پرش به محتوای اصلی
جادوگرانخانه
جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
کمک می‌خوای؟ از ما بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز

کمک می‌خوای؟ از ما بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده

آنلاین‌ها

46
نفر همین الان آنلاین‌اند 27 نفر در «انجمن»
0 عضو 46 مهمان
کجای سایت هستند؟
اعضای آنلاین

فعلاً عضوی آنلاین نیست؛ فقط مهمان‌ها.

47 عضو در ۲۴ ساعت گذشته وارد سایت شدند

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

شبکه پرواز

شومینه‌های من

۴ مقصد

همهٔ شومینه‌ها

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس

دژ مرگ

نوع تاپیک: رول‌نویسی گروهی

مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
Re: شکنجه گاه جادوگران سفید
ارسال شده در: سه‌شنبه 3 شهریور 1383 11:50
نمایش جزئیات
آفلاین
هرميون عزيز
الا پي امتو ويرايش كردي ولي اشكال نداره
ميخواستم بگم اينجا خانه ريدلهاست نه هاگوارتز كه نمايشنامه رو تو هاگوارتز مينويسي
بنابراين ناديده گرفته شده در نتيجه ناراحت نباش!!!
------------------------------------------
در ضمن سعي نكن منو با رفيقام در بندازي چون كلكت نميگيره
كينگي و بلا و رودي و گيلدي ميدونن من مرگخوارم باز باور نداري اينم بازوي سمت چپم علامت شوم
حالا باوركن

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
کرام اسبق!

قدرت منتقل شد!
Re: شکنجه گاه جادوگران سفید
ارسال شده در: سه‌شنبه 3 شهریور 1383 10:37
نمایش جزئیات
آفلاین
من: وای وای چه بی وفایی ها !!!(تو دلم: آفرین کرام نباید بگذاری بهت مشکوک بشند )

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
world has changed...I feel it in the water...I feel it in the earth...I smell it in the air... much that once was is lost... for none now live to remember it
Re: شکنجه گاه جادوگران سفید
ارسال شده در: سه‌شنبه 3 شهریور 1383 09:55
نمایش جزئیات
آفلاین
نقل قول:

هرمیون گرنجر نوشت
کینگ کینگ I AM SUPER MAD
تو آخه کی میخواهی بفهمی که من الان دارم از کرام استفاده میکنم !!! دارم میگم جاسوس ماست .


هرميون واقعا متاسفم كه ناراحتت ميكنم ولي اگه ميخواي بفهمي جاسوس كيا بودم برو از مرلين بپرس راهنماييت ميكنه

اين همه خودمو ميكشم اين سفيدا رو زجر ميدم اونوقت تهمت ميزنن تو سفيدي
بابا من جزو مرگخواران هستم باور كن!!!!
براي اثبات حرفم و هم اينكه بفهمي مگ گونگال كجاست عكساي زيرو نگاه كن

اين عكس هنگامي گرفته شده كه به مگ گونگال گفتيم چه بلايي قراره سرت مياد!!!!
تصویر تغییر اندازه داده شده

اين عكس هم بعد از شكنجه كه تنفس مصنوعي گراوپي بوده گرفته شده و اونو در دست صاحب جديدش ميبينيد
تصویر تغییر اندازه داده شده

خوش باشين

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
کرام اسبق!

قدرت منتقل شد!
Re: شکنجه گاه جادوگران سفید
ارسال شده در: سه‌شنبه 3 شهریور 1383 09:43
نمایش جزئیات
آفلاین
کینگزلی به نظر تو یک جاسوس میاد همه جا بگه من جاسوسم ؟ من سفیدم ؟ نه !!!
اول سعی میکنه اعتماد اون وری ها را به خودش جلب کنه !
این دقیقا" کاریه که کرام داره میکنه ! میخواهد به عمق ارتش سیاه بره و اطلاعات محرمانه را برای سفید ها بفرسته

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
world has changed...I feel it in the water...I feel it in the earth...I smell it in the air... much that once was is lost... for none now live to remember it
Re: شکنجه گاه جادوگران سفید
ارسال شده در: سه‌شنبه 3 شهریور 1383 00:55
نمایش جزئیات
آفلاین
کینگی و گیلدی جان به من وحی شده که فردا سنگ میشید خدا بیامرزدتون

