تنظیمات نمایش
جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خوش آمدید، Guest
ورود
›
کمک میخوای؟ از ما بپرس!
آنلاینها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز
آنلاینها
کارت قورباغه شکلاتی
کارت قورباغه شکلاتی
پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران
شبکه پرواز
به شبکه پرواز خوش آمدید! شومینهها و دودکشها را باز کنید...
🦉
گالیون و انرژی جادویی خود را خرج کنید در:
خرید چوبدستی از
چوبدستی گستران
و اجرای طلسم در
اخگرهای نقرهای
| آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در
دخمه خاطرات
| خرید جاروی پرنده از
هفت دسته جارو
| خرید خوراکی و کالا از
زوپس مارکت جادوگران
| خرید معجون از
معجونسرای پاتیلطلا
| خرید اقلام شوخی از
شوخیکده فارس د ماره
| درمان یا پیشگیری از بیماری در
شفاخانه مرداب زیرین
| فعالیت در رسانههای ویدئویی، تصویری، صوتی و متنکوتاه جادوگران با خرید
اشتراک جادوگران پلاس
پیام امروز
بررسی پستهای انجمن مرگخواران
مشاهدهکنندگان این تاپیک:
1 کاربر مهمان
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1391/06/13
تولد نقش: 1395/12/19
آخرین ورود: دوشنبه 25 تیر 1397 22:49
از: وزارت سحر و جادو
پستها:
1513

درود بر ارباب!
ارباب امروز یکهو حس رول زدنم گرفت! رول رو زدم خواستم شما هم نگاهی به اشکالاتش داشته باشید.
نیروگاه اتمی سیاهان(بمب جادویی)، پست شماره ی 250
البته ارباب سوالی هم دارم. میشه نکاتی درباره ی رول جدی بهم بگید؟
فقط اینکه ارباب پست من رو بعد از ارسال نقد پست هکتور نقد کنید که یه وقت از دستم شاکی نشه! خلاصه اینکه هر وقت انرژی داشتید پست من رو نقد کنید.
با تشکر از شما
ارباب امروز یکهو حس رول زدنم گرفت! رول رو زدم خواستم شما هم نگاهی به اشکالاتش داشته باشید.
نیروگاه اتمی سیاهان(بمب جادویی)، پست شماره ی 250
البته ارباب سوالی هم دارم. میشه نکاتی درباره ی رول جدی بهم بگید؟
فقط اینکه ارباب پست من رو بعد از ارسال نقد پست هکتور نقد کنید که یه وقت از دستم شاکی نشه! خلاصه اینکه هر وقت انرژی داشتید پست من رو نقد کنید.
با تشکر از شما
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1386/08/08
تولد نقش: 1387/08/11
آخرین ورود: چهارشنبه 30 اردیبهشت 1405 17:15
از: ما گفتن...
پستها:
6961

رودولفمان
دچار عذاب وجدان نشین. ما اگه وقت نداشته باشیم یا مشکلی داشته باشم حتما حداقل به یارانمون می گیم که بدونن!
قدیمی ها هم درخواست نقد می دن...ولی راستش من تا حالا ندیدم یه قدیمی بعد از نقد شدن پستش تغییری در نحوه نوشتنش داده باشه. اونا هدفشون نظر خواهیه! اگه فکر می کنین فایده ای براتون داره درخواست نقد کنین...اشکالی نداره. شما تا ابد بیایین مزاحم ما بشین!
در مورد شکلک ها
منم خیلیاشونو درک نمی کنم. نمی فهمم به چه دردی می خورن. از خیلیاشون خوشم نمیاد! از خیلیاشون استفاده نمی کنم. تعداد شکلک هایی که بکار می برم خیلی محدودن. یه سری شکلک های اساسی و پایه ای وجود دارن که احساسات خیلی واضحی رو بیان می کنن. از اونا راحت می تونین استفاده کنین. هیچ لزومی هم نداره حتما استفاده کنین ولی معمولا مفید واقع می شن.
بررسی پست شماره 248 نیروگاه اتمی، رودولف لسترنج:
طولانی می نویسین!...بنویسین!...ما می خونیم! بقیه هم می خونن.
پست های شما خواننده رو خسته نمی کنه. دلیلش اینه که جمله بی دلیل و بی هدفی نمی نویسین. نکته سنجی و ریز بینی شما فوق العاده اس. همه شخصیت ها سوژه هایی دارن ولی این که اینا رو ببینیم و از شخصیت بکشیمشون بیرون و درست ازشون استفاده کنیم مهارت می خواد...هوش می خواد و ذوق و استعداد می خواد. شما این کار رو نه تنها در مورد شخصیت خودتون انجام می دین، بلکه سوژه های شخصیت های دیگه رو هم شناسایی و روشون تاکید می کنین.
دیالوگ های پشت سر هم شما عالین. نوشتن این دیالوگ ها کار ساده ای نیست. مهارت خاصی می خواد. احتیاج به نکته سنجی و هوش داره. باید ریتم تندی داشته باشن و بتونن خواننده رو دنبال خودشون بکشن. جمله های شما وظیفه شونو به خوبی انجام می دن.
از سوژه های داخل سایت خیلی خوب و به جا استفاده کردین. از هکتور؛ از بدبختی های رودولف! از پیچش پاش و نمره گرفتن از استادش. حتی آواتار رودولف هم می تونه برای شما تبدیل به یک سوژه بشه و همینه که از شما یه طنز نویس خوب می سازه.
سه نقطه هاتون خیلی کم تر شدن. اصلا آزار دهنده نیستن ولی هنوز در بعضی قسمت ها می شه با علامت دیگه ای جایگزین بشن. سه نقطه برای جاییه که جمله ناقصه، یا تردیدی وجود داره، یا می خوایین مکث رو برسونین. ولی مثلا اینجا:
نقل قول:
اینجا به نظر من به عنوان خواننده هیچکدوم از این شرایط وجود نداره. آخر جمله می تونه با نقطه یا علامت تعجب(برای تاکید بیشتر) تموم بشه.
