هری پاتر نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر

هری پاتر نسخه موبایل


در حال دیدن این عنوان:   1 کاربر مهمان





پيام امروز
پیام زده شده در: ۲۲:۰۱ چهارشنبه ۲ شهریور ۱۳۸۴

زاخاریاس اسمیتold


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۷:۴۶ سه شنبه ۷ مهر ۱۳۸۳
آخرین ورود:
۰:۳۶ پنجشنبه ۲۸ دی ۱۳۸۵
از قدح انديشه دومبول!
گروه:
شناسه های بسته شده
پیام: 837
آفلاین
خارج از رول:
ببخشیدا ولی شماها مثلا خبر مینویسین؟؟؟
این که شد نمایشنامه!!
از ناظر اینجا میخوام که این پستای نامربوط رو پاک کنه.چون اینا بیشتر میخورن به نمایشنامه تا صفحه های پیام امروز.
اینو بخونین تا بفهمین خبر نوشتن یعنی چی!
==============================
سرگیجه ی جامعه ی جادوگری!!؟؟
به گزارش خبرگزاری ایسنا!!!!!!(دیگه ماگلا هم با خبر شدن! )جامعه جادوگری با مشکلی به نام خبررسانی مواجه شدند.
خبرها حاکی از آن است که روزنامه پیام امروز توسط گروهی که به آنها مرگخواران گفته میشود تسخیر شده است!
به گزارشی در این باره توجه بفرمایید:
--------------------------------------
خ.سلام ببخشید مثل اینکه شما خیلی عصبانی هستید!میتونم دلیل عصبانیتتون رو بپرسم؟؟
یک مرد ناشناس!:آقای این چه وضعشه؟؟ ما هر روز هر روز باید بلند بشیم بیایم تظاهرات.مسخره کردن مارو به خدا.
خ.مگه شما مجبورید بیاید تظاهرات؟؟
همان فرد ناشناس:نه آقا ما خودمون میایم.ولی خب اگه اینا کاری نکنن ما نمیایم.
خ:میشه واضحتر توضیح بدین؟؟
فرد ناشناس:بابا یه روزنامه میگه پیام امروز تسخیر شد.اون یکی برمیگرده میگه مدیر پیام امروز تحت طلسم فرمانه.بعد بین مردم پخش شده که هیچ مشکلی وجود نداره و روزنامه پیام امروز دوباره به حالت قبلی برمیگرده.دیگه اصلا نمیشه به هیچ حرفی اعتماد کرد.این چه وضعشه آقا..
----------------------------------------
متاسفانه خبرنگار ما در این حادثه جان خود را از دست داد و جان به جان آفرین تسلیم کرد!
بعد از ارسال این خبر توسط این خبرنگار همان موقع گروهی از مرگخواران بی رحمانه مردم را یکی یکی از بین بردند.
البته خبرها حاکی از آن است که دو تن از مرگخواران در این حادثه توسط اعضای محفل ققنوس که معلوم نیست از کجا پیداشون شده به شدت زخمی شدند.
-------------------------
در پایان این گزارش باید به اطلاع برسانیم که جدا از نزدیک شدن به هر جسم مشکوک خودداری فرمایید!دلیلشو بعدا میفهمید!
===============================



