هری پاتر نخستین مرجع فارسی زبان داستان های شگفت انگیز هری پاتر

هری پاتر نسخه موبایل


در حال دیدن این عنوان:   1 کاربر مهمان





Re: پستخانه ی هاگزمید(نامه سرگشاده)
پیام زده شده در: ۱۱:۳۷ دوشنبه ۱۲ آذر ۱۳۸۶
#17

جرج  ویزلیold


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۲:۳۵ سه شنبه ۱۱ مهر ۱۳۸۵
آخرین ورود:
۱۲:۳۶ یکشنبه ۱۳ آبان ۱۳۹۷
از مغازه ویزلی ها
گروه:
کاربران عضو
پیام: 685
آفلاین
به جمیز پاتر - نامه شماره 14

سلام جیمز.

خوبی؟

نمی دونم میتونم بیام یا نه ولی سعیم رو میکنم که بیام.

ما یه نوع دیگه از ابنباتهای جیم شو اماده کردیم که یهش میگیم تاول زا.
بهتره این رو امتحان کنی چون تاحالا مورد خوبی گیر نیاوردیم که بشه روش امتحان کرد.

جیمز مواظب باش! اگه همین طور پیش بری تا اخر سال دیگه هیچ معلمی زنده نمی مونه.

یا این حرکتت نشون دادی که هم یه پاتر و هم یه ویزلی واقعی هستی.

فلیچ!! اون خفاش پیر هنوز زندس ... از طرف من خانم نوریس رو از سقف اویزون کن. اگه تونستی ورد لویکورپوس رو روی خود فلیچ امتحان کن ... اثر جالبی داره .

راستی اگه یه جهبه از ابنباتها بخوای میشه 9 گالیون. این روزها که میدونی بی بنزینی هستو اره اینا.

اگه خواستی با پست پیشرفته اس ام اس بفرست.

تو کافه سه دسته جارو میبینمت.


اگر به یک انسان فرصت پیشرفت ندهید لیاقت چندان تاثیری در پیشرفت او نخواهد داشت. ناپلئون


Re: پستخانه ی هاگزمید(نامه سرگشاده)
پیام زده شده در: ۲:۳۳ دوشنبه ۱۲ آذر ۱۳۸۶
#16

لی جردن


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۹:۳۱ شنبه ۲۸ شهریور ۱۳۸۳
آخرین ورود:
۰:۱۷ پنجشنبه ۲۳ شهریور ۱۳۹۶
از fozool sanj
گروه:
کاربران عضو
پیام: 281
آفلاین
سلام بابا و مامان گلم.
این چند روز گذشته انگلیس خیلی سرده. مخصوصا طرف هاگزمید که خر تب میکنه سگ سینه پهلوونی :دی
خوب آمبریج بازم حکم از خودش در و کرده. هری نمیتونه دیگه به هاگزمید بیاد. فرد و جرج میخوان یه آتیش بازی جالب ترتیب بدن. منم کمکشون کردم ولی اونا میگن اگه لو برن اسم منو نمیارن. آه به خاطر نامه ی قبلیتون که گفته بودین نباید تو اد شرکت کنم خیلی مواظب منن که سوتی ندم تا شما ناراحت نشین.
راستی تریسی چطوره؟ بگو تا چشم به هم بزنه داداشی برگشته خونه. راستی آمبریج یه بار منو حبس کرد. بی پدر یه کاریم کرد که دیگه یادم نره. قضیشو برید تو کتاب 5 بخونین. دیگه باید برم وگرنه آمبریج یه حکم دیگه میده که تا 5 دقیقه بیشتر نباید تو جغددونی موند. باه بای


همه ی بدبختیا از اونجایی شروع میشه که فکرای بد به سرت میزنه.
همه ی بدبختیا از اونجایی شروع میشه که فکرای خوب از سرت پر میزنه


Re: پستخانه ی هاگزمید(نامه سرگشاده)
پیام زده شده در: ۲۱:۲۰ یکشنبه ۱۱ آذر ۱۳۸۶
#15

