جادوگران | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
تازه های انجمن ها
خوش آمدید، Guest
ورود به حساب کاربری
‹
کمک میخوای؟ از هری بپرس!
آنلاینها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز
×
آنلاینها
16 کاربر(ها) آنلاین هستند (9 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
14
مهمانان
2
اعضا
اعضای آنلاین
×
کارت قورباغه شکلاتی
کارت قورباغه شکلاتی
پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران
×
شبکه پرواز
به شبکه پرواز خوش آمدید! شومینهها و دودکشها را باز کنید...
🦉
اطلاعیه مرداب هالادورین:
به جدیدترین
الهامات
گوش فرا دهید تا با خرید
چوبدستی
به جنگ دمنتورها رفته و
سپر مدافع یا مهاجم
خود را فعال کنید. سپس با خیال راحت سری به کالاهای فروشگاه
زوپس مارکت جادوگران
، معجونهای
معجونسرای پاتیلطلا
و اقلام
شوخیکده فارس د ماره
بزنید تا خودتان را سرگرم کنید یا دیگران را چیزخور کنید! فقط زیاد پرخوری نکنید که در این صورت باید برای درمان به
شفاخانه مرداب زیرین
مراجعه کنید!
🦉 آقا/خانم عزیز [جادوگر]
با افتخار اعلام میداریم که به مدرسه جادوگری هاگوارتز پذیرفته شدهاید
جادوگران بزرگترین جامعه رولپلی هری پاتر فارسیزبان
شخصیت جادویی خودت را بساز، به یکی از چهار خانه ملحق شو، در کلاسها شرکت کن، کوییدیچ بازی کن و ماجراجوییهای خودت را بنویس.
✨ بیش از ۱۵,۰۰۰ جادوگر از سال ۱۳۸۲
🏰 ۴ خانه فعال: گریفیندور، اسلیترین، هافلپاف، ریونکلاو
📚 اساتید راهنما تو را قدمبهقدم همراهی میکنند
⚡ ماجراجوییهای بیپایان در انتظار توست
شخصیت جادویی خودت را بساز، به یکی از چهار خانه ملحق شو، در کلاسها شرکت کن، کوییدیچ بازی کن و ماجراجوییهای خودت را بنویس.
✨ بیش از ۱۵,۰۰۰ جادوگر از سال ۱۳۸۲
🏰 ۴ خانه فعال: گریفیندور، اسلیترین، هافلپاف، ریونکلاو
📚 اساتید راهنما تو را قدمبهقدم همراهی میکنند
⚡ ماجراجوییهای بیپایان در انتظار توست
🗺 سفر تو در هاگوارتز:
📝
یک داستان کوتاه بنویس
🧙
شخصیت خودت را بساز
🛒
از کوچه دیاگون خرید کن
🎓
به یک خانه ملحق شو
همه چیز ساده است! استاد راهنمای اختصاصی تو را در هر قدم کمک میکند
🔒 کاملاً رایگان | استاد راهنما اختصاصی | بدون پیشنیاز
💬 "فکر میکردم سخته، ولی استاد راهنما هر قدم رو آسون کرد!"
— علی، جادوآموز گریفیندور
— علی، جادوآموز گریفیندور
× بستن
- صفحه اصلی انجمن
- صفحه اصلی انجمن
- ایفای نقش جادوگران (Role Playing)
- وزارت سحر و جادو
- خورندگان معجون راستی
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1398/02/25
تولد نقش: 1398/03/01
آخرین ورود: شنبه 12 اردیبهشت 1405 15:32
از: دستم حرص نخور!
پستها:
459
شغل
مسئول و داور دوئل

131. به جز برف و بارون و تگرگ و اینا، دوست داشتید چیا از آسمون بباره؟
132. در چه شرایطی لباسی به غیر از لباسهای عادیتون میپوشید؟ آیا ممکنه شما رو با تی شرت و شلوارک و سندل و عینک آفتابی ببینیم؟
133. به چه چیز ممکنه اعتیاد پیدا کنید؟
134. مشکلات را چگونه شکلات کنیم؟
135. اگه یه قلوه سنگ بذارن تو دست شما چیکارش میکنید؟
136. چه وعدهها و پیشنهادهایی شما رو تطمیع میکنن؟
137. اگه مام مث این خدایان اساطیر یونانی، خدای یک چیزی بودیم، شما خدای چی میشدید؟
138. چه چیزی هست که خیلی مایل به تجربهش هستید ولی احتمال اینکه بتونید تجربهش کنید کمه خیلی؟
139. چه احساسی دارید؟
140. فکرش رو میکردید من اینهمه سوال داشته باشم؟
132. در چه شرایطی لباسی به غیر از لباسهای عادیتون میپوشید؟ آیا ممکنه شما رو با تی شرت و شلوارک و سندل و عینک آفتابی ببینیم؟
133. به چه چیز ممکنه اعتیاد پیدا کنید؟
134. مشکلات را چگونه شکلات کنیم؟
135. اگه یه قلوه سنگ بذارن تو دست شما چیکارش میکنید؟
136. چه وعدهها و پیشنهادهایی شما رو تطمیع میکنن؟
137. اگه مام مث این خدایان اساطیر یونانی، خدای یک چیزی بودیم، شما خدای چی میشدید؟
138. چه چیزی هست که خیلی مایل به تجربهش هستید ولی احتمال اینکه بتونید تجربهش کنید کمه خیلی؟
139. چه احساسی دارید؟
140. فکرش رو میکردید من اینهمه سوال داشته باشم؟
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
بسوز! شعلهور شو، با اشتیاق. چنان بسوز که گرمای وجودت رو بشه حس کرد...


جزئیات کاربر

با سلام و اینا!
1- چرا و چگونه؟!
2- وزارت خوش میگذره ؟
3- چرا ریون و چرا وزارت؟
4- گویشی که ازش استفاده میکنید قاعده خاصی داره؟ چی شد که به این گویش رسیدید؟
5- اوایل وزارت تون یه ایده حجاب اجباری پروفایل به سرتون زد و اجراش کردید ؛چی شد که به این ایده رسیدید؟
6- تو کابینه تون برای منم بیکار، کاری پیدا نمیشه؟
همین و فعلا!
1- چرا و چگونه؟!
2- وزارت خوش میگذره ؟
3- چرا ریون و چرا وزارت؟
4- گویشی که ازش استفاده میکنید قاعده خاصی داره؟ چی شد که به این گویش رسیدید؟
5- اوایل وزارت تون یه ایده حجاب اجباری پروفایل به سرتون زد و اجراش کردید ؛چی شد که به این ایده رسیدید؟
6- تو کابینه تون برای منم بیکار، کاری پیدا نمیشه؟
همین و فعلا!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1398/02/25
تولد نقش: 1398/03/01
آخرین ورود: شنبه 12 اردیبهشت 1405 15:32
از: دستم حرص نخور!
پستها:
459
شغل
مسئول و داور دوئل

