جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده

آنلاین‌ها

21 کاربر(ها) آنلاین هستند (17 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
19 مهمانان 2 اعضا

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

شبکه پرواز

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس

مدرسه علوم و فنون جادویی هاگوارتز - ترم 30

امتیازات خانه‌ها

آخرین گروه‌بندی‌ها

[[continious]] اتاق تسترال‌ها

مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
پاسخ به: اتاق تسترالها
ارسال شده در: یکشنبه 3 تیر 1397 00:39
نمایش جزئیات
آفلاین
خلاصه:

تسترال های لرد گذاشتن رفتن. لرد از مرگخوارا می خواد براش تسترال های جدید تهیه کنن. مرگخوارا برای خرید تسترال به بازار می رن و موفق می شن یه تسترال پیدا کنن. ولی تستراله هم حرف می زنه و هم خیلی پرروئه!
تسترال بهشون می گه که قبل از رفتن باید هکتور رو براش بکشن.
بلاتریکس وانمود می کنه که داره این کار رو انجام می ده.

..............................

بعد از چند دقیقه، بلاتریکس به همراه هکتورِ شل و ول و بی حرکت از اتاق خارج شدند. هکتور جوگیر شده بود و زبانش را هم به صورت یک وری از دهانش خارج کرده بود!

بلاتریکس رو به تسترال کرد.
-بیا...کشتمش!

تسترال جلو رفت. با سمش هکتور را تکان داد...توی صورتش فوت کرد...توی چشمش تف کرد...توی گوشش فحش های بدی داد...قلقلکش داد...ولی چیزی نفهمید!
برای همین رو به نارسیسا کرد.
-برو ببین مرده؟

نارسیسا از عصبانیت که چرا همیشه این مسئولیت نفرت انگیز باید به او سپرده شود، به طرف هکتور رفت. یک چشمش را باز کرد و نگاهی به مردمکش انداخت.
-بله...مرده!

تسترال شانه هایش را بالا انداخت.
-تو کله زخمی رو هم گفته بودی مرده. به تشخیصت نمی شه اعتماد کرد. یه نفر دیگه هم چک کنه...اگه مرده بود، اینو بندازین رو کول من که با هم بریم. هی...تو برو!


با اشاره تسترال، کراب جلو رفت.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
پاسخ به: اتاق تسترالها
ارسال شده در: سه‌شنبه 25 اردیبهشت 1397 01:35
نمایش جزئیات
آفلاین
مرگخوار بدبختم كسي نبود جز هكتور. هكتور گفت:
-اخه چرا من تسترال؟ چرا؟

هكتور داشت به تسترال بد و بيراه ميگفت كه بلاتريكس كه ديگر از دست تسترال عصبي شده بود و ميخواست هرچه زودتر از شر او و هكتور خلاص شود يقه هكتور را از پشت گرفت و او را به داخل اتاق كشاند.

درون اتاق
-نه بلا. نه. تو رو جان من نكن.

بلاتريكس كه ديگر صبر سر امده بود گفت:
-كروشيو. بابا هيپوگريف فقط تو الان ناله كن. بعد من تورو از اتاق ميكشم بيرون و تو مثلا مردي. باشه؟

هكتور باور نميكرد بلاتريكسي كه هميشه آرزوي مرگ هكتور را داشت الان براي نجات جانش نقشه ميكشيد.آن هم بلاتريكسي كه هميشه يا اين بود يا اين جوري.يك لحظه فكر عروسي با بلاتريكس به سرش زدولي ياد رودولف افتاد و كاملا منصرف شد.
صداي جيغي از بيرون شنيده شد:
-استفراغ! استفراغ! كراب پاشو برو جارو رو بيار اين كصافت كاري رو جمع كن.

هكتور كه غرق در چهره بلاتريكسي كه به او نگاه نميكرد شد بود گفت:
-باشه بلا. آي بلا نكن. نه. نه. نه!

