لینی وارنر
از رو شونههای ارباب!
- تولد نقش
- 1388/03/30
- آخرین ورود
- جمعه 25 خرداد 1403 19:05
- عضویت
- 1388/03/30
- پستها
- 5457
لرد با دیدن مرگخواران و جادوآموزانی که با شنیدن این حرف سرهاشون به صورت اتوماتیک به سمتش برمیگرده، بادی به غبغب میندازه. لرد آماده بود تا زندانیِ بیادب رو ادب کنه.
- خب ما تصمیم خودمان را گرفتیم. ما میخواهیم این ملعون را... یارانمان!
اما گویا مرگخوارا آماده ادب شدنِ زندانیِ بیادب نبودن!
چرا که به نظر درس عبرتهایی که بلاتریکس به اسکورپیوس میداد چندان هم بی سر و صدا نبود! صداهایی که از پشت بوتهها میاومد باعث شده بود دوباره مرگخوارا سرشون به سمتی به جز جایی که لرد قرار داشت برگرده.
لرد صرفا برای این که کمی از خشمش رو خالی کنه، یکی میزنه پس کلهی زندانی و بعد فریادزنان میگه:
- بلاتریکس! مایلیم اسکورپیوس رو در مایلها اونورتر مجازات کنی.
ناگهان سر و صداها متوقف میشه، کلهای که متعلق به بلاتریکس بود از پشت بوتهها نمایان میشه، چشم اربابی میگه و اسکورپیوس به دست به مایلها اونورتر میره.
مرگخوارا و جادوآموزان که سرگرمی خودشون رو از دست داده بودن، دوباره به سمت لرد برمیگردن. اما لرد این بیتوجهی رو فراموش نکرده بود و مرگخوارا باید با عواقب کارشون کنار میومدن.
- ما تصمیم خودمان را گرفته بودیم. اما چون نطق ما را کور کردید، تا سه میشماریم و بعد از پایان شمارشمان اگه به ما نگین چطور میخواستیم این بیادب رو ادب کنیم، همهتان را پشت بوته... یعنی مایلها اونورتر میفرستیم.
مرگخوارا اصلا دوست نداشتن به مایلها اونورتر منتقل بشن. پس آب دهنشونو قورت میدن.
- داریم میشمریم! یک... دو...
- خب ما تصمیم خودمان را گرفتیم. ما میخواهیم این ملعون را... یارانمان!

اما گویا مرگخوارا آماده ادب شدنِ زندانیِ بیادب نبودن!
چرا که به نظر درس عبرتهایی که بلاتریکس به اسکورپیوس میداد چندان هم بی سر و صدا نبود! صداهایی که از پشت بوتهها میاومد باعث شده بود دوباره مرگخوارا سرشون به سمتی به جز جایی که لرد قرار داشت برگرده.
لرد صرفا برای این که کمی از خشمش رو خالی کنه، یکی میزنه پس کلهی زندانی و بعد فریادزنان میگه:
- بلاتریکس! مایلیم اسکورپیوس رو در مایلها اونورتر مجازات کنی.
ناگهان سر و صداها متوقف میشه، کلهای که متعلق به بلاتریکس بود از پشت بوتهها نمایان میشه، چشم اربابی میگه و اسکورپیوس به دست به مایلها اونورتر میره.
مرگخوارا و جادوآموزان که سرگرمی خودشون رو از دست داده بودن، دوباره به سمت لرد برمیگردن. اما لرد این بیتوجهی رو فراموش نکرده بود و مرگخوارا باید با عواقب کارشون کنار میومدن.
- ما تصمیم خودمان را گرفته بودیم. اما چون نطق ما را کور کردید، تا سه میشماریم و بعد از پایان شمارشمان اگه به ما نگین چطور میخواستیم این بیادب رو ادب کنیم، همهتان را پشت بوته... یعنی مایلها اونورتر میفرستیم.

مرگخوارا اصلا دوست نداشتن به مایلها اونورتر منتقل بشن. پس آب دهنشونو قورت میدن.
- داریم میشمریم! یک... دو...
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!







... پس مجازات شدن این غریبه توسط ارباب جای نگرانی نداره.


پانتومیم بازی میکنه.