69. اگه با کسی ملاقات کنید که به لحاظ شخصیتی کپی شماست، چه برخوردی باهاش خواهید داشت و چرا؟ به تفصیل توضیح دهید.
70. چند نفر از اعضا رو انتخاب کنید و با طلسم فرمان بهشون دستوراتی رو بدید که درحالت عادی هرگز اجرا نمیکنن. محدودیت هم در زمینهی تعداد وجود نداره.
71. شیر نوشیدنی یا شیر آب یا شیر جنگل؟
72. اگه قرار باشه کودک خرسالی رو تحت کفالت بگیرید، چجوری کودکی مایلید باشه زیر دستتون؟ چجور کودکی رو میگید که نه، من نمیتونم با همچین بچهای سر کنم؟ و در نهایت، چجوری از اون بچه نگهداری میکنید؟ به تفصیل شرح بدید.
73. اگه قرار باشه کسی رو بدون آوادا زدن بکشید، با چه روشی به هلاکت میرسونیدش؟
74. اگه قرار باشه چیزی اختراع کنید اون چیز چه کاری قراره انجام بده؟ به چه دردی میخوره؟ میتونه چند مورد اختراع باشه.
75. اگه طلسمی ابداع کنید چه خواهد بود و چه کاربردی خواهد داشت؟ اینم میتونه چندتا باشه.
76. اگه قرار باشه کیک یا شیرینیای درست کنید که ما به محض دیدن یا چشیدنش دستمون بیاد که شما درستش کردید، از کجاش میفهمیم؟ توصیف بفرمایید.
77. اگه داستان بودید، ژانرتون چی میبود بود؟
78. اگه خودتون رو توی آیینه نگاه کنید، اولین چیزی که به ذهنتون میاد چیه؟ دومین و سومین و چهارمین و پنجمین و ششمین و هفتمین چی؟
79. اگه کتاب غیرداستانی بنویسید، محتواش چه خواهد بود؟
80. از چه چیزهای فیزیکی و غیرفیزیکیای متنفرید؟
81. ماستخیار یا آبدوغخیار؟
82. زندگی در فضا یا در اعماق آب؟
83. این متن رو ترجمه کنید: لمبنینسنینرنذکقوغحسج مدمیمسحقحسمبنلم.
84. به جوانان چه توصیهای میدارید؟ فسیلان چه؟ اطفال چه؟ دنگ چه؟
85. اگه کسی نصفهشب به شما مراجعه نموده بگه خوابش نمیبره چه میکنید؟
86. بدترین روش برای پروندن شما از خواب چیه و چه واکنشی نشون میدید بهش؟
87. چه جملاتی به شما گفته بشه از گوینده دلچرکین میشید؟
88. چالش یا گالش؟
89. اگه چشمتون به حرف بیاد چی به شما میگه؟ گوش و دهن و دماغ و مو و دندونهاتون چی؟
90. نظم یا هرجومرج؟
91. اگه قرار باشه ویروسی رو بهوجود بیارید و به جون ملت بندازید اون ویروس چه بلایی سر قربانی میاره؟ میتونید چند مورد ویروس نام ببرید حتی.
92. اگه قرار باشه به مدت یه هفته روزانه یه مهمانی چای عصرانهی کوچیک راه بندازید، چه افرادی رو دعوت میکنید و به جز صرف چای چه کاری انجام میدید و چه برنامهای براشون خواهید داشت به عنوان میزبان؟ اصلا مهمونی چطور پیش میره؟ محل برگزاریش کجاست؟ هر دفعه به تناسب با مدعوین عوض میشه؟
93. اگه یه روز بیدار شید ببینید هیچکس به شما محل نمیذاره، جوری که انگار براتون پشیزی ارزش قائل نیستن چیکار میکنید؟
94. چه چیزی از بین مایملک شما براتون از همه مهمتر و ارزشمندتره؟ اگه قرار باشه در ازای از دستدادن اون پیمانی ببندید، به خاطر چی بوده و درعوضش چی بهدست میارید؟
95. ماشین زمان اختراع شده. یه دونه بلیت رفت و برگشت دارید. تنها شانستونه. به چه زمانی سفر میکنید؟
96. نینجا یا سامورایی؟
97. در صورتی که بخواید به اراده و خواست خودتون مرتکب آدمربایی بشید، کی رو میربایید و به چه علت و سپس چیکارش میکنید؟ میتونن چندنفر باشن حتی.
98. فضاییها شما رو میدزدن. به چه علت؟ شما چیکار میکنید بعدش؟
99. آبغوره یا پاشوره؟
100. چطور از خودمون ناامیدتون کنیم؟
101. اگه قرار باشه مهدکودک بزنید، چجوری اونجا رو مدیریت میکنید و برنامهی آموزشی بچهها چه خواهد بود؟
102. اگه مسئول مراقبت از عدهای سالمند بودید چی؟
103. چجور آدمهایی شما رو ذله میکنن؟
104. اگه درحال حمل محمولهای سری باشید، محتواش چی میتونه باشه؟ چجوری بهطور سری حملش میکنید؟
105. کی دیوونهس؟ کی عاقله؟
106. در صورتی که آدمی به مذاقتون خوش نیاد چطور در رفتارتون با اون فرد نمود پیدا میکنه این مسئله؟ آیا اصلاً نمود پیدا میکنه؟ اگه فردی به مذاقتون خوش بیاد چطور؟
107. چیا شما رو هیجانزده یا ذوقزده میکنن و چطوری نشونش میدید؟
108. اگه یه طوطی بیاد روی شونهی شما بشینه واکنشتون چیه؟
109. اگه یه گله گاو وحشی وسط خیابون بهتون حملهور شن چی؟
110. با چه معیاری کسی رو باهوش میدونید؟
111. یازده چیز رو بهم بگید که دلتون نمیخواد بقیه درموردتون بدونن.
112. کی میدونید که وقت تسلیمشدنه؟
113. قلبتون از استیله یا چدنه؟ چطور میشه آبش کرد؟
114. آیا لجبازی هم میکنید؟ در چه صورتی لجبازیتون میگیره و چطور؟
115. جلال با نصرت؟ سر کدومشون رو تسلیم ما میکنید تا از این بند رهیده شید؟
116. تصور کنید برگشتید به اتاقتون و میبینید که اوضاعش بهقسمی ریختوپاشه که داره داد میزنه یکی اومده تو وسایلتون بهقصد یافتن چیزی تجسس کرده. فردی از جبههی مخالف. حدس میزنید که دنبال چی بوده؟ اگه اون فرد رو حین ارتکاب جرم میدید چیکارش میکردید؟ اگه از دور میدید که شیء مربوطه داره فرار میکنه میرفتید دنبالش؟ کمک میخواستید؟ چیکار میکردید کلاً؟ دقیق توضیح بدید.
117. آیا ممکنه دست به ترور بزنید؟ شورش چطور؟ به چه هدفی؟ به چه نحو؟ آیا سردسته خواهید بود یا نه؟
118. آینده چرا میاد؟ گذشته چرا میگذره؟
119. متصور بشید که جانوری مغزخوار جون جامعهی جادوگری رو تهدید کرده، ماهم بهش وعدهی مغز نوبر شما رو دادیم که میلش کنه و دست از سرمون برداره، اونم قبول کرده. ما هم شما رو به منظور خوراکدادن این جانور با مغزتون زندانی کردیم. چیکار میکنید؟
120. اگه مافیا تشکیل بدید هدفتون چی خواهد بود و کیا رو فراخور بندتون خواهید دونست؟
121. بهترین راه برای فرار از مسئولیتها چیه؟
122. اگه لولویی بودید که قصهتون رو برای بچهها تعریف میکردن و میگفتن «اگه فلان کنی، لولو میاد فلانت میکنه!» چجور لولویی میبودید و چیکار میکردید با کودکان نافرمان؟
123. بهنظرتون ورد «پوتوتو موتوتو» چه کاربردی داره؟
124. تصور کنید قراره بکوشیم شما رو به کاری راضی کنیم. آیا تلاش یک آدم منطقی که از استدلال و استنتاج استفاده میکنه مؤثرتر واقع خواهد شد یا آدمی احساساتی که شما رو مورد بمببارون عافطی خودش قرار بده و شلوغکاری و manipulate نمودن حتی یا انرژی بسیار از خود نشون دادن و اینا؟ چجور آدمی در نفوذ به قلعهی ضمیر شما موفقتره؟
125. از دید شما جهان چجور جاییه؟
126. اگه برای خودتون یه سیارک داشتید اسمش چی میبود و چه شکلی میبود و چطور روش میزیستید؟
127. آیا باریکبین هستید یا جزئیات چندان مورد توجهتون نیستن؟
128. اگه قرار بود یه فرقه راه بندازید هدفش چه میبود و اسمش چه میبود؟
129. مکتب زاموژیسم رو چگونه تعریف میکنید؟
130. عصاتون چه استفادههایی داره؟
70. چند نفر از اعضا رو انتخاب کنید و با طلسم فرمان بهشون دستوراتی رو بدید که درحالت عادی هرگز اجرا نمیکنن. محدودیت هم در زمینهی تعداد وجود نداره.
71. شیر نوشیدنی یا شیر آب یا شیر جنگل؟
72. اگه قرار باشه کودک خرسالی رو تحت کفالت بگیرید، چجوری کودکی مایلید باشه زیر دستتون؟ چجور کودکی رو میگید که نه، من نمیتونم با همچین بچهای سر کنم؟ و در نهایت، چجوری از اون بچه نگهداری میکنید؟ به تفصیل شرح بدید.
73. اگه قرار باشه کسی رو بدون آوادا زدن بکشید، با چه روشی به هلاکت میرسونیدش؟
74. اگه قرار باشه چیزی اختراع کنید اون چیز چه کاری قراره انجام بده؟ به چه دردی میخوره؟ میتونه چند مورد اختراع باشه.
75. اگه طلسمی ابداع کنید چه خواهد بود و چه کاربردی خواهد داشت؟ اینم میتونه چندتا باشه.
76. اگه قرار باشه کیک یا شیرینیای درست کنید که ما به محض دیدن یا چشیدنش دستمون بیاد که شما درستش کردید، از کجاش میفهمیم؟ توصیف بفرمایید.
77. اگه داستان بودید، ژانرتون چی میبود بود؟
78. اگه خودتون رو توی آیینه نگاه کنید، اولین چیزی که به ذهنتون میاد چیه؟ دومین و سومین و چهارمین و پنجمین و ششمین و هفتمین چی؟
79. اگه کتاب غیرداستانی بنویسید، محتواش چه خواهد بود؟
80. از چه چیزهای فیزیکی و غیرفیزیکیای متنفرید؟
81. ماستخیار یا آبدوغخیار؟
82. زندگی در فضا یا در اعماق آب؟
83. این متن رو ترجمه کنید: لمبنینسنینرنذکقوغحسج مدمیمسحقحسمبنلم.
84. به جوانان چه توصیهای میدارید؟ فسیلان چه؟ اطفال چه؟ دنگ چه؟
85. اگه کسی نصفهشب به شما مراجعه نموده بگه خوابش نمیبره چه میکنید؟
86. بدترین روش برای پروندن شما از خواب چیه و چه واکنشی نشون میدید بهش؟
87. چه جملاتی به شما گفته بشه از گوینده دلچرکین میشید؟
88. چالش یا گالش؟
89. اگه چشمتون به حرف بیاد چی به شما میگه؟ گوش و دهن و دماغ و مو و دندونهاتون چی؟
90. نظم یا هرجومرج؟
91. اگه قرار باشه ویروسی رو بهوجود بیارید و به جون ملت بندازید اون ویروس چه بلایی سر قربانی میاره؟ میتونید چند مورد ویروس نام ببرید حتی.
92. اگه قرار باشه به مدت یه هفته روزانه یه مهمانی چای عصرانهی کوچیک راه بندازید، چه افرادی رو دعوت میکنید و به جز صرف چای چه کاری انجام میدید و چه برنامهای براشون خواهید داشت به عنوان میزبان؟ اصلا مهمونی چطور پیش میره؟ محل برگزاریش کجاست؟ هر دفعه به تناسب با مدعوین عوض میشه؟
93. اگه یه روز بیدار شید ببینید هیچکس به شما محل نمیذاره، جوری که انگار براتون پشیزی ارزش قائل نیستن چیکار میکنید؟
94. چه چیزی از بین مایملک شما براتون از همه مهمتر و ارزشمندتره؟ اگه قرار باشه در ازای از دستدادن اون پیمانی ببندید، به خاطر چی بوده و درعوضش چی بهدست میارید؟
95. ماشین زمان اختراع شده. یه دونه بلیت رفت و برگشت دارید. تنها شانستونه. به چه زمانی سفر میکنید؟
96. نینجا یا سامورایی؟
97. در صورتی که بخواید به اراده و خواست خودتون مرتکب آدمربایی بشید، کی رو میربایید و به چه علت و سپس چیکارش میکنید؟ میتونن چندنفر باشن حتی.
98. فضاییها شما رو میدزدن. به چه علت؟ شما چیکار میکنید بعدش؟
99. آبغوره یا پاشوره؟
100. چطور از خودمون ناامیدتون کنیم؟
101. اگه قرار باشه مهدکودک بزنید، چجوری اونجا رو مدیریت میکنید و برنامهی آموزشی بچهها چه خواهد بود؟
102. اگه مسئول مراقبت از عدهای سالمند بودید چی؟
103. چجور آدمهایی شما رو ذله میکنن؟
104. اگه درحال حمل محمولهای سری باشید، محتواش چی میتونه باشه؟ چجوری بهطور سری حملش میکنید؟
105. کی دیوونهس؟ کی عاقله؟
106. در صورتی که آدمی به مذاقتون خوش نیاد چطور در رفتارتون با اون فرد نمود پیدا میکنه این مسئله؟ آیا اصلاً نمود پیدا میکنه؟ اگه فردی به مذاقتون خوش بیاد چطور؟
107. چیا شما رو هیجانزده یا ذوقزده میکنن و چطوری نشونش میدید؟
108. اگه یه طوطی بیاد روی شونهی شما بشینه واکنشتون چیه؟
109. اگه یه گله گاو وحشی وسط خیابون بهتون حملهور شن چی؟
110. با چه معیاری کسی رو باهوش میدونید؟
111. یازده چیز رو بهم بگید که دلتون نمیخواد بقیه درموردتون بدونن.
112. کی میدونید که وقت تسلیمشدنه؟
113. قلبتون از استیله یا چدنه؟ چطور میشه آبش کرد؟
114. آیا لجبازی هم میکنید؟ در چه صورتی لجبازیتون میگیره و چطور؟
115. جلال با نصرت؟ سر کدومشون رو تسلیم ما میکنید تا از این بند رهیده شید؟
116. تصور کنید برگشتید به اتاقتون و میبینید که اوضاعش بهقسمی ریختوپاشه که داره داد میزنه یکی اومده تو وسایلتون بهقصد یافتن چیزی تجسس کرده. فردی از جبههی مخالف. حدس میزنید که دنبال چی بوده؟ اگه اون فرد رو حین ارتکاب جرم میدید چیکارش میکردید؟ اگه از دور میدید که شیء مربوطه داره فرار میکنه میرفتید دنبالش؟ کمک میخواستید؟ چیکار میکردید کلاً؟ دقیق توضیح بدید.
117. آیا ممکنه دست به ترور بزنید؟ شورش چطور؟ به چه هدفی؟ به چه نحو؟ آیا سردسته خواهید بود یا نه؟
118. آینده چرا میاد؟ گذشته چرا میگذره؟
119. متصور بشید که جانوری مغزخوار جون جامعهی جادوگری رو تهدید کرده، ماهم بهش وعدهی مغز نوبر شما رو دادیم که میلش کنه و دست از سرمون برداره، اونم قبول کرده. ما هم شما رو به منظور خوراکدادن این جانور با مغزتون زندانی کردیم. چیکار میکنید؟
120. اگه مافیا تشکیل بدید هدفتون چی خواهد بود و کیا رو فراخور بندتون خواهید دونست؟
121. بهترین راه برای فرار از مسئولیتها چیه؟
122. اگه لولویی بودید که قصهتون رو برای بچهها تعریف میکردن و میگفتن «اگه فلان کنی، لولو میاد فلانت میکنه!» چجور لولویی میبودید و چیکار میکردید با کودکان نافرمان؟
123. بهنظرتون ورد «پوتوتو موتوتو» چه کاربردی داره؟
124. تصور کنید قراره بکوشیم شما رو به کاری راضی کنیم. آیا تلاش یک آدم منطقی که از استدلال و استنتاج استفاده میکنه مؤثرتر واقع خواهد شد یا آدمی احساساتی که شما رو مورد بمببارون عافطی خودش قرار بده و شلوغکاری و manipulate نمودن حتی یا انرژی بسیار از خود نشون دادن و اینا؟ چجور آدمی در نفوذ به قلعهی ضمیر شما موفقتره؟
125. از دید شما جهان چجور جاییه؟
126. اگه برای خودتون یه سیارک داشتید اسمش چی میبود و چه شکلی میبود و چطور روش میزیستید؟
127. آیا باریکبین هستید یا جزئیات چندان مورد توجهتون نیستن؟
128. اگه قرار بود یه فرقه راه بندازید هدفش چه میبود و اسمش چه میبود؟
129. مکتب زاموژیسم رو چگونه تعریف میکنید؟
130. عصاتون چه استفادههایی داره؟
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط جوزفین مونتگومری در 1403/1/30 13:32:50
ویرایش شده توسط جوزفین مونتگومری در 1403/1/30 13:40:46
ویرایش شده توسط جوزفین مونتگومری در 1403/1/30 13:40:46
بسوز! شعلهور شو، با اشتیاق. چنان بسوز که گرمای وجودت رو بشه حس کرد...


جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1402/04/14
تولد نقش: 1402/04/15
آخرین ورود: دیروز ساعت 21:53
از: تو قلب کسایی که دوستم دارن!
پستها:
402
شغل
معاون محفل ققنوس، تاریخنگار دیوان جادوگران

1. چرا انقدر آه می کشید و آه ملت رو درمیارین؟ جاش نمیشه بخندین و قهقهه بزنین؟
۲. آیا دلسوزوندن به حال خودمون کار خوبیه؟
۳. خونه تون کجاست؟ و تعریفتون از خونه چیه؟
۴. آزیترومایسین؟ مرلینی نکرده مریض شدین؟ چیزی شده؟
۵. دنیا از نظرتون چجور جاییه؟
۶. اگه یه عده گونی رو سرتون بکشن و شما رو بدزدن، بلافاصله بعد از اینکه گونی رو از سرتون برداشتن واکنشتون چیه؟
۷. دنگ کِی و کجا وارد زندگیتون شد؟
۸. پاترونوستون گنجشکه... چرا؟ بازتاب چیه؟
۹. وقتی دیوانه سازها دورتون رو بگیرن چه صداهایی می شنوین؟
۱۰.کوییدیچ تو خون تونه؟ مرگخوار و ریونی بودن چطور؟
۱۱. کدوم پست کوییدیچو ترجیح میدین؟ و آیا لباس مخصوص تیمتونو می پوشین یا با استایل همیشگیتونین؟ یعنی براتون سخت نیست با اون کلاه و لباس کوییدیچ بازی کنین؟
۱۲.از معجون خورکردن مردم لذت می برید؟ سادیسم دارین؟
۱۳.از اینکه خودتون معجون خوردین لذت بردین؟ مازوخیسم دارین؟
۱۴.عصای طلایی تونو کی بهتون داده و برای چی؟
۱۵.انزوا طلبین؟ دوست دارین با چه آدمایی رفت آمد و تعامل داشته باشین و به چه محافلی برین؟
۱۶. چه رنگ لباسایی می پوشین؟
۱۷.از انتخاب کردن دیگران خوشتون نمیاد که ترجیح میدین خودتونو انتخاب کنین؟ یا اینکه معتقدید خودتون بهترین انتخاب هستین؟
۱۸. در مواقع سختی به جز خودتون و دنگ از چه کسی(کسانی) یاری می خواین و رو کمک کیا حساب باز می کنین؟
۱۹.اگه مرلینی نکرده بهتون بگن فقط چند روز دیگه زنده هستین، واکنشتون چیه و تو این ایام باقی مونده چی کار می کنین؟
۲۰.نقاشی هاتون درمورد چه موضوعاتیه و چی رو به ما می رسونه؟
۲۱. اگه قرار بود یه خاطره رو از ذهنتون پاک کنین اون خاطره چی بود؟
۲۲. اگه قرار بود یه خاطره رو از ذهن مردم پاک کنین چطور؟
۲۳. روی ریونکلاو متعصبین؟ می تونین حال و هوای زمانی که گروهبندی شدین رو برامون شرح بدین؟ و اینکه کلاه بهتون چیا گفت.
۲۴. آیا حافظه قوی و چشمان عقاب دارین؟
۲۵. دوست دارین تو تاریخ چجور ازتون یاد شه؟
۲۶. اگه از چیزی بترسین چه واکنشی نشون میدین؟
۲۷. چه مواقعی آه می کشین؟ چه چیزایی آه تون رو بلند می کنه؟
۲۸. اگه خیلی غمگین بشین ممکنه گریه کنین یا به آه کشیدن بسنده می کنین؟ چه چیزایی باعث غمگین شدن و در اومدن اشکتون میشه؟
۲۹.بارز ترین ویژگی اخلاقیتون چیه؟ تیکه کلامتون چی؟
۳۰. به چند درصد برنامه های وزارتتون رسیدین؟ آیا وزارت اونطوری بود که فکر می کردین؟ برای بقیه دولت مردان وزارت چه پیشنهادی دارین؟
۳۱. چرا دوره وزارتتون طولانی شد؟ آیا هرکس کاری کند که آه از نهاد مردم بلند شود دوره وزارتش طولانی میشه؟
۳۲. از کدوم قشر جامعه خوشتون میاد؟ وزیری هستین پولدار پسند؟
۳۳. آیا حجاب اجباری برای کل اجتماع خوب است؟
۳۴. نظرتون درمورد ما کودکان این سرزمین چیه؟
۳۵. آیا به عنوان وزیر بادیگارد شخصی داشتین و دارین؟
۳۶.آیا به موسیقی دیسلاو علاقه دارین؟ چه سبک موسیقی هایی گوش می کنین؟
۳۷. چجور شخصیتی دارین؟ خشک و جدی؟ خنثی و سرد؟ گرم و مهربون؟ عجیب غریب و غیرقابل پیشبینی؟ و...؟ هرکدوم که هستین رو با ذکر مثال توضیح بدین.
۳۸. عصاتون از موهاتون کوتاه تره... چقدره یعنی؟
۳۹. چوبدستی تونو جایی جاساز کردین یا همیشه تو جیبتونه؟
۴۰. چرا دنگ همیشه همراهتونه؟ نکنه وجدانتونه؟ شده از هم جداشین؟
۴۱. کدوم کارای دنگ شما رو متعجب می کنه؟
۴۲. نکنه با دنگ دست به یکی کرده و تظاهر به معجون خور شدن کردین؟ از کجا بفهمیم واقعا معجون راستی خوردین؟
۴۳. دوست دارین دیگران درموردتون چیا بدونن که نمی دونن؟
۴۴. اتاقتون تو خونه ریدل ها چه شکلیه؟
۴۵. بوگارتتون تبدیل به چی میشه؟
۴۶. خوشایند ترین دوران زندگیتون کی بوده؟
۴۷. در اغلب مواقع چهره تون چه حالتی رو به خودش گرفته؟ یه شخصی با دیدن چهرهتون دربرخورد اول، چیا از شخصیتتون ممکنه برداشت کنه؟
۴۸. به داشتن کلاه بلند افتخار می کنین؟ آیا معتقد نیستین بی کلاهی عار نیست؟
۴۹. آیا همزادی تو دنیاهای دیگه(مثل دنیای ماگلا یا حتی کتابای قصه و فیلم و انیمیشن و...) دارین؟ کسی هست که شباهتی به شما داشته باشه؟
۵۰. خوراکی مورد علاقتون چیه؟
۵۱. چه نوع آب و هوایی رو بیشتر می پسندین و چرا؟
۵۲. بدترین شکنجه ای که برای دنگ می تونین در نظر بگیرین چیه؟
۵۳. یک روز از زندگیتون به عنوان یک وزیر، تعریف کنین و بعد با یه روز زندگی عادیتون مقایسه کنین.
۵۴. بعد از دوران وزارت چه برنامه هایی برای خودتون دارین؟
۵۵. دلیل اینکه اسامی رو انقدر از ریشه تلفظ می کنین چیه؟ ریشه در کودکی؟
56. به چه چیزهایی علاقه دارین؟ چرا علاقه مندی ها ندارین؟
۲. آیا دلسوزوندن به حال خودمون کار خوبیه؟
۳. خونه تون کجاست؟ و تعریفتون از خونه چیه؟
۴. آزیترومایسین؟ مرلینی نکرده مریض شدین؟ چیزی شده؟
۵. دنیا از نظرتون چجور جاییه؟
۶. اگه یه عده گونی رو سرتون بکشن و شما رو بدزدن، بلافاصله بعد از اینکه گونی رو از سرتون برداشتن واکنشتون چیه؟
۷. دنگ کِی و کجا وارد زندگیتون شد؟
۸. پاترونوستون گنجشکه... چرا؟ بازتاب چیه؟
۹. وقتی دیوانه سازها دورتون رو بگیرن چه صداهایی می شنوین؟
۱۰.کوییدیچ تو خون تونه؟ مرگخوار و ریونی بودن چطور؟
۱۱. کدوم پست کوییدیچو ترجیح میدین؟ و آیا لباس مخصوص تیمتونو می پوشین یا با استایل همیشگیتونین؟ یعنی براتون سخت نیست با اون کلاه و لباس کوییدیچ بازی کنین؟
۱۲.از معجون خورکردن مردم لذت می برید؟ سادیسم دارین؟
۱۳.از اینکه خودتون معجون خوردین لذت بردین؟ مازوخیسم دارین؟
۱۴.عصای طلایی تونو کی بهتون داده و برای چی؟
۱۵.انزوا طلبین؟ دوست دارین با چه آدمایی رفت آمد و تعامل داشته باشین و به چه محافلی برین؟
۱۶. چه رنگ لباسایی می پوشین؟
۱۷.از انتخاب کردن دیگران خوشتون نمیاد که ترجیح میدین خودتونو انتخاب کنین؟ یا اینکه معتقدید خودتون بهترین انتخاب هستین؟
۱۸. در مواقع سختی به جز خودتون و دنگ از چه کسی(کسانی) یاری می خواین و رو کمک کیا حساب باز می کنین؟
۱۹.اگه مرلینی نکرده بهتون بگن فقط چند روز دیگه زنده هستین، واکنشتون چیه و تو این ایام باقی مونده چی کار می کنین؟
۲۰.نقاشی هاتون درمورد چه موضوعاتیه و چی رو به ما می رسونه؟
۲۱. اگه قرار بود یه خاطره رو از ذهنتون پاک کنین اون خاطره چی بود؟
۲۲. اگه قرار بود یه خاطره رو از ذهن مردم پاک کنین چطور؟
۲۳. روی ریونکلاو متعصبین؟ می تونین حال و هوای زمانی که گروهبندی شدین رو برامون شرح بدین؟ و اینکه کلاه بهتون چیا گفت.
۲۴. آیا حافظه قوی و چشمان عقاب دارین؟
۲۵. دوست دارین تو تاریخ چجور ازتون یاد شه؟
۲۶. اگه از چیزی بترسین چه واکنشی نشون میدین؟
۲۷. چه مواقعی آه می کشین؟ چه چیزایی آه تون رو بلند می کنه؟
۲۸. اگه خیلی غمگین بشین ممکنه گریه کنین یا به آه کشیدن بسنده می کنین؟ چه چیزایی باعث غمگین شدن و در اومدن اشکتون میشه؟
۲۹.بارز ترین ویژگی اخلاقیتون چیه؟ تیکه کلامتون چی؟
۳۰. به چند درصد برنامه های وزارتتون رسیدین؟ آیا وزارت اونطوری بود که فکر می کردین؟ برای بقیه دولت مردان وزارت چه پیشنهادی دارین؟
۳۱. چرا دوره وزارتتون طولانی شد؟ آیا هرکس کاری کند که آه از نهاد مردم بلند شود دوره وزارتش طولانی میشه؟
۳۲. از کدوم قشر جامعه خوشتون میاد؟ وزیری هستین پولدار پسند؟
۳۳. آیا حجاب اجباری برای کل اجتماع خوب است؟
۳۴. نظرتون درمورد ما کودکان این سرزمین چیه؟
۳۵. آیا به عنوان وزیر بادیگارد شخصی داشتین و دارین؟
۳۶.آیا به موسیقی دیسلاو علاقه دارین؟ چه سبک موسیقی هایی گوش می کنین؟
۳۷. چجور شخصیتی دارین؟ خشک و جدی؟ خنثی و سرد؟ گرم و مهربون؟ عجیب غریب و غیرقابل پیشبینی؟ و...؟ هرکدوم که هستین رو با ذکر مثال توضیح بدین.
۳۸. عصاتون از موهاتون کوتاه تره... چقدره یعنی؟
۳۹. چوبدستی تونو جایی جاساز کردین یا همیشه تو جیبتونه؟
۴۰. چرا دنگ همیشه همراهتونه؟ نکنه وجدانتونه؟ شده از هم جداشین؟
۴۱. کدوم کارای دنگ شما رو متعجب می کنه؟
۴۲. نکنه با دنگ دست به یکی کرده و تظاهر به معجون خور شدن کردین؟ از کجا بفهمیم واقعا معجون راستی خوردین؟
۴۳. دوست دارین دیگران درموردتون چیا بدونن که نمی دونن؟
۴۴. اتاقتون تو خونه ریدل ها چه شکلیه؟
۴۵. بوگارتتون تبدیل به چی میشه؟
۴۶. خوشایند ترین دوران زندگیتون کی بوده؟
۴۷. در اغلب مواقع چهره تون چه حالتی رو به خودش گرفته؟ یه شخصی با دیدن چهرهتون دربرخورد اول، چیا از شخصیتتون ممکنه برداشت کنه؟
۴۸. به داشتن کلاه بلند افتخار می کنین؟ آیا معتقد نیستین بی کلاهی عار نیست؟
۴۹. آیا همزادی تو دنیاهای دیگه(مثل دنیای ماگلا یا حتی کتابای قصه و فیلم و انیمیشن و...) دارین؟ کسی هست که شباهتی به شما داشته باشه؟
۵۰. خوراکی مورد علاقتون چیه؟
۵۱. چه نوع آب و هوایی رو بیشتر می پسندین و چرا؟
۵۲. بدترین شکنجه ای که برای دنگ می تونین در نظر بگیرین چیه؟
۵۳. یک روز از زندگیتون به عنوان یک وزیر، تعریف کنین و بعد با یه روز زندگی عادیتون مقایسه کنین.
۵۴. بعد از دوران وزارت چه برنامه هایی برای خودتون دارین؟
۵۵. دلیل اینکه اسامی رو انقدر از ریشه تلفظ می کنین چیه؟ ریشه در کودکی؟
56. به چه چیزهایی علاقه دارین؟ چرا علاقه مندی ها ندارین؟
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
تو اشتیاق بسوز و سرت رو بالا نگه دار!
سریعتر از باد به آسمون شیرجه بزن!
دنیایی فراتر از تصور تو دستاته و این باشکوهه!
سریعتر از باد به آسمون شیرجه بزن!
دنیایی فراتر از تصور تو دستاته و این باشکوهه!
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1402/04/15
تولد نقش: 1402/10/15
آخرین ورود: یکشنبه 3 خرداد 1405 09:19
از: دنیا وارونه
پستها:
249