Re: پيام امروز
پیام زده شده در: ۱۷:۲۹ سه شنبه ۱ شهریور ۱۳۸۴

تام ریدل


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۵:۵۲ سه شنبه ۷ مهر ۱۳۸۳
آخرین ورود:
۱۷:۳۹ یکشنبه ۹ بهمن ۱۳۸۴
از خانه ریدل ها
گروه:
کاربران عضو
پیام: 312
آفلاین
طبق معمول خبر از دنیای جادوگری فراوان است... خبرنگاران و هیئت تحریریه مدام مشغول جنب و جوش بودند. هر یک به طریقی تلاش میکردند اخبار سریعتر حاضر شود و به چاپ برسد.
- هی اونو کجا میبری.. اون باید بخوره صفحه اول! اسمشونبر غیبش زده.. اینو بنویس جای اون..
- خودم کارمو بلدم جان.. نمیخواد به من بگی
صدها نفر مشغول تایپ اخبار بودند و افرادی که تازه رسیده بودند دوربینهای خود را بر میزها میگذاشتند و عکسها را آماده میکردند.
- خدای من وحشتناکه! توی این شماره بزنین خواندن و دیدن این مطالب برای زیر 16 سال ممنوعه..
دفتر تحریریه پیام امروز و کارآگاه آن بزرگ بود. ده ها میز و قلمهای ویژه در گوشه و کنار آن قرار داشت. تنها ورودی آنجا یک در کوچک بود در ضلع جنوبی اتاق.
جادوگران و ساحره ها از این طرف به آن طرف در رفت و آمد بودند.
در باز شد.... دراکو مالفوی فرزند لوسیوس مالفوی با پوزخندی بر لب وارد شد: هی بروبچ! سلام! مهمون نمیخواین؟
چوبدستی اش را در دست نگه داشته بود و نیشخند از لبانش محو نمیشد.
پشت سرش چندین نقابدار سیاه پوش وارد میشدند.
یک نفر متوجه آنها شد و گفت: شما کی هستین دیگه... برید بیرون اینجا ورود غیره ممنوعه...
دراکو رو به او کرد و گفت: چیزی گفتی؟ نات بزن اونو که حرف زد بکش.
نات بلافاصله اطاعت کرد و فریاد زد: آواداکداورا
آن شخص شوکه شده و بر زمین می افتد و میمیرد
دراکو: کار تعطیله! اینجا مال ماس!
ساحره ای در حالیکه به جسد بی جان همسرش نگاه میکرد گفت: کثافتا!
کراب و گویل که لباس مرگخواران پوشیده بودند با هم فریاد زدند: کروشیاتوس!
ساحره به هوا پرید و محکم به زمین خورد.
دراکو فریاد زد: گفتم بیرون! حالیتون نیست.... بچه ها بریزین همشونو بندازین تو گونی
همه مرگخواران گونی ها را از جیب ردا درآوردند و به سمت افراد یورش بردند.
استوپیفای
کروشیو
...
در عرض کمتر از ده دقیقه تمامی پرسنل و خبرنگاران درون گونیهای سیب زمینی در گوشه ای از کارگاه جمع آوری شده بودند.
نات گفت: خب فرمان چیه آقای مالفوی؟
دراکو خندید و گفت: فرمان اینه! صفحه اول روزنامه مینویسیم.. لرد سیاه بازگشت... ماگل زاده ها منتظر مرگشان باشند. بعدهم چاپش میکنیم و میفرستیم برای همه جامعه جادوگری... البته اگه کسی مونده باشه.
گویل گفت: من یکی حاضر نیستم بنویسم.. بده یکی از این کله گنده ها بنویسه
دراکو گفت: خیلی خوب گویل... تنبل!
چوبدستی اش را رو به یک کاغذ گرفت. کلمات سریع روی آن نوشته میشد..
سپس آن را در دستگاه مخصوص چاپ صفحات جادوگری قرار داد.