یکی از ویژگی های شما تلاش واضحیه که برای تثبیت شخصیت ها دارین. اگه شخصیتی ویژگی خاصی داره سعی می کنین به نحوی ازش استفاده کنین. حتی اگه شده در یک دیالوگ و جمله کوتاه. شخصیت ها برای شما صرفا چند تا اسم نیستن. بهشون احترام می ذارین.می شناسینشون! این کارتون تحسین برانگیزه. مخصوصا نویسنده هایی که کمی قوی تر از بقیه هستن باید این کار رو انجام بدن. برای تقویت ضعیف تر ها...برای تشویقشون! برای کمک بهشون!
نقل قول:
کل پست شما درباره مذاکرات مرگخوارا بود. حرکت بسیار درست و به جایی هم بود. گفت و گوی طنز آمیز و مرگخوارانه با تاکید روی شخصیت ها! و در پایان، راه حل ساده ولی سوژه سازی به نفر بعدی دادین. کارتون خیلی خوب بود.
__________________________________
رون ویزلی عزیز
لطفا درخواست های نقدتون رو در این تاپیک ارسال کنین. اینجوری خیلی سریع تر جواب می گیرین.
اول درباره عوض کردن موضوع توضیحی بدم. چون گفتین ممکنه موضوع رو عوض کرده باشین.
"موضوع رو عوض کردن" این کاری که شما انجام دادین نیست. البته من با اون کار هم معمولا مشکل زیادی ندارم. ولی عوض کردن موضوع یعنی داستان رو طوری عوض کنیم که طرف نتونه دوباره برگرده به مسیر قبلی! و از اونجایی که شاید نویسنده های قبلی این سوژه رو دوست داشتن و می خواستن به سرانجام برسوننش بهتره تا وقتی که دلیل خاصی نداریم این کار رو انجام ندیم.
شما بطور مستقیم درباره سوژه ننوشتین. ولی آسیبی هم بهش وارد نکردین. در پایان هم برش گردوندین به نقطه اول. نفر بعدی خیلی راحت می تونه سوژه رو از همون جایی که مونده بود ادامه بده.
این کاری که انجام دادین کار خوب و درستیه. منم خیلی وقتا توصیه می کنم که اگه کسی حوصله نداره سوژه رو بخونه می تونه کل پستش رو درباره یکی از شخصیت های حاضر بنویسه! مثلا درباره بند کفش هکتور! ردای مورگانا...مورچه ای که داره از پای رودولف بالا می ره. و کاری به کار سوژه نداشته باشه. اتفاقا نوشتن درباره این موارد فرعی معمولا جالب تر و جذاب تر از آب در میاد. کلا نباید سوژه رو زیاد جدی گرفت!
بررسی پست شماره 53 افسانه لرد ولدمورت، رون ویزلی:
از شکلک ها دو بار استفاده نکنین. این کار تاثیرشون رو بیشتر نمی کنه. بعضی ها به همین تصور از علامت ها هم دو سه بار استفاده می کنن... که اونم اشتباهه.
از کلمات و شکلک هایی استفاده کردین که نشون می ده سعی کردین شخصیت ها رو بشناسین. این کارتون خیلی خوبه. اعضای سایت رو بشناسین. با سوژه هاشون آشنا بشین و ازشون استفاده کنین. این کار به طنز و جذابیت پست شما خیلی کمک می کنه.
شما کوتاه نوشتین...در واقع خیلی کوتاه نوشتین. همین متنی که نوشتین می تونست مفصل تر و کامل تر بشه. لازم نبود چیزی بهش اضافه کنین. کافی بود دیالوگ ها رو ادامه بدین. روونا و هوش ریونیش می تونستن بیشتر حرف بزنن! به همین روشی که خودتون نوشتین. یعنی روونا چیزای واضح و روشن و چیزایی رو که همه می دونن دوباره تکرار کنه! یا هکتور بپره وسط حرف همه و به روش خاص خودش و با همون شکلک جمله بی ربطی بگه.
نقل قول:
این شخص چون کارگردانه هر جوری دلش بخواد می تونه حرف بزنه. این کارتون اشتباه نبود.
معمولا با ورود کارگردان و صدابردار و عوامل پشت صحنه موافق نیستم! جو جادویی داستان رو به هم می زنن. ولی اینجا اشکالی نداشت. چون شما قصد پیش بردن سوژه رو نداشتین و فقط می خواستین یه دعوایی اون وسط بیفته. برای همین حضورشون آزار دهنده و مزاحم نبود.
هنوز جای پیشرفت زیادی دارین...ولی نوشته تون جای امیدواری هم داره. از شخصیت ها استفاده کنین. وارد سوژه ها بشین. شما شخصیت مهمی دارین. به جای معرفی خودتون، رون رو معرفی کنین.در چت باکس اجازه بدین به جای شما رون حرف بزنه. این کاره که بقیه رو با شخصیت رون آشنا می کنه و باعث می شه ازش در رول هاشون استفاده کنن. به رون داخل کتاب اکتفا نکنین. شما می تونین خیلی چیزا از شخصیت خودتون بهش اضافه کنین. می تونین پرورشش بدین. این کار ارتباط زیادی به فعالیت شما نداره. احتیاج به وقت و انرژی زیادی هم نداره. نذارین این شخصیت کمرنگ و در حاشیه بمونه.
موفق باشید.
___________________
هکتور...به زودی!
دچار عذاب وجدان نشین. ما اگه وقت نداشته باشیم یا مشکلی داشته باشم حتما حداقل به یارانمون می گیم که بدونن!
قدیمی ها هم درخواست نقد می دن...ولی راستش من تا حالا ندیدم یه قدیمی بعد از نقد شدن پستش تغییری در نحوه نوشتنش داده باشه. اونا هدفشون نظر خواهیه! اگه فکر می کنین فایده ای براتون داره درخواست نقد کنین...اشکالی نداره. شما تا ابد بیایین مزاحم ما بشین!
در مورد شکلک ها
منم خیلیاشونو درک نمی کنم. نمی فهمم به چه دردی می خورن. از خیلیاشون خوشم نمیاد! از خیلیاشون استفاده نمی کنم. تعداد شکلک هایی که بکار می برم خیلی محدودن. یه سری شکلک های اساسی و پایه ای وجود دارن که احساسات خیلی واضحی رو بیان می کنن. از اونا راحت می تونین استفاده کنین. هیچ لزومی هم نداره حتما استفاده کنین ولی معمولا مفید واقع می شن.
بررسی پست شماره 248 نیروگاه اتمی، رودولف لسترنج:
طولانی می نویسین!...بنویسین!...ما می خونیم! بقیه هم می خونن.
