نقل قول:
امکانش هست؟
سوژه ای که انتخاب کردی خیلی خوب بود. جالب، خلاقانه و غافلگیر کننده بود. این اولین و مهم ترین قدم برای نوشتن پست دوئله که درست برداشتیش.
نقل قول:
گردگیری و چیدن وسایلش توی اتاق جدیدش تازه تموم شده بود. بخاطر خستگی زیاد روی تختش ولو شد ولی همون لحظه، مالی با قیافه ای در هم توی چهارچوب در ظاهر شد.
- آلنیس اگه کارت تموم شده بیا آشپزخونه.
نقل قول:
و بعد بدون هیچ حرفی رفت. آلنیس به دست هاش تکیه داد و چند لحظه ای توی همون حالت به رفتار مالی فکر کرد. نکنه کاری کرده بود که محفلیا از دستش ناراحت بودن و همین اولی کاری عذرش رو خواستن؟ یا شاید هم مالی فقط بخاطر شیطنتای فرد و جرج عصبی بود و ربطی به آلنیس نداشت...
نقل قول:
حدس و گمان رو کنار گذاشت و از روی تخت بلند شد. از پله ها پایین رفت و وارد آشپزخونه شد. فکر می کرد محفل مثل همیشه شلوغ باشه ولی برخلاف تصورش، فقط سیریوس دور میز نشسته بود و به نقطه ای رو به روی خودش خیره شده بود.
سیریوس با دیدن آلنیس بهش اشاره کرد که روی صندلی رو به روش بشینه.
به نظر نمی اومد از دستش عصبانی یا ناراحت باشه؛ فقط داشت با جدیت به آلنیس نگاه می کرد.
نقل قول:
- امم اتفاقی افتاده سیریوس؟ پروف نیستن؟
- نه پروفسور نیست. ولی گفت بهت بگم که یه کار مهم داریم برات.
نقل قول:
- چی؟ ماموریت؟!ولی من هنوز یه هفته هم نیس که اومدم محفل! منظورم اینه که... همیشه به تازه واردا همون اول، کار مهم می دین؟
نقل قول:
آلنیس باز به فکر فرو رفت. این چه آزمونی بود که تازه بعد از عضویت میخواستن ازش بگیرن؟ یعنی اگه رد میشد از محفل می انداختنش بیرون؟!
- حالا... این ماموریت چیه سیریوس؟
ایراد اصلی این پست به نظر من ترتیب نوشتن اتفاق ها بود.
سوژه خیلی خوبه. شوخی ای که سیریوس با آلنیس می کنه هم به شخصیت سیریوس میاد و هم جالب و خلاقانه اس. ولی تقریبا تا قسمت های پایانی پست، ما نمی فهمیم که قراره آلنیس چیکار کنه. همین باعث می شه توی ابهامی بمونیم که اجازه نده زیاد از اتفاقای دیگه لذت ببریم.
به نظر من بهتر بود قسمت آموس دیگوری و بردنش به خانه سالمندان رو خیلی زودتر می نوشتی، و بعد توضیح می دادی که چی شد که این اتفاق افتاد. شوخی بودنش رو هم آخر پست می نوشتی.
نقل قول:
- واقعا نمیفهمم، آخه پروفسور چجوری میتونه همچین چیزی گفته باشه! یعنی از دستش خسته شدن و فقط با گفتن اینکه "این کار به نفع خودشه" میخوان خودشون و منو گول بزنن؟ ولی... سیریوس گفت این یه آزمونه... شاید کار درست همین بوده که قبول نکنم! اره اونا میخواستن اینطوری منو امتحان کنن! احتمالا وقتی برگردم میگن که توی این آزمون قبول شدم!
اگه انتخاب دیگه ای داشتی، بهتر بود از شخصیت دیگه ای به جای آموس دیگوری استفاده کنی. چون این شخصیت توی کتاب، سالم و سرحال بود. فراموشی نداشت. توی سایت می تونه داشته باشه. ولی جا نیفتاده. استفاده از شخصیت و ویژگی جا نیفتاده، ریسک بزرگیه. اگه خواننده یا داور نتونه از نظر منطقی قبولش کنه، روی داستان تاثیر منفی می ذاره. اینجا انتخاب بهتر و دیگه ای به ذهن منم نمی رسه؛ مگه این که از شخصیت غیر محفلی استفاده می کردی. مثلا پیرزن همسایه... یا مادر پیر آرتور ویزلی!
نقل قول:
- با منی؟ آموس کیه من لوسیوسم!
شکلک ها خیلی خوبن. زیاد به نظر می رسن ولی زیاد نیستن. به جا و به موقع زده شدن و به وظیفه خودشون عمل کردن.
نقل قول:
هنوز چند قدمی نرفته بودن که آموس شروع کرد به رفتن توی کوچه پس کوچه ها.
نقل قول:
- آموس! به خودت بیا! هنوز یه تیله برات باقی... اوه نه اون دیالوگ یکی دیگه بود...
نقل قول:
آلنیس دید اوضاع آموس واقعا بده.
تصمیمشو گرفت. قطعا رد کردن ماموریتی که بهش داده بودن، تصمیم درستی برای سربلندی از این آزمون نبود.
- انتخاب راحتتر میتونه انتخاب درست نباشه! این امتحان قطعا باید یکم چالشی باشه؛ پس پروفسور نمیاد رد کردن ماموریت که خیلی کار راحتیه و تو همون دقیقه اول انجامش میدم رو به عنوان گزینه درست قرار بده...
نقل قول:
هر از گاهی، آموس دوباره سمت کوچه ها می رفت و تا وقتی که به محفل برسن، ادعا کرد که بیست و سه تا از خونه های توی مسیرشون، خونه اون و همسرش بودن و سدریک رو اون جا بزرگ کردن!
نقل قول:
سیریوس سری به معنای تایید تکون داد و مالی با قیافه ای درهم، که نشون میداد هنوز کامل به انجام این کار راضی نیس، از پله ها بالا رفت.
سوژه همونطور که قبلا گفتم خیلی خوب بود. جالب و غافلگیر کننده و منطقی. ولی شکل نوشته شدنش خیلی روش تاثیر گذاشته. اگه کمی جابجا می شد، کیفیتش خیلی بالاتر می رفت.
شخصیت ها خیلی خوبن. سیریوس و مالی عالی بودن.
دیالوگ های آلنیس و آموس می تونست کمتر باشه. دیالوگ های اضافه بینشون بود.
طنز پست، ملایم و قشنگ بود.
روی هم رفته پست خوبی بود. ایراداش خیلی کوچیک، ولی روی نتیجه کلی، تاثیر گذار بودن.
تموم شد!
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
مرکز رسانه
خروج


ولی من هنوز یه هفته هم نیس که اومدم محفل! منظورم اینه که... همیشه به تازه واردا همون اول، کار مهم می دین؟














اما شاید موی سبز الان مد باشه. شایدم همه ناخناشون رو شکل برگ لاک زده باشند و من عادی باشه! 