[b][size=medium]اولین جادوگر در تمامی دوران ها که توانسØ


پيام امروز
پیام زده شده در: ۲:۲۹ سه شنبه ۱ شهریور ۱۳۸۴

زاخاریاس اسمیتold


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۷:۴۶ سه شنبه ۷ مهر ۱۳۸۳
آخرین ورود:
۰:۳۶ پنجشنبه ۲۸ دی ۱۳۸۵
از قدح انديشه دومبول!
گروه:
شناسه های بسته شده
پیام: 837
آفلاین
آیا ولدمورت با فکر این کارها را انجام میدهد؟؟؟
کماکان در پی حملات کسی که نباید اسمش را برد اعضای گروه اچ سی او توسط اسمشو نبر دستگیر شدند!
در پی این گزارش با چند تن از افرادی که در این جنگ دست داشتند مصاحبه ای رو انجام دادیم که به پیش دیدگان شما میرسانیم.
--------------------------------------------------
خ:سلام جناب وایز.ببخشید میشه در مورد دستگیری اعضای اچ سی او توضیح بدین؟؟
سام وایز:بله.باید بگم این برای ما پیروزی بزرگی بود.ولی متاسفانه با همکاری کاراگاه ققنوس خیانت کار اونا فرار کردن.
خ:واقعا؟؟
وایز:(ای چقدر خنگم.نباید اینو میگفتم.)نخیر اشتباه شد.
خ:چی اشتباه شد؟؟
وایز:اونا هنوز پیش ما هستن؟؟
خ:پس این آقایی که الان اینجا هست چیه؟
وایز:کدم آقا؟؟
خ:کافیه چند متر اون ورتر رو نگاه کنین تا آقای اسمیت رو ببینین.
وایز:ای اسمیت*****(سانسور)*****داره افشاگری میکنه.من میرم به ارباب خبر بدم.
---------------------------------------------
خ:سلام آقای اسمیت.میشه در مورد نحوه فرار کردنتون توضیح بدین؟
اسمیت:میتونین به تاپیک اچ سی او سر بزنین تا ببینین.
خ:ممنونم.ولی میخوایم از زبان خودتون بشنویم.
اسمیت:راستش ما شب قبلش غذا خوب نخورده بودیم و نا نداشتیم.شبم که اصلا خوابمون نبر.بعدشم که رفتیم سر قبر شیو دیگه اصلا رمق نداشتیم.اونا تعدادشون زیاد بود.ما میخواستیم فرار بکنیم.ولی هر کاری کردیم اصلا نتونستیم راه بریم.چون نا نداشتیم.بعد اونا مارو گرفتن دیگه.همین.
خ:بعد چه شکلی فرار کردین؟
اسمیت:با کمک کاراگاه ققنوس.دوست همیشگی.
خ:خب.به تازگی در محافل عمومی بحث سر اینه که آیا کاراگاه ققنوس یک اچ سی ایی هست یا نه؟؟نظر شما چیه؟
اسمیت:من نمیتونم چیزی به شما بگم.برین از خودش بپرسین.
------------------------------------------
خ:سلام آقای ققنوس.ببخشید میشه بگین که شما هدفتون از نجات دادن گروه اچ سی او از دست ولدمورت و مرگخواراش چی بوده؟؟
ققنوس:میخواستم معروف بشم
خ:معروف بشید؟؟میتونم بپرسم چه کسی تا حالا تونسته این شکلی معروف بشه؟؟
ققنوس:حسین فهمیده
خ:ولی شهید فهمیده دشمن رو از بین برد.ولی شما به گروهتون خیانت کردین؟؟
ققنوس:واقعا؟؟ من نمیدونستم.
خ:به مارو باش داریم با کی مصاحبه میکنیم.
================================



Re: پيام امروز
پیام زده شده در: ۱۷:۱۵ یکشنبه ۳۰ مرداد ۱۳۸۴

تام ریدل


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۲۰:۴۳ دوشنبه ۹ خرداد ۱۳۸۴
آخرین ورود:
۵:۴۰ جمعه ۱۱ فروردین ۱۳۸۵
گروه:
کاربران عضو
پیام: 560
آفلاین
كشته شدن يكي از اعضاي مهم گروه اچ سي او توسط چوبدستيه كسي كه نبايد اسمش را برد

گزارشگر ما از خبر گزاري سيستم او ا دون با سرژ تانيكان در مورد كه شاهد اين قتل بود صحبت ميكند:
خ:خب...چي شد؟
سرژ:هيچي ...اسمشو نبر زد شيو رو كشت..همين