روندا با نگاهی سرشار از انرژی که معلوم بود دارد از هیجان می ترکد شروع به پرسش سوال ها کرد:
۱- چند ساعت واسه ی نوشتن اسم خودتون و اسم پدرتون تو بالای ورقه ی امتحان وقت گذاشتید؟
۲- دنگ، دینگه یا دینگ دنگه؟ چرا حالا؟ (کی بود زنگ زد؟)
۳- شما گفتید "از پوشیدن رداهای جادوانه پرهیز نموده" چرا؟
۴- اون زمانی که مدرسه می رفتید هم اینجوری حرف می زدید؟ بچه ها می فهمیدن چی میگید؟
۵- چرا چینی؟
۶- این اسم رو کی براتون انتخاب کرده؟
۷- اگه یه اتفاق بد افتاد و به جز خودتون دو نفر دیگه هم می تونستی نجات بدید، اون دو نفر کیا بودن؟
۸- چرا مرگخواران؟
۹- نقاشید؟
۱۰- میشه چندتا از نقاشی هاتون رو با ما در میان بذارید؟
۱۱- چرا از دنگ متنفرید؟
۱۲- خط قرمزتون چیه؟
۱۵- از بین همه ی مرگخوار ها به جز خودتون کی رو بیشتر دوست دارید؟(فقط یکی)
۱۶- برخودتون با یه محفلی چه شکلیه؟
۱۷- معجون راستی چه طمعی میده؟
۱- چند ساعت واسه ی نوشتن اسم خودتون و اسم پدرتون تو بالای ورقه ی امتحان وقت گذاشتید؟
۲- دنگ، دینگه یا دینگ دنگه؟ چرا حالا؟ (کی بود زنگ زد؟)
۳- شما گفتید "از پوشیدن رداهای جادوانه پرهیز نموده" چرا؟
۴- اون زمانی که مدرسه می رفتید هم اینجوری حرف می زدید؟ بچه ها می فهمیدن چی میگید؟
۵- چرا چینی؟
۶- این اسم رو کی براتون انتخاب کرده؟
۷- اگه یه اتفاق بد افتاد و به جز خودتون دو نفر دیگه هم می تونستی نجات بدید، اون دو نفر کیا بودن؟
۸- چرا مرگخواران؟
۹- نقاشید؟
۱۰- میشه چندتا از نقاشی هاتون رو با ما در میان بذارید؟
۱۱- چرا از دنگ متنفرید؟
۱۲- خط قرمزتون چیه؟
۱۵- از بین همه ی مرگخوار ها به جز خودتون کی رو بیشتر دوست دارید؟(فقط یکی)
۱۶- برخودتون با یه محفلی چه شکلیه؟
۱۷- معجون راستی چه طمعی میده؟
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط روندا فلدبری در 1403/1/25 21:45:54
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1403/01/06
تولد نقش: 1403/01/07
آخرین ورود: پنجشنبه 10 آبان 1403 07:04
از: وسایل گلدوزیم و گلام فاصله بگیر.
پستها:
107

سلام جناب وزیر.
۱- چرا اینقدر قلمبه سلمبه حرف میزنین؟
۲- اگه من یه اکوادورا نصیب دینگ کنم، واکنشتون چیه؟(برادر آداواکداوراست، فقط جای کشتن،طرفو میفرسته اکوادور)
۳- راهی که درسته یا راهی که آسونه؟
۴- حس نمیکنین یکم دیکتاتور... چیزه، زیادی مقتدرین؟
۵- چطور خودتون اسمتونو یادتون میمونه؟
۶- نظرتون راجع به این پنج نفر؟(تو کتاب):
سدریک دیگوری
نیمفادورا تانکس
سورس اسنیپ
ریگولوس بلک
ریموس لوپین
۱- چرا اینقدر قلمبه سلمبه حرف میزنین؟
۲- اگه من یه اکوادورا نصیب دینگ کنم، واکنشتون چیه؟(برادر آداواکداوراست، فقط جای کشتن،طرفو میفرسته اکوادور)
۳- راهی که درسته یا راهی که آسونه؟
۴- حس نمیکنین یکم دیکتاتور... چیزه، زیادی مقتدرین؟
۵- چطور خودتون اسمتونو یادتون میمونه؟
۶- نظرتون راجع به این پنج نفر؟(تو کتاب):
سدریک دیگوری
نیمفادورا تانکس
سورس اسنیپ
ریگولوس بلک
ریموس لوپین
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط رزالین دیگوری در 1403/1/25 20:26:37
ویرایش شده توسط رزالین دیگوری در 1403/1/26 16:59:00
ویرایش شده توسط رزالین دیگوری در 1403/1/26 16:59:00
اگر تمام جهان نیز تو را گناهکار بدانند، تا زمانی که وجدان خودت تأییدت کند، تو بدون دوست نمی مانی.
جین ایر
جین ایر
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1398/02/25
تولد نقش: 1398/03/01
آخرین ورود: شنبه 12 اردیبهشت 1405 15:32
از: دستم حرص نخور!
پستها:
459
شغل
مسئول و داور دوئل

