_راس میگه خب رودولف، به نام وزارت نمیشه یکی رو همینجوری بیخود راه داد به داخل وزارت! برعکس حتی! البته من که جذابم و فرد اول کشوری ام اصلا قضیه م فرق میکنه!
تپ.
ریگولوس با پس گردنیِ سخاوتمندانه ی رودولف به درون کیف پرتاب شد و راستش ثانیه ای نگذشت که دوباره کله اش در کنار صورت رودولف ظاهر شد.
_من کلا از اول هم سری در میان سر ها داشتم.
_لامصب! حرف دهنتو میفهمی یا حرف دهنمو بزنم تو... دهن آدمو باز میکنین هی.
ریگولوس که تجربه ی خوبی از نفهم بودن در برابر حرف دهن نداشت، آن هم در مقابلِ رودولف، بسرعت سرش در میان سر ها را واگذار کرده به داخل کیف پرید، و ترجیح داد بیشتر از آن دهان رودولف را باز نکند، چرا که خمیازه واگیر دارد. و چرا که جای نفهم بودنِ قبلی هنوز خوب نشده بود.
_خب؟
صدای خفه ی ریگولوس از داخل کیف، به رودولف پاسخ گفت.
_خب چی؟

_خب چرا این کوفتی راه نمیره؟
صدای کنت از داخل کیف نعره کشید.
_چون تمام مدت داشتی با این بیشعور مذاکره میکردی!
بیشعور مذکور، بلافاصله به حرف آمد.
_بنام ملت مستحکم انگلستان، دیدی چیکار کردی؟ وزارتو نابود کردی.
_ریگولوس... فقط خفه شو.
_زودتر میگفتی.
و ریگولوس خفه شد.
_دوستان؟

صدای ساحره ی پشت خط، بار دیگر باعث شد رودولف تا کمر از درون کیف بزند بیرون و بدون اینکه به قمه اش نگاه کند، آنرا در هوا تکان بدهد و نیمی از ابرو های ریگولوس را با افکت "خرچ" روی زمین بریزد.
_اوه... مثکه دارم از سمت راست شروع میکنم به سرطان گرفتن.
_ریگولوس!
_عه ببخشید یادم نبود.
و ریگولوس دوباره خفه شد.
می دانید... آنها در باجه جا شده بودند، چرا که کیف مورگانا حجم زیادی داشت. بنابرین، حجمی از مرگخوارانِ درون کیف کم و زیاد نشده بود، و آنگاه، نتیجه می گیریم که جرمشان هم درست همان جرمی بود که با آن درون باجه آمده بودند. و می دانید این یعنی چی؟
باجه فقط برای پنج نفر طراحی شده بود.
با صدایی شبیه صدای ترکیدن هندوانه، باجه ی سرخ رنگِ تلفن ناگهان از جایش ول شد و پایین افتاد.
_همش تقصیر توئه رودولف، وزارت رو نابود کردی. انگلستان رو نابود کردی. ویوا یوونتوس.
_چه ربطی داشت؟
_بکوش مربوط بودن در نگاه تو باشد نه در چیزی که به آن می نگری.
_تا جاییکه یادمه تو قرار بود خفه شی.
_اوه بله.
ریگولوس برای بار سوم خفه شد، درست پیش از صدای بلندی که حاکی از برخورد باجه ی تلفن با زمین بود.
_بفرمایین... بطور غیر لفظی به بچها گفتم بیارنتون پایین، به وزارت خوش اومدین.
_ریگولوس!

_چشم.
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
مرکز رسانه
خروج













.
همین رسوایی اخلاقی که ازش فهمیدی شروع خیلی خوبیه، بدون این که سراغش بری گوشه ای از ماجرا رو به صورت شایعه تو روزنامه ها و رسانه ها پخش میکنی تا بترسه و خودش بیاد سراغت، فقط سعی کن سرتو به باد ندی 
,خوب جولوی اون درغگو ها ایستادی. منم دیگه حالم از اون دختره دماغ گنده به هم میخوره. 
.ینی چیز ببخشید 