ولي كسي چه ميدانست تسترال چه قصد شومي دارد.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط كيگانوس بلک در 1397/2/25 11:32:07
اتش در پس شعله های سیاهی معنا پیدا میکند.
پاسخ به: اتاق تسترالها
ارسال شده در: دوشنبه 24 اردیبهشت 1397 19:18
نمایش جزئیات
آفلاین
-یکیتون بیایین خودتونو در راه لرد سیاه فدا کنین. مگه مرگخوار نیستین؟ بیایین بمیرین ببینم.

طبیعتا کسی داوطلب نمیشه. همه به فضای خالی زل میزنن.

-چیه؟ چتونه؟ چرا به من زل زدین؟

لایتینا شروع به توضیح داد میکنه:
-به تو زل نزدیم بانز...فقط به فضای خالی خیره...هی...صبر کن ببینم. تو چرا نمیمیری؟ تو که الانت هم فرقی با روح نداره...

بانز معترض میشه:
-عمرا...حرفشم نزنین. من چه لذتی از زندگیم بردم که الان بیام بمیرم؟ شاید فردا یه راهی پیدا شد مرئی شدم...شما پاسخگوی آرزوهای ناتمام و جوانی از دست رفته ی من خواهید بود؟

تسترال هم قاطی بحث میشه:
-من گفتم مرگ میخوام. مرگ رو باید ببینم. مرگ اینو چطوری ببینم؟ این که از منم تسترال تره! اونو بکشین! روح شه همراهمون بیاد.


سم تسترال به طور مشخص به یکی از مرگخوارا اشاره میکرد.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
چهره و هویتم مال شما...از زیر سایه ی ارباب تکان نخواهم خورد!
پاسخ به: اتاق تسترالها
ارسال شده در: جمعه 3 فروردین 1397 02:16
نمایش جزئیات
آفلاین
-مرگ ميخواى؟... مگه دست خودته كه مرگ ميخواى؟... خريديمت! تو الان مال مائى! هرچى كه ما بگيم بايد بخواى! فهميدى يا تسترال فهمت كنم؟!
-باشه... باشه خواهر! چرا حرص ميخوري؟... من يونجه خوردم اصلا!... بيا!... بيا بشين ببرمت يه دور بچرخونمت از دلت در بياد!
-خواهر؟... اين الان به من گفت تسترال؟!

پريدن پلك و وز خوردن مو در بلاتريكس ها، معمولا عواقب خوشي نداشت. پس نارسيسا در كسرى از ثانيه جلو پريد و او را قبل از انفجار، خنثى كرده و از صحنه بيرون برد.

-به به!... چه تسترال با كمالاتى!... آخه حيف اين كمالات نيست كه مرگ بخواد؟... بيا! بيا بريم خونه ريدل ها... يه رز داريم با غنچه هاش رو پايى ميزنه! بيا بريم نشونت بدم!

به محض بلند شدن پاى تسترال، رودولف خودش را به گوشه اى پرتاب كرد. لاكن تسترال به جاى جفتك زدن، به گوشه اى كه رز ايستاده بود اشاره كرد.
-اوناها! داره روپايى ميزنه!... دارم ميبينمش ديگه! تا اونجا چرا بيام.

مرگخواران كه حسابى گرفتار شده بودند، بايد هرچه سريع تر راهى براى قانع كردن تسترال، براى آمدن به خانه ريدل ها پيدا مى كردند.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
I was and am the Dark Lord's most loyal servant
I learned the Dark Arts from him
پاسخ به: اتاق تسترالها
ارسال شده در: شنبه 19 اسفند 1396 23:09
نمایش جزئیات
آفلاین
مرگخواران یک به یک نظرات خود را مطرح نمودند.

_ من میگم گشنشه!

از ناکجا آباد جفتکی به قوزک پای آرسینوس حواله شد!
اینطور که پیدا بود تسترال گشنه نبود!

_ نکنه تشنشه؟

جفتک بعدی با شدت شدیدتری به استخوان جناغ آرسینوس اصابت کرد.
_ آخ! تسترال! نفهم! اینو که من نگفتم! چرا منو میزنی؟

تسترال دلیل خاصی نداشت. همین که تسترال بود دلیل قابل قبولی برایش محسوب میشد!