مجلس خاكسپاري براي شيو اوجانيان ترتيب داده شده بود از امروز صبح كه تا شب ادامه داشت
در اين مجلس گويا يكي از افراد روح مرلين مرحوم را در اطراف ديد كه گوبا خيلي عصباني بود كه برايش مجلس ختم نگرفته بودند
بعد از ديدن روح اين مجلس دو عضوي شد...هر نيم ساعت براي يكي از اين دو مرحوم گريه و زاري ميكردند
شب كه فرا رسيد همه از اشك ريختند خشك شده بودند...و دارون ملكيان تانكر نوشابه اتك آورد كه همه سيراب شوند

نكته جالب توجه نظرات كارشناسان هست

كارشناس اول:خيلي مشكوكه...به نظر من اسمشو نبر قصد نابود كردن گروهي كه به قوا خود او بچه مدرسه اي بودند را داره...اره...خانوم بيا :bigkiss:
كارشناس دوم:هين؟...نه...اون اينقدر بيكار نيست كه بياد اينكارو بكنه...حتما اتفاقي شده....اهين!!!
كارشناس سوم:نيگاه كنين..هر وقت اين ولدمورت(همه لرزيدند) از اين كارا ميكنه جاي زخم من سياه ميشه...به نظر شما چو خوشش مياد كه وسط حرفهاي عاشقانه يهو حاي زخمم سياه بشه؟
كارشناس چهارم:من ان اطراف نبودم...حتما يارو خيالاتي شده كه منو ديده



Re: پيام امروز
پیام زده شده در: ۱۴:۳۳ یکشنبه ۳۰ مرداد ۱۳۸۴

لوسیوس مالفوی old


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۶:۴۲ شنبه ۲۲ مرداد ۱۳۸۴
آخرین ورود:
۸:۵۴ دوشنبه ۱۲ دی ۱۴۰۱
از قصر خانواده مالفوی
گروه:
کاربران عضو
پیام: 807
آفلاین
بازی و شیطنت کودکان باز هم حادثه آفرید

در پی حمله های که به صورت غیر حضوری از سوی ما مرگ خواران انجام می شود در ساعت 12.30 دقیقه امروز شی مقابل پارک کودکان جادوگر در
لندن ونزدیکی وزارت خانه من فجر شد .
به نقل از رادیو بیگانه CBB : دقایقی پیش انفجار ی سهنگین پارک جادوگری و وزارت خانه را لرزاند هنوز از تعداد کشته شدگان خبری در دست نیست.

ساعاتی بعد باز هم رادیو بیگانه CBB گزارش می دهد از شمار کشته شدگان حادثه تروریستی امروز رخ داد 36 کودک و 3 نفر کشته و زخمی شدن


آ قا امروز آفتاب از کدوم طرف در اومده رادیو هایه ماگلی در مورد ما ملت جادوگر خبر میدهند

با تشکر خبر نگار افتخاری وبدون مرز


جادوگران


Re: پيام امروز
پیام زده شده در: ۱۴:۰۵ یکشنبه ۳۰ مرداد ۱۳۸۴

برتی بات


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۵:۲۱ شنبه ۶ فروردین ۱۳۸۴
آخرین ورود:
۶:۲۴ جمعه ۹ تیر ۱۳۸۵
از اعماق شهر لندن
گروه:
کاربران عضو
پیام: 203
آفلاین
تجمع ملت در مقابل وزارتخانه


در پی حضور مکرر کسی که نباید اسمش را برد در اماکن عمومی ، ملت غیور وشهید پرور جادوگر در اعتراض به غیبت کارمندان وزارت سحر و جادو از محل حادثه ، در مقابل درب های وزارتخانه تجمع کردند.
ارتباط مستقیم قلم پری* داریم با خبر نگارمان در میان معترضان:

وزارت سحر و جادو امروز شاهد سیل جمعیت معترض است. تظاهر کنندگان از ساعت 9 صبح امروز در مقابل وزارتخانه اجتماع کرده اند و ظاهرا قرار است که این عمل را تا زمان رسیدگی به اعتراضات ادامه دهند.
گروه های معترض اعم از دانش آموزان ، رقاصان واعضای گروه Hco ونیز عوام ،ببخشید، مردم عادی ، خواستار ایجاد اقدامات هر چه بیشتر به منظور جلوگیری از حضور مرگبار لرد... و مرگ خوارانش هستند.
صحبتی داریم با چند تن از تظاهر کنندگان ؛ آقای سرژ تانکیان یکی از شاهدان فجایع اخیر هستند که هم اکنون با فریاد ، اعتراض خود را بیان می کنند.