پست های شما خواننده رو خسته نمی کنه. دلیلش اینه که جمله بی دلیل و بی هدفی نمی نویسین. نکته سنجی و ریز بینی شما فوق العاده اس. همه شخصیت ها سوژه هایی دارن ولی این که اینا رو ببینیم و از شخصیت بکشیمشون بیرون و درست ازشون استفاده کنیم مهارت می خواد...هوش می خواد و ذوق و استعداد می خواد. شما این کار رو نه تنها در مورد شخصیت خودتون انجام می دین، بلکه سوژه های شخصیت های دیگه رو هم شناسایی و روشون تاکید می کنین.
دیالوگ های پشت سر هم شما عالین. نوشتن این دیالوگ ها کار ساده ای نیست. مهارت خاصی می خواد. احتیاج به نکته سنجی و هوش داره. باید ریتم تندی داشته باشن و بتونن خواننده رو دنبال خودشون بکشن. جمله های شما وظیفه شونو به خوبی انجام می دن.
از سوژه های داخل سایت خیلی خوب و به جا استفاده کردین. از هکتور؛ از بدبختی های رودولف! از پیچش پاش و نمره گرفتن از استادش. حتی آواتار رودولف هم می تونه برای شما تبدیل به یک سوژه بشه و همینه که از شما یه طنز نویس خوب می سازه.
سه نقطه هاتون خیلی کم تر شدن. اصلا آزار دهنده نیستن ولی هنوز در بعضی قسمت ها می شه با علامت دیگه ای جایگزین بشن. سه نقطه برای جاییه که جمله ناقصه، یا تردیدی وجود داره، یا می خوایین مکث رو برسونین. ولی مثلا اینجا:
نقل قول:
مورفین که به دلایلی عقل کل جمع شده بود چاره ای به ذهنش رسید...
اینجا به نظر من به عنوان خواننده هیچکدوم از این شرایط وجود نداره. آخر جمله می تونه با نقطه یا علامت تعجب(برای تاکید بیشتر) تموم بشه.
یکی از ویژگی های شما تلاش واضحیه که برای تثبیت شخصیت ها دارین. اگه شخصیتی ویژگی خاصی داره سعی می کنین به نحوی ازش استفاده کنین. حتی اگه شده در یک دیالوگ و جمله کوتاه. شخصیت ها برای شما صرفا چند تا اسم نیستن. بهشون احترام می ذارین.می شناسینشون! این کارتون تحسین برانگیزه. مخصوصا نویسنده هایی که کمی قوی تر از بقیه هستن باید این کار رو انجام بدن. برای تقویت ضعیف تر ها...برای تشویقشون! برای کمک بهشون!
نقل قول:
تراورز سرانجام بعد از مدتها فکر کردن گفت:
_حاجی....همه میدونیم داش رودولف از ساحره جماعت خوشش میاد...من میگم چارتا ساحره مشتی باید برای مذاکره با رودولف بفرستیم...آره حاجی!
رنگ از رخسار همه ساحره های جمع پرید...
کل پست شما درباره مذاکرات مرگخوارا بود. حرکت بسیار درست و به جایی هم بود. گفت و گوی طنز آمیز و مرگخوارانه با تاکید روی شخصیت ها! و در پایان، راه حل ساده ولی سوژه سازی به نفر بعدی دادین. کارتون خیلی خوب بود.
__________________________________
رون ویزلی عزیز
لطفا درخواست های نقدتون رو در این تاپیک ارسال کنین. اینجوری خیلی سریع تر جواب می گیرین.
اول درباره عوض کردن موضوع توضیحی بدم. چون گفتین ممکنه موضوع رو عوض کرده باشین.
"موضوع رو عوض کردن" این کاری که شما انجام دادین نیست. البته من با اون کار هم معمولا مشکل زیادی ندارم. ولی عوض کردن موضوع یعنی داستان رو طوری عوض کنیم که طرف نتونه دوباره برگرده به مسیر قبلی! و از اونجایی که شاید نویسنده های قبلی این سوژه رو دوست داشتن و می خواستن به سرانجام برسوننش بهتره تا وقتی که دلیل خاصی نداریم این کار رو انجام ندیم.
شما بطور مستقیم درباره سوژه ننوشتین. ولی آسیبی هم بهش وارد نکردین. در پایان هم برش گردوندین به نقطه اول. نفر بعدی خیلی راحت می تونه سوژه رو از همون جایی که مونده بود ادامه بده.
این کاری که انجام دادین کار خوب و درستیه. منم خیلی وقتا توصیه می کنم که اگه کسی حوصله نداره سوژه رو بخونه می تونه کل پستش رو درباره یکی از شخصیت های حاضر بنویسه! مثلا درباره بند کفش هکتور! ردای مورگانا...مورچه ای که داره از پای رودولف بالا می ره. و کاری به کار سوژه نداشته باشه. اتفاقا نوشتن درباره این موارد فرعی معمولا جالب تر و جذاب تر از آب در میاد. کلا نباید سوژه رو زیاد جدی گرفت!
بررسی پست شماره 53 افسانه لرد ولدمورت، رون ویزلی:
از شکلک ها دو بار استفاده نکنین. این کار تاثیرشون رو بیشتر نمی کنه. بعضی ها به همین تصور از علامت ها هم دو سه بار استفاده می کنن... که اونم اشتباهه.
از کلمات و شکلک هایی استفاده کردین که نشون می ده سعی کردین شخصیت ها رو بشناسین. این کارتون خیلی خوبه. اعضای سایت رو بشناسین. با سوژه هاشون آشنا بشین و ازشون استفاده کنین. این کار به طنز و جذابیت پست شما خیلی کمک می کنه.
شما کوتاه نوشتین...در واقع خیلی کوتاه نوشتین. همین متنی که نوشتین می تونست مفصل تر و کامل تر بشه. لازم نبود چیزی بهش اضافه کنین. کافی بود دیالوگ ها رو ادامه بدین. روونا و هوش ریونیش می تونستن بیشتر حرف بزنن! به همین روشی که خودتون نوشتین. یعنی روونا چیزای واضح و روشن و چیزایی رو که همه می دونن دوباره تکرار کنه! یا هکتور بپره وسط حرف همه و به روش خاص خودش و با همون شکلک جمله بی ربطی بگه.