1. تا به حال این اندیشه به مخیلهتان خطور نموده که بهجای عصا از چتر استفاده نمایید؟
2. در چگونه خانوادهای و چگونه محیطی پرورش یافتید؟
3. چگونه مطالبی در مجلات میخوانید؟ (اگر هم مجله کلاً نمیخونید، زورتون میکنیم) کلاً سراغ چه مطالبی میرید؟
4. اگر دینگ منفوره، چرا نگهش میدارید؟ مطمئناً راههای معتنابهای برای خلاص شدن از شرّشه. یعنی اگه یه قورباقه دینگ رو تو هوا بقاپه شما رد میشید و میرید فقط؟
5. آیا دینگ هم از شما متنفره؟ آیا ذلهتون میکنه؟ آیا چگونه؟
6. نظر شما درمورد لواشک چیه؟
7. در کدام دهه از عمر خود به سر میبرید؟
8. بستنی چه طعمی بگیرم براتون؟
9. آیا ممکنه کلاه شما کار خاصی بکنه؟
10. به کدام کلاسهای هاگوارتز نامایل میباشید؟
11. از چه چیزهایی میترسید بیشتر از همه؟
12. در آیینهی نفاقانگیز چه میبینید؟
13. یکی از خوشترین خاطراتتون چی میتونه باشه؟
14. چه حرفهایی به شما زده بشه مکدر میشید خیلی؟
15. چه حرفهایی به شما زده بشه محظوظ میشید خیلی؟
16. اگه بگیم «فـ...» چجوری کاملش میکنید کلمه رو؟ یاد چی میافتید؟
17. در اوقات فراغت به چه اموری میپردازید؟ چه چیزهایی مفرح ذاتتون واقع میشن؟
18. اگر مجبور باشید به مدتی یک شغل ماگلی داشته باشید، چه مشاغل و حرفههایی بین گزینههاتونه؟
19. اول هیدروژن بود یا اکسیژن؟
20. چه خاطراتی شما رو معذب میکنن؟
21. چجور آدمهایی رو مایلید دوری کنید ازشون؟
22. مایلید در معیت چجور موجودات ذیحیاتی باشید؟
23. اگه یه زمین مسطح گنده به شما بدن چیکارش میکنید؟
24. آیا موی سپید دارید؟
25. پیش از خواب چیکار میکنید؟ به چی فکر میکنید؟
26. چه سلاح سردی رو انتخاب میکنید برای دفاع از خودتون؟
27. اگه من کلاهتون رو کش برم شهید کنم چیزی میگید بهم؟
28. ترجیح میدید سوزونده بشید یا برید تو اتاق تمساحها؟
29. فراموشکردن یا فراموششدن؟ کدوم رو انتخاب میکنید؟
30. سوغاتی چی بیارم؟
31. تصور کنید در جای مهمی دعوت شدید و خبرنگارها ریختن، در این اثنا یکی از پیشخدمتها درحال پذیرایی از مدعوین با نوشیدنیهای رنگارنگ، سقلمه یا سکندری مشتیای میخوره و سهواً نوشیدنی میریزه روی لباستون و رنگی میشید، وضعیتیست بس مفتضح. برای حفظ شخصیت شخص وزیر چه میکنید؟ راستشو بگید.
31. چوبشور یا آلوچه؟
32. مرحومهی مقتوله کیست؟
33. دانقیلی قابالا دونگیلی لاقیبا؟
34. اگر به شما جای سرزمین آدمکوچولوها رو نشون بدم چیکار میکنید؟ اگه یه روز پاشید ببینید در محل زندگیتون آدمکوچولوها سکنی گزیدن چی؟
35. دستمال رو به چه هنگام استفاده مینمایید اغلب؟
36. اگر جزو خدمهی کشتیای بودید وظیفهتون چه میبود؟
37. چه سازی رو انتخاب میکنید برای زدن؟ امیدوارم ساز مخالف نباشه، وگرنه حلقومتون رو میزبان معجون راستی کجمزهی بیشتری میکنم.
38. شعارتون چیه؟
39. ضخامت یا حضانت؟
40. چه موضوعی هست که میتونید فیالبداهه ساعتها درموردش حرف بزنید؟
41. کدوم هنر رزمی رو برای خود میپسندید؟
42. کت یا پالتو؟ در هوای برفی چی میپوشید؟
43. از چه چیز خجل میشید؟
44. قارچ سمی بدم برای ناهار آماده کنن یا مسی؟
45. اینجانب را چون میبینید؟
46. حماقت چیست؟
47. برنامهتون برای گذراندن روزهای بازنشستگی؟
48. آتیش سوزی شده و میبایست سریعاً وسایلی که نمیخواید بسوزن رو بردارید بزن به چاک. چیا رو برمیدارید؟
49. چه کسی رو دوست خودتون میدونید؟
50. اگه دستفروش بشید چی میفروشید؟
51. صبحانه چه میل میفرمایید؟
52. چه کابوسهایی میبینید؟
53. چه بوها و صداهایی نوستالژیکن براتون؟
54. عیبتون چیه؟
55. تو زیرزمین چی قایم کردید؟
56. نمونهی شیشهای چه چیزی رو دوست دارید داشته باشید؟
57. چه کارخونهای دوست دارید بزنید؟
58. اشک دروغین یا لبخند دروغین؟
59. چگونه ad hominem کنیم شما رو؟
60. آن چیست که میخوریم اما دفع نمیشود؟
61. اگه به همجبههایهاتون خیانت کنید علتش چی بوده؟
62. جونتون رو برای چی فدا میکنید؟ اصلاً فدا میکنید یا نه؟
63. وقتی دلتون میگیره چجوری بازش میکنید؟
64. خشمتون رو چه چیزهایی برمیانگیزه؟ وقتی برانگیخته بشه چی میشه حتی؟
65. چه چیزی ارزش تلاش رو داره؟
66. معیار خفنبودن و لایق تحسین بودن ملت چیه براتون؟
67. جنس فروخته شده پس گرفته میشود یا فقط تعویض میکنید یا هیچکدوم؟
68. تصور کنید این توانایی رو دارید که آدمها رو توی داستانی گیر بندازید تا هر وقت که بخواید، کیها رو انتخاب میکنید و توی چه داستانی گیرشون میندازید؟
_________________________
عجالتاً اینا رو داشته باشید، حالا بازم شاید در خدمت باشیم.
2. در چگونه خانوادهای و چگونه محیطی پرورش یافتید؟
3. چگونه مطالبی در مجلات میخوانید؟ (اگر هم مجله کلاً نمیخونید، زورتون میکنیم) کلاً سراغ چه مطالبی میرید؟
4. اگر دینگ منفوره، چرا نگهش میدارید؟ مطمئناً راههای معتنابهای برای خلاص شدن از شرّشه. یعنی اگه یه قورباقه دینگ رو تو هوا بقاپه شما رد میشید و میرید فقط؟
5. آیا دینگ هم از شما متنفره؟ آیا ذلهتون میکنه؟ آیا چگونه؟
6. نظر شما درمورد لواشک چیه؟
7. در کدام دهه از عمر خود به سر میبرید؟
8. بستنی چه طعمی بگیرم براتون؟
9. آیا ممکنه کلاه شما کار خاصی بکنه؟
10. به کدام کلاسهای هاگوارتز نامایل میباشید؟
11. از چه چیزهایی میترسید بیشتر از همه؟
12. در آیینهی نفاقانگیز چه میبینید؟
13. یکی از خوشترین خاطراتتون چی میتونه باشه؟
14. چه حرفهایی به شما زده بشه مکدر میشید خیلی؟
15. چه حرفهایی به شما زده بشه محظوظ میشید خیلی؟
16. اگه بگیم «فـ...» چجوری کاملش میکنید کلمه رو؟ یاد چی میافتید؟
17. در اوقات فراغت به چه اموری میپردازید؟ چه چیزهایی مفرح ذاتتون واقع میشن؟
18. اگر مجبور باشید به مدتی یک شغل ماگلی داشته باشید، چه مشاغل و حرفههایی بین گزینههاتونه؟
19. اول هیدروژن بود یا اکسیژن؟
20. چه خاطراتی شما رو معذب میکنن؟
21. چجور آدمهایی رو مایلید دوری کنید ازشون؟
22. مایلید در معیت چجور موجودات ذیحیاتی باشید؟
23. اگه یه زمین مسطح گنده به شما بدن چیکارش میکنید؟
24. آیا موی سپید دارید؟
25. پیش از خواب چیکار میکنید؟ به چی فکر میکنید؟
26. چه سلاح سردی رو انتخاب میکنید برای دفاع از خودتون؟
27. اگه من کلاهتون رو کش برم شهید کنم چیزی میگید بهم؟
28. ترجیح میدید سوزونده بشید یا برید تو اتاق تمساحها؟
29. فراموشکردن یا فراموششدن؟ کدوم رو انتخاب میکنید؟
30. سوغاتی چی بیارم؟
31. تصور کنید در جای مهمی دعوت شدید و خبرنگارها ریختن، در این اثنا یکی از پیشخدمتها درحال پذیرایی از مدعوین با نوشیدنیهای رنگارنگ، سقلمه یا سکندری مشتیای میخوره و سهواً نوشیدنی میریزه روی لباستون و رنگی میشید، وضعیتیست بس مفتضح. برای حفظ شخصیت شخص وزیر چه میکنید؟ راستشو بگید.
31. چوبشور یا آلوچه؟
32. مرحومهی مقتوله کیست؟
33. دانقیلی قابالا دونگیلی لاقیبا؟
34. اگر به شما جای سرزمین آدمکوچولوها رو نشون بدم چیکار میکنید؟ اگه یه روز پاشید ببینید در محل زندگیتون آدمکوچولوها سکنی گزیدن چی؟
35. دستمال رو به چه هنگام استفاده مینمایید اغلب؟
36. اگر جزو خدمهی کشتیای بودید وظیفهتون چه میبود؟
37. چه سازی رو انتخاب میکنید برای زدن؟ امیدوارم ساز مخالف نباشه، وگرنه حلقومتون رو میزبان معجون راستی کجمزهی بیشتری میکنم.
38. شعارتون چیه؟
39. ضخامت یا حضانت؟
40. چه موضوعی هست که میتونید فیالبداهه ساعتها درموردش حرف بزنید؟
41. کدوم هنر رزمی رو برای خود میپسندید؟
42. کت یا پالتو؟ در هوای برفی چی میپوشید؟
43. از چه چیز خجل میشید؟
44. قارچ سمی بدم برای ناهار آماده کنن یا مسی؟
45. اینجانب را چون میبینید؟
46. حماقت چیست؟
47. برنامهتون برای گذراندن روزهای بازنشستگی؟
48. آتیش سوزی شده و میبایست سریعاً وسایلی که نمیخواید بسوزن رو بردارید بزن به چاک. چیا رو برمیدارید؟
49. چه کسی رو دوست خودتون میدونید؟
50. اگه دستفروش بشید چی میفروشید؟
51. صبحانه چه میل میفرمایید؟
52. چه کابوسهایی میبینید؟
53. چه بوها و صداهایی نوستالژیکن براتون؟
54. عیبتون چیه؟
55. تو زیرزمین چی قایم کردید؟
56. نمونهی شیشهای چه چیزی رو دوست دارید داشته باشید؟
57. چه کارخونهای دوست دارید بزنید؟
58. اشک دروغین یا لبخند دروغین؟
59. چگونه ad hominem کنیم شما رو؟
60. آن چیست که میخوریم اما دفع نمیشود؟
61. اگه به همجبههایهاتون خیانت کنید علتش چی بوده؟
62. جونتون رو برای چی فدا میکنید؟ اصلاً فدا میکنید یا نه؟
63. وقتی دلتون میگیره چجوری بازش میکنید؟
64. خشمتون رو چه چیزهایی برمیانگیزه؟ وقتی برانگیخته بشه چی میشه حتی؟
65. چه چیزی ارزش تلاش رو داره؟
66. معیار خفنبودن و لایق تحسین بودن ملت چیه براتون؟
67. جنس فروخته شده پس گرفته میشود یا فقط تعویض میکنید یا هیچکدوم؟
68. تصور کنید این توانایی رو دارید که آدمها رو توی داستانی گیر بندازید تا هر وقت که بخواید، کیها رو انتخاب میکنید و توی چه داستانی گیرشون میندازید؟
_________________________
عجالتاً اینا رو داشته باشید، حالا بازم شاید در خدمت باشیم.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط جوزفین مونتگومری در 1403/1/25 18:12:42
بسوز! شعلهور شو، با اشتیاق. چنان بسوز که گرمای وجودت رو بشه حس کرد...


جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1393/11/27
تولد نقش: 1393/11/28
آخرین ورود: چهارشنبه 14 آبان 1404 19:41
از: ما چه خواهد ماند؟
پستها:
600

بسمه تعالی
ویزی ویز! (سلام ملّت جادویی!)
ویزو وازا وززّه دنگز دینگاز! (این دنگِ دینگ هست که صحبت میکنه!)
وازو وازه، ویزه ووزه، وزی وزوزو.. (در این قسمت از معجون خورون و اینا من مجری برنامه هستم و اجازه بدید مهممون برنامه خودش، خودش رو خدمتتون معرفی کنم... )
آه... کِش. مکلّه، ثقیل السان و وزیر، خود خویشتن خویشمان میباشیم. جناب لادیسلاو پاتریشوا خانزفا کاردلکیپ جورامونت پتیران عاصدیغ زاموژسلی.
توضیحات دنگ و دینگی:
دقت کنید که در این مصاحبه ها مخاطب پرسش های شما شخصیت ایفایی مهمون (متهم تحت شکنجه) هستش و این کار بیشتر برای شناخت بهتر شخصیت ایفای نقشی اون هاست و نه شخصیت حقیقی پشت اون ها، پس لطفا این موضوع رو در پرسش هاتون لحاظ کنید. از اونجایی که قراره این پرسش ها در قالب شکنجه پرسیده بشن، توصیه می شه که اون ها رو شبیه به اتهام مطرح کنید، گرچه هیچ اجباری در این خصوص نیست و حتی میتونن خیلی دوستانه باشند. در نهایت پرسشهای شما در قالب یک رول که با همکاری با مهمون اون قسمت نوشته شده، پاسخ داده می شن. اضافه کنم که مهلت ارسال پرسش تا پایان وقت 7 اردیبهشت 1403 هستش.
پ.ن: این آخرین مصاحبه در این دوره وزارت خواهد بود.
دنگِ دینگ،
حشرهِ کوچکِ سیهچرده.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1393/11/27
تولد نقش: 1393/11/28
آخرین ورود: چهارشنبه 14 آبان 1404 19:41
از: ما چه خواهد ماند؟
پستها:
600

بسمه تعالی
××× به دلیل محدودیت در تعداد کلمات هر پست و طولانی شدن این مصاحبه، در چند پست ارسال گردیده است.×××
- خوب نونوار کردین!
اسکورپیوس مالفوی، رئیس سازمان اطلاعات و امنیت جادوگری در آستانه در ایستاده و به اتاق شکنجه نگاه میکرد.
- خب حالا که تا اینجا اومدم یه دوتا سوالم بپرسم.
او جلو آمد و روی یکی از کوسن ها نشست.
گل های آقای گل تاریخ پرسپولیس که به فوی تعلق دارند (؟!) (اسکورپیوس مالفوی):
1. چرا اومدی اسلایترین ؟ اینهمه گروه و چرا تو اسلایترین رو انتخاب کردی؟ یا اینطوری بپرسم چه چیز اسلایترین تو رو به خودش جذب کرد؟
اینکه اسلیترین در واقع مجموعهای از تمام گروههاست! (تکرار: اسلیترین یعنی جاه طلبی، قدرت و زیرکی. به معنای دیگه یعنی پیشرفت. برای به سرانجام رسیدن جاه طلبیهات باید شجاع باشی، هوشت رو به کار ببری و تلاش کنی، اسلیترین تجلی تمام ویژگیهای گروههای دیگه است. ما طرد شدیم چون برای رسیدن به آرزوهام تلاش میکنیم.)
2.که چرا تا به الان اسلایترین رو تصرف نکردنین؟ آخه اینقدر بلک داخلش هست که خودش یه لشکر حساب میشه.
اسکور! اسلیترین بدون یک مالفوی پولدار، اسلیترین نیست که! به غیر از اون درسته ما زیادیم ولی هرچی تعداد بیشتر، قدرت هم بیشتر! یه دست و یه خاندان که صدا نداره!
ادامه پرسش های خودمان:
11. بنا بر ادعای طفل مرطوب العمل جنابتان دارای طعم دِلار می باشید. آیا خود خویشتنتان نیز چنین عقیده ای داشته و خویش را از نباتات می پندارید؟
اون طفل مثال جالبی رو به کار برده! به نظرم توانایی گیاه بودن رو دارم اما برای مدت زمان کوتاهی! چون نمیتونم خیلی یه جا بمونم و حرکت نکنم و همینطور هم با تمام اینکه دلار مزهی خوبی داره حتما، دوست ندارم سریع جان به مرلین تسلیم کنم و این محل لعب رو ترک کنم!
12. جنگِ مذکر پیش از این ادعا داشته که به واسطه یک رول آه و فغان از جان وی برخیزانیده اید و وی نیز در همین راستا الفاظی رکیک را به شکلی متواتر به جنابتان نسبت می داده است، در مقام مقابله آیا قصد دارید پته وی را بر آب ریزیده و افشاگری به مثل نمایید؟
اگر باعث بشه بیشتر بیاد و الفاظ رکیک نثارم کنه چرا که نه!
من تاثیرگذار بودن رو دوست دارم و الفاظ رکیکش دقیقا همین رو بهم رسوند که تاثیر گذاشتم. مثلا میتونم به جاش تمام ماموریتهایی که میخواسته بره ولی به خاطر شدت باد بره رو برملا کنم!13. مستند به اعترافات جناب قابلمهوار، جنابتان هنگام خسپش گرگ جنابتان را بر خویش می پیچید، نخست آنکه این سخن را تصدیق می نمایید؟
اگه هوا سرد باشه، لحاف کفاف نکنه یا سدریک اشتباهی لحاف من رو برده باشه، گرگ نرم و گرم من میتونه آسایش کافی رو برای خواب بدون رویای شبانه میسر کنه.
14. در ادامه آنکه شوی جنابتان زین سبب شاکی مگشته و بر این امر اعتراض نمی نمایند؟
کدوم شوی؟