خ:آقای تانکیان صحبت شما با وزیر چیست؟

سرژ تانکیان:Boom...Boom...Every time you drop your bomb you kill the...*

خ:مگه تظاهرات ضد جنگه؟

متاسفیم که ایشون اینقدر سرگرم فریاد و اعتراض هستن که متوجه حضور ما نمی شوند. به طرف پسر بچه ی 15-14 ساله ای میرویم تا صحبت های او را بشنویم.

خ:آقای محترم...هدف شما از حضور در میان معترضان چیست؟

پسر بچه:من؟پیام امروزه؟..جدا؟...می نویسین حرفامو؟....یه لحظه... هی نیکلاس، دیدی بت گفتم من بالاخره مشهور میشم؟...به تو که امضا نمیدم...نیکلاس داری می خونی؟....دلت بسوزه...

با عرض پوزش... ظاهرا لحظاتی قبل بیانیه ای از سوی کارمندان وزارتخانه در میان مردم پخش شده و گویای این پیام است:"متفرق شوید..اینجا ایستادنتان سماق مکیدن است. چرا که، ما اهل هاگزمید نیستیم گیلدی تنها بماند."
هم اکنون آقای ساخاریاس اسمیت روی شانه ی کسی ایستاده و سعی دارد با مردم صحبت کند.

زاخاریاس اسمیت: ملت جادوگر توجه کنید...توجه کنید...امروز اینجا تجمع کرده ایم تا اعتراض خود را به گوش وزیر برسانیم ؛ ولی آنها گوش نکردند...پس ما هم خشانت بارانه برخورد میکنیم. پته شان را روی آب میریزیم...من از همینجا اعلام میکنم ، اینهایی که میگویم حقیقت دارد. ما به همه می گوییم که خودشان مسئول ترور فلان کس...ای الهه ی نااااز...بی بند و باری....کاین غم جانگداز...تقلب در انتخابات...در بزمم بنشین*....................بییییییییییییییق*

متاسفانه ارتباط ما با خبرنگارمان ،پیش تابستان، قطع شد. ولی به راستی چه کسی باید پاسخگو باشد؟
---------------------------------------------------------------------------------------------
*: تکنولوژی پیشرفته رو حال می کنید؟ ارتباط مستقیم قلم پری!!!
*: بخشی از آهنگ Boom از سیستم آو ا دون ، با مضمون اعتراضات ضد جنگ.
*:پارازیت
*:سانسور


جلد هفتم کتابهای هری پاتر:"هری پاتر و چهل دزد بغداد."


Re: پيام امروز
پیام زده شده در: ۱۱:۳۵ یکشنبه ۳۰ مرداد ۱۳۸۴

تام ریدل


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۲۰:۴۳ دوشنبه ۹ خرداد ۱۳۸۴
آخرین ورود:
۵:۴۰ جمعه ۱۱ فروردین ۱۳۸۵
گروه:
کاربران عضو
پیام: 560
آفلاین
مشكلي ديگر براي جوامع جادويي
براي بهتر فهميدن اين مشكل كمي تامل كنيد...1 دققيه سكوت كنيد..و بعد 1 دققيه نفس نكشيد...1 دقيقه هم نفس عميق بكشيد
حالا شما اماده درك اين مشكل هستيد