آمیکوس کرو


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۸:۲۶ شنبه ۲۰ مرداد ۱۳۸۶
آخرین ورود:
۲۱:۴۱ پنجشنبه ۱۸ خرداد ۱۳۹۶
از اليا
گروه:
کاربران عضو
پیام: 367
آفلاین
ازجیمزهری پاتر به هری پاتر(جدی)


سلام بابا

اولین هفته ی هاگوارت خیلی خوش گذشت.
راستی من یه دوست جدید پیدا کردم، از آلمان اومده اینجا اسمش استفن اشنایدره. انگلیسیش خیلی افتضاحه ،بزار برات تعریف کنم چجوری باهاش آشنا شدم.
وقتی تو کوپه قطار هاگوارت با هوگو و آلبوس و بقیه نشسته بودیم، درباز شد و یه پسر لاغرو مو بور اومد تو
و سوال کرد میتونه با ما بشینه چون بقیه کوپه ها پرن، خلاصه اومد تو و نشست کناره آلبوس بعد شروع کرد به معرفی خودش. و سوال از ماها ،البوس خودش رو معرفی کرد وقتی گفت آلبوس سوروس پاتر ،استفن گفت پاتر؟
استفن پرسید شما با هری پاترمعروف نسبت دارین؟
آلبوس گفت آره پدرمه.
ز آشناییتون واقعا خوشبختم.
استفن شروع به سوال در باره ی هاگوارت و چیزای دیگه از من کرد.منم در باره ی گروهبندی و چیزای دیگه براش توضیحدادم.
اونم آرزو کرد تو گریفیندور بیفته تا با ما باشه.
تا اینکه به مدرسه رسیدم و هاگرید ما رو برد تو مدرسه بعد گروه بندی اونم تو گریفیندور افتاد.
بنظر میاد پسر خوبی باشه لطفا نظرتونو در بارش تو نامه ی بعدیتون بگین.
دیگه خودتون طولانی شدنشو ببخشین.به مامان و بقیه هم سلام منو برسونید
پسرتون جیمز هری پاتر.


ویرایش شده توسط آمیکوس کرو در تاریخ ۱۳۸۶/۹/۱۱ ۲۱:۲۴:۱۳

تصویر کوچک شده

خاطرات جادوگران...روز هاي اشتياق،ترس،فداكاري ها و ...


Re: پستخانه ی هاگزمید(نامه سرگشاده)
پیام زده شده در: ۲۳:۰۰ شنبه ۱۰ آذر ۱۳۸۶
#14

محفل ققنوس

جیمز سیریوس پاتر


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۶:۵۰ جمعه ۱۳ مهر ۱۳۸۶
آخرین ورود:
۱۲:۳۷ یکشنبه ۷ خرداد ۱۳۹۶
از طلا گشتن پشیمان گشته ایم، مرحمت فرموده ما را مس کنید.
گروه:
کاربران عضو
ایفای نقش
محفل ققنوس
پیام: 1532
آفلاین
جیمز هری پاتر به جرج ویزلی( طنز)
سلام دایی!
چطوری؟؟؟ من که خوبم.... این جا تو هاگوارتز همه چی روبه راهه !
هفته ی دیگه می ریم هاگزمید . می تونم اونجا ببینمت؟؟؟
آخه یه کم دیگه از اون آبنبات های تهوع آورت رو می خوام. اسکورپیوس اونروز جلومو گرفته بود ، فکر کنم باید ادب شه!
کلاس ها خوبه...
دیروز فلیت فیک رو له کردم... تو درس جا به جایی اشیا ( وین گاردیوم لویوسا) من به جای پر روبروم
جان دین توماس رو برداشتم و انداختمش رو فلیت فیک....
پروفسور مک گوناگال رو تبدیل به فیل کردم!!!!
تو درس نویل نمره ای خوبی می گرفتم .. البته قبل از اینکه اون مهرگیاه جیغ جیغو رو بچپونم تو روگوشیش!!!!
من کاری به اسنیپ نداشتم !!! باور کن ! چرک خیارک غده دار فقط از دستم افتاد رو مانتوش(!) بعد شروع کرد به غیییییییییییییییییییییژ کشیدن و رفت بیرون!
نمی دونم چرا فیلچ همش میگه تو منو یاد دوتا دایی دوقلوت می اندازی.... همیشه آرزو داشتم زنجیرشون کنم به دیوار! ( تازه منو هم تهدید کرد!) ( ببخش نامم اینقدر طولانیه)
قرارمون: هاگزمید- کافه ی سه دسته جارو- ساعت 6 – میز دوم –
پ . ن : به مادربزرگ و پدربزرگ ویزلی سلام برسون دایی.