آقای وزیر فراموش کرده بود که خود پرده از راز دوریا برداشته است. آقای وزیر آلزایمر داشت.
15. از نخستین کسانی بودید که در مقام مقابله با پوشانیدن جامعه جادویی، جنبشی به راه انداخته و در مقابل وزارت مهوش، پریوش و مهین تاجانمان، اپوزوسیونیدید، محرکتان چه بود و از کدامین رقیب انتخاباتیمان تطمیع گشتهاید؟
قوانین عجیب و غریب باید برداشته شن! دلیل منطقی ارائه بدید تا قوانینتون مقبول واقع شن جناب وزیر! شما هم با این قانون گذاشتناتون! من نیازی به تطمیع ندارم! با چی میخوان تطمیعم کنن؟ گالیون؟ خودم دارم زیاد هم دارم! این جنبش تماما ایدهی خودم بود و ازش هم پشیمون نیستم!
16.نظر خویش را پیرامون وزارت گوگولیانه و مگولیانه جنابمان عنوان داشته ثنای فراوان در وصف آن گویید.
(دوریا لحظهای با گیجی به وزیر خیره شد. معجون راستی هم گیج شده بود که باید واقعا نظر بدهد یا ثنای فراوان بگوید. بالاخره ثنای فراوان اثر خودش را کرد.) وزارت شما تونسته دنیای جادوگری رو از کسالت دربیاره و با اقدامات جالبانگیزتون آزکابان محل تفریح و تماشا شده. این وزارت، بهترین وزارتی بوده که به چشمم دیدم و امیدوارم تا سالها به همین روش پایدار باشه. دینگ هم با اینکه سیاه و زشته ولی عضو مفیدی برای جامعهی جادوگریه.
17. پیش از این وصف دیوانه گرایان و لولوخرخران، توسط سایر پرسشگران به میان آمد، کنون این سوال را ز جنابتان می نماییم ای بلک بعید، گر زمان سنج جادویی در کف داشتید، چون می نمودید؟
لولوخرخره؟ نه کسی نپرسید ولی به هر حال اگر زمان سنج جادویی رو داشتم احتمالا کاری نمیکردم. راحتتره تا آینده رو با اعمال امروز تغییر داد تا گذشته رو عوض کرد و به زمان حالی برگشت که نمیدونی اون کارت باعث شده چه اثر پروانهای ایجاد بشه و کجا کدوم طوفان جنگلها رو از جا دربیاره. (اثر پروانهای میگه اثر بال زدن یک پروانه در نقطهای از جهان میتونه باعث زنجیرهای از اتفاقات بشه که به ایجاد یک طوفان در نقطهی دیگهای از دنیا منتهی بشه.)
18. هفت شیء که محتمل است در آینده از ایشان جانپیچ سازید کدامند؟
کتاب مورد علاقهم، شنل ارباب، بالشت سدریک، یکی از سکههای مورد علاقهی اسکورپیوس، یکی اکسسوریهای بال لینی، گوی پیشگویی ایزابل، مینی جاروی کوین
19. نظر خویش را پیرامون این خمسه گفته، ایضا به گمانتان گر جانور نمای گردند، کدامین جانور می گرند؟
بلاتریکس لسترنج: همخون، قدرتمند، جای خالی، جانورنما: جگوار
لرد ولدمورت: ارباب، قدرت بینهایت، خیلی ریز و پنهانی نگران مرگخوارن، استاد، جانورنما: مامبای سیاه
کوین کارتر: دوست، کوچولوی شیطون، آیندهی درخشان، مهربون، جانورنما: روباه صحرا
سدریک دیگوری: هممرگخوار، خوابالوی پرتلاش، متنهای کوتاه و قشنگ، جانورنما: کوآلا
اسکورپیوس مالفوی: همگروه و هممرگخوار، پرانرژی، بااستعداد در ساخت آواتار، هست ولی نیست، جانورنما: کوئوکا (توی لپاش سکه است احتمالا.)
20. همان پرسش پیشین را در خصوص هر پنج نفر که تمایل دارید عنوان نمایید.
لینی وارنر: مدیر، پرتلاش، پیگیر، پر از ایده، جانورنما: گوشبنفش
لادیسلاو زاموژسلی: وزیر پیگیر، سرد در ظاهر گرم در باطن، نوشتار خاص، جانورنما: والابی
ایزابل مکدوگال: هممرگخوار برون گرا، دوئلکنندهی اعظم، پرتلاش، جانورنما: اسب فریسن
اسکارلت ریشام: همگروهی، مستمر در تلاش، نوشتههای در حال پیشرفت، به امید مرلین مرگخوار آینده جانورنما: بادپر شکری
ایوان روزیه: هممرگخوار، پیشکسوت، خاطرات جالب، مرموز و آشکار، جانورنما: شیطان تاسمانی
21. گر قصد شکنجه نمودنتان به کارآمدترین روش ممکن را داشته باشیم می بایست چون نمایی؟
بهم بگین میخواین از خونهي ریدل بیرونم کنین، دسترسیم به جغدم رو بگیرین، قهوه و کتابام رو قایم کنین و بگین ارباب ازم ناراحتن.
22. معجونیدگی چگونه بود؟
خیلی جالب انگیز بود! فقط صندلی راحتتر ندارین؟ پشت و گردنم درد گرفت!
23. گر قصد تحت الحفظ نگاه داری جنابتان در این سرای را داشته و قرار وثیقه یا کفالت برای جنابتان صادر نماییم، چه کسی سند به دست ز بهر آزادیتان خواهد آمد؟
فکر میکنم کوین برام حاضر باشه بستنیش رو گرو بذاره.
ارباب هم مرلین بخواد یه آواداکداورا نصیبتون میکنن که میخواین من رو نگه دارین.
اسکارلت، ایزابل یا لینی هم شاید اومدن.
اگه به اسکورپیوس هم قول ثروت فراوون بدم بعید نیست یه دستی برسونه.
خود دینگ هم فکر کنم ازم خسته شده پس خودتون منو نگه نمیدارین.

24. پرسشی که تمایل داشتید احدی بپرسد و مپرسید را خود ز خویش پرسیده پاسخش گویید.
کسی ازم نپرسید چرا اینقدر مرگخوار خوبیم و جوابش اینه که مرگخوار خوب بودن نیازمند تلاش فراوونه و یکمش ذاتیه.

25. سخنی با مورد امتعجان قرار گیرنده بعدی دارید؟
قبل از اینکه معجون رو بریزن توی حلقتون ازشون بخواین دماغتون رو بگیرن.
26. تمایل دارید وی که باشد؟
ارباب و خود شما جناب وزیر!
همینطور ایزبل مکدوگال و ریموس لوپین.در نهایت سخن پایانی خویش با معجون بینان درون خانه ها آشکار نمایید.
مهم نیست در کدامین سرای به خواندن این متن طویل ایستادهاید، از اینکه تا اینجا به تماشای این بازجویی نشستهاید سپاس گزارم!
در نهایت هم امیدوارم باز هم بتونیم با هم نوشیدنی کرهای بخوریم و جغد رد و بدل کنیم.
لطفا یه شکایت جمعی هم بنویسین تا خود وزیر رو بفرستیم پشت میز بازجویی!
پ.ن: دنگ بخشهای پایانی سخنان وی را پیش از انتشار سانسور نمای.
پ.ن 2: پسا نویسانمان را نیز حذف نمای.
« پایان اعتراف کشی از دوشیزه دوریا سیاه، تا تخلیه منبع اطلاعاتیای دیگر، بدرود.»
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1393/11/27
تولد نقش: 1393/11/28
آخرین ورود: چهارشنبه 14 آبان 1404 19:41
از: ما چه خواهد ماند؟
پستها:
600

بسمه تعالی
لری که فرزند معرفه مرگ می باشد (لرد ولدمورت):
1. اومدیم همینو بپرسیم. هر جا هر سوالی باشه، می ری جواب می دی. حتی گاهی جاهایی که وظیفت نیست. دلیلش چیه؟ در دوران کودکی ازت هی سوال کردن و بهت اجازه جواب دادن ندادن؟ چرا اینقدر علاقه داری وسط سوالا باشی؟
ارباب! ارباب!
بفرمایین بشینین! بگم یه معجون راستی... نه چایی... معجون راستی... براتون بیارن؟ ارباب راستش کمک کردن به دیگران رو دوست دارم! البته الان که بهش فکر میکنم، اینم که سوال کردن ولی جواب نمیخواستن ازم هم بیتاثیر نیست. سوالاشون همه استفهام انکاری بود. ولی ارباب! موافق نیستین که سوال خیلی خوبه؟ باعث میشه آدم به فکر فرو بره، ایدههای جدید پیدا کنه و مغزش رو به کار بگیره تا در جهت رشد و توسعهی تجارت و ارتش تاریکی مفید واقع بشه!

2 . و آیا فکر نمی کنی اینم می تونه به ایفای نقشت اضافه بشه؟ دوریا اصرار داشته باشه به هر سوالی خودش جواب بده، هر چند چرت و پرت و چرند باشه!
چرا ارباب کاملا میتونه! کاملا هم منطقیه چون همیشه در حال پریدن وسط سوالهام! برای همین مراسم معجون خورون هم هی رفتم جادوگرا و ساحرهها رو دعوت کردم که بیان ازم سوال بپرسن!
اینبار جغدی با چمدانی بر منقار آمد و در آستانه پنجره بنشست چمدانش را باز کرد و پاکت نامهای از آن درآورد.
جمع مکسر نیتهای اسی کماندار (نیوت اسکندر):
1- اول بگو حست از اینکه وارد آخرین روز محبوسی ات در آزکابان میشی چیه؟
حس خوبیه! دنگ خیلی داشت ویز ویز میکرد. کلاه وزیر هم بدجوری روی خطوط عصبی مغزم داره رژه میره. خیلی بلنده و جلوی نور رو میگیره.
2- کسی نمیتونه سیاه یا سفید بودنتو تشخیص بده! چرا؟ ارقت به پاترها باعث این شده؟ چون ننه بزرگ هری هستی؟ یا چون دوستان و اقوام و آشنایان در جبهه سیاه اند؟ مثل سوروسی الان؟ خیانت؟
تشخیص سیاهی یا سفیدیم برای جادوگرای ماهرتر آسونه. این حقه برای جادوگرهای کم سن و سال و تازه وارده تا کنجکاو بشن و ازم سوال بپرسن و درنهایت جذب شرکتم و مرگخوارها بشن.
3- تنها پیرو یک شایعه مبنی بر اینکه جانور نمایی! میگن جانورنمایی؟ یا مدارک و استنادات دیگری هم هست؟
شایعات میتونن سریع تبدیل به واقعیت شن! مدرک؟ نه کسی مدرکی نداره ولی اون چیزی که گوش میشنوه و میتونه ذهن رو قانع کنه خود واقعیته.

4- پیرو سوال قبل، اگر واقعا تو بودی، چرا به اون بندگان مرلین حمله کردی؟ درحالیکه میتونستی بهشون تسلط پیدا کنی و خواسته ات اجرا بشه.
مطمئنی اصلا حملهای صورت گرفته؟ و خب اگر صورت گرفته هم گاهی نیاز به تسلط نداری بلکه نیاز به ترس داری و زنجیرهای از شایعات تا افراد پاشون رو از گلیمشون درازتر نکنن.

5- اگر یک روز لرد ولدمورت ماموریتی بهت محول کنه، که تا ابد به سوال کسی جواب ندی! تا کی دووم میاری؟
خواستهی ارباب، خواستهی منه ولی احتمالا سعی میکنم تا کاری کنم ارباب خودشون ازم سوال بپرسن و اینطوری قانونشون رو بشکنم و بعدش دوباره میتونم به سوالا جواب بدم.

6- آیا بیزینس ومن جادوگران، از حقه های کثیف و نامناسب برای رسیدن به قدرت استفاده کرده؟ یا با تکیه بر توانایی های خودش در تحت تاثیر قرار دادن دیگران به این مقام رسیده؟
حقههای کثیف برای کسی لازمه که ضعیفه. مقامی که با روشهای نامناسب به دست بیاد مثل ایستادن روی یک قایق در حال حرکت توی رودخونه است. من پام روی زمین محکمه.
7- اول آژدها بوده یا تخم آژدها؟
مادر اژدها
مادر اژدهایان، خود خویشتن اژدهه نمیباشد؟
8- کسی که دوستت داره یا کسی که دوستش داری؟
سوالات یک محفلی... (پشت چشم نازک میکند.) مرگخواران رو دوست دارم و امیدوارم در مقابل هم اونا منو دوست داشته باشن.
9- رفتارت با حیوانات جادویی چجوریاس؟ حواست به جوابت باشه چون داری به جانور شناس بزرگی جواب میدی!
اوه جانورشناس بزرگ! باید بگم که حواسم بیشتر از چیزی که بقیه فکرش رو میکنن بهشون هست. به همشون! اونقدری که میدونم نباید بهشون غذا بدم چون اینطوری باعث ضعیف شدن نسلشون میشم و همینطور با بالا رفتن تعداد اونایی که من بهشون غذا دادم، بقیهی گروههای جانوری در خطر از بین رفتن میوفتن.
10- اگر برقک من باارزش ترین دارایی فلزیتو بدزده و همزمان لرد سیاه ازت همون چیز رو بخواد! واکنشت چیه؟ با هیجان عمل میکنی یا در کمال آرامش؟
عمل با هیجان یعنی تصمیم نادرست. باید تا جای ممکن آرامشم رو حفظ کنم تا برقک رو پیدا کنم و تیکه تیکهش... (نفس عمیق میکشد.)
11- .I believe in poems as I do in haunted houses.We say, someone must have died here به خونه های تسخیر شده اعتقاد داری؟ چرا؟ پس به روحم اعتقاد داری! اگ یکی بگه تو روحت واکنشت چیه؟
نه به خونههای تسخیر شده اعتقاد ندارم. این جمله معنیش متفاوته داره میگه شعرها هم مثل خونههای تسخیر شده هستن، نشانگر کسین که مرده.
در مورد سوال اخرت هم احتمالا یک نگاه عاقل اندر سفیه بهش میکنم. انرژی بیشتری رو هدر نمیدم.
12- حست ازینکه یروز قراره کنار شناسه ات کلمهOLD اضافه بشه، چیه؟
حس خاصی ندارم چون با کمک مرلین قرار نیست این اتفاق بیوفته.

