پستتون خیلی طولانیه. خودتون هم به این مورد اشاره کردین. ولی این یه اشکال نیست. پستتون یک پست تکیه. شما مجبورین ماجرا رو توضیح بدین. نمی تونین چیزی رو خلاصه کنین. پست تکی رو می تونین هر چقدر دوست دارین طولانی کنین.
شخصیت هوگو ویزلی رو برای نوشتن انتخاب کردین. کار خیلی خوبی کردین. در اولین روز هاگوارتز رون ویزلی همه ما همراهش بودیم! و احتمالا نمی تونستین موضوع جدید و جالبی بهش اضافه کنین. با این حال شخصیتی انتخاب کردین که با رون ارتباط داشته باشه. البته پست شما رو می شه اولین روز کاری رون ویزلی هم محسوب کرد. از این لحاظ هم یک امتیاز مثبت می گیره.
نقل قول:
هوگو مثل فنر ازپشت میز صبحانه برخاست و با سرعت از اشپزخانه بیرون رفت و از پله ها بالارفت
پست تکی رو به چند روش مختلف می شه شروع کرد. با فضاسازی خواننده رو کم کم با محیط آشنا کنیم. یا حتی می تونیم مستقیما بهش بگیم که اونجا کجاست. یا مثلا با یه دیالوگ یا جمله جذب کننده شروع کنیم! شروع شما کمی ناگهانی بود.و به اندازه کافی حس کنجکاوی خواننده رو تحریک نمی کنه که ناگهانی بودنش رو قبول کنیم. این شروع برای تاپیک های دنباله دار مناسب تره. قسمت بعد که درباره رون و احساسش توضیح دادین برای شروع مناسب تر بود. بعدش می تونستین به هوگو اشاره کنین.
ماجراهای پست شما خیلی سریع پیش می ره. هوگو سوار قطار می شه. به مدرسه می ره و گروه بندی می شه. خواننده همش منتظر یه اتفاق خاصه! این سرعت پیشروی شما هم این انتظار رو تقویت می کنه. انگار میخوایین سریع تر جلو برین که به قسمت خاصی از ماجرا برسین. ممکنه این هدف "استاد شدن رون" باشه...ولی اینجا تمرکز خواننده روی هوگوئه...می تونستین این قسمت رو کمرنگ تر کنین. تک تک توضیح ندین. خیلی ساده بگین هوگو وارد مدرسه و گروه بندی شد.
نقل قول:
بله اولین درسشان دفاع در مقابل جادوی سیاه با هافلی ها بود اما با کی؟این پرسش نه تنها برای او بلکه برای همه ی بچه های تازه وارد پیش اومده بود استاد دفاع در مقابل جادو که بود؟
این بخش داستان رو خیلی خاطره وار تعریف کردین. لحن و احساس خودتون رو خیلی وارد متن کردین. با اون "بله" اول جمله و با "اما با کی؟"...شما به عنوان نویسنده بهتره تا این حد در داستان حضور نداشته باشین. مگه این که قصد و هدفتون نوشتن به سبک خاصی باشه. شما اینجا خاطره تعریف نمی کنین. شما یه صحنه رو توصیف می کنین. برای همین نوشتن به این شکل درست نیست:
اما بعد از مدتی دیگر نتوانست تحمل کند و به همان پسر پرید که تو برای چی به من نگاه می کنی و از این حرف ها و پس از مدتی دعوا ی بزن بزنی اغاز شد.
اگه قراره صحنه توصیف بشه باید کامل توضیح بدین...وگرنه اصلا واردش نشین.
اشتباهات تایپی زیادی دارین. قبل از ارسال پست یه بار دیگه بخونینش.
تعجب هوگو از حضور پدرش خیلی بیشتر از چیزیه که اصولا باید باشه. استاد شدن رون و تدریسش اونقدار موضوع تعجب آوری نیست. حتی اگه هوگو از این موضوع خبر نداشته باشه و غافلگیر شده باشه. هوگو طوری رفتار می کنه انگار رون دوباره شروع به تحصیل در هاگوارتز کرده!
