جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
اینستاگرام
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده

آنلاین‌ها

9 کاربر(ها) آنلاین هستند (6 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
8 مهمانان 1 عضو

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

شبکه پرواز

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس

مدرسه علوم و فنون جادویی هاگوارتز - ترم 30

امتیازات خانه‌ها

[[single]] میخانه دیگ سوراخ (دوئل)

مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
پاسخ به: میخانه دیگ سوراخ
ارسال شده در: جمعه 27 مرداد 1396 13:24
نمایش جزئیات
آفلاین
بعله ...و باز هم بعله!
جسیکا در حالی که با یک دست ماسک روی صورتش را گرفته بود، به زور دست دافنه را گرفته و به دنبال خودش میکشید. با افکت خفنی وارد میخانه شد و با لحن کش دار و البته باز هم خفنی گفت:
-ما هم اومدیم....یعنی من و دافنه جان!

کلاوس که وضعیت دافنه را دید با لحن نه چندان خوشحالی پرسید:
-تو هم رضایت داری؟

دافنه که دست و پا و دهانش با چسب همه کاره کرم فلوبر هکتور بسته شده بود سرش را به زور تکان داد و او هم اعلام آمادگی کرد.
تا درسی باشد برای آیندگان گذشتگان و کلا همه مردمان!
بنابراین کلاوس لیست دانش آموزانش را در آورد و در دفترش نوشت:

جسیکا ترینگ-دافنه مالدون

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
هافلپاف ایز خفن!
شیپور خواب رودولف دست منه!
صبحا زود بیدار شید شبا هم زود بخوابید!
مراقب تلسکوپ آملیا باشید!اصلا حوصله نداره!
ارباب
بعله!و باز هم بعله...
در پناه هلگا باشید.
همین...
تصویر تغییر اندازه داده شده
تصویر تغییر اندازه داده شده

تصویر تغییر اندازه داده شده
پاسخ به: میخانه دیگ سوراخ
ارسال شده در: جمعه 27 مرداد 1396 13:09
نمایش جزئیات
آفلاین
اعلام آمادگی برای شرکت در دوئل و کلاس طلسم ها!
حریف:جسیکا ترینگ.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
تصویر تغییر اندازه داده شده
پاسخ به: میخانه دیگ سوراخ
ارسال شده در: جمعه 27 مرداد 1396 12:49
نمایش جزئیات
آفلاین
خب... خب... خب.

به میخونه‌ی دیگ سوراخ خوش اومدین.

دای، سوزان! سوژه‌ی شما: «یک جادوگر در دنیای ماگل‌ها»

فکرش رو بکنین. شما سال‌هاست که از دنیای ماگل‌ها جدایین؛ اگر والدینِ ماگل داشته باشین تا امروز اکثرچیزهایی که از شیوه‌ی زندگی ماگلی می‌دونستین رو فراموش کردین. اگر هم از بدوِ تولد در دنیای جادو زندگی کردین، پس هیچ ایده‌ای از زندگی‌یی که (مثلاً) پشتِ دیوارهای خونه‌های همرنگ و هم‌شکلِ حومه‌ی لندن اتفاق می‌اُفته ندارین. حالا قراره تجربه‌ش کنین. یک جادوگر (هر جادوگر، خودتون یا...) در دنیای عجیبِ ماگل‌ها!
خوش بگذره!

لاتینا! ()، رُز ویزلی ()
سوژه‌ی شما: هاگوارتز

این، بیشتر از اینکه یک سوژه باشه، یک موقعیّت یا یک مکانه؛ پس رولتون باید یا در هاگوارتز اتفاق بیفته و یا درباره‌ی هاگوارتز باشه. دستتون کاملاً بازه. آیا در هاگوارتز همه چیز عادیه؟ آیا اتفاق خاصی افتاده؟ آشوبی مثلاً؟! یا نه، وقتِ مرورِ خاطراتِ دویدن‌های بی‌مهابا در راهروهای تاریکِ هاگوارتزه؟! هر چیزی که فکرش رو بکنید. بنویسید. بنویسید از این مدرسه‌ی قدیمی و دوست‌داشتنی!


