شخصیت جادویی خودت را بساز، به یکی از چهار خانه ملحق شو، در کلاسها شرکت کن، کوییدیچ بازی کن و ماجراجوییهای خودت را بنویس.
✨ بیش از ۱۵,۰۰۰ جادوگر از سال ۱۳۸۲
🏰 ۴ خانه فعال: گریفیندور، اسلیترین، هافلپاف، ریونکلاو
📚 اساتید راهنما تو را قدمبهقدم همراهی میکنند
⚡ ماجراجوییهای بیپایان در انتظار توست
🗺 سفر تو در هاگوارتز:
📝یک داستان کوتاه بنویس
🧙شخصیت خودت را بساز
🛒از کوچه دیاگون خرید کن
🎓به یک خانه ملحق شو
همه چیز ساده است! استاد راهنمای اختصاصی تو را در هر قدم کمک میکند
من الان می گم: تو کتاب 1 اون فصل بود که هری می خوره به کوییرل آخرش ..آره همون! تو کتاب 2 برخورد هری با تام رایدل تو تالار اسرار و باسیلیسک تو کتاب 3 برگشتشون به عقب با ساعت و دوباره همه چیز رو درست کردن! تو کتاب 4 قبرستان تو کتاب 5 وزارتخونه و 4 تا بچه و دو جین مرگخوار تو کتاب 6 اونجا که رفته بودن هوراکراس با دامبلدور توی اون غار وحشتناک بود..... تو کتاب 7 هم لابد برخورد هری با ولدمورت و جنگ بین اون دو تا!
البته باید اضافه کنم که نباید فصل های حافظه خراب اسنیپ تو کتاب 5 و باز فصل های آخر همون کتاب که بحث بین هری و دامبلدور بود رو فراموش کرد!
مراحل مسابقات کتاب 4 هم جذاب بود.
د رکتاب دو هم خشک شدن هرمیون...خانم نوریس و ....قشنگ بود!
قسمت های توضیحات کوییدیچ هم خوب بود...!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
از دفتر خاطراتم :
از او می ترسم... گاه تصور می کنم با هیبتی عظیم در مقابل من ایستاده و م
ام... به نظر من : 1)فصل سازمان اسرار در کتاب 5 اونجایی که سیریوس میمیره و مهمتر از اون صحنه مبارزه دامبلور و ولدمورته و اوج قدر ت دو جادوگر رو نشون میده. 2)برج صاعقه در کتاب6 صحنه مرگ دامبلدور یک فداکاری و ایثار بزرگ و بعد از اون مردن دامبلدور که خیلی زیبا توصیف شده. 3)فصل بازگشت لرد ولدمورت در کتاب 4 و مبارزه با هری یک مبارزه نابرابر ولی شکست قدرت.
سلام به همه! من نیدونم چرا همه از این فصل های غمگین خوششون میاد!!! مثلا" سازمان اسرار چشه که زیاد بهتون حال نیده؟ به جان خودم اونجا اوج هیجان و غم بود !!! خیلی با حال بود که چند تا بچه جلوی مرگ خوار هایی که همه ی کشور دنبالشون هستن ، واستن !!! اون فصل دلیلش یه حماقت (کلمه ی بهتری به ذهنم نرسید !!!) بود نتیجش یه تاسف !!! به هر حال این فصل هم با حال بود دیگه جوون من این برج صاعقه رو نگو که دلم کباب می خواد (کباب می شه !!! ) اما بعد از اون دیگه یه کمی ارزش بازی در آوردن !!! مدام می گن این مصیبت بزرگ ! دیگه باید باور کنه که ... من به هر حال از برج صاعقه زیاد خوشم نمی آد !!!!!! خداحافظی !!!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط SataniC PrincE در 1385/3/11 14:25:00
ارادت مند ! منه کارمند ! شاهزاده ی شیطانی SataniC PrincE سابق !
به نظر من فصل غار کتاب 6 خیلی جالب بود. یه جوری...انگار خودمم اونجا بودم تمام تشویش ها و وحشتها و درماندگی های هری رو احساس می کردم. غیر قابل توصیفه اما اون فصل از نظر من زیبا ترین فصل بود. و همین طور آرامگاه سپید. هر چند رولینگ با رمانتیک بازی مسخره و ارزشیش کرده بود.