هری پاتر نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر

هری پاتر نسخه موبایل




پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
پیام زده شده در: ۰:۱۱:۵۵ جمعه ۱۸ اسفند ۱۴۰۲
#1
مشخصات

نام : دراکو
نام خانوادگی : مالفوی
مادر : نارسیسا بلک-مالفوی
پدر : لوسیوس مالفوی
رده ی خونی : اصیل زاده
جنسیت : جادوگر
محل تولد : بریتانیا
سال تولد : ۵ ژوئن ۱۹۸۰
محل زندگی : لندن / عمارت مالفوی
ملیت : بریتانیایی
فرزند : تک فرزند
تایپ: INTJ_A ( خداییش تایپم همینه😂 )

مشخصات جادوگری

محل تحصیل : هاگوارتس
گروه : اسلیترین
جارو : نیمبوس ۲۰۰۱
چوبدستی : چوب زالزالک با مغز موی تک شاخ
پاترونوس : طاووس
وضعیت درسی : از دانش اموزان برتر، ارشد گروه
جبهه :ارتش تاریکی / مرگخواران



مشخصات ظاهری

رنگ مو : بلوند یخی
رنگ چشم : خاکستری مایل به آبی کمی هم نقره اس
سبک استایل : معمولا کت و شلوار سیاه برند
سبک مو : موهای شونه شده و چتری


ویژگی های اخلاقی

قلب پاکی دارد ولی معمولا زود قضاوت می شود. متنفر از خانواده اش. از بیرون خودخواه ولی با دوستان واقعی اش مهربان و بامزه. به شدت شوخ طبع. با کسی که دوستش دارد خجالتی:)


علایق

جادوی سیاه
معجون سازی
خواندن رمان
طراحی
جنگل
معمولا تنهایی، ولی بودن با یک دوست واقعی روهم دوست داره
رنگ سبز


تنفرات


ماگل ها
گندزاده ها
کسایی که لیاقت مرکز توجه بودن رو ندارن
پانسی پارکینسون
هرماینی گرنجر
خائنان خون

استعداد

پیانو
همه ی دروس هاگوارتس
جستوجوگر حرفه ای
تدریس
مقاله نویسی
رمان نویسی
طراحی

وضعیت:
دراکو لوسیوس مالفوی تنها نسل باقی مانده ی خاندان اصیل مالفوی بود. پدر و مادرش هردو به جمع مرگخواران پیوسته بودند و در خانواده ی او درمورد هری پاتر زیاده حرف شنیده می شد. در 11 سالگی به هاگوارتز رفت و در اولین ملاقاتش با هری پاتر از او درخواست دوستی کرد ولی هری قبول نکرد. هری و دراکو دشمن شده بودند، دراکو در اسلیترین افتاد. خیلی زود توانست افرادی را در کنارش جمع کند. وینسنت کراب، گرگوری گویل، پنسی پارکینسون، بلیز زابینی و تئودور نات رفقایش بودند. در سال دوم وقتی 12 ساله شد، قصد همکاری با نواده اسلیترین را داشت. دراکو از گندزاده ها متنفر بود و با گذشت زمان زیرک تر شده بود. در سال سوم باعث تایید شدن حکم اعدام کج منقار شد. در سال چهارم با ریتا اسکیتر همکاری کرد ولی با این حال، تنها کسی که قبول داشت لرد سیاه برگشته او بود. او حرف هری را قبول داشت چون پدرش هم همان موقع به لرد سیاه پیوسته بود، دوباره. با وجود اینکه هری در مدرسه خاص بود، دراکو از پیروزی های کوچک لذت می برد. او در سال پنجم ارشد گروه خود شد و رهبر جوخه ی بازرسی بود. در سال ششم دستور قتل آلبوس دامبلدور را داشت و تقریبا موفق شد. توانست مرگخواران را با کمک کمد جا به جایی وارد هاگوارتز کند و خودش تنهایی به برج نجوم برسد. او آلبوس را خلع سلاح کرد و چوب دست کهن همانجا برای او شد. تنها صاحب چوبدستی که چوب را لمس نکرد. دراکو روح تاریکی نداشت پس سوروس اسنیپ دامبلدور را کشت. در سال هفتم به خاله اش بلاتریکس لسترنج در مالفوی مانور درباره هویت اصلی هری پاتر و دوستانش دروغ گفت و آنها را نجات داد. مطمئنا اگر کسی از دراکو میخواست که به مرگخواران نپیوندد او نیز در آغوش لرد سیاه نمیرفت. بعد از جنگ هاگوارتز، او با هم گروهی اش آستوریا گرین گرس ازدواج کرد و حاصل ازدواجشان اسکورپیوس هایپریون مالفوی بود. دراکو نرم تر از پدرش بود، با اینکه سر اصیل بودن حساس بود همچنان توانست پسری خوب و خوش قلب تربیت کند. مرگ آستوریا در سال 2019 بر اثر نفرین خونی، آسیب بدی به دراکو زد. بعد از پایان ماجرای سفر در زمان، او و هری پاتر دوستان خوبی شدند. شاید دوستان صمیمی، کسی چه میداند؟!