نقل قول:
کارگردان از اون پشت در اومد و رو به لرد گفت
-لرد و از این حرفا؟تو خیر سرت لردی باید این طوری حرف بزنی؟
این شخص چون کارگردانه هر جوری دلش بخواد می تونه حرف بزنه. این کارتون اشتباه نبود.
معمولا با ورود کارگردان و صدابردار و عوامل پشت صحنه موافق نیستم! جو جادویی داستان رو به هم می زنن. ولی اینجا اشکالی نداشت. چون شما قصد پیش بردن سوژه رو نداشتین و فقط می خواستین یه دعوایی اون وسط بیفته. برای همین حضورشون آزار دهنده و مزاحم نبود.
هنوز جای پیشرفت زیادی دارین...ولی نوشته تون جای امیدواری هم داره. از شخصیت ها استفاده کنین. وارد سوژه ها بشین. شما شخصیت مهمی دارین. به جای معرفی خودتون، رون رو معرفی کنین.در چت باکس اجازه بدین به جای شما رون حرف بزنه. این کاره که بقیه رو با شخصیت رون آشنا می کنه و باعث می شه ازش در رول هاشون استفاده کنن. به رون داخل کتاب اکتفا نکنین. شما می تونین خیلی چیزا از شخصیت خودتون بهش اضافه کنین. می تونین پرورشش بدین. این کار ارتباط زیادی به فعالیت شما نداره. احتیاج به وقت و انرژی زیادی هم نداره. نذارین این شخصیت کمرنگ و در حاشیه بمونه.
موفق باشید.
___________________
هکتور...به زودی!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1393/04/24
تولد نقش: 1393/04/28
آخرین ورود: یکشنبه 7 تیر 1405 17:52
از: پاتیل به پا شده!
پستها:
962

ارباب امروز بعد از اون سختی هایی که داشتیم یهو حس رول تکی جدی در ما ظاهر شد. ارباب ممکنه اینو هم نقد کنید لطفا؟
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ارباب یه دونه باشن... واسه ی نمونه باشن!
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1393/07/12
تولد نقش: 1393/07/13
آخرین ورود: یکشنبه 20 تیر 1400 01:24
از: مودم مرگ من در زندگیست... چون رهم زین زندگی پایندگیست!
پستها:
1269

ارباب...
خب ببخشید ارباب!
من هر دفعه میام اینجا وجدان نداشته ام دچار عذاب میشه!
از یه طرف میگم ارباب شاید نمیتونه نقد کنه...چرا درخواست نقد میدی؟!بوق بر تو رودولف!
از یه طرف هر دفعه که درخواست نقد میدم،عزا میگیرم که ای وای...الان ارباب این رو نقد کنه،اگه یه رول دیگه نوشتم که نیاز به نقدداشته باشه، خجالت میکشم پشت سر هم بیام درخواست بدم!
ولی خب ارباب..چه کنیم...با عرض معذرت...این همون رولیه که نقد میخواستم بشه...
در ضمن ارباب...من دقیقا کی باید از این سبیل هام خجالت بکشم و دیگه نیام درخواست نقد بدم؟!اصلا تاریخ داره؟!زمان داره؟!یا میشه تا ابد بیاییم و مزاحم شما بشیم؟!
ارباب...یه چیز دیگه...شکلک...خیلی رو اعصابمه...اصلا نمیتونم اکثرشون رو درک کنم!
با عرض معذرت!
خب ببخشید ارباب!
من هر دفعه میام اینجا وجدان نداشته ام دچار عذاب میشه!
از یه طرف میگم ارباب شاید نمیتونه نقد کنه...چرا درخواست نقد میدی؟!بوق بر تو رودولف!
از یه طرف هر دفعه که درخواست نقد میدم،عزا میگیرم که ای وای...الان ارباب این رو نقد کنه،اگه یه رول دیگه نوشتم که نیاز به نقدداشته باشه، خجالت میکشم پشت سر هم بیام درخواست بدم!
ولی خب ارباب..چه کنیم...با عرض معذرت...این همون رولیه که نقد میخواستم بشه...
در ضمن ارباب...من دقیقا کی باید از این سبیل هام خجالت بکشم و دیگه نیام درخواست نقد بدم؟!اصلا تاریخ داره؟!زمان داره؟!یا میشه تا ابد بیاییم و مزاحم شما بشیم؟!
ارباب...یه چیز دیگه...شکلک...خیلی رو اعصابمه...اصلا نمیتونم اکثرشون رو درک کنم!
با عرض معذرت!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1386/08/08
تولد نقش: 1387/08/11
آخرین ورود: چهارشنبه 30 اردیبهشت 1405 17:15
از: ما گفتن...
پستها:
6961

روونایمان!
نقدی آبی بر پست شما!
نقل قول:
سیوروس تنها شخصیتیه که به راحتی در همه سوژه ها می تونه بره محفل و بیاد خانه ریدل. گاهی سیاه باشه و گاهی سفید! کسی هم از دیدنش چندان تعجب نکنه. اینجا از این شخصیت به خوبی استفاده شده و شما هم این فرصت داده شده رو از دست ندادین و ازش استفاده کردین. البته باید جبهه ای رو که این شخصیت در سایت انتخاب کرده همیشه در نظر گرفت. درست مثل کاری که شما انجام دادین.
نقل قول:
اکسپلیارموس! چون دو بار تکرار شده بود گفتم. البته افتخار می کنیم که یارانمون نتونن چنین طلسم های بی مصرفی رو تایپ کنن!
تاکید ایوان( و محفل) روی چنین طلسم ساده ای یکی از نکته هاییه که سیاها می تونن ازش برای طنز نوشتن استفاده کنن.
شکلک های تکراری ای که برای شخصیت هاتون استفاده کردین تاثیر خیلی جالبی روشون گذاشته! یه جور حالت ثابت و خنده دار! حالت گیج و منگ و نسبتا بچگانه ایوان و نیش باز و بی خیالی و سادگی دامبلدور. کارتون خیلی خوب بود.
نقل قول:
دیالوگ های دامبلدور خیلی خوب بودن. اغراق و بزرگنمایی اعتماد مضحکش به اسنیپ! اشاره به "ماموریت سری" هم همین اعتماد بیش از حد رو نشون می داد. خیلی هم به جا بود. فقط امیدوارم نفر بعد این مورد رو بیشتر از حد لزوم جدی نگیره و سوژه برنگرده روی ماموریت سری محفل!