در ميان وضعيتي كه بوجود آمده ...يعني همان كشت و كشتار اسمشو نبر...كه تمام تخت هاي بيمارستان سنت مانگو را پر كرده كه حتي عده اي ميگويند كه مختلت هم شده(عده اي به گيلدروي مشكوك هستند) مردم عليه دولت تنبل گيلدروي لاكهارت دست به فيام زدند و با شعار هاي خود يه تو دهني محكمي به .....زدند.
گزارش گر ما از خبر گزاري سيستم اف ا دون گزارشي تهيه كرده هست

دارون در حال دويدن هست...به زور خود را ميان اين جمعيت جا ميدهد و به طرف يه ردا پوش سياه( كه با طلسم بلندگو گلوي خود را جادوكرده بود تا شعار دهد و مردم هم بدنبال او شعار دهند) رفت
ردا پوش:سرخ و سفيد و آبي...گيلدروي چقدر تو****
دارون:اقا..اقا...ميشه بيايين پايين تا از شما گزارش بگيرم
ردا پوش سياه:هه؟باشه..من هميشه دوست داشتم مشهور شوم....بچه ها شما ادامه بدين...
ردا پوش مياد پايين
دارون:قصد شما از اين اعتراض ها عليه وزير مملكت چيست؟
ردا پوش:نشان دادن كوتاهي هاي او در برابر حملات اخير مرگخواران و همچنين گرفتن جاي او... با اينكه تا الان چند ماهي از وزارت او ميگزرد ولي هيچ كاري نكرده هست...
صداي مردم:سرخ و سفيد و ابي...گيلدروي چقدر تو***
داورن در حالي كه با تنه زدن مردم خود را پا برجا نگه داشته بود:به نظر شما گيليدروي چي كاري ميكند در برابر اين كارها؟
ردا پوش: ...او اگر جادوگر شريفي باشد كه نيست...دست از بيناموسي بازي بر ميدارد و توبه ميكند...
دارون:توبه ميكند؟
ردا پوش:اهين!!
اين را گفت و دوباره طلسم بلندي صدا را زد و شروع كرد
ردا پوش:گيليدي توبه كرده....سه تا بچه گربه كرده...همه همه..بگين...
دارون با چهره اي نميتوان فهميد چه احساسي دارد از جمعيت دور شد...همچنان صداي ملت ميامد:گيليدي توبه كرده...سه تا بچه گربه كرد
همزمان با آخرين شعار صداي آژير هاي جاروهاي گروه ضربت شنيده شد كه به طرف جمعيت ميفرفتند
چند لحظه بعد صداي جمعيت آمد كه گفتند:مرگخوار ها...فرار كنيد
مشخص نشد كه منظور از «مرگخوار ها» آيا مرگخوار ها بود يا گروه ضربت يا اينكه اكسيزو فرني پيدا كرده بودند..


ستاره ها سانسوره لطفا فحش نديد!
ناظر عزيز...چرا كل شعر رو سانسور كردي؟من الان قسمت اخرشو كه مثلا از ديد شما فحش حساب ميشه رو سانسور ميكنم..ولي بقيش رو ميزارم...


ویرایش شده توسط سرژ تانكيان در تاریخ ۱۳۸۴/۵/۳۰ ۱۹:۳۵:۱۸


Re: پيام امروز
پیام زده شده در: ۹:۱۹ یکشنبه ۳۰ مرداد ۱۳۸۴

اینیگو ایماگو


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۸:۱۰ دوشنبه ۲۰ مهر ۱۳۸۳
آخرین ورود:
۱۵:۰۱ یکشنبه ۲۷ خرداد ۱۳۸۶
از کجایی؟
گروه:
کاربران عضو
پیام: 333
آفلاین
به قتل رسيدن يك ماگل در پارك جادوگران!

