شخصیت جادویی خودت را بساز، به یکی از چهار خانه ملحق شو، در کلاسها شرکت کن، کوییدیچ بازی کن و ماجراجوییهای خودت را بنویس.
✨ بیش از ۱۵,۰۰۰ جادوگر از سال ۱۳۸۲
🏰 ۴ خانه فعال: گریفیندور، اسلیترین، هافلپاف، ریونکلاو
📚 اساتید راهنما تو را قدمبهقدم همراهی میکنند
⚡ ماجراجوییهای بیپایان در انتظار توست
🗺 سفر تو در هاگوارتز:
📝یک داستان کوتاه بنویس
🧙شخصیت خودت را بساز
🛒از کوچه دیاگون خرید کن
🎓به یک خانه ملحق شو
همه چیز ساده است! استاد راهنمای اختصاصی تو را در هر قدم کمک میکند
راستش فکرشم نمیکردم که یکی از اعضای فعال و محبوب فعلی، ینی تام جاگسن رو بیارم واسه مصاحبه و کلاً 3-4 نفر ازش سؤال بپرسن و بعد از مصاحبه حتی یه نفر هم فیدبک نده نسبت به حرفایی که توی مصاحبهش زد. فک کنم فقط لرد توی چتباکس گفت که مصاحبهی خندهداری بود و... فک کنم فقط همین بود، نه؟
ولی برین مصاحبههای قبلی رو بخونین. مخصوصاً اونایی که واسه چند سال پیشه. واقعاً مصاحبهها خیلی شلوغتر بودن. در حدی که بعضی وقتا از سؤالا و به چالش کشیدنای تماشاچیا بیشتر خوشم میومد تا خود مجری. تازه بعد از مصاحبه هم ول نمیکردن و همچنان حرفای همدیگه رو نقلقول میکردن و جواب میدادن. ینی قبلاً اینجوری نبودش که مجری 90 درصد سؤالا رو بپرسه. تماشاچیا خیلی بیشتر از اینا نقش داشتن توی جذابیت مصاحبه... آره...
به هر حال، مهمون بعدی... مـرلـیـن!
این پاراگراف رو هم بولد میکنم تا توجه همه رو جلب کنه. نمیخواد سؤال بپرسین. کلاً از این به بعد لازم نیس حتماً سؤال بپرسیم. نه من، نه شماها... اگه از مهمون سؤالی ندارین، لااقل باهاش حرف بزنین. شوخی کنین. به چالش بکشینش. هرچی که دلتون میخواد بهش بگین. اینکه قبلاً ته پُستای معرفی مهمون میگفتم طرف رو سؤالپیچ کنین، فک کنم باعث سوءتفاهم شده بود. نمیخواد حتماً سیمجین کنین. با مهمون حرف بزنین فقط! حـــــرررررف بزنین فقط! باشه؟ باشه! دمتون گرم!
سرش را داخل تاپیک می آورد. نگاهی مشکوک به اطراف می اندازد تا موقعیتی خلوت و مناسب پیدا کند. پس از آنکه خیالش آسوده شد وارد تاپیک شده و کالبد مروپ را از تن در می آورد تا با مفرح ذات به تخریب تام بپردازد!
1.چرا انقدر عجولی؟ نه وایسا، اشتباه شد. منظورم عجـــــول بود! آیا شما یک ۸ ماهه متولد شده می باشید؟ آیا از ۸ ماهه متولد شدن خود رنج می برید؟ یعنی آدم تا یه کلمه حرف میزنه می بینه ۷ بار موضوع تغییر کرده! حتی غذا هم می خوای بخوری تو ۵ دقیقه میخوری...خب میمیری که اینطوری! انقدر عجول نباش!
2.در راستای این عجله باید بپرسم این همه سرعت در تایپ رو از کجا میاری؟ کلاس های تایپ سرعتی برگزار نمی کنی بیام ثبت نام؟
3.چطوری انقدر زود با همه کنار میای و رفیق میشی؟ طرف رو تا امروز تو کل عمرت ندیدی بعد تا می بینیش انقدر خونگرم شروع میکنی باهاش حرف زدن که آدم فکر میکنه ۷ قرن هست که می شناسیش!
4.خجالت نمی کشی عین جغد می مونی؟ بگیر بخواب خب! چه معنی داره یه نوگل باغ دانش تا صبح بیدار بمونه بعد تا لنگه ظهر بخوابه؟ :تلاش می کند پنهان کند که خودش هم در این بازی کثیف نقش دارد و رکورد تا ۹ صبح چرت و پرت گفتن را با همکاری هم شکسته اند:
5.چرا انقدر مهربون و با حوصله ای؟ یعنی آدم کلی هم ازت انتقاد کنه، گیر بده و غر بزنه بازم در کمال مهربونی و با حوصلگی سعی می کنی مسائل رو حل کنی.