حضور اسنیپ مسلما تاثیر مثبت و خوبی رو سوژه خواهد گذاشت. موقع ادامه دادن سوژه همیشه باید این موضوع رو در نظر بگیریم که کدوم شخصیت می تونه مفید باشه. میتونه جالب باشه. کدوم مسیر می تونه داستان رو خلاقانه تر و جذاب تر کنه. نباید فقط در حد پست خودمون فکر کنیم! شما هم همین کار رو انجام دادین و اسنیپ رو در سوژه جفظ کردین.
نقل قول:
پایان پستتون خوب بود. دردسر کوچیکی که برای اسنیپ درست کردین و توضیحی که احتمالا باید بده نکته جذابیه. گرچه احتمالا باز اعتماد دامبلدور به دادش خواهد رسید!
خوب بود.
_______________________
بررسی پست شماره 246 نیروگاه اتمی، آرسینوس جیگر:
قسمت اول پستتون و مقاومت رودولف برای تسلیم قمه هاش به همون خنده داریه که خواننده انتظار داره! یعنی طنزش می تونست بیشتر هم باشه. می تونستین فراتر از انتظار خواننده ظاهر بشین و غافلگیرش کنین. عکس العمل رودولف می تونست اغراق آمیز تر باشه. این تاکید بیشتر و پررنگ تر بودن حرکات رودولف می تونست بیشتر خواننده رو جذب کنه و نگه داره!
با انتقال سوژه ها به محفل جز در مواردی که لازمه زیاد موافق نیستم. محفل و خانه ریدل فاصله زیادی با هم دارن. این جور انتقالا ممکنه سوژه رو دو تکه کنه...و این زیاد برای سوژه خوب نیست.
کار خوبی که شما انجام دادین این بود که موضوع مهم یا جدید رو در محفل مطرح نکردین. یعنی نفر بعدی مجبور نیست اون قسمت رو هم ادامه بده. بخش محفل صرفا یه گفتگوی ساده و دوستانه اس.
نقل قول:
اشاره به میز محقر و پوسیده و سوپ پیاز خیلی خوب بود. حتی می تونستین قضیه رو بزرگتر جلوه بدین! مثلا سر همون میز محقر هم برای همه جا نباشه و سرش دعوا کنن...یا همون سوپ پیاز بی مزه هم به همشون نرسه. سوژه ها رو خوب می گیرین...ازشون بطور کامل استفاده کنین.
نقل قول:
حرکت جیمز بامزه بود..قابل قبول هم بود...ولی کلمه "ولدک" به هیچ عنوان نبود! از این کلمه گاهی در چت باکس و گاهی در پست های خاصی استفاده می شه ولی اجازه ندین بصورت عادی وارد پست هاتون بشه. مخصوصا شما به عنوان یه مرگخوار نباید این کار رو انجام بدین. من به حد و مرز شخصیت ها اعتقاد دارم. این حدود باید رعایت بشن. وگرنه فرقی بین شخصیت ولدمورت و پیتر پتی گرو باقی نمی مونه و اینا تبدیل به دو اسم بی معنی می شن. استثناهایی وجود داره که می تونه این مرز ها رو زیر پا بذاره...ولی اینجا یکی از اون موقعیت های استثنایی نبود.
نقل قول:
منفجر شدن میز محفلیا خوب بود. ولی دلیلش مشخص نشد. من به عنوان خواننده بر گشتم و دنبال دلیل گشتم! بهتر بود کمی بیشتر دربارش توضیح می دادین. مثلا جیمز سعی می کرد رنگ چشماشو عوض کنه که بیشتر شبیه لرد بشه و اشتباها میز رو منفجر می کرد!
فرار رودولف به اتاق تسترال ها خوب بود. یه سوژه فرعی که مسیر داستان رو عوض نمی کنه...زیاد خواننده رو درگیر نمی کنه و معمای غیر قابل حلی براش مطرح نمی کنه.
پست شما در راستای سوژه، خوب و سرگرم کننده بود. شکلک هاتون خوب و مناسبن و به انتقال احساسات شخصیت هاتون به خواننده کمک می کنن.
موفق باشید.
نقدی آبی بر پست شما!
نقل قول:
-اوه سیوروس...! میدونستم به سوی نور بر میگردی! خوشحالم که می بینمت!
سیوروس تنها شخصیتیه که به راحتی در همه سوژه ها می تونه بره محفل و بیاد خانه ریدل. گاهی سیاه باشه و گاهی سفید! کسی هم از دیدنش چندان تعجب نکنه. اینجا از این شخصیت به خوبی استفاده شده و شما هم این فرصت داده شده رو از دست ندادین و ازش استفاده کردین. البته باید جبهه ای رو که این شخصیت در سایت انتخاب کرده همیشه در نظر گرفت. درست مثل کاری که شما انجام دادین.
نقل قول:
اکسپلیاریموس
اکسپلیارموس! چون دو بار تکرار شده بود گفتم. البته افتخار می کنیم که یارانمون نتونن چنین طلسم های بی مصرفی رو تایپ کنن!
تاکید ایوان( و محفل) روی چنین طلسم ساده ای یکی از نکته هاییه که سیاها می تونن ازش برای طنز نوشتن استفاده کنن.
شکلک های تکراری ای که برای شخصیت هاتون استفاده کردین تاثیر خیلی جالبی روشون گذاشته! یه جور حالت ثابت و خنده دار! حالت گیج و منگ و نسبتا بچگانه ایوان و نیش باز و بی خیالی و سادگی دامبلدور. کارتون خیلی خوب بود.
نقل قول:
اسنیپ دهان باز کرد تا پاسخ پیر محفل را بدهد اما...
-حالا ازت می خوام ایوان رو پرورش بدی! در ضمن، یادم باشه راجع به ماموریت سریمون واست توضیح بدم. دقیقا یه یار کم داشتیم.
دیالوگ های دامبلدور خیلی خوب بودن. اغراق و بزرگنمایی اعتماد مضحکش به اسنیپ! اشاره به "ماموریت سری" هم همین اعتماد بیش از حد رو نشون می داد. خیلی هم به جا بود. فقط امیدوارم نفر بعد این مورد رو بیشتر از حد لزوم جدی نگیره و سوژه برنگرده روی ماموریت سری محفل!