یکم ظاهر پستتو تغییر دادم و تغییرات هم اعمال شد.


ویرایش شده توسط لینی وارنر در تاریخ ۱۴۰۲/۱۲/۱۸ ۰:۵۶:۴۳


پاسخ به: بیمارستان سوانح جادویی سنت مانگو
پیام زده شده در: ۱۸:۰۵:۲۸ یکشنبه ۶ اسفند ۱۴۰۲
#2
...با این تفاوت که دختر لرد سیاه هم روی کاناپه نشسته بود.

دخترک گفت:
- میخواستید باهام حرف بزنید سرورم؟

+ بله. چقدر سریع پیغاممان را گرفتی!

لرد سیاه به دخترش پیغامی فرستاده بود و اگلانتاین نفهمید؟ این دیگر از درکش خارج بود.

- خب... به خاطر اینکه دختر شمام مای لرد.

دخترک و پدرش مشغول گفت و گو شدند، انگار نه انگار اگلانتاین هنوز آنجا بود.

+ ای دختر، به نظرت این چند وقت یکم کم کاری نکرده ای؟ تو خودت هستی و فقط از ما پول میگیری تا به عمارت برنگردی، چیزی شده؟

- اوه، نه نه نه اصلا مای لرد! اصلا! هیچی فقط یکمی این چند وقت خستم... بالاخره کشتن هم انرژی میخواد.

+ مطمئنی؟

- بله!

اگلانتاین فهمید که دلفینی دروغ میگوید، این را راحت می شد از لحنش فهمید. البته لرد سیاه این را درک نمی کرد، عشق را درک نمی کرد. دخترش عاشق شده بود.

+ خب، پس از الان دیگر بدون دلیل بیرون نمی روی و از من پول نمی چاپی.

حال دخترک گرفته شد، این نیز خیلی واضح بود.

- چشم پدر.

بار اول بود که دلفینی لرد سیاه را پدر صدا می زد، نه؟

+ خوب است. دیگر می توانی بروی.

- چشم لرد سیاه.

دخترک رفت و لرد تازه به یاد آورد اگلانتاین تمام مدت همانجا بوده.

+ اوه، اگلانتاین، هنوز اینجایی؟!

- بله مای لرد.

+ خب، به نظرت مشکل دخترم از کجا بود؟



پاسخ به: اگه جنسیت شخصیت های هری پاتر مخالف بود اونا چه شکلی می شدن
پیام زده شده در: ۱۴:۱۶:۱۷ جمعه ۲۷ بهمن ۱۴۰۲
#3
هاروی شخصیت عجیبی میشد، خرخون کلاس درست مثل هرماینی ولی به نظرم باید بیشتر از هرماینی خرخون باشه... نمیدونم چرا ولی حس میکنم احساسات دخترونه ی هرماینی باعث شد یکمی کمتر خرخون باشه
جواب همه ی سوال هارو میدونه و اصلا تو هیچ رابطه ای نیس ولی رون(فرض کنین نسخه دخترش) روش کراشه:)



پاسخ به: یاران لرد سياه به او مي پيوندند(در خواست مرگخوار شدن).
پیام زده شده در: ۲۲:۱۴:۱۷ یکشنبه ۲۲ بهمن ۱۴۰۲
#4
درخواست عضویت میخوام مای لرد، پیمان ناگسستنی میبندم ک دامبی رو اینبار میکشم:)


1- هرگونه سابقه عضویت قبلی در یکی از گروه های مرگخواران / محفل را با زبان خوش شرح دهید.