------------------
پرداختِ سوژه در کامل‌ترین و مفصل‌ترین حالتش ممکنه؛ البته که من از دوستدارانِ رول‌هایِ موجز و مینیمالیستی‌ام ولی (به عنوان نکات بدیهی) باید بدونید که حتی اگر بنا به کوتاه‌نویسیه، سوژه باید خوب پرورش داده بشه؛ موقعیت به خوبی خلق بشه؛ و شخصیتتون (یا شخصیتِ اصلیِ رول) در سوژه انعکاسِ خوبی داشته باشه. ببینم چی کار می‌کنید...

موفق باشید!
و لطفاً... زنده بمونین!
[ حداقل یکی‌تون...]

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
تصویر تغییر اندازه داده شده
[
تصویر تغییر اندازه داده شده

بنفش! [ ]

پاسخ به: میخانه دیگ سوراخ
ارسال شده در: جمعه 27 مرداد 1396 02:46
نمایش جزئیات
آفلاین
لایتینا همراه با آهنگ، در حال بیرون ریختن دل و روده موبایلی بود که تازه گرفته بود بالاخره وقتی زلزله‌ای رو حس کرد، به خودش اومد و با یه عدد رز اونم از نوع زلزله‌اش مواجه شد. دختر در حال ویبره- زلزله لب هاش تکون میخورد اما لایتینا چیزی نمیشنید. بالاخره صبر دختر هافلپافی به سر اومد و سیخونکی به لایتینا زد.

- هوم؟ ها؟ بله بله!

کلا نفهمیده بود چه خبره. اما هرچی بود تنوع بود دیگه.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
The MUSIC is making me growing
The only thing that keeps me awake is me knowing
There's no one here to break me or bring me down

Onlyتصویر تغییر اندازه داده شدهaven
پاسخ به: میخانه دیگ سوراخ
ارسال شده در: جمعه 27 مرداد 1396 02:29
نمایش جزئیات
آفلاین
رز ، ویبره زنان، دور از چشم رودولف، نصفه شبی به مکانی وارد می‌شود که قبلا محل ملاقات های بسیاری برای قمه‌کش بوده. به اطرافش نگاهی می‌کند و با ویبره می‌گوید:
- بودلر وسطی! اومدیم با ایشون دوئل برای.

منتظر تایید طرف دیگر دوئل می‌ماند که با طولانی شدن انتظار، سیخونکی به لایتینا می زند:
- هوم؟ ها؟ بله بله!

و دوباره هدفون را روی گوشش می‌گذارد.
بودلر وسطی با سر کج نگاهی به دو دختر جلویش می‌اندازد و فکر می‎‌کند؛ زلزله و شیرآب. چه ترکیبی!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
پاسخ به: میخانه دیگ سوراخ
ارسال شده در: جمعه 27 مرداد 1396 01:16
نمایش جزئیات
آفلاین
اعلام آمادگی
حریف انتخابی و توافقی= دای

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
تصویر تغییر اندازه داده شده
پاسخ به: میخانه دیگ سوراخ
ارسال شده در: جمعه 27 مرداد 1396 01:13
نمایش جزئیات
آفلاین
اعلام آمادگی برای شرکت در دوئل و کلاس طلسم ها! حریفِ سوزان بونز

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
این بدترین شکنجه دنیاس، اینکه صبر کنی و بدونی هیچ کاری از دستت ساخته نیست.

the hunger game | 2012 | Gary Ross


تصویر تغییر اندازه داده شده

تصویر تغییر اندازه داده شده
پاسخ به: میخانه دیگ سوراخ
ارسال شده در: جمعه 27 مرداد 1396 00:09
نمایش جزئیات
آفلاین
در تصرّفِ ستادِ دوئلینگِ هاگوارتز
کلاس وردها و طلسم‌های جادویی


شیوه‌ی دوئل؛ به شکلِ «باشگاه دوئل»ـه. به این شکله.
1. فردی رو از گروهی متفاوت انتخاب می‌کنید. (= اگر از اسلیتیرین هستید، باید جادوآموزی از یک گروهی غیر از اسلیترین را انتخاب کنید.)

2. در پیامِ خصوصی، هماهنگ می‌کنید. هر دو نفر، در اینجا برای دوئل اعلام آمادگی می‌کنند. با ذکرِ این‌که هماهنگ کرده‌اند و قرار است با چه کسی دوئل کنند.