حضور اسنیپ مسلما تاثیر مثبت و خوبی رو سوژه خواهد گذاشت. موقع ادامه دادن سوژه همیشه باید این موضوع رو در نظر بگیریم که کدوم شخصیت می تونه مفید باشه. میتونه جالب باشه. کدوم مسیر می تونه داستان رو خلاقانه تر و جذاب تر کنه. نباید فقط در حد پست خودمون فکر کنیم! شما هم همین کار رو انجام دادین و اسنیپ رو در سوژه جفظ کردین.
نقل قول:
تصمیمش را گرفت. می ماند و جاسوسی می کرد! دهان باز کرد تا صحبت کند که ایوان چند قدم جلو رفت:
-پروفسور مگه با نیروی عشق و اکسپلیاریموس نمیشه رفت پیش مرگخوارا؟ این میگه نمیشه!
انگشتان استخوانی ایوان، او را نشان می دادند.
پایان پستتون خوب بود. دردسر کوچیکی که برای اسنیپ درست کردین و توضیحی که احتمالا باید بده نکته جذابیه. گرچه احتمالا باز اعتماد دامبلدور به دادش خواهد رسید!
خوب بود.
_______________________
بررسی پست شماره 246 نیروگاه اتمی، آرسینوس جیگر:
قسمت اول پستتون و مقاومت رودولف برای تسلیم قمه هاش به همون خنده داریه که خواننده انتظار داره! یعنی طنزش می تونست بیشتر هم باشه. می تونستین فراتر از انتظار خواننده ظاهر بشین و غافلگیرش کنین. عکس العمل رودولف می تونست اغراق آمیز تر باشه. این تاکید بیشتر و پررنگ تر بودن حرکات رودولف می تونست بیشتر خواننده رو جذب کنه و نگه داره!
با انتقال سوژه ها به محفل جز در مواردی که لازمه زیاد موافق نیستم. محفل و خانه ریدل فاصله زیادی با هم دارن. این جور انتقالا ممکنه سوژه رو دو تکه کنه...و این زیاد برای سوژه خوب نیست.
کار خوبی که شما انجام دادین این بود که موضوع مهم یا جدید رو در محفل مطرح نکردین. یعنی نفر بعدی مجبور نیست اون قسمت رو هم ادامه بده. بخش محفل صرفا یه گفتگوی ساده و دوستانه اس.
نقل قول:
نیرو های محفل ققنوس سر میز محقر و پوسیده ی شام نشسته بودند و مثل همیشه سوپ پیاز را بدون هیچ گونه اشتهایی میخوردند، اما ایندفعه شادی فوق العاده عجیبی در میان آن ها وجود داشت.
اشاره به میز محقر و پوسیده و سوپ پیاز خیلی خوب بود. حتی می تونستین قضیه رو بزرگتر جلوه بدین! مثلا سر همون میز محقر هم برای همه جا نباشه و سرش دعوا کنن...یا همون سوپ پیاز بی مزه هم به همشون نرسه. سوژه ها رو خوب می گیرین...ازشون بطور کامل استفاده کنین.
نقل قول:
جیمز سیریوس که با جادو بینی خود را غیب و ریشش را بلند کرده بود فریاد زد:
- آخه پروفسور قیافه ی ولدک با ریش..... خودتون تصور کنید! خیلی باحال میشه.
حرکت جیمز بامزه بود..قابل قبول هم بود...ولی کلمه "ولدک" به هیچ عنوان نبود! از این کلمه گاهی در چت باکس و گاهی در پست های خاصی استفاده می شه ولی اجازه ندین بصورت عادی وارد پست هاتون بشه. مخصوصا شما به عنوان یه مرگخوار نباید این کار رو انجام بدین. من به حد و مرز شخصیت ها اعتقاد دارم. این حدود باید رعایت بشن. وگرنه فرقی بین شخصیت ولدمورت و پیتر پتی گرو باقی نمی مونه و اینا تبدیل به دو اسم بی معنی می شن. استثناهایی وجود داره که می تونه این مرز ها رو زیر پا بذاره...ولی اینجا یکی از اون موقعیت های استثنایی نبود.
نقل قول:
پس از مقدار زیادی خنده از سوی ملت محفل ناگهان میز غذاخوری با صدایی مثل گرومپ خرد شد و همان غذای بخور و نمیر ملت محفل هم به خاک و خون کشیده شد و جیمز روی زمین پخش شد.
منفجر شدن میز محفلیا خوب بود. ولی دلیلش مشخص نشد. من به عنوان خواننده بر گشتم و دنبال دلیل گشتم! بهتر بود کمی بیشتر دربارش توضیح می دادین. مثلا جیمز سعی می کرد رنگ چشماشو عوض کنه که بیشتر شبیه لرد بشه و اشتباها میز رو منفجر می کرد!
فرار رودولف به اتاق تسترال ها خوب بود. یه سوژه فرعی که مسیر داستان رو عوض نمی کنه...زیاد خواننده رو درگیر نمی کنه و معمای غیر قابل حلی براش مطرح نمی کنه.
پست شما در راستای سوژه، خوب و سرگرم کننده بود. شکلک هاتون خوب و مناسبن و به انتقال احساسات شخصیت هاتون به خواننده کمک می کنن.
موفق باشید.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1391/06/13
تولد نقش: 1395/12/19
آخرین ورود: دوشنبه 25 تیر 1397 22:49
از: وزارت سحر و جادو
پستها:
1513

سلام و درود خدمت ارباب!
ارباب اگه حالتان خوب شده، میشه این پست رو هم نقد کنید؟
نیروگاه اتمی سیاهان(بمب جادویی) ، پست 246
ارباب اگه حالتان خوب شده، میشه این پست رو هم نقد کنید؟
نیروگاه اتمی سیاهان(بمب جادویی) ، پست 246
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1393/08/19
تولد نقش: 1393/08/20
آخرین ورود: یکشنبه 7 بهمن 1397 19:42
از: این شهر میرم..:)
پستها:
336

سلامی آبی خدمت ارباب!
چه روزای سختین! جبران روز های نبود و این قضایا...
و همچنان امتحانای تسترال مشنگی!
اگه میشهاین بنده خدا رو نقد می کنید؟
چه روزای سختین! جبران روز های نبود و این قضایا...
