده یا نه.
اسم سیریوس بلک اومد؛ کنجکاو شدم بدونم اون زمانی که هاگرید، هری پاتربچه رو با موتور سیریوس بلک آورد پیش دامبلدور، دقیقاً به چه ترتیبی و چه افرادی در محل حادثه حضور پیدا کردهن؟! اصلاً به قول مکگوناگال، چرا دامبلدور باید این مأموریت رو به هاگرید بده؟
اسپویلربرای آشکار شدن کلیک کنید
از این حرفها که بگذریم، یک مورد دیگه که چه در این سه فصل اول، چه در کتابهای بعد قابل تأمله، رفتار خانوادهی درسلی با هری پاتره. یکی از بچهها مطرح کرد که خُب چرا این همه اصرار و تلاش و سرسختی به خرج میدن که نامه به دست هری نرسه؟! چرا؟! بدید بره!

بطور کلی بررسی انگیزهها و افکار خانوادهی درسلی خودش میتونه جذابیت داشته باشه. ببینید من نمیدونم تا حالا تجربهی این رو داشتید که از یکی از فامیلهاتون بخصوص انزجار داشته باشید یا نه. یعنی دقیقاً در موقعیتی قرار میگیرید که شاید دست به هر کاری بزنید که فقط اونها متوجه نشن شما در لحظه کجا هستید و چیکار دارید میکنید و یهو سرتون خراب نشن. حتی ممکنه یک عمر رو مشغول "فرار کردن" از اون فامیلهای خاص باشید! منظورم این نیست که این رفتار نرماله؛ نه نرمال نیست. در دنیای امروز آدمها رُکتر از قبل میتونن گزینشی آدمهایی که دوست دارن باهاشون رفت و آمد داشته باشن رو انتخاب کنن. حالا خودتون رو بذارید جای خانم و آقای درسلی که از این دنیا یک چیز رو بیشتر از هر چیزی میخوان: نرمال بودن و هیچ ربطی به دنیای جادوگری نداشتن! بعد چی میشه؟! آیینهی دِق رو جلوی در خونهشون پیدا میکنن و
اسپویلربرای آشکار شدن کلیک کنید
بزرگش کنن.
بعضی از دوستان (از جمله خودم) اشارههای زیادی به خِنگ بودن هری پاتر داشتیم. صد البته که شخصاً خیلی قبول دارم که این بشر خنگه، ولی فعلاً توی یک تا یازده سالگیش، بهنظرم تا حدی میشه بهش حق داد. اون همین الانش هم یه بچهی خردسال و نابالغه و تو سنیه که طبیعتاً باید بچگی کنه، نه اینکه درگیر رمز و رازها و کندوکاو گذشتهی خودش و پدر و مادرش باشه. اون از بچگی کاملاً تحت اختیار و ارادهی درسلیها زندگی کرده و حتی شاید دقیقاً ندونه آزادی داشتن یعنی چی؟ اینقدر که پروبالش رو چیدن که به نظرم همین که هنوز یه عقدهای حسود پرخاشگر یاغی نشده خیلی عجیبه.
اسپویلربرای آشکار شدن کلیک کنید
هر کاری میکنم کل پیامم رو میاندازه توی اسپویل. آقا کلاً کسایی که کتابا رو قبلاً نخوندن این پیام رو نادیده بگیرن.
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
مرکز رسانه
خروج