_شاید مرلینگاه کار داری؟

آرسینوس ناخودآگاه پشت نارسیسا سنگر گرفت!
ولی این بار تسترال بصورت کاملا منطقی با نظر رودولف مخالفت کرد.
_

_ خبر مرگت بیاد! چته پس تسترال؟
بلاتریکس اعصاب درست درمانی نداشت!

تسترال با آنکه تسترال بود ولی بازهم میفهمید شوخی با این یک مورد عاقبت خوشی نخواهد داشت!
_ این چشه؟ از من قاطی تره که ... خیلی خب میگم... مرگ میخوام! مرگ !

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط نارسیسا مالفوی در 1396/12/19 23:14:21
?Why so serious
پاسخ به: اتاق تسترالها
ارسال شده در: شنبه 19 اسفند 1396 21:58
نمایش جزئیات
آفلاین
سوالات مثل هم بود ولی جواب ها متفاوت. گیبن که داشت دندون های تسترال را میشمرد با خودش فکر کرد: خیلی راحت به ارباب نمیگیم این تسترال لوس و بدعنقه. بانز هم به لطف دیده نشدنش وسیله ی مشنگی خودش را دراورد و جواب این سوال را جست و جو کرد. آرسینوس جیگر هم که کلا نمیتوانست تسترال را ببیند اصلا برایش مهم نبود چون فرق تسترال عادی با تسترال لوس و بدعنق را تشخیص نمیداد. بلاتریکس هم که کلا فکر نمیکرد، عمل میکرد پشت تسترال رفت تا اورا کروشیویی مهمان کند که صدای پاتریشیا ابرهای افکار همه رو ترکاند و زمین پر از فکر های خرد شده شد و تسترال سرش را خم کرد و از افکار به زمین ریخته تغذیه کرد.

-اهممم. یه فکری دارم مگه این تسترال سخنگو نیست؟ خب بیاید از خودش بپرسیم چی میخواد. تسترال عزیز مشکلت چیه؟ چرا نمیای؟

تسترال هم سرش را بلند کرد و گردنش را تابی داد و موهایش را افشون کرد و گفت:
-نمیگم بهتون خودتون باید بفهمید چی میخوام وگرنه از جام جم نمیخورم.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
هافلپافی خندان
تصویر تغییر اندازه داده شده



دنیا چو حباب است ولکن چه حباب؟! نه بر سر آب، بلکه بر روی سراب.
آن هم چه سرابی، که بینند به خواب آن خواب چه خواب؟ خواب بد مست خراب.
پاسخ به: اتاق تسترالها
ارسال شده در: جمعه 18 اسفند 1396 23:06
نمایش جزئیات
آفلاین
خلاصه:

تسترال های لرد گذاشتن رفتن. لرد از مرگخوارا می خواد براش تسترال های جدید تهیه کنن. مرگخوارا برای خرید تسترال به بازار می رن و یکی یکی مغازه ها رو می گردن. در اين بين، هكتور براى لرد آب تسترال ميبره.
...................

هكتور توسط لرد سياه تبديل به چوب پنبه شد و بر سر بطرى آب فرو رفت، تا با هر بار استفاده مرگخواران از بطرى، زجر بكشد و له شود!

اما در طرفى ديگر، مرگخواران به سختى مشغول گشتن به دنبال تسترال بودند.
-هى... اونجا نوشته تسترال فروشى ويلسون و برادران، غير ممد!... تسترال فروشى تسترال داره ديگه! بريم بخريم!

حق با كراب بود. واقعا تابلوى تسترال فروشى به چشم ميخورد.
مرگخواران كه در نهايت با ديدن يك تسترال فروشى، خستگيشان در رفته بود، به سمت مغازه رفتند.
آرسينوس كه مرگخوار موذى و فرصت طلبى بود، سرعتش را بيشتر كرد تا اولين نفر باشد كه تسترال را براى اربابش خريدارى كرده كه...

شپلق!

روى هوا بلند شد و به ديوار مغازه رو به رويى كوبيده شد!
-هى... شوخى كثيفى بود بانز!