نه والا

2- به نظر شما مهم ترین تفاوت میان دو شخصیت لرد ولدمورت و دامبلدور در کتاب ها چیست؟

دامبی یکمی زیادی با خودش حرف میزنه و راه میره کلا شیرین میزنه، این چه سوالیه؟!

3 _ مهم ترين هدف جاه طلبانه تان براي عضويت در گروه مرگخواران چیست؟

اینکه خانوادمون یکی از پرنفوذترین خانواده های دنیای جادوگری بشه، البته جاه طلبانه نیس ولی در اصل به خاطر اشتباه پدرم اومدم.

4- به دلخواه خود یکی از محفلی ها(یا شخصیتی غیر از لرد سیاه و مرگخواران) را انتخاب کرده و لقبی مناسب برایش انتخاب کنید.

هرماینی گرنجر: گند زاده:)
بهش میاد مگه ن؟

5- به نظر شما محفل ققنوس از چه راهی قادر به سیر کردن شکم ویزلی هاست؟

هر سری که گشنشون میشه به ازای هر کدومشون دوتا جوون رو میکشن و مغزشونو میپزن و میدن بهشون تا بخورن، مث داستان ضحاک ماردوش🌚

6_ بهترين راه نابود کردن يک محفلي چيست؟

ترجیحا کروشیو، چون آواداکداورا واسه مای لرده.

7_ در صورت عضويت چه رفتاري با نجيني خواهيد داشت؟

باهم میریم کافه:)

8 _ به نظر شما چه اتفاقي براي موها و بيني لرد سياه افتاده است؟

به دامبی قرضش داد.

9_ يک يا چند مورد از موارد استفاده بهينه از ريش دامبلدور را نام برده، در صورت تمايل شرح دهيد.

محل دفع فضولات ناجینی، چطوره؟



دراکوی عزیز خوش اومدین.
اول خیلی عذرمی خوام. پاسخگویی به شما نباید اینقدر طول می کشید.
متاسفانه اصلا پست ایفای نقش ندارین. ملاک ما برای تایید پست های ایفای نقشتون و کیفیتشون هستن. فعالیت ایفای نقشتونو شروع کنین.
تایید نشد.


ویرایش شده توسط لرد ولدمورت در تاریخ ۱۴۰۲/۱۲/۵ ۱۶:۳۰:۲۲


پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
پیام زده شده در: ۱۴:۵۸:۰۶ پنجشنبه ۱۲ بهمن ۱۴۰۲
#5
مشخصات

نام : دراکو
نام خانوادگی : مالفوی
مادر : نارسیسا بلک-مالفوی
پدر : لوسیوس مالفوی
رده ی خونی : اصیل زاده
جنسیت : جادوگر
محل تولد : بریتانیا
سال تولد : ۵ ژوئن ۱۹۸۰
محل زندگی : لندن / عمارت مالفوی
ملیت : بریتانیایی
فرزند : تک فرزند
تایپ: INTJ_A ( خداییش تایپم همینه😂 )

مشخصات جادوگری

محل تحصیل : هاگوارتس
گروه : اسلیترین
جارو : نیمبوس ۲۰۰۱
چوبدستی : چوب زالزالک با مغز موی تک شاخ
پاترونوس : طاووس
وضعیت درسی : از دانش اموزان برتر، ارشد گروه
جبهه :ارتش تاریکی / مرگخواران



مشخصات ظاهری

رنگ مو : بلوند یخی
رنگ چشم : خاکستری مایل به آبی کمی هم نقره اس
سبک استایل : معمولا کت و شلوار سیاه برند
سبک مو : موهای شونه شده و چتری