و باز هم رعب و وحشتي ديگر در ميان مردم!
ديروز عصر در پارك جادوگران در حالي كه عده زيادي جادوگر براي مراسمي جمع بودند....در ميان آن همه جمعيت! بكام! يك ماگل فوتباليست به درجه رفيع شهادت رسيد!
خبر نگار ما بعد از 10 دقيقه در محل حادثه حضور داشته و گزارشي رو براي شما تهيه كرده:

صداي گريه و جيغ در گوش آدم ميپيچيد! چندين نفر غش كرده بودند!
ماموان وزارت همه جا رو بررسي ميكردن....من در همين حال به سوي يك ساحره كه بشدت گريه ميكرد رفتم!
گزارشگر: سلام! ميهش تعريف كنيد كه چه اتفاقي افتاد؟
ايوانا: دوباره مرگ خواري عوضي! خودم با چشماي خودم اينيگو ايماگو رو ديدم كه يه طلسم به اون ماگله فرستاد...بعدم رفت اون ور و غيب شد!
گزارشگر: شما دليل اين حادثه رو چي مدونيد؟
ايوانا: بي توجهي باديگراد هاي احمق! و خنگ بودن اونها!
گزارشگر: خب توصيه اي براي خوانندگان محتريم ندارين؟
ايوانا: چرا! در مصرف آب صرفه جويي كنيد! آب مايه حياته!
گزارشگر: ماااااااااااااااااا! چه ربطي داشت؟!
ايوانا: هيچي! آخه چيز ديگه به ذهنم نميرسه!
و بعد دوباره ايوانا ميزنه زير گريه!
---------------------------------------------------------------------


تصویر کوچک شده

آوادا کداورا! طلسمی با دو چهره!


پيام امروز
پیام زده شده در: ۰:۲۱ یکشنبه ۳۰ مرداد ۱۳۸۴

زاخاریاس اسمیتold


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۷:۴۶ سه شنبه ۷ مهر ۱۳۸۳
آخرین ورود:
۰:۳۶ پنجشنبه ۲۸ دی ۱۳۸۵
از قدح انديشه دومبول!
گروه:
شناسه های بسته شده
پیام: 837
آفلاین
آیا بعد از ولدمورت جدید دامبلدور جدید در راه است؟؟؟؟؟؟؟؟
هم اکنون در کل جامعه جادوگری شایعه ای به وجود آمده که موجب کشته شدن چندین نفر و شکستن شیشه های چندین مغازه شد.
به گزارش پیام امروز شایعه ای که در بین مردم به وجود آمده رو از زبان خودشون میشنویم:
==============================
گزارشگر:شما چرا اینجا جمع شدین؟؟
یک مرد عادی و نامشخص:وقتی شنیدم میخواد بعد از ولدمورتی که انتخاب کردن دامبلدور جدید هم انتخاب بشه کل خانوادمو برای اعتراض به این مسئله آوردم.
گزارشگر:اعتراض برای چی؟؟
همان فرد:خب بابا جان یعنی چی؟؟همین ولدمورت انتخاب کردن میدونی چقدر مشکلات ایجاد کرد؟؟تمام مغازه ها کارو کاسبیشون کساد شد.مردم میشستن تو خونه تا اخبار انتخابات رو بخونن و ببینن.
-------------------------
گزارشگر:نظر شما در مورد انتخاب دامبلدور جدید چیه؟؟
یکی از نمایندگان مجلس:من کاملا با این طرح مخالفم.
گزارشگر:نظر بقیه نماینده ها چی بود؟؟
نماینده مورد نظر:بیشتریا گفتن که باید روش بحث بشه.هنوز هیچی معلوم نیست.آقا برو کنار کار و زندگی دارم.
===================================



Re: پيام امروز
پیام زده شده در: ۱۰:۴۷ جمعه ۲۸ مرداد ۱۳۸۴

کارادوک دیربورن


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۴:۴۰ سه شنبه ۲۴ خرداد ۱۳۸۴
آخرین ورود:
۲۱:۰۹ سه شنبه ۲۱ اسفند ۱۳۸۶
از جهنم
گروه:
کاربران عضو
پیام: 329
آفلاین
باز هم خيانت! باز هم خيانــــــــــــــــــــت!