صداى بانز از دورترين نقطه به آرسينوس بلند شد.
-من نبودم كه! اين تسترال بود...هى!... تو نديديش... تو تاحالا مرگ كسى رو نديدى؟!

آرسينوس خجالت كشيد! دروغ هايش در مورد قتل عام مشنگ ها و جادوگران سفيد رو شده بود!

-اينو يادم باشه به اطلاع لرد برسونم!

و با دور زدن تسترال، وارد مغازه شدند.
-سلام آقا! اين تسترال دم در چند؟!

آقاى تسترال فروش، به سان تسترالى كه بهش هويج دادن از جاش پريد.
-اون؟... مجانى!... نه نه وايسين... بياين! اينم مال شما!

نارسيسا با تعجب به گاليون هايى كه آقاى تسترال فروش كف دستش انداخت نگاهى كرد.
-پول ميدى كه بخريمش؟... هى!... نكنه دست دومه؟
-دست دوم چيه آبجى؟... صفر كيلومتره!... موتور و فنى هم سالمه. تازه... سخنگو هم هست. مباركتون باشه!

و پشت صندوقش گم شد.
مرگخواران خوشحال و خندان به سمت تسترالشان رفتند.
-خب... كراب!... بگيرش بريم!

-نگير! نميام!

حق با آقاى تسترال فروش بود. تسترال سخنگو بود!

-يعنى چي نميام؟ خريديمت. بايد بياى!
-نوموخوام! يه كارى كنين كه راضى شم بيام. وگرنه اينقدر جفتك ميندازم تا اعلاميه شين!

به طور همزمان يك سوال در ذهن مرگخواران شكل گرفت:
يك تسترال بد قلق و لوس را با چه وعده اى ميتوان تسترال كرد؟

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
I was and am the Dark Lord's most loyal servant
I learned the Dark Arts from him
پاسخ به: اتاق تسترالها
ارسال شده در: جمعه 20 بهمن 1396 21:25
نمایش جزئیات
آفلاین
- تسترال هکتور ، تسترال ! ما فرمودیم برامون تسترال بیاورید ! الان ما این آب تسترال رو کجامون بزاریم ، تسترال ؟ این آب تسترال الان دیگه به درد عمت می خوره !
-

لرد نفس عمیقی کشید . باید یه جوری خودش را آروم می کرد ، فریاد زدن راهکار موثری بود .
- پس چرا عین تسترال به ما زل زدی ، تسترال ؟ برو برایمان تسترال بیاور!
-

فشار خون لرد بالا پرید . اصولا هروقت هکتور ویبره نمی رفت ( که تابه حال پیش نیامده بود!) یعنی اتفاق بدی در حال رخ دادن بود !
- چرا این جا وایستادی ، تسترال نفهم ؟
-
- هکتور نکنه معلولیت مغزی ای چیزی داری که ما ازش بی خبریم ؟
- ارباب ، همینه دیگه .
- چی همینه ؟
- همینه ؟
- تسترال هکتور ، تسترال ! تسترال همینه ، مردک تسترال !
- آها همینه دیگه ارباب ! وقتی شما به من می گین تسترال یعنی من تسترالم دیگه !
- شک نکن ! ما هم هیچ وقت در اینکه تو درست نقطه ی مقابل نابغه ای شک نکردم ! هیچ وقت !
- خب دیگه ! مگر من برای تو کافی نیستم ؟
- :
- یعنی ارباب من تسترال رو به عنوان تسترال خودتون قبول ندارین ارباب؟ من برای شما کافی نیستم ارباب؟

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
I'm learning that who I'm is'nt so bad.The things that make me different are the things that make me



پاسخ به: اتاق تسترالها
ارسال شده در: چهارشنبه 11 بهمن 1396 13:18
نمایش جزئیات
آفلاین
- مردک تسترال! این‌جا نوشیدنی فروشیه ... تسترال از کجا بیارم بهت بدم تسترال؟!

- اون دیگه مشکل خودته!