ویرایش شده توسط جیمز هری پاتر در تاریخ ۱۳۸۶/۹/۱۰ ۲۳:۰۴:۵۵


Re: پستخانه ی هاگزمید(نامه سرگشاده)
پیام زده شده در: ۱۴:۳۷ پنجشنبه ۱ آذر ۱۳۸۶
#13

آلبوس سوروس پاترold


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۳:۵۸ پنجشنبه ۲۵ مرداد ۱۳۸۶
آخرین ورود:
۴:۰۰ دوشنبه ۱۰ مرداد ۱۳۹۰
از کنار داوش
گروه:
کاربران عضو
پیام: 683
آفلاین
سوژه جدید
از این پست به بعد شما می توانید از طرف هرشخصی به شخصی که بخواهید نامه‌ بفرستید. داستان باید در نامه تعریف شود و توصیف قوی‌ای داشته باشد (مثل کتاب بابالنگ‌دراز و دشمن عزیز)که همه آن نامه‌ی یک فرد به فرد دیگری‌ای است.
برای نوشتن نامه قواعد زیر را رعایت کنید:
1-پست‌ها باید دنبال هم باشد و هر کسی باید اول پستش بنویسد که از طرف چه کسی و به کی نامه می دهد.. این کار باعث میشود تا در آن واحد چند نفر بهم دیگه نامه بدن مثلا بچه‌های رون به رون ،بچه‌های هری به هری، پسر مالفوی به مالفوی ،وزیر سحر و جادو به هری و ...
2-هرکس که دوست داشت می‌تواند نامه‌ی جدید بنویسد یا نامه‌ی نفر قبل را ادامه دهد البته باید اول پستش ذکر کند که نامش جدید است یا جواب نامه‌ی یک دیگریست ( با ذکر شماره پست اون نامه)
3-نامه‌ها باید طبق خصوصیات شخص نویسنده نامه و گیرنده‌ی نامه باشد مثلا آلبوس سوروس که می خواد به هری نامه بنویسه نباید بگه من عاشق معجون سازیم یا به علت بازی بد کوییدیچ از تیم اخراج شدم.(به عنوان مثال)
4- پست‌ها فقط باید بصورت نامه باشد و هیچ کس حق نداره داستان را خارج از نامه بنویسد اما می‌تواند قبل یا بعد پستش چند خطی درباره‌ی پستش توضیح دهد.

توجه: نامه ها می تواند به صورت طنز و یا جدی باشد اما اگر نامه ای با طنز آغاز شده نباید آن را جدی ادامه داد.
------------------------------------------------------------------------------
آلبوس سوروس پاتر به هری پاتر (جدی)
پدر عزیزم سلام
امیدوارم حال تو و مامان و لیلی خوب باشد. یک خبر مهم.من در گروه هافلپاف افتادم.دیشب خیلی طول کشید تا کلاه گروهبندی منو انتخاب کنه. وقتی اسم منو صدا زدن همه ساکت شده بودن. کلاه گروهبندی خیلی چیزها به من گفت. اون گفت من خیلی سخت کوشم. برای گروه هافلپاف مناسبم. اون گفت که همه ی پاترها تو گریفیندور بودن ولی من برای هافلپاف ساخته شدم.
من میخواستم همان کاری رو که تو گفته بودی انجام بدم. میخواستم گریفیندور را انتخاب کنم ولی نتوانستم. شاید کلاه گروهبندی درست می گفت. شاید من برای هافلپاف مناسب هستم.
شما گفتید که براتون مهم نیست که من در چه گروهی بیفتم ولی بعد از گروه بندی همه یکجوری به من نگاه می کردن. هاگرید و تدی خیلی تعجب کرده بودن. پرفسور مک گونگال به نظر ناراحت می رسید. اما بدتر از همه جیمز بود. با دستاش صورتشو گرفته بود و اصلا به من نگاه نمی کرد. من فکر کردم خوشحال میشه که من تو هافلپاف افتادم. خودش تو قطار بهم گفت که اگر به یک گروه دیگه برم بهتره و برای اون راحت تره ولی بعد از گروهبندی خیلی ناراحت بود. اصلا با من حرف نمیزنه. خیلی از گریفیندوری ها هم ناراحت شده بودن. فقط هافلپافی ها خیلی ازم استقبال کردن.
امیدوارم بتونم با این وضعیت کنار بیام. ببخشید که نامم طولانی شد. سلام همه را برسان و به لیلی بگو ناراحت نباشد. برایش نامه میفرستم.
آل