همانگونه كه در گزارش گزارشگر گمنام كه شديداً در سپيديش متعصب است، مشاهده كرديد، خائناني يافته شدند.

آرتابانوس گريفيندور، از مبارزان مهم WT در گزارشي با خبرنگار ما گفت: اينان يك مشت طاعوني گرگرفته‌اند كه نونشونو به نرخ روز ميخورن و فكر كردن كه سياها هاي و هوي ميكنن، قويترين و به اونا پيوستن.
كسي كه سر بزير داره، ضعيف نيست! فقط ابراز متانت و قدرت بي‌كران و پايانشو ميكنه!
از همينجا به خائنين بي هويت اعلام ميدارم كه شما به نرخ روز نون خريديد، پس اگه يه وقت نرخ نون تغيير كرد، در محفل ققنوس و گريفيندور و شايد هم ريونكلا، جايي براي شما نخواهد بود. پس اين آخرين تصميم شماست!
همه شما تارومار خواهيد شد!
سوسكان طاعون‌بر! #$%@#$%@#$%@#$%@ (سانسور)
سياها طبق گروه اسليترين كه ازان سربرافراشته‌اند، هيچگاه به خودشون رحم نميكنن و اگه از كسي بي‌مصرفي و ناتواني رو حس كردن، اگرم 1000 سال خدمت كرده بود، به راحتي ميكشنش. پس پشيموني در لحظه آخر هيچ سودي نداره!
همانطور كه قبلاً گفتم: آن هنگام كه ياران ققنوس و سپيدان پيش از محفل ققنوس اين شواليه‌هاي سياه و پست‌فطرت را كه سرور سنگدلشان نامشان را مرگخوار نهاد بزير مهميزشان ميكشيدند كجا بوديد؟! محفل ققنوس؛ زندگيم را پاي نبرد با تاريكيها و طاعونيها گذاشتم و تا پاي جان ميرزمم. اين را همه مرگخواران دربارۀ محفليها ميدانند!
گريفيندوريهاي خائن، رسماً توسط تصميم‌گيريهاي شوراي گريفيندور به بيرون انداخته خواهند شد.
جزئيات محرمانه‌اي نيز هست كه قادر به ذكرشون نيستم. پس اصرار نكنيد!
اينان بهيچ‌وجه تحت افسون فرمان نيستند و ما هنگام تعويض اوضاع، حرفشان را باور نخواهيم كرد! پس تصميم آخرتونو بگيريد!

ازين طريق حرفمو، بهمه خائنين دورو اعلام داشتم!








شما می ‌توانید مطالب را بخوانید
شما نمی توانید عنوان جدید باز کنید
شما نمی توانید به عنوان‌ها پاسخ دهید
شما نمی توانید پیام‌های خودتان را ویرایش کنید
شما نمی توانید پیام‌های خودتان را حذف کنید
شما نمی توانید نظر سنجی اضافه کنید
شما نمی توانید در نظر سنجی ها شرکت کنید
شما نمی توانید فایل‌ها را به پیام خود پیوست کنید
شما نمی توانید پیام بدون نیاز به تایید بزنید
شما نمی توانید از نوع تاپیک استفاده کنید.
شما نمی توانید از HTML در نوشته های خود استفاده کنید
شما نمی توانید امضای خود را فعال/غیر فعال کنید
شما نمی توانید صفحه pdf بسازید.
شما نمی توانید پرینت بگیرید.

[جستجوی پیشرفته]


هرگونه نسخه برداری از محتوای این سایت تنها با ذکر نام «جادوگران» مجاز است. ۱۴۰۳-۱۳۸۲
جادوگران اولین وبسایت فارسی زبان هواداران داستان های شگفت انگیز هری پاتر است. به عنوان نخستین خاستگاه ایرانی ایفای نقش مبتنی بر نمایشنامه نویسی با محوریت یک اثر داستانی در فضای مجازی، پرورش و به ارمغان آوردن آمیزه ای از هنر و ادبیات برجسته ترین دستاورد ما می باشد.