مغازه دار نمی‌دانست تسترال به چه کار هکتور می‌آید که خودش به تنهایی یک طویله تسترال بود! اما می‌دانست این طویله تسترال رحم و مروتی هم ندارد و هر لحظه ممکن است او را با شلغم و پیاز و لوبیا [این از قبل تو پاتیل بوده!] بپزد. پس با دست و پای بسته آخرین تلاش برای بقا را به خرج داد با قورت دادن کمی لوبیا و هضم سریع آن، شلغمی به سوی هکتور شلیک کرد. شلغم نیز به صورت موزی شکل در هوا شناور شد و دست آخر به دهان هکتور خورد و تک تک دندان‌های او را خرد کرد و کف دهنش ریخت.

تصویر تغییر اندازه داده شده

نوشیدنی فروش که پس از رسیدن ماموران اورژانس و انتقال هکتور به سنت مانگو، دست و پایش باز شده بود با آسودگی خاطر پشت دخل نشسته بود و با چوبدستی‌اش بازی می‌کرد.

- دلام!

کابوس زنده‌ی نوشیدنی فروش مقابلش ایستاده بود؛ بدون دندان!

- بازم تسترال می‌خوای؟

- نه، من که دندون ندارم ... آب تنترال می‌خوام!

فروشنده یک شیشه آب تسترال برای هکتور ریخت و او را راهی کرد.

تصویر تغییر اندازه داده شده

- هکتور؟

- ارباب!

- آب تسترال به چه درد ما می‌خوره؟

- ارباب من تو معزونام هرچیو نداشته باشم آبشو می‌ریجم، فرقی که نمی‌کنه هیچ، بهترم می‌شه!

-

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
هیچی به هیچی!
تصویر تغییر اندازه داده شده
پاسخ به: اتاق تسترالها
ارسال شده در: دوشنبه 2 بهمن 1396 22:09
نمایش جزئیات
آفلاین
چند مغازه اون طرف تر درست بین مغازه پاتیل فروشی و حشره کش سازی هاکتوریا و دوستان به جز هکتور، یه دکه ی نوشیدنی سازی قرار داشت که به نظر میومد دچار زلزله شده. همه ی رهگذر ها با تعجب به کرکره های پایین کشیده و لرزش های غیر قابل کنترل دکه نگاه میکردن. به نظر میومد زد و خوردی توی دکه در جریان باشه. ولی جامعه جادوگری اصولا عادت نداشتن تو زد و خورد ملت دخالت کنن. بنابراین همشون تنها به یه نگاه تعجب آمیز و رد شدن بسنده میکردن.

اما داخل دکه ماجرایی بر خلاف تصور ملت در جریان بود. عامل این لرزش ها موجودی بود لرزنده و لرزاننده، سازنده و خوراننده، کشنده و نیش شکاننده و بسیاری القاب و عناوین دیگه.

- از جون من چی میخوای آخه؟
- تسترال!
- تسترال و کوفت! تسترال و معجون سقط شدگی، تسترال و مرگ. عجب تسترالی هستی تو!

هکتور که گنجایش این حجم از تعریف رو به شکل یه جا نداره، مرد فروشنده رو درون پاتیل شوت میکنه و یک ملاقه آب کدو حلوایی و نیم کیلو شلغم رو روی سرش خورد میکنه.
- تا سوپ پیازت نکردم نذاشتمت دم در محفل که هورتت بکشن بگو کجان؟
- حس میکنم دلم به حال اربابت میسوزه که تو شدی مرگخوارش. چجوری ممکنه تا حالا تو رو نکشته باشه؟

هکتور این حرفا سرش نمی شد. مشعلی رو روشن کرد و به پاتیل نزدیک شد.
- میگی کجاست یا روشن کنم؟
- حیف که دستم بسته است وگرنه اون میزو تو دماغت فرو میکردم که بفهمی نمیدونم داری چیو میگی! تسترال!
- آها، همین! تسترال! تسترال میخوام!

به نظر نمی یومد فروشنده بتونه به این سادگیا از دست هکتور خلاص بشه.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ارباب یه دونه باشن... واسه ی نمونه باشن!