نقل قول:
-چرا بهم نگفته بودی؟
-انتظار داشتی بگم ؟تا قبل از ورود به هاگوارتز همه جا را پر کنی؟ و بگی که پدرت استاد دفاع در مقابل جدوی سیاهه؟که اگر بهت امتیاز دادم بگن که چون پسرم بودی ازت تعریف کردم و بهت امتیاز دادم؟
اگه قرار بود دلیلی بیان بشه، این قسمت به دلیل بهتری احتیاج داشت. دانش آموزا به هر حال می فهمن و شاید می دونن هوگو پسر رون ویزلیه...این موضوعی نیست که بشه تو هاگوارتز مخفی نگهش داشت. گفتم اگه قرار بود دلیلی ابراز بشه...چون به نظر من احتیاج به دلیل خاصی نبود. رون نمی خواست بین پسرش و بقیه دانش آموزا تفاوتی قائل بشه و ترجیح داد هوگو هم همراه بقیه جریان استاد شدنش رو بفهمه. همین کافی بود.
پست شما در مقایسه با پست های قبلیتون بد نبود.
___________________
بررسی پست شماره 229 باشگاه دوئل، روبیوس هاگرید:
نقل قول:
-روبیوس هاگرید.
صدای رسای پروفسور دامبلدوری که هنوز رشته هایی از موی مشکی بر سرش بود، نام هاگرید را به زبان آورد و دوباره دانش آموزانی که در حال تشویق دانش آموز قبلی بودند آرام شدند.
یک اسم آشنا و یک صحنه آشناتر! می تونه شروع خیلی خوبی باشه. بخش جالب تر ماجرا اینه که ما این صحنه رو برای این شخصیت تجربه نکردیم و همین می تونه جذاب ترش کنه.
زندگی هاگرید احتمالا جالبه. از سوژه هاش در تاپیک های مختلف می تونین استفاده کنین. مثلا من الان کنجکاو شدم بدونم نامه هاگوارتز چطوری به هاگرید رسیده...چطوری سوار قطار شده. خریداشو چطوری انجام داده و ...
نقل قول:
-اون یه غول دورگس.
-من شنیدم که غول های دورگه خنگن!
-مهم ترین کاری که یه غول می تونه انجام بده اینه که همه ی کیک هارو یه نفره نخوره.
-هاهاها حق با تامیه.
-همیشه حق با تامیه لوسیوس احمق.
زمزمه ها خیلی بجا و هدفدار بودن! اشاره به کیک عالی بود. این یه سوژه سایتیه. و استفاده از سوژه های داخل سایت وقتی جالب تر می شه که کسی که چیزی از اون سوژه ندونه هم گیج نشه. فرض کنیم یکی از اعضای سایت جریان کیک رو نمی دونه...با خوندن این قسمت اصلا گیج نمی شه. چون جمله شما به تنهایی هم معنی داشت.
نقل قول:
صورت هاگرید از حرف های بچه ها سرخ شده بود و دوباره ترس اینکه شاید اشتباهی در دعوتش به اینجا پیش آمده باشد درونش را پر از آتشی کرد که ذره ذره قلب کوچکش را که در قالبی بزرگ پنهان شده بود،می سوزاند.
اضطراب هاگرید رو خیلی خوب به خواننده منتقل کردین. عبارت "قلب کوچک در قالب بزرگ" خیلی قشنگ بود. البته می شد از صفت های دیگه ای هم استفاده کرد.مثل حساس! ولی شاید تاثیرش به اندازه این "بزرگ و کوچک" نمی شد.
شکستن صندلی صحنه قابل پیش بینی ولی جالبی بود. شاید اگه صندلی نمی شکست یه جورایی توی ذوق خواننده می خورد!
دامبلدور همون دامبلدوریه که می شناسیم. استفاده از شخصیت های آشنا یکی از نقاط قوت پست شماست.
نقل قول:
هوشت هم... به نظرم ریونکلاو هم جای مناسبی نیست.
این مورد ظاهرا ساده ولی مهمیه. باید ضعف های شخصیتمون رو بشناسیم و قبول کنیم. شما می تونستین وانمود کنین کلاه از هوش هاگرید شگفت زده شده! ولی این صحنه قشنگی نمی شد.شخصیتتون باور پذیریشو از دست می داد.
نقل قول:
-هیچی می رم و دیگه هیچوقت به این مدرسه مزخرف بر نمیگردم.
جواب اونقدرا که باید شجاعانه نبود. طرز بیانش شجاعانه نبود! این جا نقطه مهمیه. جاییه که کلاه برای هاگرید تصمیم می گیره.یه جواب قانع کننده تر می تونست تاثیر این قسمت رو بیشتر کنه. مثلا هاگرید اعتراف می کرد که اگه گروه بندی نشه قبول می کنه که به درد جادوگری نمی خوره و سرنوشتش رو می پذیره. معنی حرف هاگرید هم همین بود...ولی اینجور اعترافا اگه به صورت مستقیم بیان بشن شجاعانه تر محسوب می شن.