ویژگی های اخلاقی

قلب پاکی دارد ولی معمولا زود قضاوت می شود. متنفر از خانواده اش. از بیرون خودخواه ولی با دوستان واقعی اش مهربان و بامزه. به شدت شوخ طبع. با کسی که دوستش دارد خجالتی:)


علایق

جادوی سیاه
معجون سازی
خواندن رمان
طراحی
جنگل
معمولا تنهایی، ولی بودن با یک دوست واقعی روهم دوست داره
رنگ سبز


تنفرات


ماگل ها
گندزاده ها
کسایی که لیاقت مرکز توجه بودن رو ندارن
پانسی پارکینسون
هرماینی گرنجر
خائنان خون

استعداد

پیانو
همه ی دروس هاگوارتس
جستوجوگر حرفه ای
تدریس
مقاله نویسی
رمان نویسی
طراحی


از اونجایی که دراکو یه شخصیت شناخته شده‌ست و اطلاعات بیشتری ازش موجوده، لطفا در اولین فرصت برگرد و معرفی شخصیتتو کامل‌تر کن. منظورم یه توضیح کوتاه از زندگی یا خصوصیات دراکو هست و نه صرفا اطلاعاتِ گزینه‌ای که نام بردی.

اما به هرحال فعلا...

تایید شد.
خوش اومدی!


ویرایش شده توسط سدریک دیگوری در تاریخ ۱۴۰۲/۱۱/۱۳ ۴:۵۱:۰۰


پاسخ به: سال اولی ها از این طرف: کلاه گروهبندی
پیام زده شده در: ۲۱:۰۴:۵۶ یکشنبه ۸ بهمن ۱۴۰۲
#6
سلام کلاه جونم
بنده یه دختر به شدت مغرور هستم و فقط برای اونی که عاشقشم غرورمو زیر پا میزارم
عاشق دعوا
کتابام رو میپرستم
طعنه زدن رو دوس دارن ولی با وجود خودخواهی ای که نشون میدن قلب پاکی دارم و به خاطر سختی های زندگیم اینجوریم
فقط با اکیپم خوبم بقیه برن به درک
عاشق طراحی
اولویتمم اسلیترین، هر کاری میکنی جونه صاحبت گودریک منو تو گریف ننداز چون دردسر میشم



پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
پیام زده شده در: ۱۹:۳۰:۱۳ جمعه ۶ بهمن ۱۴۰۲
#7
مشخصات

نام : دراکو
نام خانوادگی : مالفوی
مادر : نارسیسا بلک-مالفوی
پدر : لوسیوس مالفوی
رده ی خونی : اصیل زاده
جنسیت : جادوگر
محل تولد : بریتانیا
سال تولد : ۵ ژوئن ۱۹۸۰
محل زندگی : لندن / عمارت مالفوی
ملیت : بریتانیایی
فرزند : تک فرزند

مشخصات جادوگری

محل تحصیل : هاگوارتس
گروه : اسلیترین
جارو : نیمبوس ۲۰۰۱
چوبدستی : چوب زالزالک با مغز موی تک شاخ
پاترونوس : طاووس
وضعیت درسی : از دانش اموزان برتر، ارشد گروه
جبهه :ارتش تاریکی / مرگخواران



مشخصات ظاهری

رنگ مو : بلوند یخی
رنگ چشم : خاکستری مایل به آبی کمی هم نقره اس
سبک استایل : معمولا کت و شلوار سیاه برند
سبک مو : موهایی شانه شده و چتری


ویژگی های اخلاقی

قلب پاکی دارد ولی معمولا زود قضاوت می شود. متنفر از خانواده اش. از بیرون خودخواه ولی با دوستان واقعی اش مهربان و بامزه. به شدت شوخ طبع.