Re: پستخانه ی هاگزمید(نامه سرگشاده)
پیام زده شده در: ۱:۲۳ چهارشنبه ۲۳ خرداد ۱۳۸۶
#12

هوریس اسلاگهورنold


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۲۳:۰۲ سه شنبه ۱۵ خرداد ۱۳۸۶
آخرین ورود:
۱۸:۴۴ شنبه ۷ مهر ۱۳۸۶
از گاراژ اجاس
گروه:
شناسه های بسته شده
پیام: 137
آفلاین
چه خوش گفته شد:
«و ما دعوت کردیم شما را به ریش و پشم بلند و سیبیل طویل که یکی آیتیست از ریشه و دیگری نشان دارد از سبیل"1"»
«از دبستان تا خانه ی سالمندان،سبیل بگذارید»

واجب دیدم که در این سیل تهاجم فرهنگی،قایقی به آب اندازم و دست جماعتی "هرچند اندک" را بگیرم.

دیر زمانیست که روند مصرف ژیلت ،خمیر و ژل ریش ،افترشیو و هرآنچه که از سیبیل بکاهد،در میان امت جادوگری افزایش یافته است و دیگر صدای گام های انسان های فنگ سیبیل(در راستای هری پاتری شدن سیبیل=سگ سیبیل) به گوش نمیرسد.

ننگ بر شما باد که اینگونه موهایتان را سیخ سیخ میکنید اما سیبیلی برای سیخ سیخ کردن ندارید.
ای ملت جادوگر!سیبیل خود را به کدامین باد سپرده اید؟.آیا ندیدید سرنوشت آنان را که که تیغ بر صورتشان خط انداخت؟

بدانید و آگاه باشید که مدیران استعمارگر از محاسن شما در تولید قلم مو و ساختن تار،سه تار،گیتار و ....استفاده میکنند.اینان به نفعشان نیست که بر چهره ی آواتور شما مویی تا گوش پیچ خورده باشد چه میزان محصولاتشان کاهش می یابد و همی زوپس ورشکسته میشود و ماجرای دسترسی وزیر مالیده شده و ماندی در نحوه بندری میزند و نویسنده یه دلیل دوختن زمین به آسمان بلاک میگردد

پس برخیزید......
من اگر سیبیل گذارم...تو اگر سیبیل گذاری...همه سیبیل میگذارند ...

و من از همین الان طوفانی عظیم را میبینم که امواج سیلابش،قلب های ژیلت پسندان را به سوی قهوه خانه ی مش قنبر و قلیان و منقل"2" و ...میبرد.