3. بعد از اعلام آمادگی در همین تاپیک، سوژه‌ای در اختیار دوئل‌کننده‌ها قرار می‌گیرد که در زمانِ معمولِ تکلیف‌های هاگوارتز، باید همینجا ارسال شود.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
تصویر تغییر اندازه داده شده
[
تصویر تغییر اندازه داده شده

بنفش! [ ]

پاسخ به: میخانه دیگ سوراخ
ارسال شده در: جمعه 9 مهر 1395 01:12
نمایش جزئیات
آفلاین
پست پایانی سوژه

هوگو نمیتوانست مال هر دو باشد...هوگو این توانایی را نداشت...هوگو بنیه اش ضعیف بود...او تنها میتوانست برای یک نفر باشد!
پس به همین خاطر به سمت آماندا و لینی برگشت و گفت:
_نخیر اینجوری نمیشه...فقط یکی!
_پس چیکار کنیم؟
_دوئل کنید سر من!

آماندا و لینی نگاهی به یک دیگر کردند...و در حرکتی سریع،چوب دستی هایشان را از رداهایشان در آورده و به سمت یکدیگر گرفتند!

اما قبل از اینکه طلسمی به سمت یکدیگر بفرستند، در میخانه با شدت باز شد و محفلی ها به سرکردگی دامبلدور وارد میخانه شدند...
_هیچکی از جاش تکون نخوره...ما محفلی ها بلاخره تونستیم خودمون رو جمع و جور کرده و به یاری دو تن از فرزندان محفل یعنی ریموس و سیریوس بشتابیم...آم...حالا این ریموس و سیریوس کجا هستن؟

هوگو که از ورود ناگهانی دامبلدور تعجب کرده بود جواب داد:
_ام...اینجا نیستن!

یکی از محفلی از آن پشت مشت ها یکهو فریاد زد:
_اونا به ما خیانت کردن...اونا ما رو کشوندن اینجا که با مرگخوارا درگیر بشیم!
_آروم باش فرزند جوگیر...اینجا خبری از مرگخوار نیست!

یک ثانیه از پایان جمله دامبلدور تمام نشده بود، که ناگهان لرد خشمگین از سرکار ماندن نجینی بر سفره عقد،به همراه دیگر مرگخوارها پشت سر محفلی ها ظاهر شدند!
_اینجا چه خبره!

به نظر میرسید اوضاع از این درهم ریخته تر نمیشد...اما فقط به نظر میرسید! زیرا در همین حین سیریوس و ریموس وارد میخانه شدند و با دیدن این اوضاع نگاهی به یکدیگر انداختند...
_نظرت چیه بریم ظرفا رو بشوریم تا کلا قائله خاتمه پیدا کنه؟


پایان

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
پاسخ به: میخانه دیگ سوراخ
ارسال شده در: جمعه 5 خرداد 1391 10:48
نمایش جزئیات
آفلاین
ارباب مثل آلن دلون به سمت آماندا برمیگرده و میگه : به چه جراتی مزاحم مراسم عروسی دخترم شدی؟
-راستشو بخوایید......
پاف
دود سیاهی سراسر مراسم را فرو گرفت و چشم ها دیگر بینایی نداشتند،همه جا سیاه بود که بعد از مدتی غبار ناپدید شده بود.همه چیز مثل اولش بود به غیر از یک چیز:هوگو ناپدید شده بود

"انطرف تر در آشپز خانه"

لینی با صدای نازکش میگفت:آه هوگو من همیشه تو رو دوست داشتم و عاشقت بودم.
هوگو هم گفت:آه عزیزم من هم همینطور .
به به به چشمم روش پس به این خاطر بود که گفتی عروسی رو بهم بزنم؟؟؟؟من سهممو میخوام.این صدای آماندا بود که از پشت سر به گوش میخورد
لینی قهقه زنان گفت : من گفتم هرچی گیر آوردم نصف نصف میخوایی هوگو رو نصف کنی؟؟؟
-چون تو به من دروغ گفتی پس کل هوگو مال من،من از بچگی عاشقش بودم.
-نه من.من زود تر دیدمش.
-نه من.
-نه من.
-اصن هر دوتامون.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
همه برابر اند ولی ارباب برابر تره

هلگا معتقد بود ...
« هوش و علم ، شجاعت و غلبه بر ترس و حتی نجابت و وقار به وسیله سختکوشی قابل دسترسیه ! »