و همچنان امتحانای تسترال مشنگی!
اگه میشهاین بنده خدا رو نقد می کنید؟
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
هوش بی حد و مرز، بزرگترین گنجینه ی بشریت است!
Only Raven
I only wanted to have fun
learning to fly, learning to run :)
learning to fly, learning to run :)

{ بعد از هزاران سال.. حالا جاش روی سر صاحب اصلیش امنه.. }
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1386/08/08
تولد نقش: 1387/08/11
آخرین ورود: چهارشنبه 30 اردیبهشت 1405 17:15
از: ما گفتن...
پستها:
6961

مورگانا
واقعا؟ ما از خوندن و نوشتن پست تکی بیشتر لذت بردیم همیشه. موقع نوشتن که اختیار کامل داری. سوژه رو بد پیش بردم و این حرفا نداره. موقع خوندن هم لازم نیست شصت تا پست بخونی تا ماجرا رو بگیری. پستای ادامه دار مثل سریال می مونن. پست تکی همچون فیلم!
بررسی پست شماره 283 خاطرات مرگخواران، مورگانا لی فای:
توصیف های اول پستتون ساده و قشنگ بودن. و عکسی که بهشون اضافه کردین! قبل از دیدن این قسمت اگه کسی از من می پرسید "به نظر شما می تونیم به فضا سازیمون عکس هم اضافه کنیم یا نه؟" احتمالا می گفتم بهتره این کارو نکنین. ولی شما این کار رو انجام دادین و به نظر من تاثیر خوبی هم گذاشته. مخصوصا با توجه به اینکه عکس کوچیکی گذاشتین و تصویر کل پستتون رو تحت تاثیر قرار نداده.
نقل قول:
به کلمات و زمان ها و فعل ها در پست جدی خیلی بیشتر باید دقت کنین. چون این پست ها حال و هوای خاصی ایجاد می کنن...یه جور فضای جادویی که نباید از بین بره. اشتباهات کوچیک هم می تونن این جو رو خراب کنن. اینجا جمله خیلی قشنگه...ولی "توهین کرده باشد" درسته...نه " توهین کرده است".
یا مثلا اینجا:
نقل قول:
دو تا جمله آخر خیلی شبیه همن. همین باعث می شه موقع خوندن تاثیر جالبی نذارن. می شه با کمی تغییر از این شباهت نجاتشون داد:
ساقه شکسته نه تنها اکنون سالم به نظر می رسید، بلکه غنچه کوچکی هم کنارش روییده بود.
شما از زمان حال شروع کردین. بعد خواننده رو با خودتون به گذشته بردین و همونجا رهاش گردین. گیج کننده نبود، ولی بهتر نبود آخر پست دوباره برمی گشتیم به زمان حال؟ حتی اگه شده با یک جمله.
سوژه لطیف و زیبایی بود. شما هم به زیبایی نوشتین. جمله هاتون رسا و تاثیر گذار هستن. همینطور زاویه نگاهتون. دلیلی نداشت که در اون شرایط تیغ گل فرو بره تو دست مورگانا. ولی همین هم پیام زیبایی به خواننده می داد.
سوژه شما جا داشت که کمی طولانی تر نوشته بشه. ولی به همین حالت هم به اندازه کافی زیبا بود.
_________________________
بررسی پست شماره 111 سرزمین سیاهی، آرسینوس جیگر:
در نیمه اول پست شما هیچ اتفاقی نیفتاده. رودولف و سیوروس کمی با هم و کمی با مرلین کلنجار رفتن و برگشتن سر جای اولشون. این کارتون خیلی خوبه به شرط این که طی این رفتن و برگشتن به سر جای اول تونسته باشین خواننده رو سرگرم کنین. شما با استفاده از چند نکته ساده این کار رو انجام دادین.
نقل قول:
یکی از مهمترین نکات رول نویسی اینه که شخصیت های سایت رو بشناسیم. از اخلاق و رفتارشون استفاده کنیم. مخصوصا شخصیت هایی که بر جسته تر از بقیه هستن. اخلاق و رفتار خاصی دارن. تک تک شخصیت ها رو نمی شه شناخت. شما هم وظیفه ندارین برین تحقیق کنین. ولی بعضیا خودشونو نشون می دن. رودولف یکی از همین شخصیت هاست. به نظر من شخصیتش رو خوب جاانداخته و شما هم به خوبی ازش استفاده کردین.
اینکه رودولف نقشه رو فراموش کرد شما و البته خواننده رو بر می گردونه به نقطه شروع. این بازگشت رو به خوبی انجام دادین. دیالوگ و شکلک خیلی خوب بودن.
نقل قول:
کسی در مقابل کروشیو مقاوم نمی شه! طلسم های ممنوعه رو جدی بگیرین. نه لرد و نه مرگخواری دیگه موقع عصبانیت نباید از کروشیو استفاده کنن. کروشیو برای شکنجه کردنه...و موقعیتی که شخصی بخواد طرف مقابلش واقعا شکنجه بشه سخت بوجود میاد.
نقل قول:
اینکه لرد به مرگخواران ماموریت داد و خودش رو کنار کشید حرکت خوبی بود. وقتی لرد نباشه مرگخواران راحت تر حرف می زنن. تصمیم می گیرن و خرابکاری می کنن.
پایان پستتون خیلی خوب بود. اگه نقشه رودولف رو می گفتین، به این خوبی از آب در نمیومد. کار درستی انجام دادین. هم طنز جالبی به پستتون اضافه شده و هم پیدا کردن نقشه و راه حل رو به عهده نفر بعد گذاشتین.
خیلی ساده و راحت نوشتین. سعی نکردین کار خاص یا خارق العاده ای انجام بدین و همین سادگی نوشته شما رو دلنشین تر کرده!
موفق باشید.
واقعا؟ ما از خوندن و نوشتن پست تکی بیشتر لذت بردیم همیشه. موقع نوشتن که اختیار کامل داری. سوژه رو بد پیش بردم و این حرفا نداره. موقع خوندن هم لازم نیست شصت تا پست بخونی تا ماجرا رو بگیری. پستای ادامه دار مثل سریال می مونن. پست تکی همچون فیلم!