1:سبیل:راه
2:خودتون منحرفید.منقل برای جیگر پزی


ویرایش شده توسط هوریس اسلاگهورن در تاریخ ۱۳۸۶/۳/۲۳ ۱:۳۴:۵۳


Re: پستخانه ی هاگزمید(نامه سرگشاده)
پیام زده شده در: ۱۳:۳۸ شنبه ۳۰ دی ۱۳۸۵
#11

توبیاس اسنیپ


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۲:۴۰ یکشنبه ۱۵ مرداد ۱۳۸۵
آخرین ورود:
۱۵:۴۲ شنبه ۱۴ بهمن ۱۳۸۵
از پیش پدرخوانده
گروه:
شناسه های بسته شده
پیام: 294
آفلاین
به دانش آموز زحمت کش ( مرلین )
فرستنده: یک معلم بدبخت و مفلوک

ای دانش آموز که به استادت احترام گذارده ای ... لطفی را که در حق استید کرده اید را هرگز فراموش نخواهم کرد... ولی جای بسی ناامیدی است که چرا عده ا دانش آموز اینگونه به استاد توهین کرده و فقط برای 9 امتیاز ، فقط برای 9 امتیاز اینقدر بلبشه و آشوب برپا کرده اند هر چند باز هم دانش آموزان خوب و موفقی همچون شما ، باقی مانده اند...
با تشکر


فقط فروم وجود دارد و کسانی که از زدنش عاجزند

[b]فقط اسل


Re: پستخانه ی هاگزمید(نامه سرگشاده)
پیام زده شده در: ۲:۲۷ جمعه ۲۹ دی ۱۳۸۵
#10

گریفیندور

مرلین (پیر دانا)old


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۲۲:۲۸ یکشنبه ۲۱ دی ۱۳۸۲
آخرین ورود:
۱۴:۵۰:۵۵ پنجشنبه ۹ مرداد ۱۳۹۹
گروه:
کاربران عضو
گریفیندور
ایفای نقش
پیام: 1287 | خلاصه ها: 1
آفلاین
گیرنده: قشر معلمين زحمت كش
فرستنده: يك دانش آموز توسرى خور زحمت نكش


اى معلم، تو كه همچون شمع ميسوزى تا دانش آموزانت را به وجهى‌ كاملا نيكو و آسلامى بسازى! اى همچون مادولين سازنده، اى همچون هاكوپيان برازنده، اى همچون مادربزرگ بافنده، اى‌ دورت بگردم، فدات شم، چاكرتم! نوكرتم! بيا بزن تو گوشم يه كم دلت خنك شه! معلم عزيز و زحمت كش من!‌ تو بهترينى، تو كه اينقدر خوشتيپ و خوش هيكل و خوش بر و رو و خوش سيما و باوقار و با متانت و خوش صدا و... (بسه ديگه كشتيش!) هستى! تو آخرشى!

اى معلم گرانقدر كه اينقدر خوب در هاگوارتز تدريس مى كنى. ما دانش آموزان به تو علاقه منديم. ما تو را دوست مى داريم. تو نور چشمان مايى! كمى ما را درك كن. من دانش آموز تنبل بى ابتكار بى استعدادى هستم. اى معلم گرانقدر، از تو خواستارم كه تكاليفى بس خفن به ما بدهى.. تكاليفى كه با جان و دل برايتان انجام بدهم و هم من لذت برم و هم تو كه آن را ميخوانى

اى معلم، پروفسور، استاد، تكاليفى به ما عطا كن كه حس خلاقيت ما را برانگيزاند. ما را به نوشتن تشويق كند. براى ما سوژه تعيين كن... اى‌معلمى كه هاگوارتز بدون تو بدرد بيجامه پارتى هم نميخورد.. بيا و خوبى كن، درسهايى بده كه ما را آن به، تكاليفى بده كه خود را به آن به،


نامه سرگشاده ننوشته بوديم كه نوشتيم! باشد كه مفيد فايده افتد.

با تشكر از معلمين زحمت كش و توانا


امضا چی باشه خوبه؟!