13- کاری که درسته یا کاری که آسونه؟ جدا از آرمانگرایی و حرف های کلیشه ای کاری که واقعا انجام میدی رو بگو!
موقعیت و شرایط همیشه نقش مهمی رو در زندگی دارن. عواقب کار آسون در مقابل کار درست چیه؟ آیا قراره تاوان خاصی براش پرداخته بشه؟ آیا قرار افراد زیادی رو درگیر کنه؟ و آیا اصلا این کاری که میگیم درسته، واقعا درسته یا تصور ماست؟
در خیلی اوقات هم کار درست همون کار آسونه فقط ما زیادی ایدهآل گراییم!
14- من باب اینکه معلم کلاس اولت میگفت تو خونتون دوربین دارم، به کجاها شک داشتی؟( من به کانال کولر!) آیا با عذاب وجدان و خجالت مرلینگاه نمیرفتی؟
پروفسورهای ما در هاگوارتز بودن و عملا نیازی به وسایل ماگلی نداشتن!
15- چرا؟( دیدم اینو یجا پرسیدی گفتم منم ازت بپرسم ببینم واکنشت چیه! )
و چگونه؟ نمیدونستم اسکی بلدی!

16- دلیل فعالیت زیادت توی تاپیک خاطرات مرگخواران چیه؟ اسکرین سیستمت روی اون روشن یا باز میشه؟
نوشتن داستانها مثل ساختن خونه است. گاهی وقتها ساختن یه خونه از پایه سادهتر از ساختن طبقات بالای خونهایه که بقیه نصفش رو ساختن. (یعنی نوشتن یه داستان جدید از ادامه دادن قبلیها راحتتره.)
نه اسکرین سیستم ماگلیم روی صفحهی دسکتاپ باز میشه!
17- لرد یا اعضای خانواده ات؟
کدوم خانواده؟
(توضیحات خانوادهی پاتر رو بالاتر دادم!)ما همه به لرد وفاداریم پس لرد!
18 اگ قرار باشه یه کلمه اختراع کنی، اون کلمه چیه و معنیش چیه؟
یه واژه اختراع میکنم به معنی عطر قهوه با صدای ورق زدن کتاب زیر نور خورشید پاییزی. در مورد ساختن کلمه هم اونقدر ایدهآل گرام که حس میکنم باید ساعتها بررسیش کنم تا یه واژهی درخور پیدا کنم!
19- معروفیت یا محبوبیت؟
محبوبیت. معروف بودن ممکنه به خاطر چیزهای مختلفی باشه که اثرات منفی روی زندگی، روابط اجتماعی و تجارت بذاره اما محبوبیت اینطور نیست.
20- اگه قرار باشه یه وسیله ماگلی رو بدون تغییر کاربری وارد جامعه جادوگری کنی. چیه و چرا؟
تلفن همراه! اینطوری لازم نیست هر روز هی برای هم جغد بفرستیم! میدونی چقدر عجیبه وقتی جغدهای لینی که ۱۰ برابر ازش بزرگترن شروع میکنن نوک زدن به پنجرهی اتاق؟ یا چقدر گرفتن پیام از جغد خوابالوی سدریک سخته؟ جغد کوین همیشه داره بالا و پایین میپره و نمیذاره بگیریش و جغد ایزابل هم یه جوری بهت نگاه میکنه انگار فال قهوهت رو گرفته و میخواد از آیندهی تاریکت حرف بزنه!
۲۱- اگه زندگیت یه کتاب بود و خودت میتونستی زبونم لال، داستان آخرشو بنویسی، از بین این دوتا کدومو انتخاب میکردی؟
"در میان دوستان و آشنایان محبوبیت و اعتبار بسیار داشت. ثروتی نیندوخت اما پهلوی علم را سوراخ کرد" یا
"با کسی ارتباطی نداشت. قدرت و ثروت بسیاری داشت و خلق های ماندگاری کرد و در ناشناس ترین وضعیت ممکن به سر برد"
هر دوش غم انگیزه. ترجیح میدم بگن روزهایش را به خوشی گذرانید، دوستان خوب زیادی داشت، ردپایش در جهان به خوبی به جا ماند و چشمهایش را بدون حسرت در تختی از طلا بست.
۲۲- انتخابت کدومه؟
چیزی رو که دوست داری، بعد از زمانی که میخوایش، از راه درست بدستش بیاری یا بهترشو همونموقع که میخوایش، از راه نادرست بدستش بیاری؟
(با شنیدن آخرین سوال نیوت نفس عمیقی میکشد و لحظهای چشمانش را میبندد تا به خاطر سوالات فلسفیش او را زیر مشت و لگد نگیرد.) نخواستیم اصلا! بدن به یکی دیگه! نمیخواین آرزوهامونو برآورده کنین، نکنین! این همه سوال داره؟
اینبار جغدی با شال هافلپاف و کلاه برت بر سر وارد شد.
خیسپای گونانی که در زمستان به دنیا می آیند (پاتریشیا وینتربورن):
۱- چرا مرگخوار شدی؟
همونطوری که قبلا بهش اشاره کردم، به خاطر پیشرفت!
(تکرار: ارتش تاریکی جاییه که میتونی کلی درش چیزهای جدید یاد بگیری و به اهدافت دست پیدا کنی. در عین حالی که شاید از بیرون خودخواهانه به نظر برسه، سرشار از همکاریه تا هر کسی بتونه پیشرفت کنه.)۲- چه حسی نسبت به ماگل ها داری؟
حس میکنم انسانهایی بس بدشانس هستن که نمیتونن از جادو استفاده کنن. دلم براشون میسوزه. لمس چوبدستی و جادویی که میتونه این همه شگفتی به بار بیاره خیلی احساس شعف آوریه.
۳- خوشحالی که مادربزرگ هری پاتری یا ناراحت؟
کدوم مادربزرگ؟

۴- چه حسی نسبت به محفلی ها داری؟ ازشون بدت می آد؟
نه بدم نمیاد. اونها باعث پیشرفت مرگخوارها میشن چون همیشه ما رو زیر نظر دارن و ازمون انتقاد میکنن. ما هم اشکالات کارمون رو متوجه میشم و پیشرفت میکنیم.
۵- توی روزای حبست توی آزکابان، چطوری باهات رفتار می کردن؟
غذای درست که نمیدادن. دینگ هم که همش ویز ویز میکرد. اتاقش هم که کثیف و تاریک بود. از این زنجیرها دور دستمم اصلا خوشم نمیاد به رنگ پوستم نمیاد.
۶- دیوانهسازها چطور نگهبانی می دادن؟
بدتر از چیزی که فکر میکردم. موقع عوض کردن شیفتشون تقریبا ۲۰ دقیقهی کامل هیچ نگهبانی توی زندان نبود! اینا برای چی حقوق میگیرن من نمیدونم.
۷- چی شد که توی آزکابان زندانیت کردن؟
خودمم نمیدونم! اینجا مثل اینکه مقولهی تفهیم اتهام وجود نداره! من چرا وکیل ندارم راستی؟ (مستقیم به چشمان بدون احساس وزیر زل میزند و چشمانش را ریز میکند.)
۸- خیلی به لرد سیاه وفاداری یا نه؟
خیلی وفادارم. خیلی زیاد.
۹- درباره ی بلاتریکس چه حسی داری؟
بهش احترام میذارم اما در عین حال ازش میترسم. یکم کمتر هم خودشیرینی کنه بد نیست! (چشمانش از ترس گشاد میشود و به وزیر میگوید:«این تیکه رو حذف کنین وگرنه تیکه بزرگم گوشمه!»)
۱۰- توی خانه ی ریدل ها راحتی یا نه؟
(چشمانش برق میزند.) اوه اتاقم رو توصیف کردم! خیلی خیلی راحتم! مگه میشه همچین جای خوبی و در کنار چنین مرگخوارهای باحالی راحت نبود؟
جغدی تماما آبی رنگ با نیم تاجی بر سرش آمد، تکه کاغذی را روی میز گذاشت و رفت.
ای زاینده بل که وگال را می مکد (ایزابل مکدوگال):
۱. تا حالا احساس عشق رو تجربه کردی؟
عشق چهرههای گوناگون و مخاطبهای متفاوتی داره. من همهی چهرههاش رو ندیدم ولی فکر میکنم درحالیکه بعضیهاش شیرین و آرامش بخشه، بعضیش جالب و در عین حال خطرناکه.
۲. تو آینهی نفاق انگیز چی میبینی؟
خودم رو در کنار مرگخوارها در حالیکه همه لبخند میزنن، حتی جناب وزیر همیشه جدی. البته بدون دینگ. کوین با خوشحالی بستنی میخوره، ایزابل که خودت باشی با خوشحالی به گوی بلورینش نگاه میکنه، سدریک با لبخند خوابه، لینی روی شونهی ارباب نشسته و بلند بلند میخنده، اسکورپیوس با لبخند سکههاش رو میشمره، ایوان روزیه استخونهاش رو برق میندازه، دیزی روزنامه میخونه، اسکارلت مرگخوار شده و... همه خوشحالن دیگه و ارباب با چشمهای شاد به همهمون نگاه میکنن.
۳. ما الان با دوریا بلک متاهل صحبت میکنیم یا مجرد؟
مجرد
۴. اگه نوه داری پس چرا انقدر جوونی؟
نوه دارم؟

۵. با همسرت چطوری آشنا شدی؟
کدوم همسر؟

۶. حست نسبت به هری پاتر چیه؟
یک بچهی بدشانس که در زمان اشتباه و توی خانوادهی اشتباه به دنیا اومده و بعدش هم زیادی بهش اهمیت داده شده و حالا فکر میکنه خیلی خفنه در حالیکه اونقدر هم خفن نیست.
با پایان یافتن سوالات قبلی وزیر، دوریا، کایوتی و دنگ همه به پنجره خیره شده بودند...
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
جغددانی
خروج