6.یه اعتماد به نفس خیلی خیلی خوبی داری. یعنی نه اعتماد به نفسی هست که به درجه گستاخی و خود بزرگ بینی برسه و نه اینکه انقدر بی اعتماد به نفس باشی که با هر حرف یا رفتاری ناراحت و حساس بشی. از خودت مطمئنی. این اعتماد به نفس رو چطوری بدست آوردی؟ یکمیش هم به من قرض بده خب! خسیس!
7.خجالت نکشیدی برداشتی روز تولدم برام عکس کیک خربزه و عسل فرستادی؟ جا داشت همونجا بلاکت می کردم...به عنوان اولین گفتگو خصوصی میاد عکس کیک خربزه و عسل میفرسته برام!
8.زندگی رو چطوری میبینی؟ به نظرت با وجود این همه مشکلاتی که روزمره هممون باهاشون سرکار داریم هنوزم میشه از زندگی لذت برد؟
9.آدمی نیستی که بخوای با نفرت و کینه از دیگران تا ابد زندگی کنی...میبخشی. و خب گاهی این بخشش شامل کسایی میشه که اساسا نامردن! به نظرت بخششی که باعث آرامش خیال میشه بهتره یا نبخشیدن و فرصت ندادن به آدمایی که تا یه فرصت بهشون میدی ضربه میزنن؟
10.ذوب نمیشی؟ چطوری توی اون هوا زندگی می کنی؟ نظرت چیه به جبران مافات ادامه زندگیتو توی قطب شمال کنار خرسی های قطبی سپری کنی؟
فعلا همینا...جا داره یه تشکر و خسته نباشید هم بگم به مصاحبه گر قبلیمون. کلی برای انجام مصاحبه های با کیفیت و طراحی سوالات خوب، خون دل همراه نوشیدنی کره ای خوردن! دستشون دردنکنه.
خوب.به عنوان ناظر آینده و مصی جدید سایت اومدم چند تا سوال از تام جاگسن بپرسم که کاملا پیش پا افتاده و basic هستن. 1.چرا تام جاگسن شدی؟ 2.چرا فلیتک ویک نموندی؟ 3.چجوری با سایت آشنا شدی؟ 4.دوست داری ناظر کدوم انجمن باشی؟ 5.نظرت درمورد مصی چیه؟
یوآن اگه این سوالارو نپرسی ناظر شدم هم اینجارو تعطیل میکنم هم شناستو میبندم.
:عصا را به دیوار تکیه داده و دستان چروکیده اش را به یکدیگر میمالد:
خب تام جاگسن! بالاخره نشستی روی این صندلی. هرچند که فکر کنم همه چیز دربارت خیلی شفاف و روشنه و بقیه میدونن. ولی خب مصاحبه بدین صورت هم خالی از لطف نیست! سوالای سایت رو که یوآن میپرسه، من بیشتر ماگلی ازت میپرسم:
1- چرا همه جا هستی؟؟؟ واقعا چرا؟ صبح ها که قفل موبایلم رو باز میکنم نوتیفیکیشن های برنامه های مختلف میاد که اسم تو مشترک بین همشون هست. یجا استوری گذاشتی، یجا توئیت کردی، و به عنوان خامه روی کیک توی تلگر... عه آقای یوآن میشه اسمشو بیارم؟ قیلتر نمیشه برنامتون؟ توی اون پیام رسان مذکور هم پیام دادی. اصلا درسته یه نوجوون توی همه این فضا های مجازی باشه با توجه به شدت کوبیدن ها و نقد شدن ها و له شدن های اعتماد بنفس در این فضاها؟ هر چند که تو از رو نمیری.
2- حرف سن شد. چرا هر وقت سنتو میپرسم یه عدد متفاوت میگی؟
3- به عنوان طرفدار هیپ هاپ و رپ چه جوابی داری بدی به اونایی که میگن رپ چرت و مزخرفه؟ رپر مورد علاقت کیه بالاخره؟ دقت کن که یدونه باید بگی. دوباره صدتا اسم ردیف نکن.
4- چی شد که پدرام نامیده شدی؟ من میدونم ولی میخوام بقیه هم از دانشی که مرلین داره بهره مند بشن.
5- چرا همه چیز رو درباره سایت میدونی؟ یعنی حتی اگه یه نفر توی تالار خصوصی هافلپاف پست اشتباهی هم بفرسته تو میفهمی. خاله زنک بازی نیست بنظرت از یه حدی بیشتر؟ صدمه نمیزنه به خودت و بقیه؟ چرا من رو قاطی خاله زنک بازیات کردی اصلاً؟
6- فکر کنم الان نظارت سه تا انجمن رو داری: هاگزمید، کینگزکراس و خصوصی ریونکلاو. چه آتویی از حسن داری؟ رمز میزنی؟ سختت نیست؟ چقدر وقت میبره ازت؟ اصلاً وقت میذاری یا فقط اسمت اونجاست؟
7- انتخابات وزارت نزدیکه. برنامه ای داری براش؟ ()
8- الان تابستونه و فعالی. فکر میکنی توی سال تحصیلی چند درصد بتونی مثل الان فعالیت کنی؟ کمی و کیفی طبیعتاً منظورمه.