پستخانه ی هاگزمید(نامه سرگشاده)
پیام زده شده در: ۱۹:۰۱ دوشنبه ۲۵ دی ۱۳۸۵
#9

پرسی ویزلی


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۸:۱۸ سه شنبه ۱۸ مرداد ۱۳۸۴
آخرین ورود:
۲۱:۲۱:۵۷ یکشنبه ۱۰ فروردین ۱۳۹۹
از تو میپرسند !!
گروه:
ایفای نقش
کاربران عضو
پیام: 3757
آفلاین
سلام

به نظرم این تاپیک میتونه یکی از تاپیکهای فعال و خوب جادوگران بشه ، خیلی جالبه ما همچین تاپیکی نداریم که با هم دیگه ارتباط برقرار کنیم ، میتونیم از این تاپیک استفاده کنیم و در قالب یه نامه صحبت کنیم . سعی میکنم اینجا فعال بشه .


پرسی که مثل همیشه در اتاق خود ، پشت میز تحریر و زیر چراغ مطالعه اش در حال مطالعه و نوشتن مطالب گوناگونی بود ، اینبار با سردرگمی پشت برگه کاغذی اعلا نشسته بود و در حالیکه ته قلم پرش را می مکید به جغد خود هرمس که در کنجی از قفسش نشسته بود و همانطور که پرهای خود را باد میکرد با ملایمت هوهویی سر میداد ، نگاه میکرد .
شاید دلیل نگرانی او این بود که سعی داشت برای دختری که به او عشق میورزید ابراز علاقه کند ، بالاخره بعد از مدت مدیدی کلنجار رفتن با خود قلمش را در شیشه مرکب فرو برد و روی کاغذ گذاشت و شروع کرد به نوشتن :

بنام نامی آن کس که آفرید

سارا اوانز عزیز :

امیدوارم که حالت خوب باشد و در صحت و سلامت کامل به سر بری . اکنون ساعت پنج و چهل و پنج دقیقه بعد از ظهر است که این نامه را برایت مینویسم . در واقع این نامه جهت این است که به تو بگویم ...
راستش من اونطور که باید و شاید هست نمیتونم نامه رمانتیک بنویسم ، چطور بگم من فقط سرم در درس و کاره خودم هست .
شاید بهتر باشه با زبونه ساده تری بهت بگم :
کاش یک تکه سنگ بودم. یک تکه چوب. مشتی خاک. کاش یک سپور بودم. یک نانوا. یک خیاط. دستفروش. دوره گرد. پزشک. وزیر. یک واکسی کنارِ خیابان. کاش کسی بودم که تو را نمی شناخت. کاش دلم از سنگ بود. کاش اصلا دل نداشتم. کاش اصلا نبودم. کاش نبودی. کاش می شد همه چیز را با تخته پاک کن پاک کرد. آخ مهتاب! کاش یکی از آجرهای خانه ات بودم. یا یک مشت خاک باغچه ات. کاش دستگیره اتاقت بودم تا روزی هزار بار مرا لمس کنی. کاش چادرت بودم. نه، کاش دستهایت بودم. کاش چشمهایت بودم. کاش دلت بودم. نه، کاش ریه هایت بودم تا نفس هایت را در من فرو ببری و از من بیرون بیاوری. کاش من تو بودم. کاش تومن بودی. کاش ما یکی بودیم. یک نفر دوتایی!
" دوستت دارم سارا "

قربانت پرسی ویزلی


با تشکر


تاپیک خوبیه و میتونه فعال باشه ولی به شرط اینکه پست های خوبی هم توش بخوره...نامه های سرگشاده معمولا مخصوص افراد بلندمرتبه هستند چون به افراد معمولی میشه نامه های معمولی هم نوشت...در ضمن باید مسائل مهم و سوژه های جالب توش مطرح بشه مگرنه با اسم تاپیک اصلا همخونی نداره و در اون صورت دیگه تاپیک خوبی نخواهد بود!(ویرایش ناظر)


ویرایش شده توسط اسکاور در تاریخ ۱۳۸۵/۱۰/۲۶ ۱۷:۲۱:۴۸

چای هست اگر مینوشی ... من هستم اگر دوست داری


Re: پستخانه ی هاگزمید(نامه سرگشاده)
پیام زده شده در: ۱۷:۴۳ یکشنبه ۱۹ شهریور ۱۳۸۵
#8