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
وقتي به دنيا مي آيم:سياهم
وقتي بزرگ مي شوم:سياهم
وقتي مريض مي شوم:سياهم
ولي تو
وقتي به دنيا مي آيي:صورتي هستي
وقتي بزرگ مي شوي:سفيد
وقتي مري
Re: شکنجه گاه جادوگران سفید
ارسال شده در: دوشنبه 2 شهریور 1383 22:06
نمایش جزئیات
آفلاین
شما همتون جهنمی هستید
وای وای وای نوچ نوچ خدا عاقبت بخیرتون کنه مخصوصا کینگزلی و گیلدی
!!!!!!!!!!!!!
مثل من جادوگر خوبی باشین دیگه کی می خواین بزرگ بشین؟؟؟؟؟؟ فردا پس فردا وقت زن گرفتنتونه
آخه ایهالناس به جوانان مملکت ما نگاه کنید!!!!!!
آینده ی مملکت باید دست اینا باشه مثلا

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
مسول برگزاری مسابقه ی زیبا ترین پسر و یا مرد هاگوارتز
but i cant help falling in love with you! (Elvis Presley)
Re: شکنجه گاه جادوگران سفید
ارسال شده در: دوشنبه 2 شهریور 1383 20:44
نمایش جزئیات
آفلاین
گفتگوی من و برادر گیلدی مبنی بر این کفر هایی که گفته بود....در یاهو مسنجر:

kingsley_sh: گیلدی!
kingsley_sh: نگرانتم
kingsley_sh: تو امشب ميميري
gildy: هوم؟
kingsley_sh: خدا ميزنه کمرت
kingsley_sh: نصف ميشي
gildy: مطمئني؟
gildy: آره
kingsley_sh: به دو قائده
kingsley_sh: تقسيم ميشي
gildy: به بيل وحي شده!
kingsley_sh: مساويه مساوي
kingsley_sh: آره
kingsley_sh: اون متصله
kingsley_sh: با سيم سرور
gildy: شب تو بيا تو جاي من بخواب
kingsley_sh: با امام زمان ارتباط داره
kingsley_sh: عمرا
kingsley_sh: مگه من امام عليم تو محمد؟
gildy: کمتر که نيستيم!
kingsley_sh: جدي؟
gildy: ما عاشقان آن حضرتيم!
kingsley_sh: تو ميتوني تو گوني قايم شي؟
kingsley_sh: که از شهر خارج بشي؟
gildy: اوهوم
gildy: مجبورم ديگه
kingsley_sh: کي بود حضرت محمدو کرد تو گوني؟
gildy: نميدونم
gildy: بلا منو ميبره
kingsley_sh: آره خوبه
gildy: بلال بوده احتمالا
kingsley_sh: بلا ببره
gildy: همون بلاي خودمونه
kingsley_sh: صبر کن ببينم
kingsley_sh: بلا...
kingsley_sh: بلال حبشي
kingsley_sh: آره
kingsley_sh: خودشه
kingsley_sh: کشف رمز نشده بود
kingsley_sh: پس برنامه اوکيه؟
gildy:اوکیه!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
یوزر آیدی شماره ی 57.
یکی از اعضای فوت شده،سوخته و خاکستر شده ی جادوگران.
Re: شکنجه گاه جادوگران سفید
ارسال شده در: دوشنبه 2 شهریور 1383 20:37
نمایش جزئیات
آفلاین
فقط مشکل اینجا دامبله!
ای خدااااااااااااااااااا!
هرمیون کرام با ماست!
با ماست نه ها!
با ما است!
آی کیو!
بش نگفته بودم دو روز دیگه مینوشت کینگزلی در حالی که زیر بغل مرلین مجروحو گرفته بود و او را به دستشویی میبرد......

