-تازهست... همین چند دقیقه پیش اینجا بوده.

محافظ دیگر اطراف را بو کشید.
-پنجره بازه!
همه با هم به سمت پنجره دویدند. جیمز سرش را از پنجره بیرون برد و اطراف را نگاه کرد. سپس زیر لب گفت:
- انگار دود شده رفته هوا.
لورا هم از پنجره بیرون را برانداز کرد و گفت:
-یا شاید آب شده رفته توی زمین.
سه محافظ نزدیک به ده دقیقه تمام اطراف خانه را زیر و رو کردند. پشت دیوارها، داخل انبار و حتی روی پشتبام را گشتند، ولی هیچ چیزِ بدرد بخوری پیدا نکردند.
جیمز با کلافگی رو به روی آبرفورث که در تمامِ این مدت، با آرامشِ کامل به بزِ سوگلی اش غذا می داد، ایستاد و دستش را به کمر زد.
-خیلی خب پیرمرد...

آبرفورث که با خیال راحت روی صندلی لم داده بود، جرعهای از لیوانش نوشید.
-جانم پسرم؟

- با ما روراست باشید، گربه کجاست؟

-کدوم گربه؟
-همونی که پنج دقیقه پیش اینجا بود!
آبرفورث ابروهایش را بالا انداخت.
-گربه؟! من قبلا هم بهتون گفتم که اینجا فقط بز داریم!
لورا زیر لب گفت:
-داره سرکارمون میذاره...
جیمز نفس عمیقی کشید.
-گوش کن آقای دامبلدور! ما موی گربه پیدا کردیم، پنجره باز بود، معلومه که اینجا قایمش کرده بودی.
آبرفورث با تعجب به اطراف نگاه کرد.
-عجب! یعنی یه گربه اومده خونهی من و حتی یه سیلام هم نکرده؟ عجب گربه بی معرفتی!
-لطفاً شوخی نکنید و با مامورانِ قانون همکاری کنید.
-من شوخی نمیکنم. از گربهها دلخورم.
-چرا؟
-چون بهم سلام نکردن.
چند ثانیه سکوتی مضحک برقرار شد. جیمز آرام چشمانش را بست، وقتی بازشان کرد، داد زد:
-آبرفورث دامبلدور! شما به اتهام همکاری با یک مجرم تحت تعقیب و پنهان کردن او، تا زمان تشکیل دادگاه بازداشت هستید.
پرنتیس، اما از خونه بیرون نرفته بود. از دیوار رفته بود بالا و خودش رو از لامپِ خونه آبرفورث آویزون نگه داشته بود. پرنتیس که در تمامِ مدت ساکت مونده بود و ظرفیت ساکت موندنش داشت ته می کشید، با شنیدنِ حکمِ محافظِ جادو، از اون بالا چکمه اش رو در آورد و پرتاب کرد به سمتِ جیمز.
-آی مامور قانون! آبر رو تهدید می کنی؟ غوداااااا!
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
خروج
























هری دوباره روی تشک برگشت تا پریدن را از سر بگیرد.

اون زمرد برق جادویی بسیار زیبایی داره. فکر کنم زیبایی و روشنایی شماست که برق خاصی به جواهراتتون داده بانو.
اینا جواهرات برند گارتیهس. ازش فقط پنج ست تو دنیا ساخته شده. دوس دارم نظرتون نسبت به گوشواره هام رو هم بدونم.