بررسی پست شماره 283 خاطرات مرگخواران، مورگانا لی فای:
توصیف های اول پستتون ساده و قشنگ بودن. و عکسی که بهشون اضافه کردین! قبل از دیدن این قسمت اگه کسی از من می پرسید "به نظر شما می تونیم به فضا سازیمون عکس هم اضافه کنیم یا نه؟" احتمالا می گفتم بهتره این کارو نکنین. ولی شما این کار رو انجام دادین و به نظر من تاثیر خوبی هم گذاشته. مخصوصا با توجه به اینکه عکس کوچیکی گذاشتین و تصویر کل پستتون رو تحت تاثیر قرار نداده.
نقل قول:
گویی میترسید اگر صدایی ایجاد کند به گل در حال احتضار توهین کرده است!
به کلمات و زمان ها و فعل ها در پست جدی خیلی بیشتر باید دقت کنین. چون این پست ها حال و هوای خاصی ایجاد می کنن...یه جور فضای جادویی که نباید از بین بره. اشتباهات کوچیک هم می تونن این جو رو خراب کنن. اینجا جمله خیلی قشنگه...ولی "توهین کرده باشد" درسته...نه " توهین کرده است".
یا مثلا اینجا:
نقل قول:
هرگز نفهمید چه شد یا چند ساعت گذشت! اما وقتی ساقه گل در درون دست هایش به طرز خطرناکی داغ شد, بی اختیار چشم هایش را باز کرد و خود را عقب کشید. ساقه شکسته نه تنها اکنون سالم بود؛ بلکه کنارش یک غنچه کوچک هم بود.
دو تا جمله آخر خیلی شبیه همن. همین باعث می شه موقع خوندن تاثیر جالبی نذارن. می شه با کمی تغییر از این شباهت نجاتشون داد:
ساقه شکسته نه تنها اکنون سالم به نظر می رسید، بلکه غنچه کوچکی هم کنارش روییده بود.
شما از زمان حال شروع کردین. بعد خواننده رو با خودتون به گذشته بردین و همونجا رهاش گردین. گیج کننده نبود، ولی بهتر نبود آخر پست دوباره برمی گشتیم به زمان حال؟ حتی اگه شده با یک جمله.
سوژه لطیف و زیبایی بود. شما هم به زیبایی نوشتین. جمله هاتون رسا و تاثیر گذار هستن. همینطور زاویه نگاهتون. دلیلی نداشت که در اون شرایط تیغ گل فرو بره تو دست مورگانا. ولی همین هم پیام زیبایی به خواننده می داد.
سوژه شما جا داشت که کمی طولانی تر نوشته بشه. ولی به همین حالت هم به اندازه کافی زیبا بود.
_________________________
بررسی پست شماره 111 سرزمین سیاهی، آرسینوس جیگر:
در نیمه اول پست شما هیچ اتفاقی نیفتاده. رودولف و سیوروس کمی با هم و کمی با مرلین کلنجار رفتن و برگشتن سر جای اولشون. این کارتون خیلی خوبه به شرط این که طی این رفتن و برگشتن به سر جای اول تونسته باشین خواننده رو سرگرم کنین. شما با استفاده از چند نکته ساده این کار رو انجام دادین.
نقل قول:
رودولف که تلاش میکرد خنده اش را پنهان کند گفت:
- ترجیح میدم در طول اجرای نقشه اژدر پلنگ یا قمه کش باهوش صدام کنی.
یکی از مهمترین نکات رول نویسی اینه که شخصیت های سایت رو بشناسیم. از اخلاق و رفتارشون استفاده کنیم. مخصوصا شخصیت هایی که بر جسته تر از بقیه هستن. اخلاق و رفتار خاصی دارن. تک تک شخصیت ها رو نمی شه شناخت. شما هم وظیفه ندارین برین تحقیق کنین. ولی بعضیا خودشونو نشون می دن. رودولف یکی از همین شخصیت هاست. به نظر من شخصیتش رو خوب جاانداخته و شما هم به خوبی ازش استفاده کردین.
اینکه رودولف نقشه رو فراموش کرد شما و البته خواننده رو بر می گردونه به نقطه شروع. این بازگشت رو به خوبی انجام دادین. دیالوگ و شکلک خیلی خوب بودن.
نقل قول:
لرد دوباره نعره زد:
- خودتون رو به درد کشیدن نزنید! هزار تا کروشیو خوردید! دامبل هم باشه پوستش مقاوم میشه، بلند شید خودتون رو جمع کنید!
کسی در مقابل کروشیو مقاوم نمی شه! طلسم های ممنوعه رو جدی بگیرین. نه لرد و نه مرگخواری دیگه موقع عصبانیت نباید از کروشیو استفاده کنن. کروشیو برای شکنجه کردنه...و موقعیتی که شخصی بخواد طرف مقابلش واقعا شکنجه بشه سخت بوجود میاد.
نقل قول:
ما میریم استراحت و انتظار داریم وقتی برگشتیم سیوروس، رودولف، مرلین و مورگانا اینجا باشند، برایمان هم مهم نیست چه نقشه ای دارید! فقط آنها باید اینجا باشند.
اینکه لرد به مرگخواران ماموریت داد و خودش رو کنار کشید حرکت خوبی بود. وقتی لرد نباشه مرگخواران راحت تر حرف می زنن. تصمیم می گیرن و خرابکاری می کنن.
پایان پستتون خیلی خوب بود. اگه نقشه رودولف رو می گفتین، به این خوبی از آب در نمیومد. کار درستی انجام دادین. هم طنز جالبی به پستتون اضافه شده و هم پیدا کردن نقشه و راه حل رو به عهده نفر بعد گذاشتین.
خیلی ساده و راحت نوشتین. سعی نکردین کار خاص یا خارق العاده ای انجام بدین و همین سادگی نوشته شما رو دلنشین تر کرده!
موفق باشید.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1391/06/13
تولد نقش: 1395/12/19
آخرین ورود: دوشنبه 25 تیر 1397 22:49
از: وزارت سحر و جادو
پستها:
1513

افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
جزئیات کاربر

ارباب چرا پست های تکی یه خورده ترسناک به نظر می رسن؟
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!

?How long will you have me in your memory
Always
Перерыв сердца людей. Осколки может сделать вас ударить ...
Кинжал в сердце иногда ... иногда ... иногда горло вашим отношениям веревки!
Святые люди ... черные или белые ... не сломать чью-то сердце.
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
مرکز رسانه
خروج