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
یوزر آیدی شماره ی 57.
یکی از اعضای فوت شده،سوخته و خاکستر شده ی جادوگران.
Re: شکنجه گاه جادوگران سفید
ارسال شده در: دوشنبه 2 شهریور 1383 20:19
نمایش جزئیات
آفلاین
وقت ناهار -هاگوارتز - داخلی
هرمیون در حالی که نفس نفس زنان وارد اتاق مطالعه ی گریفیندور میشه : هری ران یک لحظه بیاید
ران: هرمیون اگر باز اون تهوع مسخرست باید بگم من یکی ...
من: احمق نشو ران این در مورد ... (با نگرانی گوشه ها را میپام ) بدوید دنبالم بیاید ... ردای ران و هری را میکشم با خودم میبرم توی اتاق لوازم ..
امروز داشتم این کلاه ها را ...
ران : باز هم همون تهوع مس..
من: ران میذاری حرفمو تموم کنم یا نه ؟
خیله خوب حالا گوش کنید . امروز یک جغد از طرف کرام داشتم ...
ران :
من: اون نوشته بود که سیاه ها موفق شدند چند تا اعضای سفید را به شکنجه گاه ببرند
هری : و ...؟
من: خوب ... اون گفت پروفسور مک گونگال , مرلین , سیریوس و کریچر را گرفتند ...
ران: هرمیون تو چطور میتونی به کرام اعتماد کنی ؟در ضمن تو هیچ مدرکی نداری که بگه پروفسور مک گونگال را گرفتند .
من: اما همه چیز به هم میخونه پروفسور از اول ترم نیومده ...
هری: هرمیون چون اون الان توی سنت مانگو است ..
من: غیر ممکنه ! اون یک ماه پیش مرخص شده !!!
هری: هرمیون اگر پروفسور مک گونگال در خطر بود دامبلدور حتما" میفهمید
ران: هرمیون کرام بهت دروغ گفته
من: الان معلوم میشه ..(بعد یک انگشتر را در میارم ) یک خورده بعد از اینکه اون گالیون ها را برای ارتش درست کنم به ذهنم رسید که ممکنه برای حمایت از اجنه هم از اون افسون استفاده کرد . این طوری میتونستم با جن ها ارتباط بر قرار کنم بدون این که اربابشون بفهمه . من یکی از این ها را به کرچر داده بودم . خوبی این نگین ها اینه که تصویر طرف را هم منتقل میکنند . اگر کرام درست گفته باشه م میتونیم با اعضای محفل ارتباط برقرار کنیم .
بعر چوب جادوم را بر میدارم میگم : اپیردیم پارا کی
تصویر کریچر روی نگین میفته ...
با زبان اشاره از کریچر میرسم کجاست
برام توضیح میده که همراه سیریوس زندانیه و بعد سیریوس و میله های شکنجه گاه را نشانم میده
مندر حالی که روی پنجه پام میپرم : دیدید , دیدید درست میگفتم .
با زبان اشاره به کریچر میگم طبیعی برخورد کنه و موضوع انگشتر را به سیریوس بگه ..
هری: بهش بگو انگشتر را بده به سیریوس
من: اون وقت ارتباط بر قرار نمیشه . خاصیت این انگشتر اینه که فقط در دست جنی که صاحب انگشتر کار میکنه هیچ جادوگری نمیتونه انگشتر را وادار به کار بکنه ..همینطور هم هیچ جن دیگری ..فقط در دست صاحب خود انگشتر کار میکنه .
هری ما باید این را به دامبلدور بگیم الان تنها راه ارتباطی ما با شکنجه گاه همین انگشتره ...بیاید ...بهتره بریم به پروفسور وکتور بگیم میخواهیم دامبلدور را ببینیم ..
====
دفتر دامبلدور -
همه چیز را برای پروفسور دامبلدور توضیح میدیم
پروفسور دامبلدور: میتونی دوباره این ارتباط را برقرار کنی؟
من: بله البته ....اپیردیم پارا کی
(تصویر کریچر میاد )
با زبان اشاره به کریچر میگم آیا موضوع انگشتر را به سیریوس گفته یا نه ... جواب میده گفته و سیریوس مایله با ما صحبت کنه و بعد دستش را به طرف سیریوس میگیره طوری که نگین رو صورت سیریوس زوم کنه
....


