لرد لبخندی زد و گفت:آفرین انی مونی.با اینکه نتونستی مگس رو زنده کنی ولی از این به بعد نصف حقوق بلیز به تو میرسه!
بلیز که هنوز با دست دماغش را بررسی میکرد به لرد گفت:میگم ارباب میخواین همین جسد مگس رو پرت کنیم تو هوا ببینینم کدوم سمت میوفته.شاید جسدش هم بتونه راهنمایی مون کنه!
لرد نگاه چپ چپی به بلیز کرد و گفت:اشکال نداره.امتحان کنین ببینین چی میشه.ولی اگه عمل نکرد نصف دیگه حقوقت رو هم میدم به انی مونی تا عبرت بگیری!
آنی مونی به دستور لرد مگس مرحوم را روی کف دستش گذاشت و با فوت جانانه ای آن را در هوا معلق کرد.مگس اندکی در هوا چرخ خرد و دو قدم جلوتر کنار پای بلیز روی زمین افتاد!
بلیز مگس را برداشت و در حالی که به شدت ان را بررسی میکرد گفت:گمونم این مگسه دیگه خراب شده.حتی لاشه اش هم نمیتونه راهو پیدا کنه.بذارین یه امتحان یدگه بکنم ببینم...فوووووووووووووووووووووت!
مگس این بار در هوا بلند شد و با سر به درون شکافی که درون دیوار به وجود امده بود فرو رفت!مورگان دستی به دیوار کشید و گفت:حالا باید چیکار کنیم ارباب؟اینجا چندتا راهروی دیگه هم هست.ولی مگس تو این شکاف گیر کرده.حالا باید بریم راهرو ها رو تک تک بگردیم یا بزنیم این دیوار رو بریزیم پایین!
لرد نگاه خفنی به تک تک مرگخوارا کرد و گفت:همتون خیلی بوقین.از بس با این هری گشتین اینجوری شدین.انگار ویروسش فراگیره.یادم باشه وقتی رفتیم خانه ریدل واکسنش رو بدم بزنین!
بعد لرد سیاه چوب جادویش را در اورد و در حالی که به انی مونی و بلیز و هری اشاره میکرد گفت:شماها برین توی راهروهای دیگه سر و گوش آب بدین.ببینین کجاها به نظر راه امن تره.هرجا هم خطری دیدین هری کله زخمی رو بندازین جلوش!بقیه هم تا اون موقع این شکاف رو تبدیل به تونل رسالت میکنن!
انی مونی یقه هری را گرفت و در حالی که به طرف یکی از تونل ها پرتش میکرد چشم گویان به راه افتاد.بلیز هم در پشت سر آنها در حالی که هنوز با دست دماغ منهدم شده اش را بررسی میکرد به راه افتاد.
لرد نگاهی به بقیه مرگخوارها انداخت و گفت:شما ها هم همون جوری منو نگاه نکنین.زود باشین این دیوار رو بکنین ببینم.میخوام تا وقتی که من استراحتم تموم میشه این دیوار حسابی پاک سازی شده باشه!
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
خروج


طاقت بیارید ارباب! بذارید اول من رو نجات بدن، نوبت شما هم میشه.
در ضمن خودم کشتمش!ایناهاش!