علایق

جادوی سیاه
معجون سازی
خواندن رمان
طراحی
جنگل
معمولا تنهایی، ولی بودن با یک دوست واقعی روهم دوست داره
رنگ سبز


تنفرات


ماگل ها
گندزاده ها
کسایی که لیاقت مرکز توجه بودن رو ندارن
پانسی پارکینسون
از پاتح نه بدش میاد نه خوشش میاد


استعداد

پیانو
همه ی دروس هاگوارتس
جستوجوگر حرفه ای
تدریس
مقاله نویسی
رمان نویسی
طراحی



لطفا مراحل ورود به ایفای نقش رو به ترتیب طی کن. درسته که بازی با کلمات رو تایید شدی، ولی هنوز باید برای گروهبندی بری.

1. خواندن قوانین ورود به ایفای نقش.
2. نوشتن داستانی کوتاه در تاپیک بازی با کلمات با توجه به آخرین کلمات داده شده.
3. مطالعه‌ی بیوگرافی گروه‌های چهارگانه هاگوارتز و مراجعه به تاپیک گروهبندی.
4. انتخاب یک شخصیت از لیست شخصیت های گرفته نشده و معرفی در تاپیک معرفی شخصیت.


ویرایش شده توسط لینی وارنر در تاریخ ۱۴۰۲/۱۱/۶ ۲۳:۲۰:۴۴


پاسخ به: بازي با كلمات
پیام زده شده در: ۱۹:۰۰:۰۹ جمعه ۶ بهمن ۱۴۰۲
#8
کلمات:جادو،رنگ،عصبانی،نخ،رعد و برق،شاخه،دست،اژدها،پشمک،سیاه

رعد و برق میزد، بارون میومد که باعث میشد جارو توی دستم بلغزه. آخه کدوم احمقی تو این وضعیت به کوییدیچ ادامه میده؟
- آهای پاتح، مواظب باش کجا میری اسلیترین بهت نیاز داره!
هری جستوجوگر تیممون بود، هیچکس فکرشو نمی کرد با وجود بودن پدرش تو گریف اون بیوفته اسلیترین.
+ پشمک این دیالوگه منه!
اینم از آقای مالفوی، نفر سوم اکیپمون. مهاجم تیم کوییدیچ، من خودم مدافعم و باید مراقب باشم بقیه ی بازیکنا از جمله اون دوتا احمق کار دست خودشون ندن.
× کی گفته فقط تو میتونی ازش استفاده کنی آقای اژدها؟
موهای سیاه رنگم جلوی دیدمو می گرفت، لعنت به این وضعیت! یه شاخه رفت لای موهاممممم!
- خوبی آیلین؟
× اینو من باید ازت بپرسم پاتح! رو مخم نرو لطفا، میدونی اگه اسنیچو نگیری عصبانی میشم! اگه گریف برنده شه خودم به دستای خودم دماغتو مث دماغ ولدی میکنم!
- یا ریش مرلین، دراکو الفراررررر!
یه بلوجر داشت میخورد تو سرش که به دادش رسیدم.
× به جای ور ور کردن برو کارتو بکن هری.
وارد دنیای جادو شدن خیلی خوب بود، یادآوری زندگی کردنم با ماگلا واقعا باعث میشه بخوام بالا بیارم. یا شایدم با یه نخ خودمو خفه کنم.
چند دقیقه گذشت، تا وقتی که...
+ لینننن! هری اسنیچو گرفت!


با این که خلاقیت خوبی به خرج داده بودی، ولی یکم سرسری نوشته بود. به هر حال نمی‌خوام اینجا متوقفت کنم.

تایید شد.

مرحله بعد: گروهبندی


ویرایش شده توسط لینی وارنر در تاریخ ۱۴۰۲/۱۱/۶ ۲۳:۱۸:۴۳






هرگونه نسخه برداری از محتوای این سایت تنها با ذکر نام «جادوگران» مجاز است. ۱۴۰۳-۱۳۸۲
جادوگران اولین وبسایت فارسی زبان هواداران داستان های شگفت انگیز هری پاتر است. به عنوان نخستین خاستگاه ایرانی ایفای نقش مبتنی بر نمایشنامه نویسی با محوریت یک اثر داستانی در فضای مجازی، پرورش و به ارمغان آوردن آمیزه ای از هنر و ادبیات برجسته ترین دستاورد ما می باشد.