ببینین دوستان، خود مدیرا شاهدن که بعد از استعفای مودی، من بارها درخواست نظارت قدح اندیشه رو دادم ولی گویا هنوز رسماً ناظر اینجا نیستم. بعد یه بار خود مودی بهم گفتش که دسترسی و نظارت میخوای چیکار؟ مصاحبهتو بکن! منم دیدم توصیهی بسیار خوبیست. پس در اقدامی خودجوش تصمیم گرفتم حتی بصورت غیرناظر هم که شده، مصاحبه کنم! یوآنه و خودجوشیش!
چه شخصی رو هم دعوت کردم! مهمون داریم عجب مهمونی! بهبه! :استیکر مهران مدیری: یکی از اعضای Fan Favourite و نئو-سلبریتیهای سایت. خیلی فعاله. خیلی پُرحرفه. خیلی پُررنگه. کلاً خیلی تام جاگسنه.
اصلاً هم عجله نکنین. همهچی گاماس گاماس. 2 هفته وقت دارین که سؤالپیچش کنین این بوقی رو. یه چیزی رو هم بگم... خواهشاً سؤال پیش پا افتاده و Basic نپرسین. واقعاً واسه روحیات مصاحبهشونده مضره که شونصد نفر همزمان ازش بپرسن که چرا تام جاگسن شدی.
یوآن: حسی که من از فعالیت یوآن میگیرم، اینه که خیلی از ته دله و معتقدم این فعالیتا ایفا رو قشنگتر میکنن.
اینجاشو من مکث کردم و عمیقاً رفتم تو فکر... واقعاً یکی از خوشایندترین و خاصترین توصیفاتیه که تا حالا ازم شده. خیلی ممنون تات!
در مورد جدینویسی... راستش من کلاً طنز رو به جدی ترجیح میدم. چون به هر حال فانتره و Quickتره و کلاً میخوره به اتمسفر کلّی سایت که یه حالت کارتونی و مسخره و فان داره. ولی معنیش این نیس که اهل جدینویسی نباشم. بعضی وقتا که مودش میاد، دوس دارم یه رول جدی بنویسم.
موقعی که جدینویسهای کاردرستی مث جیمزتدیا و ویولت و ادوارد بونز و چند نفر دیگه تو سایت بودن، سوژههای جدی پُررنگتر از الآن بودن و انجمن محفل همیشه چندتا سوژهی جدی فعال داشت. مخصوصاً مخصوصاً مخصوصاً اون سوژهی تاپیک "نوزده سال بعد" که در مورد جادوخوارها بود و اونقد جذاب بود که حتی اشخاصی مث رودولف هم توش رول زدن. خودمم از اون رولایی که توش زدم هم خیلی خوشم میاد.
چند روز پیش هم که من و تو داشتیم در مورد یه سوژهی جدی بحث میکردیم و قرار بود استارترهاش یوآن و تاتسویا باشن، ولی چون شناسهمو عوض کردم، یهکم از اون بحث دور شدم... دلیلش هم این بود که یوآن یه شخصیت رفلکسیه. ینی میتونه توی هر سوژهای با هر Moodـی باشه. هم میتونه با مورفین و ماندانگاس بره قاچاقی مواد مخدر... و هم میتونه توی انیمهایترین صحنهها یه سری دیالوگ موذیانه بگه. ینی اینجوری بگم که رفلکسیّت ایز آبرکرومبی!
امّا پاپی کاکستون... راستش من فعلاً هیچ رولی با پاپی نزدم و شخصیتش رو هنوز معرفی نکردم، ولی همینو بگم که فک نکنم بشه تو سوژههای جدی ازش استفاده کرد و واسه همین بیخیال اون سوژهی جدی شدم.
ولی الآن که بحث جدینویسی رو کشیدی وسط، با خودم فک کردم که چه کاریه خب؟ مگه استفاده از شناسههای قبلی حرامه؟ خلاصه اینکه سعی میکنم به زودی یه سوژهی جدی بزنم، مخصوصاً هم با اتمسفر انیمهای!
صبر کن ببینم ... شما چرا دارین منو تموشا میکنین؟ تلویزیون رو خاموش کنید! جعبه ی جادویی از تمام جادوهای سیاهی که تا الان اسمش رو شنیدین خطرناک تره. این جادو روی فکر و ذهن شما تاثیر میذاره. یک چیزی مثل طلسم فرمان، اما هزار بار خطرناک تر. چون این طلسم فرمان همزمان روی میلیون ها آدم اجرا میشه. هنوز خاموش نکردید که!
لابد منتظر مصاحبه نشستید ... باشه! مصاحبه رو ببینید و تمومش کنید. اما این آخرین قسمت این برنامه است. من توی این جادوی کثیف مشارکت نخواهم داشت.