*****
بقیش با شما

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
world has changed...I feel it in the water...I feel it in the earth...I smell it in the air... much that once was is lost... for none now live to remember it
Re: شکنجه گاه جادوگران سفید
ارسال شده در: دوشنبه 2 شهریور 1383 18:12
نمایش جزئیات
آفلاین
گیلدی که خیلی خوش تیپه، از رو زمین بلند میشه (هیشکی غش نمیکنه)
گیلدی: (تریپ بامشادی) هوم...چرا هیشکی غش نکرد؟ مشکوکه!
سعی میکنه لباسشو بتکونه که میبینه دستاش از تو بدنش رد میشن... از ترس میخوره زمین و روی زمین خودشو میبینه که دراز به دراز افتاده...
گیلدی: ( این دفعه تریپ اسمیتی ) Get Away From Me...
سکندری میخوره، عقب عقب از تو ده نفر رد میشه...
گیلدی:
نئو: It Ends Tonight
گیلدی: یه دقیقه نوزن... یه دقیقه نوزن (تریپ داوودی) الان اینجا فیلمه گوسته یا ماتریکس؟
از شدت فلسفی بودن این سوال کامپیوتر جبرئیل هنگ میکنه!
جبرئیل: شـــــــــــت! ( مشتشو میکوبه رو کیبورد )
خدا: جبرئیل... تو باز با تازه مرده ها بازی کردی؟ مگه بهت نگفتم دیگه حق نداری با تازه مرده ها بازی کنی؟
جبرئیل: ببخشید... دفعه آخرم بود!
خدا: اکشال نداره... اکشال نداره... صفا، صمیمیت، دوستی... خوب حالا پرونده این گیلدی رو بیار بررسی کنیم!
جبرئیل: رو چشم... الان پروندشو میارم!
( یه ربع بعد )
خدا: ای بابا... پس این پرونده لعنتی چی شد؟
جبرئیل: شرمنده... گم شده انگار!
خدا: ای خدا... بیا بزن منو بکش از دست این
جبرئیل: همینجا گذاشته بودمشا... ولی الان نیست!
خدا: آی کیو... خوب برو از بقیه بپرس، شاید یکی ورداشتتش!
جبرئیل: چشم...
جبرئیل از اتاق میره بیرون که یهو گیلدی رو میبینه که پرونده رو گرفته دستش، داره پایین همه صفحه هاشو امضا میکنه!
جبرئیل:
در این نمایشنامه جبرئیل دختره و با اولین نیگاه عاشق گیلدی میشه
جبرئیل: گیلی.. گیلی... شوهرم میلی؟
گیلدی: به شرطی که منو بفرستی بهشت!
جبرئیل: تصویر تغییر اندازه داده شده
گیلدی و جبرئیل چند لحظه پشت در اتاق: :bigkiss: :bigkiss:
گیلدی و جبرئیل وارد اتاق میشن و محاکمه شروع میشه! گیلدی میشینه پشت میز میز، خدا چراغارو خاموش میکنه... یه چراغ هم بالای سر گیلدی تاب میخوره...
خدا: نام؟
گیلدی: سید گیلدروی الله!
خدا: احسنت... نام خانوادگی؟
گیلدی: لاکهارت اسلام آبادی اصل!
خدا: بارک الله... نام پدر؟
گیلدی: سید جاسم!
خدا: هوم... جاسم خطر خودمون؟
گیلدی: نععععم!
خدا: خوب... کارهای نیکو؟
گیلدی در گوش جبرئیل: نمنه؟ این چی وگوئه؟
جبرئیل: هوم... من ردیفش میکنم!
جبرئیل میره در گوش خدا یه چیزی میگه!
خدا: خوب... کارهای بد؟
گیلدی: کی من؟ هرگز!
خدا: جبرئیل اینو بفرست بهشت!
گیلدی: خدا جون، دمت گرم! :bigkiss: در ضمن جبرئیل! تو خودت مگه ناموس نداری؟ خجالت نمیکشی گیر دادی به من؟ خدا جون، این میخواست منو اخفال کنه که بهش تنفس مصنوعی بدم!
همه: وای وای چه بی ناموسی ها...
خدا: جبرئیل... توضیح بده!
جبرئیل: من...من...من توضیح میدم!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!

نصب جادوگران روی آیفون

  1. در Safari دکمه «اشتراک‌گذاری» (Share) را بزن.
  2. گزینه «Add to Home Screen» (افزودن به صفحه اصلی) را انتخاب کن.
  3. روی «Add» بزن. آیکن جادوگران به صفحه اصلی اضافه می‌شود.