نقل قول:
هاگرید چند سال بعد تحصیلات هاگوارتز را به دلیل اخراج نیمه تمام گذاشت اما گفته ی کلاه صحت داشت:
- یادت باشه که توی این مدرسه برای همه جا هست،کافیه لایقش باشی...
لیاقتی که خیلی ها نداشتند،مثل تام ریدلی که برای استخدام در هاگوارتز به هر کاری دست زد.
هاگرید پس از اخراج به عنوان شکاربان در هاگوارتز مشغول شد و بعد ها استاد مراقبت از حیوانات جادویی شد.
این تیکه آخر ضعیف ترین قسمت پست شماست. به نظر من پستتون باید قبل از این قسمت تموم می شد. اینجا اینطور به نظر می رسه که خواستین خیلی سریع دو سه ماجرای دیگه رو تعریف کنین و اون وسط یه تیکه ای هم به لرد ولدمورت بندازین! با توجه به این که خواننده ها اون ماجرا ها رو می دونن لزومی نداشت این کار رو انجام بدین.
__________________
بررسی پست شماره 346 انجمن تفرقه بین دو جبه سیاه و سفید، آرسینوس جیگر:
نقل قول:
بدن هکتور به سرعت شروع به بزرگ شدن کرد.
این یه سوژه بود! می تونست اتفاق دیگه ای بیفته...البته در حدی که سوژه رو منحرف نمی کرد. یه اتفاق کوچیک...یه مشکل سطحی که همونجا حل می شد. می شد ازش بیشتر و بهتر استفاده کرد.
نقل قول:
هکتور که از این کار سیوروس عصبانی بود بدنش را بالا کشید و صورتش را مقابل چهره ی سیوروس قرار داد تا او را نیش بزند اما به محض اینکه دهانش را باز کرد سیوروس با افسونی دهان او را بست.
مرگخواران که از این واکنش سریع سیوروس به هیجان آمده بودند میخواستند او را تشویق کنند، اما سیوروس به سرعت غرید:
کمی بی دلیل بود.
چیزی که می نویسین باید یه هدفی داشته باشه. یا خنده دار باشه. یا به نحوی جالب باشه یا به سوژه کمک کنه یا شخصیت ها رو معرفی یا تثبیت کنه یا مشکلی رو حل کنه...
این قسمت هیچ هدفی نداشت. فقط نوشته شده بود. قسمتی که سیوروس می گه از ملت دو برابر مالیات می گیره جالب بود...ولی نه اونقدر که بشه ازش به عنوان هدف استفاده کرد. قسمت بعدی هم همین حالت رو داره. جایی که آرسینوس پیشنهاد می کنه به جای مالیات امتیاز کم کنن...بد نیست...ولی خیلی ساده اس! بدون هیچ نکته خاصی.
نقل قول:
- حالا چجوری اینو ببریم تو اتاق که نجینی رو بیاره بیرون؟
پایان خیلی ترغیب کننده ای نیست. شما در این پست انرژیتون رو روی سوژه گذاشتین. این بد نیست. ولی باید همین کار رو هم به شکلی انجام بدین که خواننده رو جذب کنین. پست شما ساده بود. کمی خالی بود. خواننده احتیاج به یه ضربه داره. ضربه میتونه یه غافلگیری خاص باشه. یه سوژه خوب...یا یه طنز خلاقانه.
من مدتیه که پشت سر هم دارم پست های شما رو نقد می کنم. نکته تعجب آمیز برای من اینه که یک پست شما خوب از آب در میاد و یکی ضعیف! ثبات وجود نداره و این نقد ها حالت نظر سنجی گرفتن. نظرمو درباره پستتون می گم. نقد ها تاثیری روی نوشته های شما ندارن. برای همینه که پست بعدی شما می تونه ضعیف باشه و یه پست دیگه تون قوی! نقدا منو خسته نمی کنن. وقت هم دارم براشون. ولی بهتون توصیه می کنم درخواست های نقدتون رو کمتر کنین. پیشرفتتون رو در مدت زمان طولانی تری و با فاصله های بیشتری بسنجین.
موفق باشید.
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
مرکز رسانه
خروج