پاتریشیا وینتربورن


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۰:۳۷ پنجشنبه ۲۱ اردیبهشت ۱۳۸۵
آخرین ورود:
۱۹:۲۷ پنجشنبه ۲۶ شهریور ۱۳۹۴
از هاگوارتز
گروه:
کاربران عضو
پیام: 122
آفلاین
اول از همه سلام من دلم سوخت دیدم اینجا کسی نمیدونه نامه ی سرگشاده چیه گفتم یه نامه ی سرگشاده بنویسم یاد بگیرین
خوبطرف حساب این نامه مثله تمام نامه های سرگشاده ی واقعی دیگه یه عده آدمن
گیرنده:آدم هایی که امضاشون تو سایت سیسصد خطه
فرستنده:پاتی
مقدمه:خجالت بکشین
امضا که نیست کتابه تو سایت آقایون و خانمهایی که از این امضا های مریخی درست میکنن به دسته های مختلف تقسیم میشن
1- یکی کتاب شعرو تایپ میکنه تو امضاش
2-واسه خودش 25 تا عکس گذاشته scrap bookدرست کرده
3-داستان نوشته تازه ادامه دار هر هفته یه قسمتشو میزاره
4-اون یکی فکر کرده جای امضاش وبلاگه توش چیزی مینویسه هر جند وقت یه بار آپدیت میکنه
5-یکی دیگه همه ی سابقشو گذاشته اون تو از شناسه های ده سال پیشش تا پروفایل orkut و شناسه هاش تو سایتای هری پاتری دیگه حالا مشکل اینجاست که اینا سه یا چهارتا نیستن طرف خیلی فعاله 50 تا شناسه ی مختلف تو سایتا ی مختلف داره
6-این یکی با اینکه کار درستی نیست ولی فرهنگیه امضاشون روی روزنامه ی پیام امروزو کم کرده اخبار ورزشی اخبار اجتماعی اخبار سیاسی تازه بخش سرگرمی ام داره جدول چیستان اخبار هالیوود
7-این یکی پیک تبلیغاتی داره تو امضاش از اپی لیدیه براون تبلیغ کرده تا جواراب عفافو شامپو اوه
8- یکی دیگه دفتر نقاشیشو اسکن کرده گذاشته تو امضاش
نکته:آخه این جوری نکنین یه ساعت طول میکشه تا تاپیک باز شه بعد میبینی دو خط پست زده هرکس 200 خط امضا کرده خوب واسه خودتونم مشکل ایجاد میشه هر صفحه تاپیک با دوتا ست پر میشه
بعد هی غر میزنن چرا سایت انفدر دیر باز میشه بابا به این سایت رحم کنین
-------------------------------


پ.و







شما می ‌توانید مطالب را بخوانید
شما نمی توانید عنوان جدید باز کنید
شما نمی توانید به عنوان‌ها پاسخ دهید
شما نمی توانید پیام‌های خودتان را ویرایش کنید
شما نمی توانید پیام‌های خودتان را حذف کنید
شما نمی توانید نظر سنجی اضافه کنید
شما نمی توانید در نظر سنجی ها شرکت کنید
شما نمی توانید فایل‌ها را به پیام خود پیوست کنید
شما نمی توانید پیام بدون نیاز به تایید بزنید
شما نمی توانید از نوع تاپیک استفاده کنید.
شما نمی توانید از HTML در نوشته های خود استفاده کنید
شما نمی توانید امضای خود را فعال/غیر فعال کنید
شما نمی توانید صفحه pdf بسازید.
شما نمی توانید پرینت بگیرید.

[جستجوی پیشرفته]


هرگونه نسخه برداری از محتوای این سایت تنها با ذکر نام «جادوگران» مجاز است. ۱۳۹۹-۱۳۸۲
جادوگران اولین وبسایت فارسی زبان هواداران داستان های شگفت انگیز هری پاتر است. به عنوان نخستین خاستگاه ایرانی ایفای نقش مبتنی بر نمایشنامه نویسی با محوریت یک اثر داستانی در فضای مجازی، پرورش و به ارمغان آوردن آمیزه ای از هنر و ادبیات برجسته ترین دستاورد ما می باشد.